دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت


فقط چند ساعت قرار بود کاظمین بمونیم, کمتر از یه روز

چهار تخته و دو تا دو تخته نداشتن

به بابا گفتم بگو ما سه نفریم, یه جغدم همرامونه که شب و روز بیداره و تخت و امکانات نمیخواد

شب صدای سرفه‌هام نه می‌ذاشت خودم بخوابم نه بقیه

سرماخوردگی اونم تو اون شرایط, خر بود و خر است

بابا بیدار بود که خواب نمونیم

ساعت دو باید می‌رفتیم فرودگاه

سرفه‌هام رسماً امانمو بریده بود

بلند شدم رفتم سمت یخچال و

شربتی که با لیموترش درست کرده بودمو برداشتم و

راضی بشوی یا نشوی می‌بوسم

از کوره اگر در بروی می‌بوسم

گفتی پدرت نور دو چشم است و عزیز

والله به جان ابوی می‌بوسم :دی

بوس ویروسی من و

بوس تیغ‌تیغی تو


+ دختر جماعت باید بابایی باشد

حتی دختر من هم باید بابایی باشد

والسلام!


+ عنوان از مصطفی نجفی

۹۴/۰۶/۰۳
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

بابا

سهیلا

نظرات  (۱۰)

دخترا که کلا بابایی ان :دی
نمونه ی بارز این مسئله رو اولین بار وقتی هشت سالم بود درک کردم یعنی قبل از اینکه تو اون سن با درک رفتارهای خودم و بابام به این نتیجه برسم، یه روز که یه تعزیه از واقعه ی کربلا تو محلمون اجرا میشد، اونجایی که نقش حضرت رقیه و امام حسین رو میدیدم به این نتیجه رسیدم و بعدها بیشتر برام ثابت شد.
پاسخ:
آخ آخ... طفلک حضرت رقیه
چقدر روحانی شده وبت :)
ایشالا یه بار بیای حضوری تعریف کنی خاطراتتو :)
پاسخ:
حالا انقدرام خوب نیست روحانی باشه 
از فردا یه کمم احمدی نژاد قاطیش می‌کنم :دی

این کامنتت :دی نداشت :دی
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۲۳ فاطمه (خودکار بیک)
منم کماکان حمایت میکنم :)))
پاسخ:
نهایت تشکر و امتنان را دارم :دی
باباها یک عدد کاکتوسن که دست و پا دراورده!
پاسخ:
:)))))) البته یکی از مزایای بابام اینه که در عمده مواقع این جوری نیست
ولیکن من ابراز احساساتمو نگه میذارم برای این موقع :دی
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۴۹ فانتالیزا هویجوریان
بابای من نه خیلی ولی عمو خدابیامرزم خیلی تیغ تیغی بود :(
پاسخ:
خدابیامرزدش

و خدا اون علی کوچولو روحفظ کنه :))))))

نسرین میشه هر وقت فرصب کردی تموم این شعرا رو واسه من تو یه فابل ورد بفرستی؟!

:خجالت

پاسخ:
باشه حتماً :)
به نظرم دوست داشتن شدید اشتباه محضه چون دوست داشتن شدید یعنی وابستگی شدید و وابستگی شدید هم غیر از دردسر هیچی دیگه نداره
در این که دخترا بابایی هستن اصلا حرفی نیست
بابا ها عشقن :)))))))))
پاسخ:
عاشششششششششششششقشونم :دی
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۲۴ مستر نیمــا .
یه حدیث خعلی معروف راجع به انار داریم و بس :دی
بقیه احادیثو من تکذیب میکنم
پاسخ:
:)))) امان از اون حدیث 30 ثانیه و 1 دقیقه و 30 ثانیه ای :))))
امان

این ماجرای انار مستر نیما چیه؟!
پاسخ:
+18 :))))))
روایتش یه کم سنگینه