دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۴۸۴- بیگاری ۱

پنجشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۹، ۱۰:۴۹ ب.ظ

تو اون گروهی که اسمش دانشجویان جدیدالوروده یکی از سال‌بالایی‌ها که جزو مدیرهای گروهه پیام گذاشته که سردبیر و مدیرمسئول یکی از مجله‌های دانشگاه فارغ‌التحصیل شدن و به جای اونا از دانشجویان جدید دعوت به همکاری می‌گردد. حالا من تو کارای خودمم موندم و وقت اضافی ندارم هیچ، کم هم میارم هر روز و هی کارام تلنبار میشه و هی اولویت‌بندی می‌کنم و یه سری رو عقب می‌ندازم. ولی گفتم حالا ازش بپرسم ببینم این عنوانِ شیکِ مدیرمسئول و سردبیر فصلنامۀ فلان، شرایط و شرح وظایفش چیه و چجوریه. اونی که این پیامو گذاشته بود مسئول فعلی بود. گفت با اینکه این کارو دوست دارم ولی چون فرصت نمی‌کنم و درگیر کار دیگه‌ای‌ام و درسم تموم شده درخواست دادم یکی دیگه جای من بیاد. پرسیدم دقیقاً چی کار می‌کردی و چه وظایفی داشتی؟ گفت سردبیر تو هر شماره یه سرمقاله می‌نویسه و مطالبی که می‌فرستن رو انتخاب می‌کنه و هماهنگی‌های لازم رو انجام می‌ده و جمع‌بندی می‌کنه و می‌فرسته برای چاپ. حدوداً سه ماه درگیری داره هر شماره. نهصد تومن هم دانشگاه بهت بودجه میده که هفتصد هشتصد تومنشو کسی که صفحه‌آرایی می‌کنه می‌گیره، و دویست سیصد هم میدی به ویراستار مجله. در واقع اون پول رو می‌دن بهت که خرج مجله کنی. چیزی برای خودت نمی‌مونه. امتیاز مادی و معنوی خاصی نداره. البته همیشه هم این نهصد تومن رو نمی‌دن. مثلاً امسال چون اون بودجه رو ندادن، منم گفتم از جیب خودم که قرار نیست دستمزد ویراستار و طراحو بدم، برای همین از بهار تا حالا چیزی منتشر نکردیم و احتمالاً زمستون شمارۀ بعدی چاپ بشه.

ضمن قدردانی از زحماتی که تا حالا خودش و تیمش کشیدن و همتی که داشتن، بابت صداقتی که موقع پاسخگویی از خودش نشون داد هم تشکر کردم. الانم منتظرم شمارۀ بعدی مجله چاپ بشه ببینم سردبیر و مدیرمسئول جدیدش کیه :|

۹۹/۰۹/۲۰
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

نظرات  (۱۳)

۲۰ آذر ۹۹ ، ۲۳:۰۶ لزوما بیگاری نیست......

همه کار که به خاطر عنوان! و پول نیست....، بعضی ها علاقه دارند به بعضی کارها.....

پاسخ:
دلیل نمیشه چون علاقه! داریم سوءاستفاده کنن از وقت و انرژی و توان و جوانی و سلامتیمون
۲۰ آذر ۹۹ ، ۲۳:۴۳ معلوم الحال

😂😂😂😂😂😂 عاشق پاراگراف آخرتون شدم. میخواستم بیام دعواتون کنم که چرا الکی خودتونو توی مخمصه انداختین 😅

البته وسطای پست میخواستم یه پیشنهاد اختلاس‌گرانه هم بدم که سردبیر سابق در کمال صداقت گفتن امسال پول بهشون ندادن. پیشنهادم این بود که بدین من براتون توی ورد صفحه‌آرایی کنم 😅 بعد اون ۷۰۰ ۸۰۰ صفحه آرا رو ۵۰ ۵۰ تقسیم کنیم 😎

پاسخ:
من خودم هم ویراستاری بلدم هم صفحه‌آرایی. ولی گفت چون مدیرمسئول فلان مجله (یه مجلۀ دیگه) خودش طراحی بلده، دیگه اون بودجه رو هم نمی‌دن که همۀ کارا رو خودش بکنه. 
تو کانال ماری یه آگهی دیدم 8 صبح تا 6 عصر ماهی 500 هزار تومن حقوق پیشنهادی بود. یه دوستی هم داشتم مربی مهدکودک بود هر ماه 200 هزار می‌گرفت. صبح تا بعدازظهر. بدون تعطیلی. حالا وقتی اینا رو می‌ذارم کنار اون آگهی که هم‌کلاسی دورۀ کارشناسیم فرستاده بود و دنبال ارشد مدیریت بود و حقوق پیشنهادیشون 20 میلیون بود کف می‌کنم :|

اون شغله رو نمیشه رزرو نگه دارید من برم یه سر ارشد مدیریت بخونم، بیام بگیرمش؟🤔

پاسخ:
من این رشته رو هم دوست داشتم و پایان‌نامه‌م هم یه جوری بهش گره زدم، ولی انگار قسمت نبود وارد اون مسیر بشم. سال 93 تو کنکور ارشد چهارتا رشته شرکت کردم و قرعه به نام زبان‌شناسی افتاد. اگه برای پنجمی هم جا داشتم قطعاً MBA رو هم شرکت می‌کنم. یادمه سال آخری که شریف بودم دو سه تا از هم‌اتاقیام ارشد مدیریت شرکت کردن و قبول هم شدن. الان یه سریاشون تو همین شرکتا مشغولن.

منم گزینه‌هام برا ارشد خیلی متنوع بود. اتفاقا هم mba و هم زبان‌شناسی از گزینه‌هام بودن:)) خیلی هم بهم میگن استعداد مدیریت رو داری ( تو کارگاه‌های مختلف و زمان مدرسه و ...) ولی جرات نکردم تغییر بدم رشته‌م رو. جراتم در حد تغییر گرایش بود و زمان ثبت نام هم فقط همون کنکور کامپیوتر رو ثبت نام کردم.

پاسخ:
هم‌اتاقی دورۀ کارشناسیم مهندسی نفت بود. بعد رفت ارشد نفت. چند روز پیش تو اینستا پیدا کردیم همو، حال و احوال کردیم. گفت کنکور پزشکی شرکت کرده و سال دوم پزشکیه الان.

اونا دیگه خیلی جرات دارن :|

منم یکی از دوستام کارشناسی برق رو گرفت از شریف، الان فک کنم سال دوم پزشکیه، تو شهید بهشتی!

پاسخ:
آره :)) از این برقیا که دارن پزشک می‌شن چندتا داشتیم. و جالبه پسر بودن هر سه‌شون.

اگه هم اتاقیت کار‌شناسی و ارشد روزانه بوده، چطور رفته پزشکی؟؟!  پول شبانه رو باید بده قاعدتا! یا شرایط جدید طور دیگه ای شده؟؟! 

پاسخ:
نفتا رو که روزانه خونده. پزشکی هم روزانه. منم تعجب کردم. گفت قانون جدیده و گویا در حال دفاع ارشد بوده و گفتن اگه دفاع نکنی می‌تونی پزشکی رو روزانه بخونی. اونم دفاع نکرده. ولی میگه الان باز قانون عوض شده و می‌ذارن ارشد رو دفاع کنی و پزشکی رو هم روزانه بخونی. 

نفسم رو حبس کرده بودم و مطمئن بودم آخرش قبول کردی و خودم رو میدیدم که دارم فحشت میدم. خداروشکر از این آزمون سربلند خارج شدی دخترم.

پاسخ:
خوشحالم که ناامیدتون نکردم ^-^
+ من موندم این همه بودجه برای کارای فرهنگی می‌گیرن چی کارش می‌کنن که برای یه مجله دو تومن ندارن هزینه کنن
۲۱ آذر ۹۹ ، ۰۲:۵۲ معلوم الحال

خوشحالم که با خانم دکتر هوپ در یک راستا میخواستم عمل کنم 😂‌

 

واقعا به ارشد مدیریت ۲۰ ملیون میدن؟ 😟 کار بازاریابی و فروش دستمال کاغذی و عطر و گز و سوهان و پشمک حاج عبدالله اینقدر درآمد داره؟ چون فکر نمیکنم بخوان توی ناسا ازشون کمک بگیرن 😶 هیئت علمی تمام وقت دانشگاه اینقدر اینقدر حقوق نمی‌گیره! 


* راجع به دوست نفتیتون فکر می‌کنم قاعده اینه که تو هر وطارتخونه یه بار بیشتر نباید تحصیل رایگان بکنی. چون نفت متعلق به وزارت علوم بوده برای بهداشت میتونسته روزانه بخونه. اگه دتمپزشکی دوست داشت حتما مولشو ازش میگرفتن 😂 چون دامپزشکی رو وزارت علوم از بهداشت گرفته و پس نمیده 🐶🐱🦉🐴🐁

پاسخ:
بازاریابی تو یه شرکت بین‌المللی. طرف باید به زبان انگلیسی مخ مشتری رو بزنه :|
+ عه، چه جالب!

نه، قبلا حتی با وجود متفاوت بودن وزارتخونه هاشون ممنوع بود.. گویا قوانین مرتبا تغییر میکنه.. 

سلام 

صبح روز جمعه تون بخیر خانم دکتر گیانم :*

فقط دو خط آخر پستت 😂😁😀

 

و

البته کامنت هوپ گیان 😀😀

 

پاسخ:
سلام به روری ماهت، به چشمون سیاهت واران جان
۲۱ آذر ۹۹ ، ۰۹:۱۹ حامد سپهر

یاد کسایی افتادم که تو جبهه داوطلب میشدن بخوابن رو مین بقیه از روش رد بشن:))  اینا همچین آدمی میخواستن

ولی واقعا مرسی به صداقتش

پاسخ:
اگه انتظار دارن ملت با سلام و صلوات براشون کار کنه، باید کارگاه و کلاسای فوق برنامه رو هم با سلام و صلوات تشکیل بدن و هیچی نگیرن بابت فلان کتاب و بهمان مقاله :|
۲۱ آذر ۹۹ ، ۱۱:۲۹ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

خوب شد قبول نکردین .

مگه جوونی و وقت و سلامتی رو از سر راه آوردین .بیگاری بوده رسما.

پاسخ:
مگه دیوانه‌ام قبول کنم؟ اونم برای این دانشگاه!
ولی دوستم دقیقاً با همین شرایط سرویراستار یکی از مجله‌های شریفه :| و خب منم بدم نمیاد هر موقع از کارش خسته شد برم جاش سرویراستاری کنم :))
۲۱ آذر ۹۹ ، ۱۴:۳۵ میشه بگی شریف چه فرقی داره؟!!!!

دانشگاه دانشگاهه، سردبیری مجله اش هییییچ فرقی هم نمیکنه مگه اینکه نظر شخصی خودت باشه..... 

پاسخ:
از احساس قلبی و محبت شخصیم به این دانشگاه نشئت می‌گیره. وگرنه بیگاری بیگاریه دیگه.