دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۳۴۹- دیباگِر کی بودی تو؟

چهارشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۸، ۰۹:۲۱ ب.ظ

اونایی که اون چهل تا پست عید تا عیدو خوندن، لابد یادشونه که چجوری ول‌کنم به سایت ثبت‌نام مصاحبه اتصالی کرده بود و تهش چجوری باگ سیستمو پیدا کردم و به سمع و نظر مسئولین دانشگاه رسوندم و برای همۀ پیگیریام مرسی. حالا چند وقتی بود که به نرم‌افزاری که باهاش کار می‌کنیم هم شک کرده بودم و می‌دونستم یه مشکلی داره، ولی نمی‌دونستم کجاش. دقایقی پیش باگ اینم پیدا کردم و اومدم شما رو هم تو ذوقم سهیم کنم. داستان اینه که ما داریم یه کاری انجام می‌دیم و برای این کار به یه نرم‌افزار نیاز داشتیم که یکی از بچه‌های مهندسی اونو طراحی کرد و در اختیارمون گذاشت. تو پست پلمبیر لیوانی هم منتظر ورژن جدید همین نرم‌افزار بودم. وقتی ما فایل‌های صوتی رو با این نرم‌افزار برچسب می‌زنیم، تحویل سرگروه می‌دیم که بازبینی کنه و اشتباهاتمون رو درست کنیم و کار نهایی رو وارد پیکره کنیم. کار من همیشه کمترین خطا رو داشت، ولی بازم به هر حال خطا داشت. بعضی از خطاها رو مطمئن بودم که درست انجامش دادم، ولی چیزی که دست سرگروهم بود اینو نشون نمی‌داد. مثلاً سرگروهم می‌گفت روی جملۀ قابل شما رو نداره برچسب تعارف نزدی و من مطئمن بودم زدم، یا می‌گفت روی کلمۀ مرسی برچسب وام‌واژه نزدی و من می‌دونستم که زدم. البته قبول دارم که یه سری خطا داشت کارم، ولی بعضی از خطاها رو مطمئن بودم درست انجامش دادم. به‌نظرم نرم‌افزار بعضی از کارهای منو ثبت نمی‌کرد. ولی نمی‌دونستم چرا و کی و چجوری. تا همین چند دقیقه پیش که داشتم فایل صوتی رو جمله‌به‌جمله تقطیع می‌کردم و واج‌نویسی می‌کردم. یه جایی خانومه گفت من تو روابط عمومی کار می‌کنم. اینو نوشتم و می‌خواستم فایلو ذخیره کنم ببندم برم یه کم استراحت کنم که دیدم به اشتباه کلمۀ روابط رو روان تایپ کردم. روان رو پاک کردم و جاش نوشتم روابط و ذخیره کردم و بستم. بعد که اومدم فایلو باز کنم دیدم آخرین جمله‌م اینه که من تو روان عمومی کار می‌کنم. ینی چی؟ ینی آخرین کاری که انجام دادم نادیده گرفته شده توسط نرم‌افزار و حرکات و سکنات منو از یکی مونده به آخر ذخیره کرده. این ینی من و سایر اعضای تیم تا حالا، همۀ این دو سال!، روی هر فایلی که کار کردیم، هر بار که بستیم و رفتیم و دوباره برگشتیم، آخرین کارمون ثبت نشده و اگه اون آخرین کارمون مثلاً برچسب زدن روی جمله یا کلمه بوده نادیده گرفته شده و برای همینه که موقع بازبینی هر بار سرگروه تذکر می‌داد که فلان تعداد خطا داشتی و درستشون کن. حالا برای اینکه این فرضیه رو ثابت کنم و مطمئن شم که نرم‌افزار یه همچین مشکلی داره، توی سه تا ردیف از فایل نوشتم یک، دو، سه، بعد سه رو پاک کردم نوشتم چهار. بعدش ذخیره کردم و بستم. باز که کردم دیدم نوشته یک، دو سه.

۹۸/۰۶/۱۳
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)