دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زی زی گولو» ثبت شده است

792- رای من به هولدن و زی‌زی‌گولو و خودکار بیک

شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۵۷ ق.ظ

و به واقع، همه‌مون واقف هستیم که شباهنگ و وبلاگ شباهنگ، هر سه تا تندیسِ زیبای دلنشین و خوشبخت دلنشین و دلنشین مردمیو داره و جای من تو قلب شماست اصن! ولیکن عنودان بدگهر و حسودان تنگ‌نظر و قضای روزگار و دست غیب! منو از صحنه‌ی رقابت‌ها حذف کرد و تقصیر شماهام هست که بهم بیست ندادین. اصن تقلب شده آقا! تقلب شده... همه‌تون بریزید تو خیابونا سطل آشغالا رو آتیش بزنید و در و پنجره‌ی بانکا رو خرد و خاک شیر کنید تا متولّیان امر! حساب کار دستشون بیاد!!!

و اما رای من!

- رایِ من برای وبلاگ مردمی، به ساحل افکار و هولدن هست ولی این دو تا تو لیست ده نفره نیستن که بهشون رای بدم و از اون ده نفری که می‌تونیم بهشون رای بدیم وبلاگ حس هفتم و زی‌زی‌گولو رو می‌خونم و چون زی‌زی فعال‌تره، به زی‌زی رای می‌دم.

- برای تندیس زیبای دلنشین، بین مترسک و هولدن مردّدم! ولی به هولدن رای میدم (خواهم داد.)

- رای‌م برای تندیس خوشبخت دلنشین هم میرسه که به خودکار بیک.

اینا تا 24 ام فرصت تبلیغ دارن و شمام 25 ام با حضور شکوهمندتون مشتی باشید بر دهان استکبار جهانی.

00lol00.blog.ir

و اما یک توصیه‌ی دوستانه!

گریه کنید.

گریه معجزه می‌کنه!

اگه مثل من جلوی بقیه نمی‌تونید گریه کنید، شبا که همه خوابیدن یا صُبا قبل بیدار شدن بقیه گریه کنید؛ خوبیش اینه که قرمزی و پف کردن احتمالی چشماتونو می‌تونید بندازید گردن بدخوابی و بی‌خوابی و کم‌خوابی. زیر بارون هم میشه گریه کرد ولی بارونش باید بارون باشه! گریه زیر دوش آب هم توصیه شده ولی به درد کسایی که دوش گرفتنشون بیشتر از ده دیقه طول نمی‌کشه نمی‌خوره... قبل از هر اقدامی، گریه کنید. قبل از حذف وبلاگتون، قبل از معتاد شدن، قبل از طلاق، قبل از مچاله کردن و پاره کردن و از بین بردن هر چیزی و هر کسی حتی خودتون! گریه کنید... شاید نظرتون عوض شد.

دیشب داشتم به این فکر می‌کردم که بقیه‌ی فصل‌ها نه، ولی بهار، زیاد گریه می‌کنم. شاید دلیلش اتفاقاتی بوده که تو این فصل برام می‌افتاده و هی هر سال تکرار می‌شدن یا اگه تکرار نمی‌شدن هم هی یاد اون اتفاقات می‌افتادم و می‌افتم و اصن شاعر در همین راستا می‌فرماید: رسـم بـد عهـدی ایـام چـو دید ابر بهار، گریه اش بر سمن و سنبل و نسـرین آمد! که البته برداشت من اینه که ابر بهار همون نسرینه!

همونی که چند وقت پیش گوش می‌دادمو دوباره گوش می‌دم: 

۲۱ فروردين ۹۵ ، ۰۸:۵۷
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

از طرف س. (90 ای و ناجیِ پروژه میکرو پارسال)

از طرف خانم الف.

از طرف ماتادور

از طرف دلنیا

اینو هررررررررر چی فکر کردم و کامنتارو سرچ کردم یادم نیومد کی فرستاده برام :((((

ولی یادمه کامنت گذاشته بود که برای جهیزیه‌ام از این جغدا بخرم

بعداً نوشت: اینم از طرف دلنیا بود.


از طرف نگین

از طرف زی زی گولو و اذی

اینو قبلاً دیدین؛ از طرف راضیه بود (پست 718)

۴۴ نظر ۲۲ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۳۱
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

این پست یادتونه؟ deathofstars.blogfa.com/post/468

خب اگه یادتون نیست بخونید یادتون بیاد!

والا!


از طرف zizigolu - شیراز


تازه نزدیک خونه‌ی فریال اینا، تاکسی تلفنی شباهنگم زدم اخیراً

۰۷ دی ۹۴ ، ۱۷:۵۵
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

سه تا کامنت مستقل طی یک هفته (البته علی‌رغم بسته بودن کامنتا :دی)

که فرستنده هاشون در 3 نقطه مختلف کره‌ی زمین‌ند و هیچ ربطی به هم ندارن

ملیکا: Salam. Ino didam yade to oftadam :D

دلنیا: اینو نگا یاد تو افتادم وقتی دیدمش!

اینم از طرف زی‌زی‌گولو:

و نگار:

۱۷ آبان ۹۴ ، ۲۲:۳۳
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

314- مثل حس خوبِ...

دوشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۰۱ ق.ظ

مثل حس خوب دم صبح با اسمس پست قبل و 

این مقاومتی که از اعماق کیفم کشف کردم و 

این دو تا پنجاه تومنی

+ می‌دونم یادتون رفته جریان این پنجاه تومنیا چیه, ولی یه ساله تو کیفمه, تو کاورم گذاشتم که کثیف نشن


تمام مدتی که داشتم این سالادو درست می‌کردم تو فکر زی‌زی و این پست آب سالادش بودم

از آب سالاد متنفرم! همیشه هم یه جوری می‌چلونمش که آب نداشته باشه


۶ نظر ۱۳ مهر ۹۴ ، ۰۹:۰۱
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

165- هر کی بوده خودش بیاد اعتراف کنه

يكشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۳۶ ب.ظ

آقا ما دیروز پریروز برای یکی کامنت گذاشتیم و جواب کامنت مارو داد و بعدش پرسید ناهارو چی کار کردی؟

منم کامنت گذاشتم برنج با کنسرو قرمه سبزی

الان هر چی فکر می‌کنم یادم نمیاد این کامنتارو برای کی گذاشتم

خدایی هر کی بوده بیاد اعتراف کنه میخوام برم ببینم برای کامنتم چه جوابی داده

از صبح درگیرم دارم دونه دونه وبلاگاتونو کنکاش می‌کنم و پیدا نمی‌کنم کامنتمو

بعدشم اینکه 

دلتنگم...

مثل مادر پیری که

دلش هوای بچه اش را کرده

اما بلد نیست شماره اش را بگیرد...

از شبکه 3 هم ممنونم که برای مراسم قرآنی, اون آهنگ ترکیه‌ایه رو میذاره که ...

عرض دیگه ای نیست فقط حواستون باشه که


بازم از شبکه 3 ممنونم که "به زور فراموش شده‌ها"ی مارو یادمون میندازه

موفق و موید باشید...


+ پیدا شد... با تشکر از خواننده‌هایی که حواسشون به کامنتایی که بقیه جاها میذارم هست

۲۰ نظر ۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۶
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

چند روز پیش آقا یا خانم "بدمست" برای یکی از پست های zizigolu یه کامنتی گذاشته بود

که با اینکه نه پست و نه کامنت هیچ ربطی به من نداشتن, 

ولی نیست که کامنتارم می‌خونم و شیخ هم هستم!!! قول داده بودم بعداً جواب بدم! 

الان بعدنه 

ایشون گیر داده بودن به خطبه‌ی 80 نهج‌البلاغه که: 


مَعاشِرَ النّاسِ!!! إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الاْیمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ

فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَالصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ، 

وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ مِنْهُنّ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، 

وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الاْنْصَافِ مِنْ مَوارِیثِ الرِّجَالِ؛ 

فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَکُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ، 

وَلاَتُطِیعُوهُنَّ فِی المَعْرُوفِ حَتَّى لاَ یَطْمَعْنَ فِی المُنکَرِ.


ترجمه خطبه اینه که:

اى مردم، زنان از نظر ایمان و ارث و عقل ناقصند. 

اما نقصان ایمانشان به اعتبار معاف بودن از نماز و روزه است.

نقصان بهره‌شان به اعتبار اینکه سهم ارث آنان نصف سهم ارث مردان است. 

نقصان عقلشان، به اعتبار اینکه شهادت دو زن برابر شهادت با یک مرد است. 

از بَدان آنان بترسید، و از خوبانشان بر حذر باشید

و در امور پسندیده از آنان پیروى نکنید تا در اعمال ناشایسته طمع پیروى نداشته باشند.


خب... الان من روی منبرم و هیشکی هیچی نگه تا حرفم تموم بشه... 

فمینیست‌ها و اتئیست‌ها و لیبرالیست‌ها و مارکسیست‌ها و راشیتیست ها 

و کلاً ایست‌ها مجلس رو ترک کنن 

که شیخ اعصاب بحث و جدل متعصبانه رو نداره و هدفمون اینه که منطقی بحث کنیم! 

اونایی ام که کلاً از دین و ایمان پرتن, وقتشونو تلف نکنن؛ به دردشون نمیخوره!  

یه کم هم محبت کنید مهربون تر بشینید اونایی که بیرون موندن هم بیان تو و

سر و صدا نکنید که صدام به اون عقبیام برسه


جلسه آخر درس حقوق سیاسی و اجتماعی در اسلام, ینی همین یه ماه پیش, 

استادمون (خانم س.) این خطبه رو در راستای حقوق زن مطرح کرد و 

گفت حالا که جلسه آخره, بذارید برای اولین و آخرین بار هم که شده 

با عقل و منطق و استدلال بشینیم این خطبه رو تحلیل کنیم! 

خطبه ای که سال هاست فمینیست ها پتک کردن و میکوبن تو سرمون 

که اینم از علی و نهج البلاغه تون که زن رو ناقص خطاب میکنه و 

میگه از زنان دوری کنید و باهاشون مشورت نکنید و غیره!


ببینید! نهج البلاغه یه کتابیه که توش خطبه‌ها و نامه ها و احادیث

و جملات حکیمانه حضرت علی رو نوشتن. 

کی نوشته؟ خودش؟ 

نه!!! 

آقای سید رضی در سال فلان هجری تصمیم میگیره برای درس بلاغت یه کتاب بنویسه 

که اونایی که بلاغت میخونن این جزوه رو بخونن و بلاغت یاد بگیرن! 

ایشون میاد میبینه حرف های حضرت علی خیلی بلیغ ه 

ینی رسا و شیوا و مناسبه برای همون درس بلاغت, 

برای همین تصمیم میگیره برخی! دقت کنید برخی سخنان و نامه ها 

و خطبه ها و آثار حضرت علی رو گزینش کنه!

اسم کتابم میذاره نهج البلاغه و از اونجایی که هدفش بیشتر بلاغت و زیبایی متن بوده! 

دیگه به رفرنس ها دقت و اهمیت نمیده, نه که کلاً رفرنس نداشته باشه هاااااااااا 

ولی خب هدفش همون بلاغت بوده که اسم کتابم میذاره نهج البلاغه

حالا بعداً یه بنده خدای دیگه ای پیدا میشه و رفرنس هارو پیدا میکنه و 

همه ی نامه ها و خطبه هارو میذاره کنار هم و یه کتاب تهیه میکنه

که حجمش 4 برابر حجم نهج البلاغه ی سید رضی هست و 

اسمشو میذاره "تمام نهج البلاغه" که خب معمولاً افراد متخصص و شیوخ کبیر!!! 

این کتاب "تمام نهج البلاغه" رو دارن و 

عوام الناس همون نهج البلاغه سید رضی رو دارن تو خونه هاشون, 

یه عده هم که اصن نهج البلاغه ندارن تو خونه‌شون... 

نچ نچ نچ نچ.. خدا همه‌ی گمراهان رو به راه راست منحرف کنه, ان شاء الله! 


حالا بریم سراغ این خطبه!

در راستای این خطبه! ملت چند دسته میشن, 

یه عده میگن این فرمایش! فرمایش حضرت علی هست 

و ایشون فرمودند زن ناقص هست و بله ناقص هم هست و شر هم هست 

و بپرهیزید که خب ما با این دسته از عزیزان کاری نداریم!

یه عده‌ی زیادی هم میگن آره این خطبه از حضرت علی هست, 

ولی منظور ایشون این نبوده که زن ناقصه و نقص به معنی عیب نیست 

و ناقص العقل به معنی نفهم نیست. 

این عده از عزیزان میگن عقل در ادبیات عربی ینی زانوبند شتر! 

ینی یه چیزی که باهاش پای شتر رو میبندند 

که یهو یه کاری نکنه که پشیمونی به بار بیاره! حالا اگه میگیم مرد عاقل هست و زن نیست, 

به این معنیه که مرد انگار این سیستم کنترلی زانو بنده رو داره و زن نداره! 

ینی چون زن این سیستم عقل یا زانو بند شترش نقص داره هیجانی تصمیم میگیره 

و بعداً هم پشیمون میشه, البته نه که مردا این جوری نباشنااااااااااا, 

ولی خب داریم حالت کلی رو بررسی می‌کنیم و کاری به استثنائات نداریم 

منبع حرفام بحثی بود که تو کلاس داشتیم و لینک مرکز پاسخگویی به مسائل دینی هست.


یه عده هم هستن مثل استادمون, یا حتی خود من 

که نه فقط این عبارت ناقص العقل بلکه کل خطبه رو از نظر محتوا و رفرنس بررسی میکنن 

و به این نتیجه میرسن که اولاً مستندات این خطبه قوی نیست, 

به هر حال داستان برمی‌گرده به هزار و چهارصد سال پیش و 

اون موقع هم مثل الان بعضیا دلار و دینار میگرفتن که حدیث جعل کنن و خاطره تعریف کنن 

(مثل بعضیا که بعضیارو تو خواب می‌بینن و هی از بعضیا خاطره یادشون می‌افته و 

هی میان میرن رو منبر و هی خاطره تعریف میکنن)

پس, از نظر رفرنس و مستند بودن باید شک کنیم!

مثلاً حدیث غدیر و ثقلین هزار تا رفرنس دارن ولی این خطبه این جوری نیست!

ثانیاً اصن بیاید فرض کنیم حضرت علی همچین حرفی زده و بعدش محتواشو بررسی کنیم! 

به نظرتون انگیزه اش چی بوده و منظورش یه عده خاص بوده یا کلی گفته!!!؟

در این راستا عرضم به حضورتون که 

این خطبه برمی‌گرده به حوادث بعد از جنگ جمل 

که باعث و بانیش عایشه بانو و دار و دسته اش بوده 

و منظور حضرت علی هم مسببین این جنگ بوده و بگذریم...


حالا از نظر محتوا چه جوری رد میشه؟! منبع حرفام حرفای استاده و این لینک 

ولی این لینکه به صراحت رد نکرده ولی استادمون با صراحت رد کرد و ما هم قبول کردیم!

بر اساس این خطبه, زن‌ها ایمانشون ناقصه , عقلشون ناقصه, بهره شون هم ناقصه 

و در ادامه میگه ایمانشون ناقصه چون همیشه نمیتونن عبادت کنن, 

مثلاً آقایون کل سال رو میتونن نماز بخونن و روزه بگیرن ولی خانوما نمیتونن 

و کمتر عبادت میکنن پس عبادتشون ناقصه!!!

که خب اولاً کمیت در عبادت مطرح نیست و کیفیت مهمه

(همون یه ساعت تفکر و 70 سال عبادت نشون میده کیفیت مهم تره), 

تازه مگه زن دست خودشه! بهش میگن نخون نمیخونه دیگه! والا!!! 

تازه اگه تعداد و کمیت نمازها مطرح باشه, زن زودتر به سن تکلیف میرسه و

6, 7 سال بیشتر از مرد عبادت میکنه!

والا!!!

این از این!

بریم سراغ اون قسمتی که میگه زن از نظر بهره‌مند شدن از ارث و دیه و ... ناقصه

نمی‌خوام وارد بحث ارث و دیه بشم 

ولی بحث جلسه قبل از حقوق زن, حقوق اقتصادی بود 

که اونجا این مساله مطرح شد که مرد و فقط مرد موظف به تامین مخارج خانواده اش هست 

و زن موظف نیست و مرد برای تامین همین هزینه ها باید از سهم الارث و 

هر چی که بهش میرسه استفاده کنه ولی درآمد زن مال خودشه و هیچ بایدی وجود نداره 

که این سهمو ازش بگیرن, پس دو برابر بودن سهم مرد, یه جور کمک اقتصادی هست 

که زیر فشار مالی له نشه بدبخت فلک زده!!! 

تااااااااااااااازه, سهم ارث زن, همیشه نصف مرد نیست, 

مثلاً اگه بچه بمیره, به مامان و باباش ارث یکسانی میرسه, یا به خواهر و برادرش!

به هر حال وکیلم نباشم, بچه وکیل که هستم!!! والا!!!  

البته بابا با اینکه حقوق خونده ولی هیچ وقت رسما وارد حیطه وکالت نشد و 

به تعلیم و تربیت پرداخت! ینی من الان بچه معلم ترم تا بچه وکیل! 

کلاً تغییر رشته تو خون ماست! و این یه مشکل ژنتیکیه که بابا تجربی خونده 

بعد رفته لیسانس حقوق گرفته و وارد آموزش پرورش شده, 

یا داداشم که از تجربی به مهندسی کامپیوتر رسید 

یا خودم که از برق به فرهنگستان زبان و ادب فارسی راه پیدا کردم 

چی داشتم می‌گفتم؟

خب چرا میپرید وسط حرفم آخه!!!

یادم رفت چی داشتم می‌گفتم...

آهان

در مورد اینکه چرا شهادت 2 زن مساوی یه مرده, خدایی این دیگه فخر و افتخار داره آخه؟!!! 

نمیدونم تا حالا شهادت دادین یا نه.. ولی آیا میدانید اگه جرم ثابت نشه 

یا برعکسش ثابت بشه همینایی که میان شهادت میدن چه جوری مجازات میشن؟ 

الکی که نیست شهادت دادن! اتفاقاً به نفع خانوما هم هست؛ 

ینی احتمال مجازات شدنشون در صورت تایید نشدن شهادتشون 

به خاطر تعداد بیشتر شهادت دهندگان کمتر هم میشه!

من فهمیدم چی گفتم اگه نفهمیدین این قسمتشو بعداً بپرسید بیشتر توضیح بدم 

ولی همینو گوشه ذهنتون داشته باشید که شهادت دادن ریسکه! 

تکلیفه!!! و لازمه اش اینه که طرف احساساتی نباشه


ماه رمضونم هست... میدونم خسته شدید و دلتونم نمیاد مجلس تورنادو رو ترک کنید... 

سریع میرم سراغ بخش آخر خطبه که میگه از زنان بد بپرهیزید که خب اوکی! 

هر آدم عاقلی از بدی و آدمای بد پرهیز میکنه, از مرد بد هم باید پرهیز کرد... 

ولی از حضرت علی بعید نیست بگه کلاً از خانوما پرهیز کنید از خوباشونم بپرهیزید و 

حرفشونو گوش ندید؟! دیگه نمیخوام حضرت فاطمه و مادرشون حضرت خدیجه رو مثال بزنم 

ولی وقتی میگن یه حرفی از فلانیه, باید به محتوای حرف هم توجه کنیم 

که کی گفته و آیا میتونه این حرفو فلانی بگه یا نه! 

تازه خود قرآن گفته مردان مومن و زنان مومن موظف به امر به معروف و نهی از منکرن, 

پس چرا باید حضرت علی بیاد بگه اگه به کار خوب هم تشویق کردن حرفشونو گوش ندید!!!


خب دیگه! سخنرانی تموم شد... پاشید برید خونه هاتون منم ادامه پایان نامه رو تایپ کنم


۱۴ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۷
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

به بستن و غیر فعال کردن کامنتا اکتفا می‌کنم و درسته که دیشب موقع خوردن سحری انقدر با سالاد و چنگال بازی کردم که اذانو گفتن و درسته که مامان یهو برگشت گفت کاش می‌دونستم چی تو سرته و درسته که کسی نمیدونه چی تو سرمه ولی خب یه عده شعور و ظرفیت و استحقاق داشتن شماره آدمو ندارن دیگه! همین جوری دوست دارن برای آدم شعر بفرستن... دست خودشونم نیست... بی شعور آفریده شدن!!! البته به نظرم از اول این جوری نبودنااااااااااااااا آدما بعداً بی شعور میشن... ینی انقدر از خودت شعور نشون میدی که نمیدونم چرا یهو بی‌شعور میشن و درسته که هیچ کدوم از نرم افزارهای بلاکم به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورن؛ ولی خب خوشحالم که امروز ایمیل نمره ها اومد و آز مدار مخو با 20 پاس کردم! نمره آز پالس 20 نشد ولی خب 19 هم برادر بیسته به نظرم!!! هر چند آقای TA پدرمونو درآورد با شبیه سازیاش, هر چند 1 واحد بیشتر نبودن ولی لازم می‌دونم از پشت همین تریبون یادی از هر دو TA بکنم... حتی اینم درسته که پالسو افتاده بودم  ولی خب امروز خبر رسید که پاس شدم ینی می‌دونستم پاس میشمااااااااااااااا ینی از من داغون تراش پاس شده بودن ولی خب به هر حال شنیدن کی بود مانند دیدن!!! حتی مدار مخ هم پاس شدم ولی خب اون ادوات لعنتی رو پاس نشدم... ینی کافی بود برم باهاش ینی با استاده حرف بزنمااااااااااااا ولی خب لزومی ندیدم با کسی که همه‌جوره رو اعصاب و روانمه حرف بزنم, درس اصلیم که نبود... اختیاری از ارشد و دکترا برداشته بودم که واحد مازاد محسوب میشه و باید باباجون هزینه شو تقبل کنه ولی خب خیلی زور داره یه درسیو اختیاری برداری و بابتش هزینه بدی و انرژی بذاری و پاس هم نشی و در واقع گند بزنه به معدلت در واقع 

چند روز پیش, آقای میم زنگ زده که خانم فلانی؟ نمره ها اومده! این نمره 17 شمایی؟

گفتم نه خیر!!! ندیدم نمره هارو ولی اون کمترین نمره هر چی هست, من اونم

برگشته میگه خب کمترین نمره که زیر دهه,

گفتم خب من اونم دیگه! من اون زیر دهم!!!

و خب تمام تلاشمو کردم به اعصابم مسلط باشم و 

اونم تمام تلاشش رو کرد که دلداری بده و 20 اش نره تو چش و چالم

حالا اگه فکر کردین میرم التماس میکنم یا نندازه یا با 9.75 بندازه زهی خیال باطل!!!

من همون 8 خودمو با هیچ نمره ی دیگه ای عوض نمی‌کنم

بله!!! یه همچین اسکولی هستم من که اگه میانترم 0 نمی‌گرفتم با 18 پاس می‌کردم درسو

همه‌ی اینا درسته... اینم درسته که استاد پروژه میل زده که:

Dear Project II students
Ba salaam
Due to many incoming questions from you regarding the format of the report, the following guide lines are given for Project 2 course in general

Regarding your grade, you should give the filled grade form (obtained from "Amoozesh") to your project supervisor and your supervisor's grades can be handed in to your course instructor anyway at his convenience, or otherwise stated by your course instructorBest wishes and regards
M.F

با اینکه دکتر میم. ف برایمان بهترین ها را آرزو کرده, ولی خب زمان تحویل پایان نامه به صورت صحافی شده 10 روز پس از پایان امتحانات پایان ترم مقرر گردیده بود و مهلت مقرر به پایان رسیده و من هنوز هیچی تایپ نکردم؛ چرا؟ چون استاد درس پروژه ام گفته بودم تا 31 تیر وقت داری! پس لازم بود به دکتر میم. ف می‌گفتم که آقااااااااااااااااااااااا؛ به ما گفتن تا 31 ام! که خب گفتم و همچین جوابی دریافت کردم:

Hi dear

While I gave you the guidelines, the final decision and say is your your course instructor and you should follow him
Best wishes
M.F

   ...و این ینی عزیزم شما تا همون 31 ام وقت داری و خیالت راحت! بشین با آرامش, پایان نامه تو تایپ کن
(اینم منم: (همین الان یهویی



۱۳ تیر ۹۴ ، ۱۳:۳۹
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)