پیچند

فصل پنجم

پیچند

فصل پنجم

پیچند

And the end of all our exploring will be to arrive where we started
پیچند معادل فارسی تورنادو است.

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

حدوداً یه ماه پیش، مامان زنگ زد که دارم هویج و پیاز سرخ می‌کنم و روغنمون تموم شده. گفت اگه می‌تونی از اسنپ یا اُکالا بگیر. از این هویج‌های خردشدهٔ آماده گرفته بود و در سطح کلان! داشت سرخ می‌کرد برای من و عروس و خودشون. این چیزا رو آماده می‌گیره ولی چون نسبت به سالم بودن روغن حساسه خودش سرخ می‌کنه. قیمت روغن، از این هشتصدگرمیا اون موقع هفتاد تومن بود. دیدم یه جاهایی صد تومن می‌ده. بیشتر از یه دونه هم نمی‌ده. یه جاهایی هم بیشتر از صد بود که به‌نظرم غیرمنطقی اومد. اون موقع هنوز گرون نشده بود و صحبتش نبود. دوتا برند مختلف از اون صدتومنی گرفتم به آدرس خونه و گفتم فعلاً کارتو با این راه بنداز تا جاهای دیگه رو هم بررسی کنم. بابا خونهٔ یکی از اقوام بود که فروشگاه‌های اونجا هفتاد تومن بودن. به آدرس اونجا چهارتای دیگه سفارش دادم، ولی بازم بیشتر از یه دونه نمی‌دادن. کنارشون ماست و پنیر و چای و اینا هم سفارش دادم که به حداقل مبلغ ارسال برسه و بابا اینا رو گرفت برد خونه. دیگه حساب کتاب نکردیم ولی تقریباً شد یه تومن. گفتم این ماه که اجارهٔ خونه رو می‌ریزم به حساب بابا که بریزه به حساب صابخونه، یه تومن کمتر می‌ریزم بابت اینا. امروز فرهنگستان حقوق ماه قبلمو واریز کرد (مال ما قراردادیا رو دیرتر از رسمیا واریز می‌کنن نمی‌دونم چرا). بعد منم همون موقع اجارهٔ این ماهو انتقال دادم برای بابا‌. یه تومنم کمتر ریختم و نوشتم بابت خریدهای خونه. الان هر چی فکر می‌کنم باورم نمیشه که سه هفته پیش من با یه میلیون شش‌تا روغن و یه چای و یه پنیر و یه ماست گرفتم و الان با اون یه میلیون فقط می‌تونم چای بگیرم. سه هفته پیش، نه پارسال! 

تازه اسنپ پرو دارم و ارسالم هم رایگان بود.

 

در رابطه با این اسنپ پرو هم لازمه همین‌جا به این نکته اشاره کنم که من چون اولین بارم بود پرو یک‌ماهه گرفته بودم، نمی‌دونستم تموم که بشه چی میشه. دیروز دیدم خودش تمدید شده و سی تومن از اعتبار اسنپ‌پی کم کرده. این اسنپ‌پی این‌جوریه که هر ماه پونصد تومن اعتبار میده و تا آخر ماه می‌تونی پرداخت کنی. پرو هم این‌جوریه که هر ماه یه مبلغی می‌دی و ارسالت برای بعضی فروشگاه‌ها رایگان میشه. اگه زودتر می‌دیدم و می‌دونستم تمدید خودکار داره لغوش می‌کردم چون با این قیمتا، دیگه مثل سابق خرید نمی‌کنم که ارسال رایگانش هم به کارم بیاد. منی که هر روز چند بار خرید می‌کردم الان هفته‌ای یه بار شده تعداد سفارشام! فعلاً هر چی تو خونه هستو دارم مصرف می‌کنم تا ذهنم به این قیمت‌های جدید عادت کنه و برگردم به بازار.

 

و اگر بخوام به گوشه‌ای از مشکلات و نمونۀ بسیار کوچکی از مصائبی که به‌واسطۀ قطعی اینترنت پیش اومده اشاره کنم: یه ماه پیش با تعدادی از مجلات داخلی مکاتبه داشتم برای ارسال مقاله. روزی که می‌خواستم تو سایت یکی از این مجلات مقاله رو بارگذاری کنم نت قطع شد. چند روز بعد که فقط داخلی‌ها وصل شد، در یک شرایط روانی عجیب که کاش هیچ وقت برای هیچ کس تکرار نشه، به امید اینکه سایت این مجله هم داخلیه اقدام به ارسال مقاله کردم. داخلی بود، ولی باز نمی‌شد. خطای امنیتی می‌داد. تلفنی هم نمی‌تونستم ارتباط بگیرم. هر روز به‌دلایل مختلف ادارات و دانشگاه‌ها تعطیل می‌شد. اینترنت‌ها کم‌کم وصل شد. با دو ایمیل مختلف ایمیل زدم؛ ایمیلم برگشت خورد. با گوشی‌های مختلف، مرورگرها و لپ‌تاپ‌ها و اینترنت‌های ایرانسل، همراه اول، رایتل، مبین‌نت و مخابرات امتحان کردم. بالاخره با لپ‌تاپ فرهنگستان و با آی‌پی اینجا، با مرورگری غیر از کروم سایت مجله باز شد. موفق شدم ثبت‌نام کنم. رمز ورود رو ایمیل کردن، اما هیچ ایمیلی دریافت نکردم. مجدداً با یه ایمیل دیگه ثبت‌نام کردم. بازم هیچی. تو اسپم هم هیچی. ایمیل زدم بهشون. ایمیلم برگشت خورد و اصطلاحاً دلیوری نشد. بالاخره تونستم تلفنی تماس بگیرم. گفتن با ایمیل دانشگاهی ثبت‌نام کنم. ایمیل دانشگاهی خودم از دسترس خارج شده بود. سایتش بالا نمیومد و دسترسی نداشتم. با ایمیل استادم ثبت‌نام کردم. لینک رو برای استادم فرستادن، که البته فقط با آی‌پی دانشگاه و از دانشگاه می‌شد این ایمیل رو چک کرد. استادم لینک ورود رو به جیمیلم فرستاد. جیمیلم فقط با گوشی باز می‌شد و سایت مجله با گوشی باز نمی‌شد. جیمیلمو با لپ‌تاپ باز می‌کردم؟ خب جیمیلم هم با لپ‌تاپی که سایتو باز می‌کرد باز نمی‌شد. لینک رو با یکی از پیام‌رسان‌های تحت وب رسوندم به لپ‌تاپ. و کپی کردم تو یه مرورگر دیگه. چون لینک با مرورگر کروم باز نمی‌شد. بالاخره بعد از مشقت‌ها و مرارت‌های بسیار (که فدای امنیت کشورم و مردمش!)، وارد لینک شدم. تأیید شد و رمزو مجدداً برای استادم فرستادن. استادم مجدداً رمزو برام فرستاد و من الان دارم فکر می‌کردم تمام این کارها در شرایط عادی فقط ده ثانیه طول می‌کشید.

 

در رابطه با اسم این سامانه، با اسامی‌ای که با جُستن هم‌خانواده‌ست موافق‌ترم تا مصدرِ یافتن (مثل یابش). چون اینجا هر چیزی رو می‌تونی جست‌وجو کنی ولی هر چیزی یافت نمیشه. فعلاً جویا صداش می‌کنم. شاید بعداً جویار.

در تصویر اول یه اکسل که هفتادوهشتادهزار و شصت‌ونه ردیف و یازده ستون داشت رو باز کردم و بدون هیچ مشکلی باز شد.

در ادامه، کلمۀ کلیک رو جست‌وجو کردم و شش‌تا نتیجه به دست اومد که در تصویر دوم می‌بینید. فقط آرایه‌ها نمی‌دونم چیه. فکر کنم منظور از آرایه همون حوزه باشه که مثلاً اینجا واژهٔ کلیک تو حوزۀ فاوا (فناوری اطلاعات) هست. و نمی‌دونم چرا برای بعضی از اکسل‌هام آرایه رو می‌نوشت صفر و حوزه‌ها رو مثل این تو مستطیل لینک نمی‌کرد. دلیل اینکه حوزه رو دو بار آوردم هم اینه که یکیش برای تدوینه. بعداً پاک می‌کنم اون ستون رو. اونا برای ارجاع هم حوزه می‌خوان. ولی هنوز نمی‌دونم منظور از آرایه چیست و چه خاصیتی داره.

یکی از ایراداتی که دوست دارم رفع بشه هم اینه که عرض ستون‌ها یا دست خودمون باشه و خودمون تنظیم کنیم یا ستون تعریف عرضش بیشتر باشه این‌جوری نشه.

در تصویر سوم که یه فایل اکسل دیگه‌ایه، ستون‌هام اسم ندارن. شیب رو جست‌وجو کردم و نتیجه این‌طوری شده. عرض ستون‌های این خوبه.

در تصویر چهارم یه اکسل سنگین رو باز کردم و صفحه غیرپاسخگو! بود. هر چی صبر کردم باز نشد. با لپ‌تاپ اداره با اینکه باز نشد ولی اتفافی هم نیفتاد ولی لپ‌تاپ خودم شاید چون قدیمی‌تر بود و شاید رمش ضعیف بود، هنگ کرد و خودش ری‌استارت شد.

مورد آخر هم اینکه نمی‌دونم چرا سه تصویر اول عمودی شدن و کشیده شدن و آخری (تصویر پایین) این‌جوری نشد.

 

۷ نظر ۰۸ بهمن ۰۴ ، ۱۱:۲۱
پیچند (تورنادو، دُردانهٔ سابق، شباهنگ اسبق)