شباهنگ

جایی برای یادآوری فراموش‌شده‎ها

شباهنگ

جایی برای یادآوری فراموش‌شده‎ها

شباهنگ

اگه نگیم نخندیم، پیاز می‌شیم می‌گندیم

آخرین نظرات

۱۲۵۳- あなたは恋人だ

شنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۲۶ ب.ظ

دست یکی از هوادارای تیم کاشیما یه شعار به زبان ژاپنی دیدم یاد معلم پرورشی‌مون افتادم. پونزده سال پیش، که من حدوداً اول راهنمایی بودم، یه روز اومد گفت راسته که میگن تو ژاپنی بلدی؟ گفتم آره. این آره رو برای اطلاعاتی که راجع به کشور ژاپن و فرهنگشون از تله‌تکست خونده بودم گفتم. بچهٔ بامعلوماتی بودم و اطلاعات عمومیم خوب بود نسبت به سنم و هم‌سن‌وسالام. گفتم آره و گفت میشه بیای یه چیزی به خط ژاپنی بنویسی؟ منم با اعتماد به نفس رفتم سه تا خط کشیدم روهم، شبیه عدد پی، بعد گفتم این الفشونه. بعد اومدم نشستم. حالا بعد پونزده سال اومدم اعتراف کنم من هیچ وقت ژاپنی بلد نبودم و اونی هم که پای تخته نوشتم الفشون نبود :|

پ.ن: می‌خواستم عنوان پستو بذارم الف قامت یار. تو گوگل ترنسلیت نوشتم الف قامت یار به ژاپنی چی میشه؟ دیدم الفو نمی‌فهمه، نوشتم آ قامت یار چی میشه؟ نوشت あなたは恋人だ. بعد همینو نوشتم و ترجمه رو معکوس کردم که مطمئن شم معنیش الف قامت یاره. کصافط چی ترجمه کرده باشه خوبه؟ نوشت تو عاشق هستی :|

+ چیزی از ارزش‌هامون کم نشد البته :))

۹۷/۰۸/۱۹
شباهنگ

نظرات (۶۳)

:)))
مهم نیته :))
پ.ن : :)) گوگل ترنسلیت است دیگر!!
پاسخ:
شاعر می‌فرماید هر چه من دیوانه بودم، گوگل ترنسلیت بیشتر :|
۱۹ آبان ۹۷ ، ۲۰:۳۵ آشنای بی نشان
فکر کنم به انگلیسی تو گوگل ترنسلیت مبنوشتیم اشکان دژاگه مینوشت علی دایی:))

ای بابا پرسپولیس خونه پرش بتونه تا همین فینال بیاد
تیم نیست که:))
پاسخ:
والا به خدا :)) تیم فقط تراختور
با این ترجمه‌هاشون :|
۱۹ آبان ۹۷ ، ۲۰:۳۶ محمدعلی ‌
فال گرفتید فکر کنم :))
پاسخ:
فال گوگل ترنسلیت :))
شباهنگ میشه بگی طرف کیه؟ 
پاسخ:
مگه نمی‌دونی؟! مراد مرادیان :))
۱۹ آبان ۹۷ ، ۲۰:۴۳ پلڪــــ شیشـہ اے
:))))
خوبه ننوشته اعتراف کن عاشق کی هستی?
پاسخ:
انتظار داشتم زیر جملهٔ تو عاشق هستی بنویسه اگه به بابات نگفتم! بعد آهنگ اگه به بابات نگفتم یه آشی برات نپختمِ جواد یساری پخش بشه :|
واقعا با اینهمه در و پنجره بسته همین هم خیلی خوب بود .. آفرین به غیرتشون .. بازیکن واسه تعویض نداشتن طفلکی ها :)))
پاسخ:
در جریان در و پنجره‌های بسته‌شون نبودم ولی خسته نباشن و خدا قوت 
من اصن فوتبال نمی‌بینم. معنی تفاضل گلم تازه امشب فهمیدم :))
شباهنگ (تایپ میکند) : الف قامت یار 

گوگل ترنسلیت ژاپنی به گوگل ترنسلیت فارسی : حاجی این چی نوشته ؟ نمیفهمم. 

گوگل ترنسلیت فارسی به گوگل ترنسلیت ژاپنی : بیخیالش . داداشمون عاشقه ... یه چیزی بنویس ناراحت نشه . 

گوگل ترنسلیت ژاپنی : هانشی مادو گووجاااا ( = تو عاشق هستی ) 
پاسخ:
شکایت می‌کنم از شرکت گوگل. باید اعادهٔ حیثیت کنم :))
خدایی ببین گوگل هم داره بهت تیکه میندازه :)))))
پاسخ:
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم :)) ولی گوگل فهمید :|
:))
فکر کردم طرفدار تیم ژاپنی بودی و براشون پیام تبریک گذاشتی. 
پاسخ:
براشون؟ مگه اونا هم وبلاگمو می‌خونن؟! :))
معنیش رو ول کن. ببین از شکلاش چیزی می‌فهمی؟ اون صلیبه فک کنم نقش مهمی توی جمله داره. به شکلای مختلف اومده. احتمالا منظورش اینه که با عشقش تو رو به صلیب کشیده. از این طرح‌های کهن ایرانی که یه معشوق روی صلیبه که تیر خورده توی قلبش و خونش ریخته پای صلیب :)))
پاسخ:
طرح کهن ایرانی و چه به صلیب؟ مگه زرتشتی نبودیم ما؟
آقا من خون ببینم فشارم می‌افته غش می‌کنم. پای صلیب خون نریزین. خونریزی‌مون داخلی باشه لطفاً :))
ژاپنیا کارشون درسته از نا خودآگاه آدما هم خبر دارن:))
پاسخ:
آره خدایی. حتی گوگل ترنسلیتاشونم نابغه است :|
سری بعد ازش می‌پرسم مرادم کجاست ببینم چی میگه :))
سلام علیکم
خیلی حیف شد ....  -_-
ولی تا همین جا هم معرکه بود با دستان بسته
تبریک ب کیروش تبریک به استقلالی ها و سایر دوستان 
خسته کوفته شام هم از گلومون پایین نمیره
ولی آیین چراغ خاموشی نیست
پاسخ:
سلام علیکم و رحمة الله
داستان این دستان بسته و در و پنجرهٔ بسته چیه؟ من اصن فوتبال نمی‌بینم در جریان نبودم.
به استقلالیا و کیروش تبریک گفتیم، جا داره به تراختوریا هم تبریک بگیم خب
حالا بیا اعتراف کن ببینم عاشق کی هستی :)
قدیما رسم نبود معلم ها رو سرکار بذارن ها :)

پاسخ:
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست :))
دیگه یهو دیدی خوندن :)
مثلاً سرچ زدن:  あなたは恋人だ و بعد گوگل آوردشون اینجا. :دی

پاسخ:
سرچ گوگل وبلاگم که غیرفعاله، ولی موندم اینا اگه این کلمه رو سرچ کنن، در واقع دارن آ قامت یارو سرچ می‌کنن یا تو عاشق هستی رو؟
۱۹ آبان ۹۷ ، ۲۱:۴۰ مهدی رنجبر
خخخخ عالی بود. با اعتماد به نفس کافی هر چیزی بگی میتونی بقیه رو قانع کنی!
نمدونم چرا وبلاگت نیومده بودم تاحالا خیلی بگگراند قشنگی داره! درواقع میدونم، فکر میکردم یکی از وبلاگای قدیمی هستی که دنبال میکردم، اونم سبز بود آواتارش ولی آپدیت نمیکنه دیگه. خیلی وقته
پاسخ:
یه جوری گفتم این الفشونه که خودمم باور کردم اون الفشونه. شعرهای حفظی ادبیاتم هر جا یکی دو کلمه‌‌ش یادم نمیومد خودم یه چیزی می‌ذاشتم و معلممونم متوجه نمیشد. ینی می‌خوام بگم مرزهای خودباوری رو درنوردیده بودم یه زمانی :|
من وبلاگ شما رو از موقعی که خودم برقی بودم می‌خوندم. پستای برقی می‌ذاشتین، منم ذوق می‌کردم که می‌فهمم :)) یادم هم نیست از وبلاگ کی به وبلاگ شما رسیدم. اسم وبلاگتون ماسفت و ماست فت اولین چیزی بود که توجهمو به خودش جلب کرد.
عاشق گوگلم من :))
پاسخ:
گوگل خودشم عاشقه :|
وای خدا ...^-^  تراکتور+استقلال+کیروش= خیلی شاد و خوشحالن الان
هر تیم در فصل تابستان و زمستان در یک تاریخ معین از روز مثلا A تا  h میتونه تعدادی بازیکن بخره و بفروشه
به علت تخلف بازیکن منحوس مغرور و دوست نداشتنی سابق پرسپولیس و مدیران قبلی، تیم از هر دو زمان نقل و انتقال بازیکن محروم شد.....
پس ادامه راه رو تقریبا با 10 بازیکن اصلی یک  نیمکت جوان و بی تجربه بدون غر زدن گلایه از کمبود وسختی تا فینال لیگ قهرمانان رسید
و ب علت فاصله کم بازیهای لیگ داخلی +جام حذفی+چمپیونز لیگ=خستگی بازیکنان تا الان دو بازیکن رباط صلیبی پاره کردن و تا ماه ها از میدان دورن
تازه با اینکه دوم شدیم ولی عملکرد و بیلان کاری مثبت و رو ب جلو بوده ملاحظه بفرمایید:

هر برد: ۵۰ هزار دلار

هر تساوی: ۱۰ هزار دلار

حضور در یک هشتم نهایی: ۱۰۰ هزار دلار

حضور در یک چهارم: ۱۵۰ هزار دلار

حضور در نیمه نهایی: ۲۵۰ هزار دلار

پرسپولیس تا  اینجای کار به واسطه هفت برد و دو تساوی به ۳۷۰ هزار دلار رسیده است.

حضور در نیمه نهایی هم ۵۰۰ هزار دلار برای این تیم داشته است
حا فقط اگر به پاداش نتایج توجه شود درآمد ۸۷۰ هزار دلار به معنای دریافت حدود ۱۲ میلیارد تومان است. حضور در فینال پاداش پرسپولیس را دست کم ۲۷ میلیارد تومان اضافه کرد

قهرمان نشدن: حداقل ۲ میلیون و ۸۷۰ هزار دلار که تقریبا برابر ۳۹ میلیارد تومان می شود.

پیروزی در فینال: حداقل ۴ میلیون و ۸۷۰ هزار دلار که تقریبا ۶۶ میلیارد تومان می شود
پاسخ:
آره با این توصیفات به نظر می‌رسه شرایط سختی داشتن. ولی از اونجایی که به فوتبال علاقه ندارم، درک نمی‌کنم چرا دولت یه همچین پولی به باشگاه‌ها و ورزشکارا میده. اینا انقدر که به فوتبالیستا می‌رسن به ورزشکارای بقیهٔ رشته‌های ورزشی نمی‌رسن. به تیم‌های فرهنگی و المپیادهای علمی هم که اصلاً نمی‌رسن :|
۱۹ آبان ۹۷ ، ۲۲:۵۲ آسـوکـآ آآ
این مراد کی قراره این همه دلبری رو ببینه بالاخره :دی
پاسخ:
برای تعجیل در ظهورش صلوات
:)) عجب..

منم یه تلاشایی کردم.. یکی شد این :|

アルファの汗

معنیشم نمیگم چیی شد.. :))

دومیشم شد این: ولی خداییش نزدیک شداا.. بعدشم.. معلوم شد الف دارن..

友人の身長のアレフ

:)
پاسخ:
زبان ژاپنی هجاییه. اصن مثل ما نیست که الف و ب داشته باشه. حروف الفباش مثلاً این شکلیه: بَ، بِ، بُ، با، بی، بو، تَ، تِ، تُ، تا، تی، تو، و...

ناموسا شوخی شوخی با این زبان هم شوخی؟؟؟ خداییش با زبان چهارم من (کره ای) دیگه از این شوخیا نکن :)) 
پاسخ:
اتفاقا تو پست قبلی به علاقهٔ وافرت به این زبان اشاره کردم. 
تو یه روز دو تا پست بذاری همین میشه دیگه. قبلی شهیده میشه. اون وقت طرف نمی‌فهمه چه آشی پختیم براش
این پول ها رو afc فدراسیون فوتبال اسیا میده  درامد خارجی ینی درامد زایی باشگاه بوده از بازیهای این فصل
ولی درست میفرمایید باشگاه های دولتی در ایران بدون کمک دولت نمیتونن و کلی هم خوش اشتها هستن
جالبه دولت ها همه وعده فروش این باشگاه ها رو میدن ولی بنا ب یک سری خوبی هایی ک این باشگاه ها برای دولت ها دارن دل نمیکنن از این ها
مثل محبوبیت و جمع کردن رای و....
مسئله خیلی ریشه ای تره ....فقط خودتون ببینید چنتا کتاب فروشی ک از قدیم میشناسید هنوز دایرن...؟... این از این دیگه دولت ها ک داستان عدالت ورزشیشون مفصله...
پاسخ:
این خانه از پای‌بست ویران است. امیدی هم به بهبود نیست...
ولی خب همین که تلاش می‌کنن و میرن در سطح جهانی و قاره‌ای مطرح میشن باعث افتخاره
مییییدونم..

アレフ

:)
پاسخ:
سکون هم ندارن. فلذا این الفَ یا الفُ یا الفِ هست
عَی بابا واجب شد برم ببینم :))
پاسخ:
آره :)) خوب شد گفتم :دی
خب الف مث ما که ندارن تو حرفاشون.. درسته.. ولی .. اونا معادل A رو دارن..

https://en.wikipedia.org/wiki/A_(kana)
پاسخ:
بله بله :) فقط مستحضر باشید که درون‌مایهٔ پست الف قامت یاره نه الف حروف الفبای ژاپنی.
وای منم یه خاطره مشابه دارم! خیلی احساس خجالت میکنم بابتش ولی میگم!
وقتی من سوم ابتدایی بودم، کسی خیلی انگلیسی بلد نبود. اصلاً کلاس زبانا اینقد زیاد نبودن. کسی بلد نبود خلاصه. یکی از دخترای اقوام، برای 22 بهمن یه شعر انگلیسی از خواهرش یاد گرفته بود*. اینا اومده بودن انگلیسی رو با حروف فارسی نوشته بودن. مثلاً وی لاو یو. شعر هم حدود 4 5 بیتی بود. اون موقع‌ها (الان نمیدونم چجوریه مدارس!) جشن میگرفتن و بندی و بساطی و جشن مهمی بود خلاصه. نمیدونم از کجا، معلمم فهمید من چنین شعری دارم و گفت باید بیای تو جشن برای کل مدرسه بخونی! منم خیلی خجالتی بودم اصلاً حرف نمی‌زدم که بخوام مخالفت کنم! خلاصه روز جشن ما خوندیمش و بچه‌ها هم دست زدن و استقبال گرمی شد و یکی از معلما همون پای تریبون گفت که خب حالا ترجمه هم بکن!!! :))) حساب کن فقط!!! هیچی منم خو اصلاً نمی‌دونستم چه خبره و چی به چیه. یه سری چرت و پرت سر هم کردم، گفتم ما ایران رو دوست داریم و امام کمکمون کرد و چنین چیزایی. رفتم که بشینم، معلم کلاس چهارمیا گفت: کی اینو برات ترجمه کرده؟! منم کم نیاوردم گفتم دخترخاله‌ام!!!! هنوز که هنوزه به این فک می‌کنم که چرا اینقد خجالتی بودم که روم نشد بگم من ترجمه‌اش رو بلد نیستم. یا اصلاً همون اول قبول نمی‌کردم بخونم!
+یه بیتش که همین پارسال رمزگشایی کردم این بود: وی آل لاو یو خمینی  بهمن هز کام فاینالی
we all love ypu Khomeini   bahman has come finally
اونوقت ما چی می‌خوندیمش؟ وی آل ویو خمینی!!! :)))) حالا دیگه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
*اینکه خواهرش از کی یاد گرفته بود رو نمیدونم و اینکه اصلا اون شعره آیا واقعا شعر بود، چی بود!
پاسخ:
:)) واقعا چرا ما این‌جوری بودیم؟ انگار کم آوردن و بلد نیستم و نمی‌تونم تو کارمون نبود.
+ ما هم دههٔ فجر خمینی ای امام خمینی ای امام، ای مجاهد ای مظهر شرف ای گذشته ز جان در ره هدف می‌خوندیم. هنوزم حفظم کل شعرشو. بس که هر سال می‌خوندیم اینو :| :)))
نه خب مستحضرم... :)) بحث "ادبیات ژاپن، تاریخچه و آینده" شد.. گفتیم مطالبی را بیان کنیم.. :)
پاسخ:
:)) بسیار هم عالی. بنده کمال تشکر رو دارم ازتون بابت همراهی و مشارکت
خدایی چه اعتماد به نفسی داشتین،معلم رو هم سر کار گذاشتین.
گوگل ترنسلیت باهوش.😁
پاسخ:
قصدم سر کار گذاشتنش نبود. بچهٔ خوبی بودم. شاگرد نمونهٔ اخلاق بودم و یه بارم بهم جایزه داده بودن سر صف.
گوگل ترنسلیت فالگیر :))
همیشه ترجمه برعکس ش یه چیز دیگه میشه!:-نگاه به دوردست ها!
پاسخ:
آره ترجمهٔ معکوسش عین قبلی نمیشه ولی دیگه انقدرم پرت و پلا نمیشه :))
۲۰ آبان ۹۷ ، ۰۸:۵۱ آقای مُرَّدَد
شاید منظورش "مجنون" بوده
پاسخ:
نمی‌دونم... 
شما از همون اول راهنمایی عاشق بودی
پاسخ:
اون که بله :) عاشق لطفعلی‌خان زند بودم
۲۰ آبان ۹۷ ، ۱۰:۵۰ مستر نیمــا
خراب اون اعتماد له نفست بودم تو بچگی:)))) 
پاسخ:
دریای بی‌کران اعتماد به نفس بودم من. تو همون سن قصیده‌ای سروده بودم در قالب مثنوی! در مدح معلمی که از کلاسمون دلخور بود. روز معلم بهش دادیم آشتی کرد. برای خودمم کپی برنداشته بودم که الان به عمق فاجعه پی ببرم. یه بارم سر صف تو یه روز به‌خصوصی که نمی‌دونم چه روزی بود سروده‌هامو برای مسئولین و مدعوین خوندم و جایزه هم گرفتم. متأسفانه الان اون شعرها رو دارم و هی با خودم فکر می‌کنم چجوری تونستم اینا رو جلوی جمع بخونم آخه. چجوری واقعا :|
۲۰ آبان ۹۷ ، ۱۲:۳۹ جناب منزوی
واقعاً اگه من بودم بعد از ۱۵ سال به این فکر می کردم با چه اعتماد به نفسی رفتم جلو :))
خوبه برا من تجربه شد که از شاگردم چیزی نپرسم :)
کدوم کشور عمودی می نویسه؟ چین یا ژاپن بود. :)
پاسخ:
خط ژاپنی به‌صورت سنتی از بالا به پایین نوشته میشه. ستون‌ها هم از راست به چپ. امروزه افقی هم می‌نویسن. اگه افقی بنویسن از چپ به راست می‌نویسن.
در کل اگه علاقه‌مند به جهت خطوط هستید:
از چپ به راست: لاتین، سیریلیک، یونانی، گرجی، ارمنی و اتیوپیایی و همچنین مصری، سانسکریت و اسلاوی
از راست به چپ: فارسی و عبری و همچنین کلدانی، آسوری، عربی، ترکی و تاتاری
از بالا به پائین: چینی و ژاپنی سطور از بالا به پائین و حروف از راست به چپ
از پائین به بالا: مکزیکی
در یونان قدیم، نوعی نگارش بوده که ابتدا از راست بچپ می‌نوشتند و چون به انتهای سطر می‌رسیدند از چپ به راست می‌نوشتند و باهمین ترتیب تا آخر پیش می‌رفتند.
برای اولین بار در تاریخ! یکی از تمرینای داداشمو حل کردم. همیشه میگم خودش حل کنه که در حق بقیه که خواهر نخبه ندارن اجحاف نشه :)) الان استرس دارم استادشون بگه بیا پای تخته حل کن. هی زنگ می‌زنم بهش میگم تو رو خدا تو مسیر همین‌جوری که داری میری مسلط شو به جواب سؤال یه وقت صدات می‌کنه میگه حلش کن ضایع میشی :|
+ سؤال هوش مصنوعی بود :| یه جاروبرقی که سه تا خونه رو باید تمیز می‌کرد :|
+ چیزی مهمی نبود، گفتم همین‌جا تو کامنتا ثبت بشه دیگه پستش نکنم :دی
پاسخ:
عه! خودکارشو رو میزم جا گذاشت رفت :|
۲۰ آبان ۹۷ ، ۱۴:۲۹ جناب منزوی
می تونستید بگید ژاپن، راضی به زحمت نبودم
ولی حس می کنم اون سوالم بی ربط بود و کلاً نباید می پرسیدم. چون با کمی سرچ می تونستم به جواب برسم و درصورتی که علاقمند بودم بیشتر تحقیق می کردم.

پاسخ:
یکی از فرق‌های کامنت عمومی و خصوصی اینه که وقتی به‌صورت عمومی به کامنتی پاسخ میدم این نکته رو در نظر می‌گیرم که علاوه بر کامنت‌گذار، سایرین هم اون پاسخ رو می‌خونن. و اگر کامل و باجزئیات پاسخ میدم دلیلش حضور دیگر خوانندگانه تا اون‌ها هم فیض ببرن.
باز خوبه به مراد اشاره ای نکرد😂
پاسخ:
مثل فالگیرا اول گفت تو عاشق هستی. بعد کم‌کم تو سرچ‌های بعدی محل اختفای عشقمم قراره بگه :))
حالا این پست و مراد و الف قامت یار به کنار، من در شگفتم آفتاب از کدوم سمت طلوع کرده امروز که دو تا بلاگرِ کم‌پیدا که چه عرض کنم، ناپیدا و وبلاگ‌تعطیل‌کرده برای پستم کامنت گذاشتن :دی
۲۰ آبان ۹۷ ، ۱۶:۲۵ ابوالفضل ...
واقعا همچین کاری رو کردی؟!!! 😲😲😲

الف قامت یار به ژاپنی...
جالبه!

بابا هوش مصنوعی😉
پاسخ:
به خدا!!! :)))
چند بار امتحان کردم که یه وقت خط رو خط نشده باشه. بعد که مطمئن شدم معنی الف قامت یار به زبان ژاپنی تو عاشق هستی میشه اسکرین‌شات گرفتم. ولی چون با لپ‌تاپ نذاشتم پستو، دیگه نتونستم آپلود کنم عکسو.
من خودمم تعجب کردم مستر نیما رو دیدم! اگر منظورت اونه :))
امروز روی یه قاب گوشی، عکس به جغد دیدم یاد تو افتادم!
پاسخ:
آره دیگه. تو خودتم ستارهٔ سهیلی در کم‌پیدایی.
جغد دیدی و یادم افتادی و عکسشو نگرفتی برام بفرستی؟! نچ نچ نچ نچ
می‌دونی سالانه چند نفر جغد می‌بینن و بعد عکسشو برام می‌فرستن؟ :))
۲۰ آبان ۹۷ ، ۱۸:۰۰ گمـــــــشده :)

معلمه نگفت یه جمله دیگه هم بنویسی؟ به همون الف قناعت کرد؟

پاسخ:
نه نگفت خدا رو شکر :) اگه می‌گفت با همون اعتماد به نفسی که داشتم باز چند تا خط رو هم می‌کشیدم می‌گفتم اینم ب‌شون هست.
دورهٔ کارشناسی، یه بار جزوه‌مو برده بودم انتشاراتی که بچه‌ها کپی کنن. اسممو رو جزوه‌م میخی نوشته بودم. میخی رو بلدم واقعا. یه دستبند چرمم دارم نگار از شیراز برام سوغاتی آورده و همیشه دستم بود. رو دستبندم اسممو میخی نوشته. حدس می‌زدم اونجا بچه‌ها ازم بخوان اسمشونو به میخی بنویسم و کلی تمرین کرده بودم قبلش. بعد یکی از بچه‌ها گفت راسته که میخی بلدی؟ گفتم آره. گفت میشه اسممو بنویسی؟ خودکارشو داد دستم. بعد فکر کن منی که یکی از تفریحاتم ترجمهٔ کتیبه‌ها بود هر چی زور زدم و به مغزم فشار آوردم یادم نیومد حروف میخی :)) فقط الفش یادم بود که خدا رو شکر اسم اون بزرگوارم با الف شروع میشد و الفشو نوشتم. اسم خودمم چون ر داره، حرف ر رو هم از دستبندم تقلب کردم و دو حرف اول اسمشو نوشتم و گفتم شین یادم نیست، بعد ی رو هم باز از روی دستبندم تقلب کردم و الف آخرشم بلد بودم و موند شینش که متأسفانه اسمم شین نداشت تقلب کنم از روی دستبندم :| :)) 
۲۰ آبان ۹۷ ، ۱۸:۲۷ گمـــــــشده :)

:)))))

واقعا دمت گرم

چطوری حوصله می کنی اینا رو یاد گرفتی..خیلی جالبه برام

پاسخ:
میخی و اوستایی رو دبیرستان بودم یاد گرفتم. می‌خواستم وقتی میرم هگمتانه خودم بخونم کتیبه‌ها رو. یا اوستا رو بدون ترجمه بخونم :| بعد یه معلم المپیاد داشتیم پهلوی ساسانی و اشکانی بلد بود و من چون اون معلمو دوست داشتم رفتم پهلوی هم یاد گرفتم. بعد فکر کن ترم اول ارشدم زبان‌های باستانی داشتیم، کمترین نمرهٔ ارشدم نمرهٔ همین درسم بود که ۱۳ شدم :|
گوگلم فهمیده عاشقی دیگه:دی
پاسخ:
آره دیگه. ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند. الان فقط خواجه حافظ شیراز خبر نداره که اونم فال گرفتم گفت دردا که راز پنهان، خواهد شد آشکارا. فهمیدم اونم فهمیده :))
۲۰ آبان ۹۷ ، ۲۰:۳۰ گمـــــــشده :)
فکر می کردم خیلی خفن باشی ولی الان به نظرم از خفن یه کم خفن تری😀
پاسخ:
چون سیزده گرفتم؟! :)) این ۱۳ جزو نمره‌های بالای کلاس بود. از این کمترم داشتیم. حتی دو نفر از هشت نفر افتادن این درسو. بقیهٔ نمره‌هامم نوزده بیسته به خدا [تقلا می‌کند که ثابت کند هنوز خفن است]
وای من چه قدر تله‌تکست می‌خوندم
اول باشگاه پرواز رو میخوندم,بعد از 101شروع میکردم میومدم تا آخر که قیمت سکه اینا بود
بعد شبکه سه, چهار, پنج,بعد قرآن،اخر سریا پویام داشت اونم میخوندم
همه رو می‌خوندم,سرگرمی هر روزم بود:)
هعی
پاسخ:
من اولین بار سال ۸۱ با تله‌تکست آشنا شدم. اولین شماره‌ای هم که خوندم ۷۴۱ بود. جک و چیستان. من هر روز بیشتر از نیم‌ ساعت اجازه نداشتم بخونمش. مامان و بابا فکر می‌کردن به‌ درسم لطمه می‌زنه. برای همین صبح خیلی زودتر از بقیه بیدار می‌شدم که تله‌تکست بخونم. همیشه هم از ۷۴۰ که سرگرمی بود شروع می‌کردم و صفحهٔ فرهنگ و هنر و پزشکی و آخ آخ پزشکی :)) صفحهٔ مورد علاقه‌م بود! تا ۸۳۰ که جدول پخش برنامه‌ها بود و بعد کالابرگ‌ها (آخی، چقدر پیر شدم که مفهوم کالابرگو می‌دونم :دی). بعد اگه والدینم بیدار نشده بودن و فرصت داشتم برمی‌گشتم ۳۰۰ و اخبار ورزشی. قبل جام جهانی ۲۰۰۶ اخبارو از اینجا پیگیری می‌کردم و یکی از دغدغه‌هام این بود که فریدون زندی به کدام تیم پیوست. تا راپیدوین اتریش و آپولون نمی‌دونم کجا همراهیش کردم و دیگه دبیرستان با اینترنت‌ آشنا شدم و از دنیای تله‌تکست خداحافظی کردم
چند روز پیش یه سر زدم ببینم هنوزم فعاله یا نه. خییییییلی زرد و چرت و پرت بود مطالبش. خیلی!!!
دارم پست می‌نویسم براش
چه قدر خاطره برام زنده شد
صفحه پزشکیش خیلی خوب بود:دی,یه جاش بود سوال می‌پرسیدند مردم,من اینارو می‌خوندم بعد یه سری  سوالاش میفهمیدم فراتر از سنمه خودمو سانسور میکردم😁
اخ اخ من صفحه 570کفشدوزکشم میخوندم😅😅
وای من برم پستم رو بنویسم:)
پاسخ:
من هر موقع مطلب ۱۸+ پیدا می‌کردم سریع آمار صفحه رو تو مدرسه به دوستام می‌دادم اونا هم بخونن :))
۲۰ آبان ۹۷ ، ۲۳:۲۹ گمـــــــشده :)
نه چون خط میخی بلدی;-)
پاسخ:
ها، :)) قابل شما رو نداره. سخت نیست یاد گرفتنش :)
سلام

لطفا اگه ممکنه میخوام نظرتون راجع به موضوع  ''جایگاه ادیسون در عالم آخرت''
 
در http://hajferdowsi.com/568/

رو بدونم.

اگر نظرتون رو همونجا بفرمایید سپاسگذارم..

ممنون میشم اگر نظراتتون در رابطه با گفتگوها و موضوعات جالب 

مطرح شده
   
در

http://hajferdowsi.com/froums/

رو به اشتراک 

بگذارید.

با تشکر...
پاسخ:
سلام :| سپاس‌گزارم با ز درسته :|
گوگل ترنسلت انگلیسی رو به زور ترجمه می کنه چه برسه به ژاپنی:)

پاسخ:
بستگی به زبان مبدأ و مقصد داره. شاید انگلیسی به مثلا فرانسوی این مشکلات رو نداشته باشه. گروه رایانهٔ زبان‌شناسی خیلی تلاش می‌کنن اوضاع فارسی رو بهبود بدن و هنوز جای کار داره
اصلا اینارو ول کن:))
من دارم تو فضایی دست و پامیزنم در حال حاضر با خوندن پستت، که از جهات اصلی و فرعی یه صدای ریزی هی تکرار میکنه کارما کارما:دی
اینا نشونه ست نسرین
پنجره رو باز کن بذار مراد بشینه لب پنجره، ژاپنی ماپنی همه پله!

+ اسم پنجره شد، یادم باشه یه شعر ترکی که هی پنجره پنجره توش داره رو هم بنویسم یه دور


آآآآآخ عجب هوایی، نبندی کامنتارو ها، نعمت خدا نمیباره دیگه:دی
پاسخ:
پنجره رو باز کنم بشینه لب پنجره؟! :| خب چرا عین آدمیزاد از در نمیاد؟
شعر ترکی که پنجره داشته باشه فقط پنجره دن داش گلیر آی بری باخ بری باخ یادم میاد. تو مگه ترکی؟
+ یه جوری میگی کامنتا رو نبند انگار دستمو می‌ذارم جلوی دهنتون :)) 
وجه تشابه مراد با تو همینه، هی دوست داره چیزای جدید تجربه کنه، پنجره رو مثلا
بعدم حالا تو سخت نگیر واسش، بذا بیاد، از پنجره!:دی

ترک نیستم ولی ترکارو دوست دارم

والا کم از دهن بند نداره!:)) حالا نه که من پر از نگفته هام :|
پاسخ:
حالا در و پنجره‌ش خیلی هم مهم نیست. فقط من چون سرمایی‌ام نمی‌تونم باز بذارم پنجره رو. هر موقع خواست بیاد قبلش خبر بده من همون موقع باز می‌کنم :))
+ پس اون شعره رو یادت نره بهم بگی
+ بقیه خصوصی کامنت می‌ذارن وقتی کامنتا بسته است. تو نیز چنین کن :دی
دیشب تو رو تو خوابم دیدم شباهنگ. یه کلاسی دوره‌ای چیزی بود. من اساسا می‌دونستم که تو اون دوره رو شرکت کردی. جلسه‌ی اولشم غایب بودم و ندیده بودمت. بعد جلسه‌ی دوم تازه پام رو که توی کلاس گذاشتم یادم اومد تو دوست نداشتی کسی از خواننده‌هات پیدات کنه و ببیندت. تا وسطای کلاسم اومده بودم. همین که برگشتم برم بیرون تو هم از روی صندلی بلند شدی و چشم تو چشم شدیم و تو من رو شناختی و تعجب کردم :| آخه من تو خوابم قیافه‌ی تو رو می‌شناختم و تعجب نکردم از اینکه می‌شناسمت ولی تو نباید می‌شناختی :دی بعد دیگه انقدر مهربون و گوگولی بودی :))) صداتم شبیه همون صداهایی بود که از رادیوبلاگی‌ها شنیده بودم، اون پست یک سالگی رادیو. روسری‌تم صورتی کم‌رنگ مایل به کرم بود😶 [یه کم رنگ‌شناسی‌م ضعیفه] خلاصه کلب خوشحال شدم ^_^
پاسخ:
من هر هفته خواب یکی دو تا از بلاگرا رو می‌بینم. یه بار خواب نیکولا رو می‌دیدم تو عروسیش از زیر لباس عروس شلوار لی پوشیده بود و جورابشو کشیده بود روی شلوارش. کلی بلاگر هم دعوت بودن عروسیش. 
اون شبم که عنکبوت بهم حمله کرده بود خواب لافکادیو رو دیدم :)) فکر می‌کردم خواب عنکبوت ببینم ولی خواب لافکادیو رو دیدم. خواب دیدم لافکادیو هر چند دقیقه یه بار یه کامنت اعلام حضور می‌فرسته تا ببینه هنوز بیدارم یا نه. تو خوابم نصف شب بود. بعد من سر کلاس بودم و نمی‌تونستم به‌راحتی جواب کامنتو بدم بگم هنوز بیدارم. نصف شب کلاس داشتم :| کلاسممون شبیه آزمایشگاه بود و پای کامپیوتر بودیم. معلممونم خودش بود. بعد من می‌دونستم خودش داره کامنت می‌ذاره برام. و همچنان تلاش می‌کردم وقتی برمی‌گرده یه سمت دیگه جواب کامنتشو بدم. تو جواب کامنت‌ها هم می‌خواستم توضیح بدم سر کلاسم ولی نمی‌تونستم بنویسم اینو. کامپیوتری که باهاش درس می‌داد وبکم داشت. روشن بود. گفت یکی دستشو بذاره جلوش. یه نفر گفت خب چرا خاموشش نمی‌کنین؟ من گفتم اگه دستمون جلوش باشه امنیتش بیشتره. بعد یه خانوم معلم یا ناظم اومد پرسید گل‌سرهای اون یکی کلاسو شما برداشتید؟ گفتیم نه. رفت. تو کلاسمون چند تا گل‌سر استیل با روکش قرمز بود. دو تا روکش‌دارو بردیم دادیم به اونا. خلاصه فکر می‌کردم خواب عنکبوت ببینم. ولی ندیدم.
شب قبلشم خواب جولیکو دیدم. این پیامو براش فرستاده بودم. پیامو برات کپی می‌کنم: خواب دیدم اومدم کانادا ببینمت. اتاقت یه فضای ده دوازده مترمربعی با کاغذ دیواری آبی آسمانی با شکل‌های کارتونی بود. شکل اتاقتم یه‌کم ذوزنقه‌طور با سقف کج 😐 هفت هشت سکانس خواب دیدم 😐 یکیش تو بودی و اتاقت 🤔 غمگین بودیم هر دومون 😔 و حوصله‌مون از زندگی سر رفته بود 😕 تو یه سکانس دیگه کدو سرخ می‌کردم برای مهمونا 😐 بدم میاد از کدو 😭 مهمونامم دوستای کارشناسیم بودن 😐 برنجم دم کرده بودم بذاریم روی برنج کدوها رو. کلی هم روغن ریخته بودم تو ماهیتابه. شعله‌ها هم زود زود خاموش می‌شدن. کدوهام روشون می‌سوخت زیرشون سرخ نمی‌شد و خام مونده بود 😐 تو یه سکانس دیگه هم‌اتاقی ترم اولم لواشک می‌خواست ازم. که ببره برای مامانش. خونهٔ مامانشم طبقهٔ بالای ما بود. 😐 لواشکا هم زیر فرش بودن 😐 گفت می‌تونم لواشک بردارم؟ گفتم آره می‌تونی بدزدی 😐 تو یه سکانسم بابا داشت فشارشو می‌گرفت می‌گفت نرماله و کمتر کسی هست که فشار ماکسش مثل من انقدر نرمال باشه 😐 تو یه سکانسم یه مزاحم تلفنی رو شناسایی کردم فهمیدم آشناست 🤓 و تندیس سکانس برتر خواب‌های این شب هم تعلق می‌گیره به اون بخشی که من از سر کار یا دانشگاه برمی‌گشتم و مراد جلوی تلویزیون بود 😍 سرشو برنگردوند ببینم کیه 😡
چقدر باحال و خنده‌دار خوابشون رو دیدی😂
هم نیکولا و هم سکانس‌هایی از خواب جولیک :)) واقعا این حجم از پوکرفیس رو می‌طلبید :دی
پاسخ:
:)) دیشبم خواب دیدم دورهٔ زندیه است، قحطی اومده. ولی یه عده نمی‌ذاشتن به مردم کمک کنیم. من و یه چند نفر دیگه که لطفعلی‌خان هم جزوشون بود تو لباس مبدل نون خشکی! می‌رفتیم به مردم آرد می‌دادیم :|
یه نکتهٔ جالب!
وقتی داشتم جواب کامنت قبل (کامنت آرزو) رو می‌دادم، از خواب دیشبم همون‌قدر یادم بود که تو اون دو سه خط نوشتم. اما از اونجایی که صبح‌ها درست بعد از باز کردن چشمام خوابمو یادداشت می‌کنم تو گوشیم؛ رفتم یه سر به یادداشت‌هام زدم ببینم آیا علاوه بر این دو سه خط جزئیات دیگری هم دیده‌ام که یادم رفته باشه الان؟
نتیجهٔ بررسی شگفت‌انگیز بود. بعد از بیداری چیزایی رو یادداشت کردم که الان یادم نمیاد. یادداشت صبح:
دورهٔ زندیه بود. لطفعلی با لباس مبدل انارفروش تو خیابونا می‌گشت و کمک می‌کرد به فقرا.‌ قحطی بود. با یه نفر که یادم نیست در قالب نون خشکی به مردم آرد می‌دادم. اول از دودکش گندم می‌ریختم تو، اهل خونه خوشحال می‌شدن میومدن بیرون، بعد سریع و یواشکی آرد می‌دادم. به دو تا خونه که درشون روبه‌روی هم بود آرد دادم و تموم شد. اومدم یه کم پول بردارم بدم‌ بهشون. هم ده هزاری بود تو درشکه‌م، هم صد و دویست تومنی. و تعجب می‌کردم که اون موقع از این پولا نبود. ینی تو خوابم آگاه بودم که پول‌ها با دورهٔ زندیه مطابقت ندارن.
پاسخ:
و در ادامه خواب مربی آشپزیمو دیدم که کیک و شیرینی مجانی می‌داد که قنادیشو تبلیغ کنه :|
لعنت به این گوگل ترنسلیت!
هفته پیش از ساعت سه تا 6 عصر روز جمعه نشستم تو آموزگاه ترجمه نوشتم بعد پاورپوینتشم کار کردم دانشجوی احمق اومد کارو برداشت برد کافی نت اونم زده گوگل ترنسلیت گفته چهارتومن شد!
گفتم حیف استادتو نمیشناختم :|
پاسخ:
واقعا نمیشه به ترجمه‌های گوگل ترسنلیت اتکا کرد. بعد نمی‌دونم چرا یه عده میان متنو کپی می‌کنن اونجا و ترجمه‌شو بی‌هیچ تغییری تحویل می‌دن :|
من خودم یه وقتایی ازش استفاده می‌کنم. ولی نه برای متون تخصصی. تازه باید حداقل در حد دبیرستان زبان بلد باشی که بفهمی کجاها رو چرت و پرت نوشته
اینی که شما نوشتی ینی u are my sweetheart
:))
پاسخ:
ینی معنیش نه الف قامت یاره نه تو عاشق هستی؟! :)))
معنیش اینه که تو دلبر منی، تو معشوق منی، تو یار منی، تو مراد منی :دی :))
میشه تو مایه های همون دلبرجانان منی :)))
پاسخ:
دلبر که جان فرسود از او ❤️
http://bayanbox.ir/info/4258006081929276269/Screenshot-2018-11-13-02-40-20

این بود :)

خوابات جالب بود! میدونستی بعضیا خواب شفاف میبینن؟ یعنی اینکه توی خواب میدونن که خوابن و میتونن خوابشونو کنترل کنن
پاسخ:
چه خوشگله :) دستت درد نکنه :)
ذخیره کردم به اسم خودت و گذاشتم تو پوشهٔ یادگاریا
من تو خوابم متوجه نمیشم که خوابم. فقط گاهی متوجه میشم که چیزی که می‌بینم عجیبه. مثلا خواب می‌بینم در سطح شهر دارم راه میرم، روسری ندارم و خارجی‌طورم! یا مثلا خواب می‌بینم خوابگاهمون مختلط هست و چند تا هم‌اتاقی پسر دارم :| یا خواب می‌بینم در عصر زندیه زندگی می‌کنم و پول‌ها مال دورهٔ فعلیه. این‌جور وقتا گاهی تعجب می‌کنم گاهی هم تعجب نمی‌کنم و وقتی بیدار میشم تعجب می‌کنم.
۲۲ آبان ۹۷ ، ۱۶:۴۰ اجاره سوئیت مبله در تهران
دمت گرم :)))))
این پستت عالی بود ...
فقط یه سوال اون "الف قامت دوست" بود یا "الف قامت یار" ؟  :))
___________________________
اجاره سوئیت مبله در تهران
https://eskanbama.com
پاسخ:
فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم 
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگه حادثه چون افتادم 
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم 
سایهٔ طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از یادم 
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار 
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم 
تیم فقط تراختور - یاشاسین

افرین مدیر
پاسخ:
:)) البته من از تراکتور فقط رنگ پیراهنشونو بلدم
۲۳ آبان ۹۷ ، ۲۳:۴۴ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
مفهوم رو دریافته به هرحال:-)))
پاسخ:
بچهٔ تیزیه :))
۲۴ آبان ۹۷ ، ۰۱:۳۵ شهـــ ـــرزاد
وای وای واااای جواب کامنت آرزو! :)))))
خدا خیرت بده، با هر سکانسش کلی خندیدم نصف شبی :دی
پاسخ:
دیشبم خواب دیدم (منظورم از دیشب چند ساعت پیشه) که یه پست گذاشتم با عنوانِ ترسم چو بازگردی، از دست رفته باشم :( متن هم نداشت پستم. حالا اینکه چی شد که من این عنوانو تو خواب انتخاب کردم بماند...
۲۴ آبان ۹۷ ، ۲۰:۰۹ علی زیرایی
سایت خوبی دارید
دنبال شدید
پاسخ:
سایت نیست وبلاگه. فرق دارن این دو مقوله
:)))
نسرین!! اون خواب لطفعلی خانت یه چی تو مایه های خواب هم بندی حضرت یوسف شده
میگم من کلا به یه نتیجه ای رسیدم با خوندن اینا
من شبا چی میبینم دقیقا؟!:دی

خواب جوابم که محشر بود:))) شب قبلش دغدغه های قبل خوابت چیا بودن؟؟
پاسخ:
والا من در واپسین دقایق بیداریم و ثانیه‌های آخر قبل از بیهوش شدنم هزار جور دغدغه و فکر و خیال تو ذهنم دارم و مغزم نمی‌دونم با چه الگوریتمی چند تا شو برمی‌گزینه و خوابشو اون شب ارائه میده بهم. از دغدغه‌هام می‌تونم به فقر مردم، گرسنگیشون، محرومیتشون، قرص‌های بابا، فشار و قلبش، شامی که خوردیم و کدو بود، محل اختفای لواشکام، نامرتبی ابروهام و چند وقته آرایشگاه نرفتنم، چقدر برای بابا چایی دم کنم که اضافه نمونه و کم هم نیاد، فصل چهارم و پنجم پایان‌نامه‌م، خواستگاری به روش سنتی بی هیچ شناخت و عشقی، پیدا کردن کار، کنکور مجدد دکتری و انتخاب عنوان برای پست‌های وبلاگم اشاره کنم. این‌ها در واقع بخشی از مجموعه دغدغه‌های اخیر من هستن. حالا ممکنه مغزم چهار تا شو رندوم انتخاب کنه و مثل دیشب خواب ببینم یهویی داره خواستگار میاد و به مقدار فراوان چای دم کنم و ابروهام نامرتب باشه و درگیر وقت گرفتن از آرایشگاه باشم و ندونم چجوری به فرد مذکور بگم قصد ازدواج ندارم که دلش نشکنه و بعد بیام خطاب به مراد پست خالی بذارم با عنوانِ ترسم چو بازگردی، از دست رفته باشم :| همین‌قدر غم‌انگیز :|
ای جانم...الهی...
پاسخ:
:) تو کدوم منی؟
۲۵ آبان ۹۷ ، ۰۱:۵۲ شهـــ ـــرزاد
منم یه بار خواب جولیک رو دیدم :دی
پاسخ:
خوبه حالا همدیگه رو نمی‌بینیم انقدر خواب همو می‌بینیم :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">