دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

چند شب پیش وقتی مجبور شدم تا پنج صبح بیدار بمونم و از وب آو ساینس و اسکوپوس و پروکوئست و ده‌ها سایت دیگه، دنبال مقاله بگردم و هی اِندنوت نصب کنم و هی نشه و هی ندونم چجوری باهاش کار کنم و پاک کنم و دوباره نصب کنم که اطلاعات مقاله‌ها رو واردش کنم و ده جمله از فلان کتاب بخونم و بهش ارجاع بدم و تکالیف و گزارش کارمو بفرستم برای استاد مهارت‌های پژوهش، قبل از جمع‌بندی و آپلود فایل‌ها دست از کار کشیدم و رفتم تلگرام و یه کانال خصوصی برای خودم درست کردم و اسمشو گذاشتم غلط کردم غلط. تصمیم گرفتم تا روز فارغ‌التحصیلی هر موقع با تمام وجودم بی‌هیچ تردیدی احساس کردم که غلط کردم وارد مقطع دکتری شدم، برم اون لحظه رو در قالب یک واژه یا حداکثر یک جمله ثبت و ضبط کنم. و روز دفاع این غلط کردم‌ها رو بشمرم. سپس لپ‌تاپمو بستم و بدون اینکه تکالیفمو بارگذاری کرده باشم رفتم خوابیدم. صبح کلاس داشتم. هشت بیدار شدم و همچنان معتقد بودم که غلط کردم وارد این مقطع تحصیلی شدم، چرا که سه ساعت خواب کافی به‌نظر نمی‌رسید. نُه و پنجاه‌وهشت دقیقه گزارش کارمو با نه ساعت و پنجاه‌وهشت دقیقه تأخیر آپلود کردم و وارد لینک کلاس شدم. سپس به‌عنوان سرگروه داشتم مسائل و مشکلاتمون رو مطرح می‌کردم که استاد پاسخ بده. اولین مسأله‌ای هم که مطرح کردم این بود که تفهیم و تفاهم نداریم. نمی‌فهمیم چی می‌گید. مثلاً وقتی می‌گید کلمات کلیدیتونو بپزید ینی چی کار کنیم باهاشون؟

+ این احساسات زودگذره و معمولاً شب امتحان و شب ارائه و شب تحویل تکالیف عارض می‌شه. 

+ هفتۀ بعد دوتا ارائه دارم.

عنوان از حافظ

۹۹/۰۹/۱۰
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 21

نظرات  (۱۰)

۱۰ آذر ۹۹ ، ۱۳:۴۷ محسن رحمانی

سلام این که گاهی وقتا یه جایی آدم کم میاره وبه غلط کردم میفته خیلی وقتا پیش میاد ولی نباس کم بیاری وبگی غلط کردم باید با تمام توانت به سمت جلو بری وکم نیاری ناامیدی وکم آوردن وبه غلط افتادن مال آدمای ضعیفه پس نباید به توان خوت اعتمادداشته باشی وبه سمت جلو وبااراده ومحکم حرکت کنی.

موفق باشید.

پاسخ:
سلام
ممنون.

الهی...این فشارهای درسی خیلی بدن ولی همشون گذران

موفق باشی

 

پاسخ:
ممنون

سلام و درود دُردونه خانوم عزیز 😷

 

😵 ب همین زودی پشیمون شدی خانوم دکتر آینده ؟ 

البته متوجه شدم ک تکنولوژی عاصی‌ت کرده ک چنین نوشتی (تکنولوژی خر است)😀

 

امیدوارم ک اون کانال تلگرامی خالی بمونه و همه چی زود روبراه بشه !

چون شاعر میگه :

ور کنی عادت پشیمان خور شوی

زین پشیمانی پشیمان تــر شوی

 

هروقت این حال بهت دست داد لطفن لپ‌تاپ رو ببند و بگو "گور پدرت" و پاشو یدونه چایی ـ لبریز و لب سوز و لب دوز برا خودت بریز و نوش کن و بخودت یک استراحت روحی و جسمی بده !

 

شاد و سلامت باشی 

پاسخ:
سلام.
ممنون :)
۱۰ آذر ۹۹ ، ۱۴:۱۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

من امروز صبح که قدرت جاذبه بالشم چند ده برابر شده بود، همش فکر می‌کردم چی شد که من خواستم ادامه تحصیل بدم:/

بعد نزدیک ظهر هم داشتم فکر می‌کردم حتی روزهایی که کلاس ندارم زود بیدار شم کارهام رو بکنم:||

واقعا انسان موجود عجیبیه:/

پاسخ:
تازه بعداً هم از پشیمونیش پشیمون میشه
۱۰ آذر ۹۹ ، ۱۴:۵۱ معلوم الحال

به نظر من پیرمرد سنتی اندنوت یه توطئه از جانب استکباره. بارها دیدم ملت با اندنوت کار کردن و بازم رفرنساشون کلی اشکال داشته. استاد مهارتتون با سیستم سنتی دستی مشکل داره؟ :)

پاسخ:
بله. شدیداً مخالفه.
۱۰ آذر ۹۹ ، ۱۵:۰۵ میرزا مهدی

یعنی من کمین کردم هرکی هر ایده ی نابی که میپزه (D:) بردارم برم برای خودم نمونه ش رو بپزم.

#حق‌کپی‌رایت

#غلط‌کردم‌غلط 

:))

پاسخ:
شعله رو کم کنید ایده‌تون ته نگیره یه وقت :))
۱۰ آذر ۹۹ ، ۱۶:۰۱ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

یاد آهنگی از چاوشی افتادم.

درس خوندن با استانداردهای بالا سختی داره  دکتر 😁

 

پاسخ:
عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث :))

کشیدم آقا...کشیدم...

این درد رو کشیدم... 

کلا آدم تصمیم میگیره مسیر زندگیش رو عوض کنه اون شبا... 

پتانسیل این رو داره به تمام خواستگارهای قبلیش زنگ بزنه pm بده حتی.

کشیدم آقا...خیلی کشیدم.

پاسخ:
وای نه دیگه تا اون حد :))

حالا جدی منظورشون از پختن چی بود؟ :/

پاسخ:
نمی‌دونیم :|

آخ که دقیقا این لحظه ی غلط کردم رو من هم با پوست و گوشت و استخوان درک میکنم ، وقتی تایپ گزارش پروپوزال رو در Overleaf تموم کردم و با ۳ ساعت تاخیر فرستادم و تنها بعد از ۴ ساعت و نیم خواب بیدار شدم که تمرین غیرقابل درک دیگه ای رو بنویسم و وقتی هنوز کارم تموم نشده میفهمم که عصر امروز باید یک ارائه آنلاین برای بچه های آز داشته باشم و یک کار دیگه ای رو برای استاد راهنما تا انتهای روز انجام بدم...#چه_غلطی_کردم

 

پاسخ:
وای گفتی پروپوزال. اون موقع باید یه تسبیح بگیرم دستم هر روز صد مرتبه: غلط کردم