دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

اصن مگه من کفش پاشنه بلند می‌پوشم؟ اصن مگه من کفش پاشنه بلند دارم اصن؟!

در واقع اون عکس سمت چپی, فوتوشاپ محضه, من و کفش پاشنه بلند؟!

هیهات!!!

والا!!!

ولی یکی از فانتزیام اینه که وقتی به سن پیری رسیدم و حسابی ناتوان و فرتوت شدم و رو به قبله در بستر مرگ منتظر عزرائیل بودم, نوه کوچیکه ام, دختر پسرم طوفانو میگمااااااااااااااا, همون که خیلی شبیه منه, آره همون! اون موقع لابد آلزایمر گرفتم و اسمش یادم نیست... یکی از فانتزیام اینه که همین نوه ام وقتی به سن پیری رسیدم و حسابی ناتوان و فرتوت شدم و رو به قبله در بستر مرگ منتظر عزرائیل بودم, کفش پاشنه بلند قرمز بپوشه و بیاد عیادتم! منم هی قربون صدقه اش برم و یواشکی آه بکشم و بگم هعی جوانی... هعی... بعدشم یاد کلاس سیسمخ بیافتم و کفشای آدیداسم و بگم هعی جوانی و از نوه هام بخوام یه مدار مقاومتی بیارن و ازشون بخوام از مقاومت 1k صد میلی آمپر جریان بگذرونن, بعدش بگم یه مقاومت 1k دیگه سری کنن باهاش و بعدش یه مقاومت دیگه و همین جوری مقاومتارو زیاد کنن و هی مقاومتارو سری کنن, منبع تغذیه ثابته هاااااا, جریان رفته رفته کم میشه که مفهوم اتحاد و دست در دست هم دادن و ایستادگی در برابر مشکلات رو بفهمن, بعدشم جان به جان آفرین تسلیم کنم...

۹۴/۰۵/۰۲
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

امیرحسین (طوفان سابق)

نظرات  (۱۳)

آخی ....دختر طوفان.ایشالا100سال دیگه.
+با این کفشاکه کمر آدم متلاشی میشه!نکن بابا!
پاسخ:
100 که زیاده, اگه برنامه ریزی ها درست پیش بره حدوداً 50 سال دیگه 

+ اگه پاهات عادت کنه کمرت داغون نمیشه
من از راهنمایی تا حالا همیشه ده سانتی پوشیدم
فعلاً که سالمم
خیلی جالب بود تا الان مادربزرگ شدنم و تصور نکرده بودم :))))
فک کن زمان نوه هامون باید متعجب باشیم که چجوری میشه واسه گردش با دوستاشون عصری برن تا کافه های مریخ و شام رو تو سفینه های آبی اطراف زحل نوش جان کنن 
هی زندگییییی
پاسخ:
هعی...
فکر کن اون موقع ما بی سواد محسوب میشیم
تو واقعا لیسانس برق داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو واقعا زبان شناسی قبول شدی ارشدو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حداد چرا رسیدگی نمیکنه ؟؟؟؟؟؟؟
عذرائیل ؟؟؟ آخه عذرائیل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگه میشه؟؟مگه داریم ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا [ضجه]
پاسخ:
اممممم والا عزرائیل که به برق ربطی نداره
ولی همیشه این کلمه رو غلط می نویسم
خیلی سخته!
در مورد زبانشناسی لازمه یه پست بذارم و بیشتر و بهتر معرفیش کنم
ولی ادبیات و زبان فارسیم 20 بوده همیشه
۰۲ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۷ فاطمه (خودکار بیک)
چه مرگ باشکوهی ...
من همچنان حمایت میکنم !
پاسخ:
اگه عمران می‌خوندم با بتن و سیمان مفهوم اتحاد رو توضیح می‌دادم برای نوادگانم
انقدر دلم میخواست بتونم کفش پاشنه بلند بپوشم ..
ولی نهایت تلاشم همون کفشای پاشنه 5 سانتی ای بودن که توو جشن نزدیک بود ده دفعه باهاشون شیرجه بزنم توو سالن ! :))))) 
پاسخ:
آخی...
من با ده سانتی کوه هم میرم (رفتم) 
:)))))))))
پاسخ:
D:
سلام نسرین خانوم! )خجالتی ام اسم نزاشتم(

در راستای وبلاگ یه همسر نداریم دارم بت میگم :(

من نه دیدمت :( البته همیشه میخونمت! 

میخواستم بگم که اگه در دسترسم بودی شک

نکن میومدم خواستگاری ات و میبردمت!!! چون

خیلی از اخلاق هات رو دیگه حفظ کردم و خیلی

دوسشون دارم ! میخوای چندتاشون رو بگم :(؟

مثلاً بیشتر اوقات سر حالی و این خیلی خوبه! خیلی

 ور میزنی و من اینو دوست دارم چون زن سر زبون

 داری هستی!  اممممم آها شاید

خودت ندونی مغرور هم هستی و )صد البته که

شریف هم درس خوندی (وووو......

در کل چنین کسی رو خیلی دوس دارم، خیلی! تعجب

 عجیبیه فامیل هات تا حالا ندزدیدنت :(((
پاسخ:
سلام.
۰۳ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۳۷ شن های ساحل
کلی با اون مثال اتحادت خندیدم!!:))))))))).....باحال بود:)....
به به چه کفشای نازی کیتی هم که هستن!!
5سانت خوبه 10 سانت دیگه خیلی مهارت می خواد....
پاسخ:
:دی مهارت :))))

خب هر کی باید بنا به تخصصش مفهوم اتحاد رو به نوادگانش برسونه دیگه
والا
اون باغبان با چوب
یکی با سنگ و بتن
یکی مقاومت و خازن :دی
من از همینجا به معلمان ادبیات و زبان فارسی و املا و انشا و ...  ابتدایی راهنمایی و دبیرستان و حتی استاد ادبیات دانشگاه و حتی طراحان کنکوراتی که دادی واقعا خسته نباشید میگم !!
عذرائیل ؟؟؟ یروزی با پاشنه 10 سانتی رفتی کوه و پاشنه ت لبه ی پرتگاه شکست و لیز خوردیو افتادی ته دره و مخت ترکید و پاشید به صخره ها و قلوه سنگا و شِت و پِت شدی اومدن با کاردک جمعت کردن از رو زمین انوقت بدون حضررت عزرائیل انتقام این عزرائیل نوشتنتو ازت گرفته [رضایت از صمیم قلب]

++مهارت به این نیست که باهاشون از کوه بری بالا .. مهارت به اینه که باهاشون تو رقص آذری تند تند پا بزنی و رقص صبای کردی بری حتی بعله [اشاره نامحسوس بخودم]:دی
پاسخ:
راجع به کفش با من کل کل کنی کم میاریاااااااااااااااااااااااااا :دی
اینو ببین:
http://s4.picofile.com/file/8180322218/tornado0113_3_.JPG 
نشد دیگه !! سطح قاعده ی پاشنه تو داری؟؟؟ اون خودش باعث تعادلت شده اگر راست میگی با همون کفش تو عکسه با همون قطرقاعده و همون ارتفاع بری بالا !
من بهت گفتم با اون برات میتونم آلتای برقصم :دی

هنر یعنی این ! کاش مقدور میبود با شواهد و اسناد بهت می اثباتوندم :)))))))
پاسخ:
:))))) شواهد و اسناد!!!!
ایشالا عروسیت دعوتم کن ببینم بعدش میام اینجا شهادت میدم راست میگی
دانشجوی مملکت چه ارزو ها و فانتزی هایی داره :)))
پاسخ:
دانشجو عست دیگر...
اصن دانشجو مگه دل نداره؟
والا
لابد ارشدم میخوای بخونی؟ :))))
پاسخ:
کنکور ارشد؟!؟!

4 تا کنکور داشتمااااااااا
برق، زبانشناسی، مهندسی پزشکی، انفورماتیک پزشکی

زبانشناسی قبول شدم دیگه
بلاگ اسکای نوشته بودماااااااا

فرجام تورنادو
پاسخ:
:))))