دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت



مهدی خطاب به دوستش: ایش یعنی کار؛ من تورکی بلیرم؛ باورت می شه؟ باورم نمی شه بعد چهار سال تو یه روز این همه ترکی یاد گرفتم، تو یه روز

دوست مهدی: عشق معلم ار بود زمزمه محبتی

مهدی: مهدی رو ترک می‌کند یه روزه درس ترکی‌َش


پ.ن: از جواب کامنتای پست قبل معلومه یه کم پَکَرم

اومده بودم کلاً کامنتارو غیرفعال کنم و یه مدت گم و گور شم

دلم نیومد 


۹۴/۰۴/۰۱
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

دوست مه:دی

فاطمه هم‌اتاقی نگار

فروغ هم‌اتاقی نگار

مه:دی

مژده