دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما
اصلاً حسين جنس غمش فرق می‌کند

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

۶۸. پاییز باشه، تو باشی، اینجا باشیم. تو کنار حوض وضو بگیری و من وضو گرفتنتو تماشا کنم. یواشکی ازت عکس بگیرم و یاد امروز بیفتم. یاد عکسی که از وضو گرفتن بابا گرفتم. به این دفترم فکر کنم، به امروز، به اینجا، به تو. بپرسی تو صحن بخونیم یا بریم رواق؟ بگم سرده، بریم تو. کاپشنتو دربیاری و بگی تو بپوش من زیاد سردم نیست. یاد امشب بیفتم. یاد سویشرت داداشم که من پوشیدمش امشب. بعدِ نماز، کیف و کفشمو نگه‌داری که برم زیارت. اشاره کنی به ساعتت و بگی زود برگرد. بگی زیاد جلو نرو، بگی مواظب خودت باش. برگردم و ببینم نیستی. بغض کنم. هی دور و برمو نگاه کنم و نباشی. بشینم همین‌جا، زیر همین ایوان طلا تا برگردی و بگی کجا بودی (۱۷ مهر ۹۷)


  • ۹۷/۰۷/۲۲
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

مراد