دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

312- مثل لحظه‌ی بارون و پاییز

يكشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۵۶ ب.ظ

مثه تیک تیک خسته‌ی ساعت 

مثه قصه‌ی تلخ صداقت

مثه لحظه‌ی بارون و پائیز 

مثه چشمای خسته‌ی لبریز

مثه اشکای ریخته رو گونه

دیگه چیزی ازم نمی‌‌مونه


مثه خاطره‌های پریده

دو نگاه به هم نرسیده

مثه شاعر و عشق و رفاقت

مثه حسّ غریب نجابت

مثه پرسه و گریه و خوندن

همه خاطره‌ها تو سوزوندن

مثه اشکای خواب شبونه

دیگه چیزی ازم نمی‌‌مونه


پ.ن: چند روزه تهران این موقع شبا بارون میاد!!!

دارم اینو گوش می‌دم

۹۴/۰۷/۱۲
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)