دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۷۳۸- در اقلیت بودن

دوشنبه, ۸ فروردين ۱۴۰۱، ۰۹:۴۴ ق.ظ

دو ماه پیش که مجبور شدم برم تهران برای صحافی پایان‌نامه و گرفتن مدرک و گذاشتنش درِ کوزه و تسویه‌حساب با محل تحصیل سابق و یه سری کار اداری تو دانشگاه فعلی، برگشتنی اُمیکرون گرفتم و یه هفته خودمو قرنطینه کردم که اهل بیت مبتلا نشن.

هفتۀ پیش رامسر بودیم. از آخرین سفرمون به شمال پنج سال می‌گذشت. اون سال با خودم کتاب برده بودم برای کنکور بخونم. امسالم لپ‌تاپ برده بودم، چون‌که ما ز گهواره تا گور، حتی تو سفر هم دانش می‌جوییم. از وقتی برگشتیم اهل بیت تب و سرفه دارن و به‌نظر می‌رسه سرما خوردن. دیشب رفتن دکتر و منم خودمو قرنطینه کردم که مبتلا نشم. فی‌الواقع فرقی نمی‌کنه سالم باشی یا ناسالم، در اقلیت که باشی قرنطینه می‌شی. بعد فاضل نظری میاد پشتِ جلد کتابِ اقلیتش می‌نویسه در اقلیت بودن، تنها بودن نیست. چه بسا گروهی اندک که بر بسیاران غلبه کردند :| فعلاً که اونی که تنهاست و موردغلبه واقع شده منم فاضل جان :|

این هفته برای من حیاتیه و وقتِ مبتلا شدن ندارم به‌واقع. شونزدهم امتحان دارم و حضوریه و باید برم تهران. یکی از کتابایی که قراره ازش سؤال بیادو نخوندم هنوز. مقاله‌مو کامل نکردم و تحویل ندادم هنوز. مقالۀ دو سال پیشمم اصلاحیه خورده و دیروز ایمیل زدن که تا آخر هفته چکیدۀ مبسوط انگلیسی می‌خوان و چون فلان جا هم قراره منتشر بشه عنوان جدولا و نمودارا و منابعشو به انگلیسی ترجمه کن که فلان جاییا بفهمن چی نوشتی. می‌خوام صد سال سیاه نفهمن اصلاً. اونا برن زبون منو یاد بگیرن خب. اینجا هم اونی که موردغلبۀ زبانی واقع شده ماییم آقا فاضل :|

دیروز بی‌هوا برداشتم زنگ زدم به پشتیبانی اسنپ و ضمن تبریک سال نو، پرسیدم این امکانی که گذاشتین تلفنی زنگ بزنیم اسنپ بگیریم ماشین بفرستین چجوریه؟ اگه از شهرهای ترک‌زبان تماس بگیرن کارشناساتون ترکی بلدن؟ گفت نه دیگه زبان رسمی کشور فارسیه، ولی اگه کلاً فارسی بلد نبودید سعی می‌کنیم اگر امکانش بود شاید ارجاع بدیم به یکی از همکارامون که ترکی متوجه میشه ولی روال اینه فارسی صحبت کنید. می‌بینی فاضل جان؟ حتی اینجا هم اونی که موردغلبۀ زبانی واقع شده ماییم. بعد تو بگو  چه بسا گروهی اندک که بر بسیاران غلبه کردند.

تو رو خدا سرما نخورم این هفته.

۰۱/۰۱/۰۸
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

امید

بابا

مامان

نظرات  (۷)

۰۸ فروردين ۰۱ ، ۱۰:۰۵ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

دانش جستن تا کی آخه؟ حالا ابوریحان یه چیزی گفته.🤦‍♂️🤦‍♂️🤦‍♂️🤦‍♂️😅

پاسخ:
مِن المهدِ الی اللحد :|

واقعا در اقلیت بودن سختی . هر نوع اقلیتی که باشه . در اقلیت زبانی و نژادی بودن در همه جای دنیا سخته . در اقلیت اعتقادی و سیاسی بودن در بعضی جاهای دنیا سخته و در بعضی جاها مشکلی نیست . 

 

دو سال پیش توی اداره ی مهاجرت یه چینی اومده بود اقامتش رو تمدید کنه . جلوتر از من بود . از صبح توی صف ایستاده بود . نوبتش که شد پلیسه شروع کرد باهاش انگلیسی حرف زدن . یه بچه همراهش بود و پلیسه داد میزد مادر این بچه کیه و کجاست و اون چینیه فقط همینطوری نگاهش میکرد . پلیسه جوری به بچه اشاره میکرد که واقعا بچه ترسیده بود .خلاصه چینیه فقط با گوگل ترنسلیت چند تا جمله چینی گفت که گوگل ترجمه اش رو بلند خوند و محتواش این بود که به من گفته بودن امروز مترجم چینی دارید . پلیسه تمام مدارک رو پرت کرد جلوش و داد زد هفته ی بعد . 

 

این بنده ی خدا همینجوری مونده بود که چکار کنه که نفر بعدی رو صدا زد و اینم مدارکش رو جمع کرد و رفت .  

 

واقعا توی اقلیت زبانی و نژادی بودن دردناکه . همه جای دنیا دردناکه . شنیدم کانادا از این نظر بهتره ولی توی اروپا که وضعیت خوب نیست . 

 

در اداره ها اگر زبانشون رو مثل خودشون حرف بزنی و اعتماد به نفس داشته باشی حداقل در ظاهر بد برخورد نمیکن چون میدونن اونی که زبون داره ممکنه بره به مرجع بالاتر شکایت کنه 

 

اگر زبانشون رو بلد نباشی با ناراحتی انگلیسی حرف میزنن باهات و اگر اون رو هم بلد نباشی مثل همین اتفاق بالا میشه . 

 

این وضعیت تقریبا توی تمام اروپا وجود داره و یه دوستی که آلمانه میگفت من مطمئنم پلیس جهنم پلیس آلمانه چون بدتر از این ها اصلا وجود نداره . بعد که داستان هامون رو تعریف کردیم مشخص شد پلیس کل اروپا با کسانی که در اقلیت زبانی هستند بد برخورد میکنند 

 

واقعا امیدوارم یه سری قانون در ایران تصویب بشه تا اونایی که در اقلیت زبانی هستند حداقل توی مملکت خودشون راحت زندگی کنند . من هنوزم یاد اون برخورد وحشیانه میفتم بغض میکنم . خیلی سخته که یه نفر سر تو و بچه ات داد بزنه و تو اصلا ندونی چی میگه

 

 

پاسخ:
چقدر تلخ و دردناک بود داستان اون چینی و بچه‌ش :(

البته توی ایران به نظرم هیچ وقت این در اقلیت زبانی بودن از بین نمیره . یادم نیست دقیقا چه شهری بود ولی یادمه روحانی رفته بود یه شهری بعدش گفته بود که زمان جنگ ما برای فرستادن پیام از مردم روستای شما استفاده میکردیم چون زبانشون متفاوت بود و جاسوس های دشمن نمیتونستن بفهمن که پیام چیه . یکی دو کلمه هم به زبان اون شهر حرف زده بود . یادم نیست چه شهری بود

خود رمز نگاری یه علم بسیار وسیعه و جادی هم چند تا ویدیو در مورد ماشین آنیگما و رمز نگاری ساخته و قاعدتا پیام جنگی رو نباید با این روش احمقانه فرستاد و خدا میدونه چند تا عملیات رو با این روش ها لو دادند و الان دارند تعریف میکنند و میخندند (روحانی همیشه یه لبخند احمقانه روی لب هاش داشت موقع تعریف کردن این چیزا ) 

 

ولی جدای از این بحث خب اگر کسی از اون شهر زنگ بزنه قطعا پیدا کردن یه مترجم کار سختیه 

 

شاید اگر  سازمانی به وجود بیاد و از هر شهر با توجه به تراکم جمعیت اون شهر چند نفر رو استخدام کنند که به صورت 24 ساعته بتونند تلفنی ترجمه کنند خوب میشه . قطعا آسون نیست ولی به نظرم باید این کار انجام بشه و به مرور باگ هاش برطرف بشه تا در نهایت بعد چند سال یه سیستم به درد بخور داشته باشیم 

پاسخ:
معمولاً پیرزن‌ها و پیرمردهای بی‌سوادِ اینجا فارسی بلد نیستن. یادمه کربلا که رفته بودیم، هر جا پیرزن و پیرمرد ترک می‌دیدم که فارسی بلد نیستن مترجمشون می‌شدم که با اعراب ارتباط برقرار کنن. خیلی خوش می‌گذشت.

فکر کنم سرخه بود. از استان سمنان. سمنان زبان‌های ناشناخته زیاد داره.

سلام

سال نو مبارک سال خوبی باشه براتون 

حالا چرا به فاضل گیر دادید =)

 

اسنپ تا چند ماه پیش فقط تهران خدمات تلفنی ارائه می‌داد ولی تپ‌سی خیلی وقته تلفنی هم برای بیشتر استان‌ها خدمات می‌ده 

شاید این قابلیت پاسخ‌گویی به زبان دیگشم هنوز جلوتر از اسنپ باشه

پاسخ:
سلام
سال نوی شما هم مبارک. 
تپسی تو قسمت تنظیمات زبانش زبان ترکی رو هم داره. لازم شد به تپسی هم زنگ بزنم راجع به کارشناساشم بپرسم.
۰۸ فروردين ۰۱ ، ۱۹:۰۱ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

پس جا داره بگیم

گاز ورمه ، گاز ورمه 😁

راستی یعنی گاز بده یا گاز نده؟🤔

پاسخ:
گاز ور = گاز بده
گاز ورمه = گاز نده

ما علامت منفی فعل رو می‌ذاریم آخر فعل

گِت = برو
گتمه = نرو

آره درسته سرخه بود . الان سرچ کردم فیلمش رو دوباره دیدم حرص خوردم . خیلی وقت بود ندیده بودمش :| 

پاسخ:
من هر هشت‌تا پیام تبریک سال نوشو نگه‌داشتم هنوز :))

البته اون پیرمرد و پیرزن ها اگر فارسی هم بلد بودند باز هم باید زحمت فارسی به عربی و عربی به فارسی رو میکشیدید . برای من هم همیشه سواله که چطور عده ای بدون اینه که زبان یه کشوری رو بلد باشند میرن مسافرت . 

 

من هر وقت پروازم غیر مستقیم باشه و مجبور باشم توی فرودگاه ترکیه توقف کنم عصبی میشم چون اکثرا انگلیسی بلد نیستند و من هم ترکی بلد نیستم . 

 

بعد یه عده با پای پیاده راه میفتن میرن کربلا . واقعا از این نظر تحسینشون میکنم که اصلا نگران این نیستند که زبان بلد نیستند و اگر پلیس جلوشون رو به هر دلیلی گرفت و خواست سوال بپرسه میخوان چی کار کنن . 

 

فکر کنم امیدشون دقیقا به بقیه است که شاید کسی عربی بلد باشه و نجاتشون بده 

 

شاید هم من کلا زیادی نگران زبانم ولی واقعا حتی تبریز یا کردستان رو هم تا حالا ندیدم چون حس میکنم از منطقه ی امنم میام بیرون . 

پاسخ:
بیشتر پلیسا و مغازه‌دارها و خادمای کربلا و نجف فارسی بلدن. مشکل این پیرزنا و پیرمردا اینه که فارسی بلد نیستن و عرب‌ها هم ترکی نمی‌فهمن.