دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

749- خشم رئیس

يكشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۰۲ ب.ظ


دیروز یکی از اعضا اخراج شد و جناب رئیس به بقیه دستور دادن گروه رو ترک کنیم و منی که تو عمرم هیچ sms و ایمیل و چت و کامنت و پستی رو پاک نکردم و دقیقاً به همین دلیل هنوز وایبر رو لپ‌تاپ و گوشیم نصبه که مکالماتم پاک نشه و تاکید می‌کنم هیچ متنی رو تا حالا و تکرار می‌کنم هیچ sms و ایمیل و چت و کامنت و پستی رو پاک نکردم تاکنون؛ منی که از دفتر نقاشیای قبل از مدرسه تا جزوه‌های ترم پیشمو دارم هنوز و نگهشون داشتم و حتی بسته‌های چیپس و پفکامو!!!، علی‌رغم میل باطنیم (دقت کنید که رغم با "غ" نوشته میشه) مجبور شدم گروه رو حذف کنم و بیام بیرون و خلاصه خعلی حالم گرفته شد زین بابت! 

چند وقت پیش، تو همین گروه کاری:



یادمه اول یا دوم ابتدائی یه درسی داشتیم به اسم جمله‌سازی؛
معلوم نیست چه جوری پاس کردم اون درسو :دی
۹۴/۱۲/۱۶
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

رئیس شماره1

نظرات  (۳۷)

به مرور زمان ارزششونو برات از دست نمیدن این اس ام اس ها یا حتی مکالمات گروه ها؟
پاسخ:
نه تنها هرگز کمرنگ نشدن
بلکه لحظه به لحظه مثل عتیقه باارزش تر شدن برام
بعضیا رو شاید اگه دوباره بخونم دق کنم بمیرم! (لزوماً مکالمه با جنس مخالف منظورم نیست)

نگهشون داشتم برای ثابت کردنِ صداقتم شاید
یا...
نمیدونم
بودنشون از نبودنشون بهتره به نظرم

قسمتی از جوابم رو تو همون پست "آن یواشکی ها و این وای اگر بفهمند چه میشود ها" نوشتم که رمزشو هنوز کسی نداره

۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۰۹ خانم الفــــ
:)) واقعا عجب جمله ای  :)) 
پاسخ:
:))) باید با طلا نوشت
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۱۰ شقایق رمضان پور
واقعا عجب جمله ای!!
پاسخ:
بنویس بزن رو دیوار اتاقت
خعلی گهرباره جمله ام :)))
خانوم فلانی چیکار کرده بود مثلا ؟

این ذهنمو درگیر کرده

همینه دیگه میگن ازین نرمافزارا استفاده تجاری نکنین ....واسه همین چیزاست ....که چتاتون به خاطر حذف یه نفر پاک نشه
پاسخ:
مسئول پروژه یه کم زیادی به آن تایم بودن افراد و لحن و بازده و... حساسن
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۱۴ خانم الفــــ
یه خصوصیتی خیلی خوب دیگه ی شما رو اینجا میشه فهمید...من معمولا ارشیوی نگه نمیدارم..چون از مرور گذشته ها فراریم...حالا این فرار دلایل زیادی می تونه داشته باشه..که اصلا خوب نیست...این اخلاق و عادتت رو خیلی دوست دارم
پاسخ:
نگه داشتنم به این معنی نیست بهشون سر میزنم
شاید دلیلش کتابا و فضای کتابخونه پدرم باشه
حقوق و قانون و دادگاه و اثبات و 

عاشق جمع کردن و نگه داشتن مدرکم
حتی اگه علیه خودم باشه
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۲۳ خانم الفــــ
چه جالب...خیلی شهامت می خواد
پاسخ:
اوهوم...

۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۲۷ سرباز جامانده
قبلنا نگه میداشتم مکالماتمو بدون دلیل خاصی ولی الان ترجیح میدم جز چیزایی که لازمشون دارم بقیه رو پاک کنم.حس بدی دارم نسبت به نگه داشتنشون
پاسخ:
اولین باری که چت کردم فکر کنم با هم مدرسه ایم، مهسا بود. دوم دبیرستان بودم سال 85، 86
حتی اونا رو هم نگه داشتم 
همه این متنا رو نگهداری میکنین؟ خیلی سخته :))
اینجاس که میشه گفت رییس وارد میشود بر وزن اژدها وارد میشود :)
پاسخ:
:)) بلی!
همه رو دارم
متن که سهله، من لیوان ذرت مکزیکیامم نگه میدارم (البته اونایی که به نظرم خاصن)
O_O
خیلی درکش سخته :))  چجوری اخه! من هربار بخوام چیزی رو نگه دارم حتما باید یه مشکلی پیش بیاد که اون نابود شه! حالا این همه رو چجوری!!!!!  
پاسخ:
یه چیزی میگم و صحنه رو ترک میکنم
اونم اینه که بسته های چیپس و پفکامم نگه داشتم
چیپسایی که قیمت مصرف کننده شون 50 و 100 بوده :دی

ملاحظه بفرمایید این عکسو:

۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۴۴ سرباز جامانده
:-o O_o نه ده سال پیش بوده ها.من تحسینتون میکنم
پاسخ:
:)

 مثالت   آیکون لبخند ملیح
چه عادت خوبی من نیز دارم ولی باتفاوت هائی
پاسخ:
:) ^_^
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۵۹ محسن رحمانی

خوب از گروه خارج میشدیدولی حذف نمیکردید وقتی حذف کنید مکالمات میمونه .

راستی من که نصیحت نکردم یه پیشنهاد بود . ومن که نگفتم برنامه کاری و درسی تون رو دراختیار

من بذارید !O_O

پاسخ:
اگه خودم از گروه بیام بیرون مکالمات حذف میشه، اگه مدیر حذفم کنه میمونه؛ مدیرم عصبانی بود و گفت با این شماره نمیتونم حذفتون کنم و خودتون حذف کنید خودتونو

ببینید!
شما خواننده جدیدی 
خب؟
وقتی یه پستی میذارم، وقتی سریع میاین یه راهکار ارائه میدین، راهکارتون میره رو اعصابم!
چون نه شرایطشو دارین که براتون بیشتر از اونچه که نوشتم توضیح بدم
و نه راهکارتون به دردم میخوره :)
مورد بعدی هم اینه که زیاد سوال میکنید که من اصصصصصصصصصصصصلاً خوشم نمیاد!
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۱۰ فاطمه (خودکار بیک)
یادمه یه بار یه برنامه ی علمی میدیدم که در مورد همین نگه داشتن وسایل حرف میزد (مثل اینکه یه سندرم ذهنیه)... هرچند در مورد تو شاید بیشتر بشه به نگه داشتن خاطرات و امثال اونها اشاره کرد... تو اون برنامه هه یه مرده رو نشون داد که انقدر خونه شو پر از وسایلی کرده بود که نمیتونست بندازه دور، دیگه جایی برای زندگی نمونده بود و یه خونه ی دیگه اجاره کرده بودن:| 
بابای منم اینجوریه در واقع:| چیزایی که مامانم میگه بنداز دور و قایم میکنه:|
پاسخ:
:)))))))))) من همه چیزو نه
یه سری چیزای خاص و کم حجم رو نگه میدارم
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۵۳ مستر نیمــا .
به واقع این عادتتون رو باید ترک کنید!!
آدم باید یاد بگیره از یه چیزایی دل بکنه یا به قول خارجیا لت ایت گو
این لازمه بزرگ شدنه
پاسخ:
و یکی از فانتزیام اینه که تو موزه کار کنم
نگهبان موزه مثلاً ^-^
بهتره منم صحنه رو ترک کنم تا با مسئله عجیب تری مواجه نشدم :)
+ در مورد اقای رحمانی درکتون میکنم :|| ؛ افرادی که هیچ انتقاد و اعتراضی رو به کارهاشون وارد نمیدونن :/
پاسخ:
:) 
۱۶ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۰۹ مبهم الملوک
حتی sms های تبلیغاتی رو عایا؟
#جمله بس عمیق بود
پاسخ:
نه دیگه متاسفانه اونا به دردم نمیخورن :))))
خیلی قبل ترها همه چی رو نگه میداشتم ، به مرور ترک کردم این عادتمُ ....
اما انصافن بسته ی چیپس و پفک؟ آررره؟ :)))
پاسخ:
:دی از مسئولین خواهشمندم تصویرمو شطرنجی کنن تا یه چیزی بگم
شطرنجی شدم؟
اهم اهم (آیکون سرفه)
میدونی میس هیس؟
من حتی 4 تا از ناخنای 2 سانتیم رو هم یادگاری نگه داشتم :دی
عکسشم دارماااااااااااااا
ولی خدایی نمیشه آپلودش کرد تو این محفل
حواب کامنت مستر چقد مرتبط بود!! :)))

خداییش من به این دلیل که بعضا عصبی میشم از حجم حماقت گذشته ام ، پاک میکنم آرشیو ها رو !!

ولی آرشیو وبلاگمو میخوااااااااااااااااااااااااااااام! :(((
پاسخ:
خب... اممممم... ببین من آرشیو بلاگفاتو تو inoreader ام دارم
خب؟
یکی دو روز وقت بذارم صبح تا شب، میتونم تک تک کپی شون کنم تو ورد
خب؟
حدوداً نصفشم کپی کردم و هر از گاهی مرورشون میکنم
خب؟
این به واقع گفتنم هم از همین پستای بلاگفای تو بهم سرایت کرده
خب؟
ولی از اونجایی که آدم مردم آزاری هستم میخوام منتظرت بذارم و آرشیوتو بهت ندم :دی
الکی که نیست!!!!
زیر لفظی و اینا میخوام به واقع

مگر می شود دوستت نداشت؟
جواب دوستت دارم مرسی نیست گفته باشم :)))
پاسخ:
:))) نه والا نمیشه
من ذاتاً دوست داشتنی ام
دست خودم نیست
حیات رو هم با ط نمی نویسن :)))
الحق که ذاتن:))))
آیکون محوشدن :)))ممنون از تذکرت :)))))))
پاسخ:
:) ویرایش پست های خود را به شباهنگ بسپارید
در کمتر از آنی غلطاتونو میریزیم رو دایره
بابا هرروز یکیشو کپی کن تا بعد عید اون نصفه بقیه اش هم تموم میشه دیگه!
مثنوی که نیست که! یه اینجو ویلاگه دیگه!!! :)))))
پاسخ:
از فردا هر روز یکی کپی میکنم با تلگرام میفرستم :دی

46708 کلمه معادل 131 برگه آ چهار که معادل دویست سیصد تا پست آخرته رو فرستادم برات :)
ممنوووووووووووووونم ازت !!
پاسخ:
خواهشمندم ازت!
اتفاقا من داشتم جزوه مینوشتم چند روز ِ پیش ، وقتی رسیدم به علی رغم مغزم ارور داد :/
دیگه با همین غ نوشتم ولی چون اطمینان نداشتم نقطه نذاشتم :D :D :D
پاسخ:
:)))) رغم یعنی بینی کسی رو به خاک مالیدن
علی رغم کسی کاری کردن همین معنی رو میده
چه جالب !
:)
پاسخ:
:)
حتی علّاف هم از علف فروش میاد
چقدر جالب
من اولش دلم نمیاد پاکشون کنم بعد اون هیجان اولش که فروکش میکنه یه روز میشینم اکثرشونو پاک میکنم البته نه همیشه اکثر مواقع
اون چیپس پفکا عالی بود به واقع تحسینت میکنم :))
یه دوست دارم اکثر وسایل دبستانشو داره واقعا بهش حسودیم میشه اصلا اون موقع ها فکرهمچین کاری هم به ذهنم خطور نمیکرد فقط چیزای نو میخواستم(ایکون شرمندگی)

پاسخ:
نچ نچ نچ نچ
افسوس!!!

حالا اشکالی نداره
از الان نگهدار برای زمان پیریت :دی
اون جمله هم که عالی بود
کاملا مفهومو میرسوند کاااملااااا
D:
پاسخ:
:دی 
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۰۳:۱۱ اَسی بولیده
این همه رو کجا جا میدی؟؟ منم اگه مشکل محدودیت حافظه نداشتم فرقی با تو نداشتم!!
جمله سازی رو خوب اومدی :)))))
پاسخ:
خوشبختانه گوشیم 30 گیگ حافظه خالی داره :))))
جمله سازیمم حرف نداره :دی
سلام شباهنگ خان 😊
خوب هستی ؟
حالا این همه چت و ایمیل و اس ام اس به چه دردت میخوره 
که هیچ کدومو تا به حال حذف نکردی؟ 
اصن اینا به کنار بسته های چیپس و پفک چراااااااا ؟؟😁😁 

پاسخ:
خان؟! :)))))

به دردم نخورده تا حالا
ولی یه روز به کارم میان :دی
حداقل واسه عبرت گرفتن خوبه
با اون پفکام تورم رو حساب میکنم ببینم چه قدر گرون شده

بابت تبریک تولد پدر هم ممنون
ببخشید که کامنتای پستای قبلو بستم
خانوم شباهنگ یه سوال! 
آخه این همه وقت رو شما از کجا میارید؟؟؟ 
واقعا برا خودم و دوستم سوال شده؟ 
داشتیم صحبت میکردیم که این همه وقتو از کجا میاره؟ 
کار میکنه، غذا میپزه، پست میزاره، اووووه... این
همه ترک های عزیز اینطوری ان؟ آخه یه استاد داریم ترک ِ
هم قاضی بوده هم وکیل هم استاد دانشگاه هم برو و بیا به تهران و اردبیل و کشورهای اروپایی...! من موندم والا! 
لهجه شیرین ترکی :))))
پاسخ:
:))) سلام بر وکیل جوان
یه کم کمتر بخوابی و تلویزیون و فیلمو از زندگیت حذف کنی کلی وقت اضافه خواهی داشت
باید بلد باشی زمانتو مدیریت کنی
بیشتر از یه ساعت پای نت و وبگردی نباشی مثلا
چرا من فکر میکردم تو از کارت استعفا کرده بودی؟!2شغله بودی عایا؟و اون شغل دومت بود عایا؟
کلا قاطی کردم رفت
پاسخ:
آری دو شغله بودم
مگه دقت نکردی به تگا
یه موقع رئیس شماره 1 تگ میشد
یه موقع رئیس شماره 2

کارم با اون شرکت و سیگنالا تموم شد
این پروژه ویراستاری حدوداً یه ساله است
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۴۶ شن های ساحل
یه مقداری خندیدم سر این پستت...یاد یه موضوعی افتادم شوهرم یه سری اخلاقاش مثل تو ..مکالماتش دوست داره نگه داره دفتر اول دبستانشو داره یا اولین گلی که ۵ سالگی چیده...برای همین خونه تکونی برای من مصیبت نمی تونم از حجم وسایلش کم کنم:)))))))
یادت باشه پولاتو جمع کنی یه خونه بزرگ بخری:))))))
پاسخ:
آره دیگه باید کم کم به فکر خونه باشم :دی
:)))) از یه جعبه شروع کردم و بعدش شد کشو و کمد و حالا یه اتاق تا خرخره پر خاطره دارم

۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۱۱ دفترچه زندگی
منم دوست دارم همه چیزای خاطره انگیز رو نگه دارم(حالا نه در حد بسته های چیپس و پفک:دی).ولی به خاطر حجمشون مثلا یه سری اس ام اسا رو پاک میکنم یا مثلا دوست دارم خاطراتم رو با تمام جزئیات بنویسم و چون نمیتونم بیخیال میشم کلا.
پاسخ:
حذف نکردن اسمس هام شاید جدای از موضوع خاطره، دلیل شخصی هم داشته باشه
یه جور آنتی یواشکی زیستن!!!
واقعا بیا بمن یاد بده زمانم رو مدیریت کنم :|
بخدا انقدر من وقت پرتی دارم آخرشب میخوام دونه دونه موهامو بکنم بعد ضجه بزنم !!!

+ همه شونو میشه تحمل کرد ( اون چت و جای پفک و دفتر و...... ) یادگاریاتو میگم ولی بااون ناخنات نمیتونم کنار بیام به واقع ! یکبار دیگه م قبلا گفته بودی یجوری شدم ینی حس چندش بهم دست داد :دی
ببر اونارو بنداز دور آفرین قیزیم .. منیم نازبالام سن بندازشون دور میکروب دارن اونا :دی
پاسخ:
:))))) خودمم الان چندشم میشه به واقع
دیگه بلند نمیکنم ناخنامو 
دیوووونه ایااااا:)))))
مثلا چن وق پیش با داداشت قرار گذاشته بودی تمرین دل کندن کنی مثلا!!مثلا!!حالا مکالمات یه چیزی ولی جلد پفک آخه!؟جلد پفک!؟البته بین خودمون بمونه خودمم بضی جلدای خاصو نگه میدارم:دی
پاسخ:
:دی بین خودمون و خواننده ها می مونه 
میدونستم ک بسته های چیپس و پفکا رو با لیوانا و چیزای دیگه نگه میداری اما یادم رفته بود الان مثه بار اول شگفت زده شدم:))
ی غلط ازت گرفتم در جواب god father ب جای مدیریت کنی گفتی مدیریت منی:)) البته من خودم کلی غلط توی پستام دارم:))
چطور حذف شدن مطالب گروهی ک حذف کردی اخه من اگه از ی گروه خودم لفت بدم تا همون لحظه ای ک حذف کردم مطالب میمونه و فقط بعد از اون رو دیگه نمیبینم اون هم چون عضو نیستم؟!
پاسخ:
:))) به اون میگن اشتباه تایپی

تجربه ثابت کرده اگه خودت لفت بدی حذف میشه
ملت پاکت کنن میمونه
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۴۳ دختر حــَوا :)
نسرین من پریشب خواب دیدم تو و فاطمه (خودکار بیک) باهم رفتید کافی شاپ :|
|:
:|
همین حتا! :| به همین بی سروتهی :)) بعد منم باهاتون نبودم :| فقط میدیدمتون. نامردا خو منم میبردین :(( :))
پاسخ:
:))))))))))))))))))))))))) تعبیرش اینه که من به مراد میرسم
۱۷ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۴۹ دختر حــَوا :)
مرسی تعبیر :| :)) از این به بعد تعبیر خوابامو میارم پیش تو
پاسخ:
تعبیر همه شون اینه که من به مراد میرسم :دی