شباهنگ

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
شباهنگ

به قول نیکولا، «من از نالیدن و ژست افسردگی گرفتن و منتقل کردن انرژی منفی همیشه متنفر بوده‌ام. همه‌ی تلاشم را کردم و همه‌ی زورم را زدم که از بین اتفاق‌های خوب و بد شبانه روزم، بهترینش را برای نوشتن توی وبلاگم انتخاب کنم، چیزی که وقتی کسی می‌خواند لبخند بزند، یا لااقل اگر لبخند نمی‌زند یا توی فکر نمی‌رود یا چیزی بهش اضافه نمی‌شود غصه هم نخورد. که بعدا (حالا چه توی این دنیا چه آن دنیا) اگر خواستند بیخ گلویم را بگیرند که چرا برق را تو اختراع نکردی و چرا کوچکترین تغییری توی وضعیت مردم دنیا ندادی، بتوانم از خودم دفاع کنم و بگویم که حداقل لبخند روی لب یکی دو نفر نشانده‌ام.»
از لبخندت برای تغییر دنیا استفاده کن؛ نگذار دنیا لبخندت را تغییر دهد.

به ابر عظیمی از غبار، گاز و پلاسما در فضاهای میان‌ستاره‌ای، nebula یا سحابی گفته می‌شود؛ سحابی‌ها محل تولد ستاره‌ها هستند و شباهنگ یا شِعرای یمانی درخشان‌ترین ستارهٔ آسمان شب و از نزدیک‌ترین ستاره‌ها به زمین است و کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده می‌شود.
همچنین شباهنگ یا مرغِ حق یکی از کوچک‌ترین انواع جغد است این پرنده تمام شب را بی‌حرکت و ساکت روی شاخه‌ها می‌نشیند و هر از گاهی با صدایی لرزان، سکوت شب را می‌شکند. صدای این پرنده طوری است که بعضی از مردم فکر می‌کنند «حق، حق» می‌گوید.

شباهنگ شما را امینِ کامنت‌های خصوصی و پست‌های رمزدارش می‌داند؛ پس محتوای این کامنت‌ها و پست‌ها بین خودمان بماند. اما "کپی" و انتشار محتویات پست‌های بدون رمز جهت استفاده و نه سوء استفاده چه با اجازه چه بی‌اجازه، چه با ذکر منبع چه بی‌ذکر منبع و یواشکی "بلامانع" است.

شباهنگ، هیچ وبلاگی را به صورت مخفی دنبال نمی‌کند و وبلاگِ خوانندگان و وبلاگِ دنبال‌کنندگان وبلاگش را از طریق inoreader می‌خواند.

آخرین نظرات

1073- ناصرالدین شاهِ واژه‌گزین

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۰۰ ب.ظ

این چند روز گیر و گرفتاری‌م زیاده و علی‌رغم موضوعات و کلیدواژه‌هایی که یادداشت کردم در موردشون بنویسم، فرصت نوشتن ندارم. هفته‌ی آخرِ مدرسه :دی و ماه امتحاناست و کلی چیز میز باید بخونم و برای اینکه شماها رو شریکِ غمم کرده باشم، گفتم یکی از چیز میزا رو بذارم اینجا شما هم ازش مستفیض بشید. اگه استقبال کنید بازم چیز میز میارم براتون که بخونید. تازه به نظرم انصاف نیست من توی گلستان علم و دانش عشق و حال کنم و شما رو بی‌بهره بذارم از این نعمت. علی‌الحساب این شما و این هم مقاله‌ی ناصرالدین شاهِ واژه‌گزین. به قول سعدی، به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه‌ی اصحاب را. 

316 کیلوبایت - بارگیری کنید :دی

خوف نکنید! همه‌ش 13 صفحه است. برای شماها که طویله‌های منو خوندید اینا که چیزی نیست. هست؟ توصیفش از دوش حموم و موز و آسانسور و پنکه رو حتماً بخونید. سفرنامه‌های ناصرالدین‌شاه، آیینه‌ی روشنی است که در آن می‌توان چهره‌ی غبارآلود و غم‌انگیز ایران قرن نوزدهم و بسیاری از وجوه زندگانی و فرهنگ و تمدن این سرزمین را در مقایسه با اروپا تماشا کرد و در آن به تأمل و تفکر پرداخت.


موافقین ۱۸ مخالفین ۱ ۹۶/۰۲/۳۱
شباهنگ

آهنگر دادگر

نظرات  (۲۸)

بارگیری نکردم :| هنوز تابع رو نخوندم، بیام سیزده صفحه چیز میز بخونم؟ :| :دی
پاسخ:
:))) اینو بارگیری کن، بعد تابع‌ها رو بخون. هر موقع خسته شدی یه پاراگراف از اینو بخون بعد برو دوباره تابع‌ها رو بخون. من موقع مدرسه اینجوری درس می‌خوندم. الانم اینجوری درس می‌خونم. خوندیامو به دو دسته‌ی حال به هم زن و مفرح تقسیم می‌کنم و یه کم از حال به هم زنه می‌خونم و به عنوان جایزه مفرح رو می‌خونم
جدی انقدر با جزئیات خاطره نویسی میکرده ناصر الدین شاه؟
پاسخ:
از توصیفِ دوشِ حمومش مشخصه :)))
آخی! واقعا هم چه بامزه!
و هیجان‌انگیز! 
ممنون که تنهایی در بحر مکاشفت مستغرق نمی‌گردی و ما رو هم با خودت می‌بری!
پاسخ:
:))) زکات علم، نشر آن است
با سپاس فراوان
بارگیری بنمودیم
باشد که مقبول افتد :)
پاسخ:
بخون که آخر هفته قراره ازتون امتحان بگیرم
بی کار بوده ها :d

پاسخ:
من خرابِ اون بخششم که میگه لخت شدیم. آخه حتماً باید بگی اینو؟!
۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۱۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
حمامش که خوبه بریم بقیه رو بخونیم!!
پاسخ:
موزشم عالیه. چون اون موقع ایران موز نبوده میخواسته توصیف کنه، نوشته یه چیزیه مزه خربزه میده و شبیه کدوئه!!!
حالا دوش حموم یه چیزی ولی توالت آخه؟ :)))) انقد بدبخت بودیم یعنی... :/ یا شاه مون بی حیا بوده؟ :))

البته من میگم شاه بی حیا بوده با توجه به کاخ عشرت آبادش که صاف صاف زل زده تو چشم خونه ما
پاسخ:
:))) صد سال دیگه آیندگان خاطرات منو می‌خونن و میگن ینی ما انقدر بدبخت بودیم؟
خاطرات منم بخونن هیچی دستگیرشون نمیشه ولی فکر میکنن من جزو مجانین زمانم بودم :))
پاسخ:
:))) یادم باشه زین پس با جزئیات بیشتر تر تر تری بنویسم خاطراتمو
وای عالیه.. 
پاسخ:
بله دیگه. مگه میشه شباهنگ چیزِ غیر عالی بده دست مشتری :))
دریا رفتیم تبریک تولد را پیشتر عرض نمودیم:)
قحط الرجال  به معنای واقعی خوشحالم روی سکو بودم آنجا صندوق نبود.
زمان قاجار خصوصا عهد ناصری به بعد اوضاع ایران اسفناک بوده واقعا:(

پاسخ:
ممنون :)
ما تقریباً همیشه در طولِ تاریخ بدبخت و اسفناک بودیم
سلام نسرین جان
خوبی؟
با این اوضاع و احوال ریز بینی شاه پس ما باید بریم ذره بینی خاطره بنویسیم 
چه شود؟:))))))
میگم ولی اوضاع روحی شاه کمی هم به من شبیه بوده که مثل ندید بدیدها همه چی را توصیف کرده حالا اگه گوشی داشت از همه چی عکس می گرفت واسه یادگاری:)))
راستی فصل امتحانات هم به کام دوستان لذتشو ببرید 
یادش بخیر
پاسخ:
سلام. ممنونم :)
واقعاً ندید بدید بوده خب. واقعاً تا اون موقع مثلاً موز و کیوی وارد ایران نشده بوده که اینجوری توصیف می‌کرده :))
احسنت، بریم بارگیری کنیم :دی
پاسخ:
بارگیری نُمایید و به دوستانتان نیز پیشنهاد بدهید که بارگیری نُمایند :دی
۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۳۲ سید رمضان حسینی
وبلاگ‌نویس خوبی می‌شد.
پاسخ:
آره اگه اون موقع سرزمین وبلاگستان کشف شده بود، عبدالله مستوفی هم وبلاگ‌نویس خوبی می‌شد:
:دی
قبلا جسته گریخته بعضی از خاطراتش رو خوندم تو کتابا خیلی باحاله میخونمش حتما مرسی عمه:دی
پاسخ:
:) احسنت و درود فراوان بر تو برادرزاده‌ی عزیزم
تقریبا روزنامه‌طورانه خوندمش. فکر کنم بدردم بخوره توی وبلاگم و متن‌هایی که باید بنویسم :)))
+ دوزِ حال‌بهم‌زنیِ این درس‌ها اونقدر بالاست، که با این مفرحی‌جات:دی برطرف و یر به یر نمیشه :| :)) 
پاسخ:
من برای امتحان سیستم‌های مخابراتی (سیسمخ صداش می‌کردیم)، لواشک گذاشته بودم لای برگه‌های جزوه‌ام :)))
خدا رو شکر بلاگفا این پستو نخورده:
ما هیچ‌وقت از این خوشمزه‌جاتِ دوزْ بالا، حاضر و آماده، نداشتیم... تازه من بذارم وسط کتاب، اونقدر وسوسه میشم که رشته‌ی افکارم پاره میشه نمی‌تونم درس بخونم :)) 
پاسخ:
:)))
بارگیری کردیم و ان شاءالله می خوانیم : ) 
باشد که روحمان شاد گردد همی :دی
پاسخ:
درود بر تو! 
از عوارض خوندن وبلاگ شباهنگ اینه که به مرور زمان و نامحسوس مقاله‌ها به خوردتون میده :))
با این جایگزین‌ها حسابی حال کردم:
دکور = جهان‌نما
بورس = تجارتخانه
پانوراما = دورنما

این حموم و پنکه و موز رو برای خونواده خوندم. حسابی خندیدند(مخصوصا پنکه) :)) 
دمتون گرم. قشنگ بود.
پاسخ:
:) آره انصافاً بعضی معادل‌هاش خیلی خوبن
چه خوب... ایشالا همیشه لب خودتون و خونواده خندون باشه
سلام خیلی ممنون از پیشنهادت.بخش هایی از کتاب شرح زندگانی من رو هم به پیشنهاد شما خودم نسرین جان و خیلی قشنگ بود.
پاسخ:
سلام
نوش روح و روانت
گوارای وجودت
ناصرالدین شاه بچه ام چه ذهن خلاقی داشته... بیچاره فقط حرمسراش معروف شد :/

+تو زکات علمت رو میپردازی به ما خیلی خوش میگذره. ثوابش بیشتر از حالت عادیه :دی

پاسخ:
:) البته فتحعلی شاه در زمینه‌ی حرمسراداری! معروف‌تره و بس که بچه داشته باباخان صداش می‌کردن :))
نه فقط خودم خوندمش. یک قسمت هاییش رو هم گذاشتم برا یک سری از بچه ها. کلی لذت بردیم از جناب شاه قاجار و روحیه کودکانه اش :D

پاسخ:
:) سوال اساسی من اینه که اینا رو دقیقاً برای کیا می‌نوشت!
میشه اسم کتابشو به ما هم بگید؟ : دی
با اسم انتشارات و اینا
سلام.
خواندن تاریخ خیلی خوبه
برادرم ارشد تاریخ بهشتی بود و من همیشه دزدکی کتاباشو میخوندم
وبه واقع به این جمله ایمان آوردم که:
ملتی که از تاریخش درس نگیره مجبور به تکرار اونه

خیلی خوبه پستاتون.:)
پاسخ:
سلام.
بله موافقم. عبرتها زیاد و عبرت گیرندگان اندک اند.

ممنون. خوبی از خودتونه
تنها نکته ای که باعث میشه وبلاگ تو رو بخونم مطالبیه که راجع به درس و امتحانات دانشگاه و این طور مسائل مینویسی....، اتفاقاً تو هم دقیقاً موقع امتحانها مطلب نمیذاری....! برعکس و جالبه....
پاسخ:
:)) ممنون از حضورت و وقتی که برای خوندنِ پستام می‌ذاری.
موقع امتحانات هم می‌نویسم. ولی انقدر نمی‌تونم روی وبلاگم تمرکز کنم و به نوشته‌ها انسجام بدم. و چون وسواس دارم چیزِ خوب به خوردِ خواننده بدم، سعی می‌کنم کیفیت رو فدای چیزای دیگه نکنم.
من وبلاگ شما را هر وقت گزارش کلافه کننده می نویسم میام میخونم که رفرش شم.
سیسمخ را دوست میداشتیم، برا ماشین  هم گنده تر از لواشک جواب نمی داد
پاسخ:
:))))) از ویژگی‌های وبلاگ من همین بس که روحیه‌ی ملت رو رفرش می‌کنه
و چی بهتر از این؟
میگم جالبه که بیشتر مخاطبان وبلاگت دبیرستانی ها هستند!.... خودت تا حال فکر کردی دلیلش چی میتونه باشه؟ وبلاگ های قبلیت اینجوری نبودند انگار....
من که n سال پیش دبیرستان رو تمم کردم و به دلیلی که گفتم گاهی به وبلاگت سر میزنم؛ اما فکر کنم وبلاگت برای تمام سنین جواب میده;)
پاسخ:
شما که همه‌ی خواننده‌های منو نمی‌بینی. اگه بخوام تصحیح کنم کامنت شما رو باید بگم اغلب اونایی که کامنت عمومی میذارن دبیرستانی هستن.
آمار دقیق‌تر اینه که نصف خواننده‌ها هم سن و سال خودم هستن. یکی دو سال کمتر یا بیشتر.
سه چهارم بقیه دبیرستانی هستن و یک چهارم بقیه خیلی بزرگترن (اختلاف سنی‌شون بیشتر از دو ساله)
برا ما نوشته بود دیگه! چه سوالیه :)
نوشته بود ما بخونیم کیفش رو ببریم :d

پاسخ:
:))) چه شاهِ خوبی بوده که فکر آیندگان بوده
۰۴ خرداد ۹۶ ، ۰۸:۴۲ آسـوکـآ آآ
بارگیری کردیم
می خوانیم به زودی انشاالله
و من الله توفیق
پاسخ:
باشد که مقبول افتد!