دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

داشتم تو آشپزخونه عدس می‌شستم که عدسی درست کنم (داخل پرانتز اینم بگم که من کلاً عدس و عدسی و عدس‌پلو و لوبیا و نخود و لپه و قیمه و قرمه‌سبزی و برنج حتی!!! و هر چی که توش حبوبات باشه رو دوست ندارم و یا نمی‌خورم یا با اکراه می‌خورم؛ حالام نمی‌دونم چه دردی به جونم افتاده که یهویی بعد از خوردنِ شام، تازه هوس عدسی کردم و فردام میرم خونه و معلوم نیست کِی قراره بخورمش) 

خلاصه دخترای واحد بغلی داشتن ظرفاشونو می‌شستن و منم داشتم عدس می‌شستم؛

یهو همچین ناغافل و بی هوا, دختره ازم پرسید نامزد کردی؟

سرمو بلند کردم ببینم کیه؟

در همین فاصله که داشتم سرمو بلند می‌کردم با خودم فکر می‌کردم که این چرا همچین فکری کرده؟ نه خدایی نکرده حلقه ای چیزی دستمه نه مثلاً روم به دیوار یهویی موهامو رنگ کردم یا مثلاً اممممم خب واقعاً متوجه منظورش نشدم

پرسیدم چه طور؟

گفت آخه 9 تا النگو دستته, همه‌شونم نو اَن! نامزدت خریده؟

نگاه کردم دیدم آره راست می‌گه, 9 تان (خدایی تا اون موقع نمی‌دونستم 9 تان :دی)

گفتم نامزدم کجا بود، اینا از بچگی دستمه، اولیو کلاس چهارم پنجم بودم گرفتم آخریو همین دو سه ماه پیش که بابتش شخصاً یک و دویست پیاده شدم (داخل پرانتز اینم بگم که علاقه‌ای به طلا ندارم و خوش به حال مراد :دی)

چند روز پیش دوستم و به عبارتی هم‌مدرسه‌ایم و هم‌دانشگاهیم، مریم اومده بود خوابگاه و برای اولین بار داشت النگوهامو می‌دید و کفِش بریده بود که تا حالا ندیده! و من داشتم فکر می‌کردم چه قدر به این آیه لایُبْدینَ زینَتَهُنّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها پایبندم من و چه قدر پاساژا و مغازه هارو زیر و رو می‌کنم که یه مانتو آستین دار پیدا کنم!

تف به ریا!

ادامه‌ی حرفامو پست قبل گفتم به علاوه یه عکس از این 9تا که اونم پست قبل گذاشتم که خانوما ببینن :دی

خانومایی که رمز ندارن یا یادشون رفته اطلاع بدن تا به مشکلشون رسیدگی کنم :)

۹۴/۰۷/۲۶
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

مریم

نظرات  (۲۲)

طلا دوس دارم البته نه برای انداختن و همراه داشتن.. همین جوری بشینم نگاهشون کنم و کیف کنم!!! شکلک کلاغ و اینا :دی
پاسخ:
رمزو فرستادم
در حفظ آن کوشا باشید
سلام
به مشکل منم رسیدگی کنین لطفا😊 مدل ساعت؟😘
پاسخ:
چون وبلاگت بلاگفاست و ممکنه نرسه کامنتم ایمیل کردم :)
۲۶ مهر ۹۴ ، ۲۱:۵۱ فریال میم
چه باحال
خوب اگه میگفتی اره مراد جان خریده بعد اون منظورش چی بود؟
چه سوالایی ملت میپرسناااا
رمز لدفن:)
پاسخ:
:))) آخه ملت اگه سرشون تو کار خودشون باشه نمی‌تونن زندگی کنن! می‌میرن

کامنتات بسته بود؛ ایمیل کردم :دی
من را هم دریاب :)
پاسخ:
فرستادم برات
سلام 
مردم به سر و سامان (سامان رو داشته باش )میرسن تو به مراد میرسی :دی 
شباهنگ کلی به پستت خندیدم ممنون از اینکه حالمو عوض کردی :**


+چون علاقه ای به طلا ندارم رمز نمیخوام .
ممنون
در این حالت میگن چی ؟
تف به ریا ؟:دیییی 
رمز رو رد کن بیاد باو ؛ ))
ولی جدی علاقه ندارم ولی خودت گفتی بگم رمز من میگم رمز ؛ ))
پاسخ:
سلام!
آدرستو بده رمزو بگیر!
کجا بفرستم رمزو؟!

رمز همونه!
چون ساعتم همونه!
من چترمو 16 ساله عوض نکردم، ساعتم که دیگه جای خود دارد!!!
چتر 16ساله رو باید تو موزه نگه داشت.
من هیچوقت چترهام سالم نمی موند هیچوقت حتی الان :)
وقتی تو یه خونواده پر جمعیت زندگی کنی متوجه میشین چی میگم ؛ )
یعنی هنوز هنوزه هر وقتی چتر خوشگل برای خودم میگیرم بقیه تصاحبش میکنن :)

ممنون بابت رمز :*
پاسخ:
:دی
تو هم لنگه داداشمی
من یه چتری داشتم، صورتی بود روش کلی کیتی داشت، یه روز وسط خیابون ماتم برد، وقتی از مات خارج شدم دیگه دستم نبود:دی هفت ساله بودم:دی
پاسخ:
:)))))))) اگه مال من بود هنوز داشتمش!

رمز پستای خانومارو برات کامنت گذاشتم :دی
رمزززززززززز
پاسخ:
فرستادم
من تا همین چند وقت پیش داشتم مدل ساعت ات ُ هاااااا! به علت پاره ای از موارد حذف کردم ! الان ندارم ! لدفن !
پاسخ:
فرستادم

آدرس بلاگفاتو دارم؛ ممکنه شیرازی کامنتمو بخوره
نه مثل اینکه نخورد ! ممنون  ! دریافت شد !
پاسخ:
خداروشکر
۲۶ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۶ اسی بولیده

سلام !

میشه کاملا غیرمستقیم بپرسم مدل ساعتتون چیه؟؟ ;)

پاسخ:
ایمیل کردم :دی
با سلام من هیچ وقت النگوی طلا دستم نمی کنم :دی 
تو طلا دوس نداری 9تاااااا النگو داری :| ¿ یا خدا ... 
:دی
پاسخ:
با سلام!
دو فقره کامنت حاوی پاسخ کامنت خصوصی و رمز ارسال شد
داداشت خودش خرابش میکرد ولی من داداشام الانم 
خواهرم میبره لهش میکنه بعد میارتش برام :|

پاسخ:
آخی... قدر خواهر برادراتو بدون...
دلم برای خونه تنگ شده
رمزت سخته، من هی یادم میره!
پاسخ:
آره خب اگه سخت نبود که رو همچین پستایی نمیذاشتم :دی

فرستادم
الان مدل ساعتت چیه؟! :))))
پاسخ:
ایمیل کردم!!!

فکر کنم تنها کسی که یادش بود خانم الف بود :)))))
حتما من باید بیام به تو بگم تا تو برای من رمزات بگی ؟؟؟ از خدا نمیترسی عایا ؟؟؟
حتما من باید خودسوزی کنم اونم با اسید از دستت ؟؟؟ :دی
سوالی که ذهن منو به خودش مغشوش کرده (:دی) اینه که دقیقا سایز مچ دست تو از 10 سالگی تغییر نکرده ؟؟؟ چجوری همه ششون از اون موقع تو دستت جا شدن ؟؟ و اینه چجوری نو موندن تا الان ؟؟؟ o____O

هشتک نوشت :
آخ که ننه ی مراد برایش بگرید !!! حالا طلا دوست نداری 9 تا 9تا دستت میکنی ، طلا دوست داشتی که مراد یازیخ بود کـــــــه !!! از الان بهش تسلیت میگم [ترکیدن و پاشیدن به در و دیوار از فرط خنده]
پاسخ:
:)))))
ایمیل کردم برات!
فکر می‌کردم دیگه نمی‌خونی
حتماً باید پست رمزدار بذارم سر و کله ات پیدا شه؟

مراد :))))
رسیدگی به مشکل لطفا
درسته خاموشم ولی همیشه میخونمت حیفه این پست رو از دست بدم :))
پاسخ:
آدرس ندادی آخه!
کجا بفرستم رمزو؟
بدم کبوتر نامه بر بیاره؟
منم یادم نبود اما از تو ایمیلام تقلب کردم :))
پاسخ:
:) آفرین
همینم قابل تقدیره
کلا دختر جماعت تو کار طلاس همونی ک هم دوست نداره اما باز میخیره
پاسخ:
:دی
Salam
B moshkel manam residegi knid age mishe
پاسخ:
سلام
ایمیل کردم عزیزم
سلام 🙈
رسیدگی کنین به مشکلمون خانم مهندس 🙈
پاسخ:
سلام :)
ارسال شد!
آخ یادم رفت:)
من از اون کبوتر سفیدا دوست دارم :)

پاسخ:
رمزو برات فرستادم :)