دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۷۸۱- مگو چیست کار ۱

پنجشنبه, ۲۰ مرداد ۱۴۰۱، ۱۰:۲۶ ق.ظ

دورۀ ارشد، کارآموزی نداشتیم، ولی هر کی دوست داشت می‌تونست بره بشینه تو جلساتی که برای تصویب واژه‌های فارسی تو سروکلۀ هم می‌زنن. هر موقع فرصتشو داشتم می‌رفتم. نمی‌دونم بعد از کرونا جلسه داشتن یا نه ولی هنوزم موقعیتش پیش بیاد و بتونم می‌رم. البته نه اونا قرار بود منو استخدام کنن نه من تمایلی به این کار داشتم. نمره هم نداشت. می‌رفتم که ببینم اونجا چه خبره. صرفاً از روی علاقه و کنجکاوی. 

کارآموزی دورۀ کارشناسی تو ادارۀ مخابرات بودم و چند ماهی مشغول تعمیرات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری. با اینکه ربطی به تخصصم نداشت و این کارها رو زمان مدرسه هم بلد بودم ولی کارآموزی یکی از واحدهای درسیم بود و باید می‌گذروندم. اون موقع بابت کارآموزی نه‌تنها حقوق نمی‌دادن بلکه یه چیزی هم می‌گرفتن که ما داریم کار یادتون می‌دیم. اون دویست تومنی که گرفتن به پول الان میشه چهارمیلیون.

چند ماه پیش رزومه‌مو فرستادم چند جا برای کارآموزی دورۀ دکتری! دورۀ دکتری هم مثل ارشد کارآموزی نداره. حداقل تو رشتۀ ما نداره، ولی اطلاعیه‌شو یکی از استادهامون گذاشته بود تو گروه که البته اختیاری بود. و تنها کسی که این اطلاعیه رو پیگیری کرد ته‌توشو درآورد من بودم. این اطلاعیه برای همۀ رشته‌ها و همۀ شهرها بود. بعید می‌دونستم برای رشتۀ ما هم باشه ولی بود! حقوق ماهیانه‌شم برای دکتری سه تومن بود، برای ارشد دو تومن، برای کارشناسی یه تومن. رزومه‌مو سه جا فرستادم. یکیو فرستادم پارک علم و فناوری تبریز، یکیو فرستادم پارک علم و فناوری شریف و یکی هم پارک علم و فناوری پردیس تهران. تو اطلاعیه‌ای که استادمون تو گروه گذاشته بود تأکید شده بود که دانشجوهای دانشگاه ما رزومه‌شونو بفرستن پردیس. ولی من شریف و تبریز هم فرستادم چون شرکت‌هایی که تو پارک علم و فناوری شریف بودنو می‌شناختم و تبریز رو هم اگرچه نمی‌شناختم ولی شهر خودم بود و دیگه غم غریبی و غربت نداشت. هم‌کلاسیامم تشویق کردم ثبت‌نام کنن تو این طرح، ولی فقط موفق شدم یکیشونو بثبتنامونم! ینی فقط یکیشون تحت‌تأثیر من ثبت‌نام کرد و رزومه‌شو فرستاد پردیس. 

پارک شریف و تبریز، همون روز اول بدون اینکه رزومه‌مو باز کنن ببینن چی توشه رد کردن و نوشتن با دانشگاهتون قرارداد نداریم برای جذب دانشجوهاش. ولی پردیس در حال بررسی بود. چندصدتا شرکت تو این پارک‌های علم و فناوری هستن و هر کدوم یه تعداد پروژه دارن. قرار بود رزومه‌ها رو بررسی کنن ببینن کدوم تخصص‌ها به کارشون میاد. دو سه هفته‌ای گذشت و یه روز، شایدم یه شب (یادم نیست چه ساعتی) یه پسره با شمارۀ ثابت (احتمالاً از شرکت) زنگ زد گفت ما برای پروژه‌مون نیاز به همکار داریم و کارمون به هوش مصنوعی و برندها و اسناد حقوقی مربوطه و من تو رزومه‌تون آشنایی با برنامه‌نویسی و کار با برندها که موضوع رسالۀ دکتریتونه رو دیدم و زنگ زدم صحبت کنیم. راجع به پایان‌نامۀ ارشدم پرسید و فهمید که از این شاخه به اون شاخه پریدنو دوست دارم. اتفاقاً یکیو می‌خواستن از هر رشته‌ای یه سررشته‌ای داشته باشه. یه مشکل جزئی وجود داشت و اونم این بود که فکر می‌کرد با مباحث حقوقی آشنا نیستم. منم نگفتم آشنام که ریا نشه که پدرم وکیل پایه یکِ فک و فامیله و دادخواست‌های دادگاه‌هاشونو من می‌نویسم و قبل از برق و زبان‌شناسی، یه لیسانس حقوق دارم از زمان طفولیتم. ینی من بعد از اینکه خوندن و نوشتن یاد گرفتم به جای کتاب قصه کتابای بابامو می‌خوندم و البته هیچی هم نمی‌فهمیدم. خلاصه قرار شد فردای روزی که آزمون جامع دارم آدرس شرکتشونو بفرسته برام که برم برای مصاحبه و بستن قرارداد شش‌ماهه. آدرسشونو گوگل کردم و پس از پرس‌وجو از اونایی که اونجا رو دیدن یا کار کردن فهمیدم بیست‌کیلومتری شرق تهرانه. ینی کلی راهو می‌کوبی می‌ری شرقی‌ترین نقطۀ شهر. تازه اونجا شهر تموم میشه. بعد، بیست کیلومتر دیگه هم می‌ری سمت رودهن که برسی اونجا. با اسنپ رفت و برگشتش حدودای چهارصد تومن می‌شد. ینی هر ماه سه میلیونم باید از جیب خودم می‌ذاشتم روی سه میلیون اونا که هزینۀ رفت‌وآمدم تأمین بشه :)) هزینه‌های سکونتم در تهران هم بماند. هیچی دیگه. نرفتم. اونا هم اصرار نکردن و قراردادی بسته نشد. به هم‌کلاسیم هم کلاً هیچ شرکتی زنگ نزد و کارآموزی کنسل شد.

الان تنها گزینۀ ممکن و محتمل برام تدریسه؛ کاری که توانایی و مهارتشو دارم ولی دوستش ندارم. شغل موردعلاقه‌م چیه؟ تعمیر! حل کردن مشکلات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دستگاه‌های الکتریکی و الکترونیکی. من عاشق اینم که یکی یه چیز داغون بده دستم بگه این اینجاش این‌جوری شده می‌تونی درستش کنی؟ وقتی اون چیز درست میشه انگار دنیا رو دادن به من.

عنوان پست رو شماره گذاشتم که از تجربه‌های کاریم بگم. 

۰۱/۰۵/۲۰
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 19

ن1 هم‌کلاسی دکتری

نظرات  (۹)

سلام

چند باری اینجا به شما توصیه هایی کردم

پردیس را می توانید با خط فرهنگسرا پردیس با اتوبوس بروید 

به نظر من هر کاری کردن بهتر از هیچ کار نکردن است

توصیه بعدی با توجه به بک گراند برق توصیه می کنم به سمت دیتا ساینس و پژوهش در این زمینه بروید وقت بگذارید راحت مسلط می شوید در همه رشته ها هم از علوم انسانی تا پزشکی تا مهندسی کاربرد دارد

موفق باشید 

پاسخ:
سلام
معتقدم آدما باید از کاری که می‌کنن لذت ببرن.
ممنون.
۲۰ مرداد ۰۱ ، ۱۳:۲۳ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

درود و  سلام

رفت و آمد هم خسته‌کننده است هم هزینه بر.

آموزشکده‌های دخترونه ، رشته الکترونیک  اون هم متصدی آزمایشگاه شدن عالیه اگه بشه.

تبریز که آموزشکده داره🤔  فکرش رو بکنین  اوسیلسکوپ، فانکشن ژنراتور، منبع تغذیه،انواع قطعات الکترونیک ، برد بوردها شاید هم اسپکتروم آنالیزر....

تو شهر ما که خیلی مسخره بود فرزندان بی‌سواد کارمندای همون‌جا رو جایگزین پدراشون کردن....

پاسخ:
سلام
آره، خطرناک هم هست. ممکنه وسط راه یا خود آدمو بدزدن یا کیفشو :))
ندیدم از این آموزشگاه‌ها تو شهرمون. البته همون‌طور که گفتم ترجیحم اینه با آموزش فاصله بگیرم.

این میزان دور شدن از دایره امن حقیقتا ترسناکه برام.‌

باید می‌رفتی رودهن خونه می‌گرفتی یحتمل:)

اونم برای سه تومن🤦

امیدوارم به‌زودی کار دلخواهت بهت پیشنهاد بشه. 

پاسخ:
یا کسی که خونه‌ش شرق تهران و حاشیۀ شهره و ماشین شخصی داره. بازم البته هزینۀ بنزین هست. هر جوری فکر می‌کنم نمی‌صرفه!
حالا برای دکتری سه تومنه. ارشد و کارشناسی با چه امیدی بره آخه.
۲۰ مرداد ۰۱ ، ۱۶:۰۶ محمدعلی ‌‌

معمولاً این شرکت‌ها سرویس ایاب ذهاب دارن یا باید داشته باشن. چه عجیب که طرف توقع داشته واسه سه تومن این همه راه رو برین و بیاین و هیچ فکرشو نکرده :|

من خیلی دلم می‌خواد کارآموزی خارج از واحد درسی برم ولی خاب. معمولاً فقط کارآموزی دانشگاهی می‌گیرن :/ 

+ آممم، چرا به عنوان کارشناس و کارشناس ارشد دنبال موقعیت نیستید؟ بعید می‌دونم در سطح کارآموز باشین [ایموجی تفکر]

پاسخ:
کاش لینک اطلاعیه‌شو می‌فرستادم برات شانستو امتحان می‌کردی. شایدم فرستاده باشم. مهلتش تا تیر بود. ولی چون کارشناسی هستی نمی‌ارزید برای یه تومن خودتو به زحمت بندازی. البته پارک فناوری دانشگاه شما احتمالاً همون دوروبراست و هزینۀ رفت‌وآمد نداری.

ببین الان زمان محمدرضا شعبانعلی نیست که طرف با مدرک شریف پا شه بره بگه دیپلم دارم و اونا هم باور کنن و با مدرک دیپلم استخدامش کنن. یه کد ملی که می‌دی همۀ اطلاعاتتو درمیارن و می‌فهمن دانشجوی دکترایی. دانشجو هم نمی‌تونه کار کنه و فقط اجازۀ کارآموزی داره. کارآموزی دکتری البته یه کم سطحش بالاتره.

سال اول ارشد که ایرانداک بودم همۀ همکارام دکترا بودن. با اینکه من تو فرم اطلاعاتم نوشته بودم سال اول ارشدم، رئیسمون فکر می‌کرد منم دکترام و به چشم دکتر نگاه می‌کرد به منی که ده واحد هم از زبان‌شناسی نگذرونده بودم اون موقع. می‌خوای الان به تلافی جلال و جبروتِ اون روزا برم بگم کارشناسم بلکه به غلامی قبولم کردن؟ :))
تازه همین کارشناسی هم به دردم نمی‌خوره. هیچ کدوم از آزمونای استخدامی تو شهر ما، زنِ الکترونیکی نمی‌خوان. ظرفیتا یا برای مردهاست یا برای گرایش قدرت و مخابرات و کنترل و دیجیتال.
۲۰ مرداد ۰۱ ، ۱۷:۰۲ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

آموزشگاه ، نه . آموزشکده.

اینا دولتی هستن و برای بچه‌هایی ساخته شدن که دیپلم فنی و حرفه‌ای و کارودانش هستن.و با آزمون وارد این مقطع می‌شن و بعد از فارغ التحصیلی مدرک فوق دیپلم بهشون داده می‌شه. قبلنا تحت نظر آموزش و پرورش بودن.چند سالی هست که اومدن زیر نظر وزارت علوم.

خوبی آزمایشگاه اینه که زیاد دربند آموزش تیوری نیست و فقط مدار می‌بندن.(حالا انگار اومدن گفتن بیا دردانه این جای خالی شما استخدام شو😁😁)

ولی خب شما با آموزش میانه خوبی ندارین گفتین.

از طرفی هم چون رشته به رشته(🤦‍♂️😁 )هستین و اون هم در مورد کلمه و لغت و زبان و... یه کاری که پردازش این چیزا باشه هم خوبه 🤔

پاسخ:
نشنیده بودم همچین جایی هم وجود داره 
آره ببین تو رو خدا چجوری ناز می‌کنم :)) خیلی هم دلم بخواد.
حالا درسم تموم شه، به اینم فکر می‌کنم
۲۰ مرداد ۰۱ ، ۲۲:۳۱ فاطمه ‌‌‌‌

پارک پردیس سرویس داره ولی برای سرویسشم پول می‌گیره :))

منم چند سال پیش به کارآموزی رفتن اونجا فکر می‌کردم و حتی با یه گروهی بازدید هم رفتم، ولی دیدم از غرب تهران خیلی سخته بخوام هر روز برم.

 

منظورت چیه که دانشجو نمی‌تونه کار کنه؟ می‌دونم از نظر قانون دانشگاه، ولی یعنی جایی دانشجو رو استخدام نمی‌کنن؟ باهاش قرارداد نمی‌بندن یا چی؟

پاسخ:
من بخوام از خوابگاه برم اونجا، اول با کلی مشقت باید خودمو برسونم وسط شهر، بعد با مشقت برم شرق شهر، بعدشم بیست کیلومتر دیگه برم شرق‌تر. مشقت برگشتش از رفتن هم بیشتره.

استخدام رسمی و دولتی که نمیشه. چون تو آزمون استخدامی قید میشه که طرف فارغ‌التحصیله و دانشجو نیست. چون باید تمام‌وقت در اختیار رئیسش باشه و نگه کلاس دارم و امتحان دارم. دانشگاه هم موقع ثبت‌نام تعهد می‌گیره کار نکنی و تمام‌وقت در اختیار استاد و دانشگاه باشی. البته بعضی دانشگاه‌ها قبول می‌کنن دانشجوی شاغل رو. مثلاً دورهٔ ارشدم چندتا هم‌کلاسی داشتم که استخدام رسمی آموزش‌وپرورش بودن.
۲۰ مرداد ۰۱ ، ۲۲:۵۸ فاطمه ‌‌‌‌

آهان پس استخدام رسمی منظورته. چون من خیلیا رو می‌شناسم تو ارشد و دکترا حتی شرکتای دولتی کار کرده‌ن.

 

خیلی دوره واقعا. بعد ادعا دارن سیلیکون ولی ایران هم هستن :))

پاسخ:
آره، منظورم کار رسمی و ثابت و دولتی بود.

با اون نوناشون :|

ان‌شاءالله زود زود فرصت کاری که دوست داری برات پیش بیاد🌾

پاسخ:
مرسی. برای امشب و فرداشب چندتا از تجربه‌های دوست‌داشتنی و دوست‌نداشتنیمو نوشتم پست کنم. امیدوارم دوست‌داشتنی‌ها بازم تکرار بشن.
۲۰ مرداد ۰۱ ، ۲۳:۵۲ مهندس خانوم

به نظرم میتونی بلاگر موفقی بشی. با توجه به اینکه کلا شبکه گسترده ای هم داری راحت میتونی مخاطب جذب کنی. اما یه موضوعی که علاقه داشته باشی. نه از این بلاگرای روزمره و این چیزا. یه چیزی که به علاقه ت بخوره.  

پاسخ:
برادرم هم همیشه همینو می‌گه، ولی من از مشهور و معروف شدن و دیده شدن فراری‌ام.