شباهنگ

شباهنگ

به قول نیکولا، «من از نالیدن و ژست افسردگی گرفتن و منتقل کردن انرژی منفی همیشه متنفر بوده‌ام. همه‌ی تلاشم را کردم و همه‌ی زورم را زدم که از بین اتفاق‌های خوب و بد شبانه روزم، بهترینش را برای نوشتن توی وبلاگم انتخاب کنم، چیزی که وقتی کسی می‌خواند لبخند بزند، یا لااقل اگر لبخند نمی‌زند یا توی فکر نمی‌رود یا چیزی بهش اضافه نمی‌شود غصه هم نخورد. که بعدا (حالا چه توی این دنیا چه آن دنیا) اگر خواستند بیخ گلویم را بگیرند که چرا برق را تو اختراع نکردی و چرا کوچکترین تغییری توی وضعیت مردم دنیا ندادی، بتوانم از خودم دفاع کنم و بگویم که حداقل لبخند روی لب یکی دو نفر نشانده‌ام.»
از لبخندت برای تغییر دنیا استفاده کن؛ نگذار دنیا لبخندت را تغییر دهد.

به ابر عظیمی از غبار، گاز و پلاسما در فضاهای میان‌ستاره‌ای، nebula یا سحابی گفته می‌شود؛ سحابی‌ها محل تولد ستاره‌ها هستند و شباهنگ یا شِعرای یمانی درخشان‌ترین ستارهٔ آسمان شب و از نزدیک‌ترین ستاره‌ها به زمین است و کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده می‌شود.
همچنین شباهنگ یا مرغِ حق یکی از کوچک‌ترین انواع جغد است این پرنده تمام شب را بی‌حرکت و ساکت روی شاخه‌ها می‌نشیند و هر از گاهی با صدایی لرزان، سکوت شب را می‌شکند. صدای این پرنده طوری است که بعضی از مردم فکر می‌کنند «حق، حق» می‌گوید.

شباهنگ شما را امینِ کامنت‌های خصوصی و پست‌های رمزدارش می‌داند؛ پس محتوای این کامنت‌ها و پست‌ها بین خودمان بماند. اما "کپی" و انتشار محتویات پست‌های بدون رمز جهت استفاده و نه سوء استفاده چه با اجازه چه بی‌اجازه، چه با ذکر منبع چه بی‌ذکر منبع و یواشکی "بلامانع" است.

شباهنگ، هیچ وبلاگی را به صورت مخفی دنبال نمی‌کند و وبلاگِ خوانندگان و وبلاگِ دنبال‌کنندگان وبلاگش را از طریق inoreader می‌خواند.

آخرین نظرات

آنچه می‌خوانید یا بهتره بگم قرار است بخوانید، بخشی از جزوه‌ی واژه‌گزینی بنده می‌باشد.

✅ موضوع جلسه: عرب‌گرایی و عربی‌ستیزی، سره‌گرایی و سره‌ستیزی

لازمه‌ی رسیدن به پاسخ این سؤال که چرا فرهنگستان سوم در امر واژه‌گزینی به گزینش واژه‌های فارسی در برابر کلمات عربی اقدام نمی‌کند و فقط در پی جای‌گزینی واژه‌های فارسی با واژه‌های فرنگی مخصوصاً انگلیسی است، آشنایی با تاریخ زبان فارسی، ارتباط آن با زبان عربی، اسلام و قرآن است. مردم ایران بر خلاف مصری‌ها، سوری‌ها و بسیاری از کشورهای دیگر بعد از پذیرش اسلام، زبان عربی را با زبان خود جای‌گزین نکرده و زبان فارسی را در کنار دین اسلام حفظ کردند. این در حالی بود که زبان عربی، قدرت و قوّت و پشتوانه‌ی محکم‌تری نسبت به زبان فارسی داشته و زبان جهانی در حوزه‌ی علم محسوب می‌شد. به همین دلیل، زبان فارسی با وام‌گیری از زبان عربی به غنای واژگانی خود افزود و آثار فاخری چون کلیله و دمنه پدید آمد. شیرینی و استواری چنین آثاری مرهون بهره‌مندی زبان فارسی از زبان عربی و بلوغ و ظرافت‌های زبانی ناشی از وام‌گیری از عربی است که حد تعادل آن در زمان سعدی و حافظ بوده است. 

متأسفانه به مرور زمان بعد از حمله‌ی مغول‌ها این نثر معتدل فارسی به افراط و انحراف کشیده شد. البته شعر فارسی به اندازه‌ی نثر فارسی دچار این تکلّف و تصنّع نشد، اما استعمال بیش از حدّ لغات عربی در زبان فارسی، نوعی فضل و برتری به حساب می‌آمد. این انحراف زبانی تا دوران قاجار ادامه یافت و آرام آرام با گسترش ابزار ارتباطی و نشریات و روزنامه‌ها، نثر فارسی هموارتر، روان‌تر، مردمی‌تر، عامه‌فهم‌تر و عامه‌پسندتر شد که نمونه‌ی این سادگی را می‌توان در منشآت قائم مقام مشاهده کرد. 

در این دوره که به دوره‌ی تجدّد معروف است، فعالیت‌هایی برای زدودن لغات عربی موجود در نوشته‌های فارسی صورت گرفت و همزمان با این حرکت‌ها، مکتب‌ها و جریان‌های فکری میهن‌پرستانه‌ای از غرب آغاز شد و به سراسر جهان سرایت کرد. به عنوان مثال، کشورهای عربی که جزو امپراطوری عثمانی بودند، خواهان جدایی از امپراطوری عثمانی شدند. در ایران نیز تفکر عربی‌ستیزی قوّت گرفت و همزمان در ترکیه عده‌ای تصمیم به زدودن لغات عربی و فارسی از زبان ترکی گرفتند. در این دوران فرهنگستان اول با ریاست فروغی و همراهی حسین گل گلاب، متولد شد. قبل از فرهنگستان، در ارتش نوین ایران که روحیه‌ی ناسیونالیستی داشت نیز فعالیت‌های واژه‌گزینی صورت می‌گرفت. اما مسأله‌ی واژه‌سازی و واژه‌گزینی و فعالیت‌های فرهنگستان در دوران پهلوی اول، آمیخته با موضع‌گیری‌های سیاسی بود. کشف حجاب همزمان با بیرون راندن لغات عربی از زبان فارسی بود و مردم متدیّن، هر دو فعالیت را اسلام‌ستیزی تلقی می‌کردند و نسبت به کارهای فرهنگستان خوش‌بین نبودند. فرهنگستان اول از سال 1314 تصویب حدود دو هزار واژه را در کارنامه‌ی فعالیت‌های خود دارد. ابداع واژه‌های «دادگستری»، «شهربانی» و «شهرداری» به جای واژگان «عدلیه»، «نظمیه» و «بلدیه» از خروجی‌های فرهنگستان اول بود. شهریور ماه سال 1320 همزمان با اشغال ایران در جنگ جهانی اول این فرهنگستان تعطیل شد. 

از جمله آثار این دوره‌ها می‌توان «زبان پاک» و «زبا‌ن‌ فا‌رسی‌ و راه‌ رسا‌ و توانا‌ گردانیدن‌ آن‌» از احمد کسروی، «زبان ایران، فارسی یا عربی» از ذبیح بهروز، «نامه‌ی فرهنگستان» و «پیشنهاد شما چیست؟» اشاره کرد. در این دوره در مورد عربی یا لاتین بودن خط فارسی نیز کشمکش‌هایی بوده است. اما از دوره‌ی پهلوی دوم، این موضوعات مسائل روز نبوده و بیشتر استادان، وفادار به آن تعادلی بودند که فروغی مدافع آن بود.

پس از تعطیلی فرهنگستان اول، محمد مقدم در سال 1342 درباره‌ی خطر حضور و هجوم واژه‌های بیگانه هشدار داد. سرانجام در سال 1347 فرهنگستان زبان ایران‌ (فرهنگستان دوم‌) تأسیس شد و تا سال 1357 برای حدود 6500 واژه، معادل‌سازی صورت گرفت که حدود 600 مصوبه به دست ما رسیده است. دوره‌ی فرهنگستان دوم نیز با انقلاب اسلامی به پایان رسید و در سال 1368 بر اساس مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، فرهنگستان با ساختار و ترکیبی تازه احیا شد. از مهم‌ترین فعالیت‌های پس از انقلاب، تأسیس مرکز نشر دانشگاهی توسط نصرالله پورجوادی در سال 1359 بوده است. این مرکز یکی از فعال‌ترین ناشران ایرانی به‌ویژه در چاپ کتاب‌های دانشگاهی بوده است.

پس از انقلاب اسلامی، تصور می‌شد که چون حکومت، اسلامی است، قرار است سیل واژه‌های عربی وارد زبان فارسی شود. ولی چنین اتفاقی نیافتاد و مجموع واژه‌های عربی که طی این چهل سال وارد زبان اداری و سیاسی فارسی شد (مانند مستضعف، امت اسلامی، حد، تعزیرات و...)، از چند ده مورد تجاوز نمی‌کند. یکی از دلایلی که چنین اتفاقی نیافتاد، شخص امام خمینی و امام1 خامنه‌ای بود. امام خمینی علی‌رغم اینکه زبان عربی را خوب می‌دانست و به این زبان تسلط داشت، اما هرگز در آثار و سخنرانی‌ها عربی‌مآبی به خرج نداد. به عبارت دیگر بعد از انقلاب، نه تنها هیچ مزاحمت و دخالتی از ناحیه‌ی حکومت متوجه فرهنگستان نبوده، بلکه تصمیم‌ها و فعالیت‌های فرهنگستان مورد پذیرش و حمایت نیز بوده است.

مسأله‌ی امروز زبان فارسی، تهدید این زبان از ناحیه‌ی زبان عربی نیست؛ بلکه سرعت تولید علم، گسترش ارتباطات و هجوم سیل‌آسای واژه‌های فرنگی است که موجب نگرانی شده است. شایان ذکر است که منظور ما از زبان فارسی، فارسی سره نیست. مراد ما از زبان فارسی، زبان سعدی و حافظ و زبانی است که به آن صحبت می‌کنیم. زبانی که ترکیبی از واژه‌های فارسی و عربی است و باید بپذیریم که کلمات دخیل عربی، اکنون جزوی از زبان فارسی شده‌اند و آن را قوّت بخشیده‌اند. به همین دلیل است که فرهنگستان سوم در امر واژه‌گزینی به گزینش واژه‌های فارسی در برابر کلمات عربی اقدام نمی‌کند و فقط در پی جای‌گزینی واژه‌های فارسی با واژه‌های فرنگی مخصوصاً انگلیسی است.

ترجمه‌ی فارسی کتاب آلمانی «سنجش خرد ناب» نخستین بار توسط میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی، در سال ۱۳۶۲ منتشر شد. ادیب‌سلطانی در ترجمه‌ی این کتاب به صورت افراطی از معادل‌های سره استفاده کرده است. کسانی که اصرار دارند کلمات عربی را از زبان فارسی بیرون کنند، زبان فارسی را لاغر، ناتوان و نحیف می‌کنند. ما نمی‌توانیم و نباید این تجربه‌ی هزار ساله را کنار بگذاریم و نسبت به واژه‌های دخیل عربی احساس بیگانگی داشته باشیم. هیچ ضرورتی ندارد اصطلاحات عربی که هزار سال در زبان فارسی به‌کاررفته و رایج شده است، معادل‌گزینی شوند. همان طور که همه‌ی واژه‌های فرنگی را نیز از زبان فارسی بیرون نمی‌کنیم. زیرا گاهی حتی معادل‌سازی امکان‌پذیر نیست. به عنوان مثال به جای «عشق» و «کتاب» چه معادل فارسی می‌توان به‌کاربرد؟

امر واژه‌گزینی و معادل‌سازی باید بر اساس قواعد و اصول و ضوابط خاصی صورت بگیرد. سال‌ها قبل، نیروی انتظامی بدون هماهنگی با فرهنگستان، به جای «پلیس»، «پاسوَر» را برگزیده و تصمیم داشت به‌کارببرد که با مخالفت فرهنگستان روبه‌رو شد. لزومی ندارد هر واژه‌ی غیرفارسی را از زبان بیرون کنیم. به عنوان مثال، «فیلم» و «خبر» ریشه‌ی فرنگی و عربی دارند، اما با این واژه‌ها می‌توانیم ترکیب‌های گوناگون فارسی بسازیم. مانند فیلم‌بردار، فیلم‌ساز، فیلم‌خانه، خبردار، خبرگیر، خبرچین، خبرگزار، خبرگزاری، خبرساز، خبرسازی، خبردهی، خبررسانی، خوش‌خبر، بدخبر، بی‌خبر، باخبر. و حتی خبرنگار شو2

1استاد سر کلاس از لفظِ «آقای خامنه‌ای» استفاده کرد و عبارتِ «امام خامنه‌ای» رو خودم شخصاً با مسئولیت خودم وارد جزوه‌ی تایپ شده‌ام نمودم :دی

2فراخوانِ رادیوبلاگی‌ها: خبرنگار شو! دو جمله از این فایل صوتی صدای منه، هر کی درست تشخیص بده به قید قرعه یک عدد کارت صدآفرین برایش آپلود می‌نمایم.

موافقین ۱۱ مخالفین ۲ ۹۶/۰۳/۱۴
شباهنگ

آهنگر دادگر

نظرات  (۵۱)

به دلیل اینکه حوصله سیاسی بازی!!ندارم پستتو نمیخام.اصابم خورد شد از درو دیوار"انقلاب"میریزه...
با احترام و بایجازت البته
مورد اخرو ...
خو من که قبل اینکه پست رو بذاری گفتم که کدوماش صداته
جایزمو میخام
هر چند قابلی نداره:))))))))))
البته هر چه از دوست رسد نکوست
اونم دوستی که تو باشی
پاسخ:
من امروز از صبح تا افطار خودمو تو اتاقم حبس کرده بودم داشتم درس می‌خوندم. در جریان اخبارِ انقلابی که از در و دیوار ریخته بوده نبودم :))) ولی پستم کاملاً زبان‌شناسانه بودااااا
یه نکته‌ی دیگه هم اینه که من کلی ریسک می‌کنم محتویات کلاس! رو می‌ذارم تو وبلاگم و قدر بدان این مطالب رو

اینم جایزه‌ی تشخیصِ درستِ صدام: 
خوشگله :دی

اتفاقا من‌ وقتی داشتم گوش میکردم صداتو دریافتم روله ؛)


+
متاسفانه صدام دیگه در نمیاد هیجان بازی هم مثل سابق فعلا ندارم .
امید است در روزهای پایینی حالم خوب بشه :)


پاسخ:
:) خب جمله‌مو کامنت کن ببینم درست تشخیص دادی یا نه
هویجوری که جایزه نمی‌دیم به کسی

ایشالا زود خوب شی ^-^
واقعا سیاسی نبود؟
بچه ها پست انقلابونه و رحلت امام و اینا زیاد گذاشتن
تلفیزیون هم که هیچ
اسم امام و خمینی و خامنه ای که دیدم نخوندم


+واییییی نسرین مرسی خیلی عشقولانه بود این ^__^
پاسخ:
:)))))))))))) نه بابا منو چه به سیاست
نمی‌میری دو پاراگرافشو بخونیا :)))) سم توش نریختم :دی

+ قابل تو رو نداره عجقم!
نه
میمیرم
دینی امسالمون شونزده درس بود سه چار درسش راجب دین و اسلام وانقلاب و کفر استکبار و ازین حرفا بود
جووووووووونم درومد تا اون چن درسو خوندم
دینی 19.5 میشم. غلط م هم از همین درس انقلابه


راهنمایی تعلیمات اجتماعی کابوسم بود
کابینه دولت و رای و انتخابات و انقلابُ...

به یه سری کلمات خاص حساسیت پیدا کردم
اسمشونو تو پستت دیدم نخوندم
وگرنه من عاشق طویله های توام
پاسخ:
:))) ببین چه به روزِ بچه‌ی مردم آورده وزارت آموزش پرورش
مهم نیست که آقای خامنه ای را امام خامنه ای گفتی مهم این هست که مسئولیت حرفی که زدی را پذیرفتی..

این روزها حرف های غیرمسئولانه زیاد زده میشه..


+ مطلب آگاهی بخشی بود! سپاسگزارم  نسرین جان به خاطر زحمتی که بابت گذاشتن این مطلب کشیدی :)

+ اون جمله تحریریه فکر کنم با صدای شما بود.
پاسخ:
:) خواهش می‌کنم. قابل شما رو نداره.

آفرین. یه جمله‌ی دیگه هم اون آخرا از من بود.
منم نخوندم حتی ربطی به آموزش و پرورش نداره ربطش به ماه رمضان رو خطتو و طولانی بودن متن داره :دی 
اگر کم مینویشتی میخوندیم الان حوصلمون نمیشه خو:))



+
من اومدم جایزمو بگیریم :دی 

پاسخ:
چیزی که منِ بلاگر رو غمگین می‌کنه اینه که چرت و پرتام بیشتر از مطالب مفیدم خواننده داره
منظورم شخصِ تو یا دلنیا نیستاااا! ولی برام عجیبه که همه‌مون داریم به سواد و فرهنگ و همه چی غرب غبطه می‌خوریم و خودمون حال نداریم حتی دو خط مطلب مفید مطالعه کنیم. می‌دونی برای تایپِ این دو ساعت فایل صوتی، 10 ساعت وقت گذاشتم و می‌دونی این درس 15 جلسه بود؟ 15 تا 10 ساعت برای یه درس.
5 تا درس داشتم این ترم. 5 ضربدر 150 ساعت تایپ...
حالا اگه عکس غذاهامو می‌ذاشتم یا اسکرین‌شات مکالمه‌م با فلانی و بهمانی رو آپلود می‌کردم کلی به به و چه چه می‌کردید...

+ دومی رو درست حدس نزدی
اولی رو که حدس زدم حداقل نصف جایزززه مو بده :/


اینو نگو اتفاقا من مطالب تو رو میخونم الانم تا حدودی دو سه خط اول خوندم ولی خب کم کم .
بنظرم اگر نصفشو تو ادامه مطلب رو بذاری آسانتو میشه خوندن :)
اتفاقا غذاهاتو من دوس ندارم :دی 
همش هم تکراریه سال قبلِ:دی 
والا :|:)
پاسخ:
غذاهای من تکراریه؟ :)))
اینم جایزه‌ت، چون همیشه جلوی تلویزیونی :))

آسونتر میشه خوند ...
آقا من تا آخر میخونمش اینو شک نکن :))
میخواهی ازم امتحان هم بگیر ولی خب میگم کم کم :))

پاسخ:
شنبه خودم همینا رو امتحان دارم :(
از کم شدن بازدید وبلاگ شباهنگ میشه حدس زد که این نه روز چقدر تلفات داشته:دی خخخخخخخ
پاسخ:
:| یادم نمیاد هیچ وقت دنبال بازدیدکننده بوده باشم
نه بابا اتفاقا فقط این دو شب جلوی تی وی بودم :)))
ولی مرسی بابت جایزه ^__^
من همیشه تو اتاقمم یا در حال مطالعه یا تو کار خیریه مون فضای مجازی تلگرام یا خواب و البته و غیره :))
این دو شب بخاطر رحلت امام بیشتر اومدم پای تی وی :)

تکراری تکراریه :دی 


ما همچنان کلمه بلدیه رو استفاده میکنیم :)))
بلدیه تو زبان ما یعنی کسی که راه بلده :دی راهنما است :))
تا نصفشو خوندم ببین ؛)
ولی اگر بازم میگم بقیه شو تو ادامه مطلب میذاشتی بهتر میتونستم بخونم :))
پاسخ:
امان از دست شما دانشجوهای تنبل
تنبل چیه ؟^__^
چشمم درد میگیره یهو این همه جمله رو تو یه صفحه بخونم :|:)
باور کن بخاطر چشمامه :/

پاسخ:
وُیس کلاسو بفرستم گوش بدی؟ گوشات که درد نمی‌کنه؟ :)))
۱۴ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۲۶ فرزانه سادات
ممنون عزیز
پاسخ:
قابل شما رو نداشت ^-^
بفرست گوش میدم ^__^
مرسی :**

اتفاقا من تو دانشگاه که بودم اون زمانی که ویس نداشتم فقط صدای استاد رو 
تو واکمنم ضبط میکردم و گوش میدادم :)
یعنی فکر کن چقد من نوار ضبط شده از استادم دارم فقط فقط هم از یکی اساتید :)
چون درساش شیرین بود ^__^
اینم شیرینه خو .
بعد شد ویس که باز صدای استاد رو ضبط و گوش میدادم:)
بفرست گوش میدم ^__^

گوشام درد نمیکنه بفرست :)
ما طالب گوش دادنیم مشی شباهنگ جان ؛)

پاسخ:
ایشالا بمونه سر فرصت می‌فرستم
آخه وُیسا باید ویرایش و سانسور بشن
جک بود خشونت چرا؟
پاسخ:
یه نصیحت خواهرانه: هیچ وقت با کسی که طی ده روزِ آینده 5 تا امتحان داره شوخی نکن
ممنون بابت نصیحت ولی من که نمیدونم که شما امتحان دارید وچند تا هم دارید؟ومن که شوخی نکردم.به هرحال از اینکه باعث رنجش شما شدم عذر میخوام.
پاسخ:
20 ام دو تا امتحان صبح و ظهر
27 و 29 و 31 ام
سانسورچی :دی 
دست تو و صدا و سیما تو یه کاسه اس :دی 
مرسی ^__^
پاسخ:
:))
خیلی خوب بود، ممنون :))
امروز آقای قرائتی دانشگاه ما بود می‌گفت به روحانی‌ها گفتم که اینقدر از واژه‌های عربی استفاده نکنید، و حتی مثلا خطبه‌ی امام علی(علیه السلام) رو هم عربی خونید برای ملت. زبان امام عربی بود، اونایی هم که براشون حرف میزد عرب بودن، امروز نه شما عربی و نه مخاطب شما. :)
[می‌رود تنبلی را کنار بگذارد و فایل را بگوشد!]
پاسخ:
خواهش می‌کنم
برای همینه که عاشق آقای قرائتی‌ام!
اصلا ورود واژه های عربی به فارسی و ترکیبشون با هم باعث شده زبان ما اینهمه طناز بشه به نظرم واقعا نمیشه بعضی کلماتو معادل سازی کرد چون روح کلمه دچار اسیب میشه باید همونجور ناب و وحشی ازشون استفاده کرد البته در حد تعادل :))
پاسخ:
تکبییییییییییییییییییییییییر!
۱۴ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۷ گلبول سفید
من تنها مشکلم با فرهنگستان اینه که چرا سر خیلی از کلمات دیر اقدام به معادل سازی میکنن. دیگه وقتی یه کلمه ی مثلاً انگلیسی جا افتاد و رایج شد، عموم مردم نه تنها معادلش رو به کار نمیبرن، بلکه به عنوان جک واسه هم تعریف می کنن که؛ شنیدی فرهنگستان جای فلان کلمه چه معادلی انتخاب کرده؟!
:|
پاسخ:
جوابِ سوال شما رو جلسه‌ی دوازدهم سیزدهم بررسی کردیم.
اینی که اینجا خوندی جلسه‌ی دوم بود.
گوینده‌ی هیچ بنده‌ای بی‌عیب نیست و هیچ کاری هم و ادامه‌ش که یادم نیست! تو بودی؟
پاسخ:
نههههههههههههههههه
صدای من خییییلی آرومه
و شمرده شمرده و با دقت صحبت می‌کنم
ترسیدم آقا! :)))
خونسردی خودت رو حفظ کن من دوباره گوش کنم!
پاسخ:
:))
اگر میتونید اونا رو ضبط و برای ما بفرستید چطور؟ :)
پاسخ:
نچ!
اینم حدس آخر! لطفا به دوستاتونم اطلاع بدین... . اگه اینم نباشه به عنوان تنبیه من تا پست بعد دیگه اینجا آفتابی نمیشم!:دی :))
پاسخ:
باریکلا! خودشه، همینه ^-^
چه جالب :) من الان دارم چهل حدیث امام خمینی رو مطالعه می کنم برای درس اخلاقم،و اون اوایل که می خوندمش به قدری برام ثقیل بود که قصد داشتم امام خمینی رو یه جا گیر بیارم و بزنمش :))) ولی الان تقریبا متوجه میشم چی به چیه.و اصلا حواسم نبود که این کتاب در اصل عربی بوده و ترجمه شده.خب خوندن ترجمه این سبک کتابها به فارسی(منظورم کتابهای مذهبی،سیاسی،...) از خود عربی سخت تره! :دی
پاسخ:
من احادیث و وصیتنامه شونو نخوندم، ولی چند تا شعر و سخنرانیاشونو که شنیدم خیلی ساده و عامه فهمه.
کلا اعصابم خرد میشه بعضی روحانیا هی کلمات قلمبه عربی میگن :(((
خوب نوشتی.
ما که میدانیم اینها همه اش بهانه است، مقصود عدم حذف کلمه ی (( مراد)) است.😂


پاسخ:
:))) آخ آخ این مراد تکیه کلام استاد شماره‌ی یازدهه. انقدر سر کلاس و تو جزوه و کتاباش مراد مراد گفت که دیگه سرایت کرد به همه‌ی جزوه‌هام. دیروز داشتم جزوه‌ی معنی‌شناسیمو تایپ می‌کردم. استادمون یه مثال برای یه چیزی زد و گفت علی به مریم کتاب هدیه داد. می‌خواستم بنویسم مراد به نسرین کتاب هدیه داد :دی
این عکسو ببینید:
چه‌قدر خوب بود... نمی‌دونم چرا بعضی‌ها فکر می‌کنن اگه توی حرف‌ها و سخنرانی‌هاشون کلمات عربیِ خیلی سنگین به کار ببرن خیلی کلاس کارشون می‌ره بالا. بابا ملت باید بفهمن چی می‌گی خب :| 
گوش دادن به سخنرانی‌های امام خمینی و امام خامنه‌ای :) به من خیلی کیف می‌ده. همه‌چیز سرِ جای خودش، مرتب و منظم. خلاصه و مفید.
مامانم با قرائتِ اصلِ عربی حدیث و آیه تو سخنرانی‌ها هم مشکل دارن. می‌گن تو جمعاً نیم ساعت وقت داری، یه ربعش رو داری اینجوری از دست می‌دی درحالی که اولا هیچ‌کس ترجمه کاملش رو متوجه نمی‌شه مگر اینکه سواد عربی داشته باشه، دوم اینکه قراره بعد ترجمه‌اش رو هم بگی.

+عکس پست 811 چه خوب بود :))
پاسخ:
همون طور که بعضی روحانیا فکر می‌کنن با عربی‌مآبی باکلاس میشن، بعضی دکترا و مهندسا هم با خارجکی صوبت کردن حس باکلاسی بهشون دست میده

+ عکسای وبلاگم دربست مال خودت ^-^
۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۴۵ شن های ساحل
سلام خوندم جالب بود..من با نظر فرهنگستان موافق نیستم فقط در این مورد سرعت در تغییر لغات انگلیسی قبول دارم باید سریع تر بشن
پاسخ:
سلام ^-^
سرعت ورود واژه‌های عربی و زبان‌های دیگه به فارسی صفره یا مثل قطره است. ولی انگلیسی عین سیل داره وارد همه‌ی زبان‌ها میشه.
و خب باید قبل از ورودشون اقدام به معادل‌سازی بشه
اینکه چرا نمیشه رو جلسات آخر بررسی کردیم. سر فرصت به این سوال‌ها هم جواب میدم
با ما همراه باشید :)))
اعتراف میکنم اولش که پستت رو دیدم خوف کردم ولی متن برام جالب بود و تا تهش رو خوندم
+صدات رو فکر میکنم تشخیص دادم اما کارت صد آفرین دونیم اشباعه فرصت رو در اختیار جوانان قرار میدم.:دی
+اون مقاله ناصرالدین شاه رو خوندم خیلی باحال بود و مفرح:دی سپاس
پاسخ:
من معمولاً سعی می‌کنم پستای وبلاگمو خودم بنویسم و از جایی کپی نکنم. اینم خودم نوشته بودم. خلاصه‌ی جلسه‌ی دومِ کلاس دکتر حداد بود. به قلمِ شیرینِ خودم ^-^
۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۰۲ مرتضی خیری
محض تشکر بگم این پستای زبان شناسیت خیلی خوبه. یه سری چیزا رو میشه فهمید.
*
یه سوال. فقط آقای حداد نیست که. احتمالا زبان شناسانی هم هستند که تفکرات اینطوری ندارن. اونا هم میتونن فکر خودشونو اجرایی کنن؟ من خودم فکر نمیکنم اینطوری باشه. یعنی چون آقای حداد ارادت به عربی داره و تو فرهنگستان هم هست، زبان فارسی ما افتاده دست ایشون. اگه دست یه آدمای دیگه بود شاید عربیا رو حذف میکردن مثلا، انگلیساش میموند(زیاد چرت و پرت نگفتم که؟)

پاسخ:
خواهش می‌کنم.

نه به هیچ وجه این طور نیست. سخت در اشتباهید که این طور فکر می‌کنید. نزدیکِ 70 گروه تو فرهنگستان هست که هر کدوم دست تعدادی متخصصه. مثلاً واژه‌های نجوم دست یه عده، برق یه عده، پزشکی یه عده و حتی صنایع غذایی و قهوه هم گروه دارن برای اصطلاحاتشون.
متخصص‌های گروه هوایی (چون برای کاراموزی‌م رفتم تو جلساتشون می‌دونم) یه عده خلبان و مهندس پروازه و کاپیتان و مهمان‌دار و... فقط یه استاد زبان‌شناس تو تیمشون هست که این اساتیدم معمولاً طوری انتخاب می‌کنن که تو اون حوزه سررشته داشته باشن.
امام خامنه ای ^_^
همچین چسبید بهم این دوکلمه^___^
پاسخ:
:)
خسته شدم 
یک هفته ست دارم ۱۲صفحه رو هی میخونم و هی میخونم و هی میخونم و ...
کتاب مرجع رو هی میخونم و هی میخونم و هی میخونم و .......
کاش خدا نسل استادای بی مسئولیت رو منقرض کنه

گردنم درد میکنه
دستم درد میکنه
واقعا دلم میخواد از دانشگاهمون فرار کنم شده به قیمت انصراف 
پاسخ:
:)) تحمل کن. پارو بزن. ساحل نزدیکه
آیکون ضجه و گریه و شیون
پاسخ:
P:
همون که میگه گهی پشت به زین و اینا؟! :)))))))

پاسخ:
نههههههههههههه اون حنانه است
خب بالاخره خوندم :)) البته پست‌های طولانی دوست دارم اگه درس اجازه بده :|
همیشه افراط بده. حتی توی بیرون کردن کلمات عربی! والا. 
متن خوبی بود. ممنون. 
پاسوَر؟! :|||

+ الان دیگه به روحانی هم کسی کمتر از «جناب آقای» نمیگه! بعد رهبری نظام، که خودشون درجه‌‌ی روحانیت دارن واسه مورد خطاب قرار گرفتن یعنی آیت‌الله، رو میگن «آقای». واقعا این‌جور افراد رو درک نمی‌کنم! حالا کسی لفظ امام رو هم عادت نداره، حداقل از همون آیت الله استفاده کنه قشنگ‌تر و مودبانه‌تر محسوب میشه برای شخصیت رهبری فقیهِ کشور. 
پاسخ:
ولی پلیسِ راهوَر داریم
پاسور چون شبیه پاسوره (ورق) زشته یه کم :))))

حالا اینی که آقا گفته خودش فامیل آقاست. سخت نگیر :)))
آها! آهنگرشون بوده :دی حالا آهنگر احتمالا منظوری نداشته :))  ولی خب بقیه منظور دارن و اون بخش کامنتم می‌تونه خطاب به منظوردارهاش باشه :| :/
پاسخ:
:)))) بله آهنگرشون بوده
مرسی واقعا سوالم بود که چرا به کلمه های عربی کاری ندارند :)
+ اون قسمت مراد ما از زبان فارسی منو کشته :)))
+به نظرت واقعا لازم بود بنویسی امام؟
پاسخ:
جواب این سوالتم تو جزوه‌م هست. ایشالا بمونه سر فرصت.
:))) مراد
والا لزومشو نمی‌دونم. هویجوری عشقی و دلی نوشتم و قصد و غرض خاصی نداشتم
بلی
لازم بود بنویسه امام
اصلا من امام خامنه ای رو بیشتر از امام خمینی دوست دارم 

امام خمینی یاران خالص و مخلص و درجه یک خودشون رو داشتند درسته انقلاب رو به سختی بپا کردن و جذبه و اقتدار خاص خودشون رو داشتن اما تنها نبودن..بنظرم بیشتر سختی ها روی شونه ی رهبر امروزمونه
آقا انقدر مظلوم هستند که بجز تعداد معدودی یار واقعی ندارن ... سخته
رهبری امروز سخت تر از رهبری دهه ۵۰ و ۶۰ عه
خیلی سخت تر 

پاسخ:
:))) دل پری داریاااااااااا
آقای پ. پیام داده میای آخر هفته بریم دیدار رهبری؟!
قیافه منو تصور کن
پرسیدم به مناسبتِ؟!
میگه دیدار شاعران با آقا
حالا دوباره قیافه منو تصور کن :)))
۱۶ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۳ آقای روانی
من به‌چندتا شعار ساده بسنده می کنم

الله اکبر
الله اکبر :))
پاسخ:
مرگ بر ضد ولایت فقیه
درود بر رزمندگان اسلام :)))
راضیه یه روی سیاسی م داره :)))
به زبون درازیاش نگا نکن راضیه روی جدی ای داره 
کمتر کسی این روشو دیده :)))

کاش یکی بود منم میبرد.تاحالا قسمت نشده 
خوش به سعادتت
من بودم با سر میرفتم
پاسخ:
:))))) فکر کن برم، از این سربندا و چفیه ها هم بپوشم :))))
آخر هفته خونه ام
و در جوار خونواده
به آقای پ بگو این خانم(من) نائب منه عوض من ببرش :دی
پاسخ:
:))) کف دستت بنویس جانم فدای رهبر، بگیر جلوی دوربین من بشناسمت
وبلاگ‌نویسیِ نیکولا رو به خاطر اهمیتش دوبار پیشنهاد دادی؟ :))
پاسخ:
:))) اشتباه تایپی بوده
الان حذف می‌کنم یکیشو
بعد یه تیم تحریریه داشتیم که اونا رو...
این صدای توعه؟؟؟ : ))))
در ادامه:

لطفا به دوستاتونوم اطلاع بدید که فلان و فلان به این فراخان بپیوندند...
درسته؟
و لطفا یادتون باشه که فقط و فقط تا آخر خرداد ماه فرصت دارید شاید باشید : ))
درسته؟

جایزه مو بده :))
پاسخ:
فراخوان
نه فراخان :))))
بعد یه تیم و لطفاً به دوستاتون درسته. ولی لطفا یادتون نره من نیستماااا
جایزه:
اوپس سوژه ی شباهنگ شدیم رفت :دی
خخخ بابا هول هولکی فرستادم دیگه! 

وای عالی بود خخخخخ 
سپاس نسرین بانوی عزیز : )
پاسخ:
^-^ خواهش می‌کنم
پس گزینه آخریه کیه؟ 
صداشونو دوست داشتم : )
پاسخ:
اون نفیسه بود
۱۶ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۳۱ مجال‌خواهـ ـی "بنفش‌"مآب
کامنت‌دونیِ این پست رو بستی، درسته؟ https://goo.gl/G7ohGg
البته صحبتِ خاصی ندارم. فقط خواستم بگم، به‌عنوانِ یکی از همون "دست‌بند به‌دست"هایی که مزاحمِ مردم می‌شدن و سعی می‌کردن "رای‌‍شون رو با صحبت عوض کنن"، واقعاً شرمنده‌ایم! :))) مجبور بودیم این‌طوری جفت‌پا بی‌مقدمه بپریم وسطِ محاورات و مکالماتِ ملّت. D:

پ.ن؛ صحبتت راجع به این‌که گروهِ مقابل باید صدا داشته باشه، البته کاملاً صحیحه. اما خب هدفِ گروه تبلیغاتی، صدادادن به دیگری نیست. "تبلیغ"ـه.
پ.ن2؛ این صحبت، که رای با حرف و با تلگرام عوض نمی‌شه، بنابه تجریۀ خودم حداقل، درست نیست. می‌شه بیش‌وکم! همین جناب روحانی چندین و چند رای به من بدهکاره :)

پ.ن3؛ راجع به اون مستندِ برنمی‌گردیم؛ سیاست‌مدارها دروغ می‌گن. بدونِ یک استثناء. ذاتِ سیاستـه. اما توی این یک مورد، با وجود این‌که قبول دارم روحانی به عنوان یکی از "منبری‌ترین" سیاست‌مدارهای اواخر، کم ریاکار نیست، اما اکثراً تحتِ تاثیر اون صحبت‌های "همه‌ی تحریم‌ها برداشته می‌شن"، قرار نگرفتیم. وقتی مذاکرات برای یک چیزه، تحریم‌های چیزِ دیگری اصلا موضوعیت نداره. خواستم بگم خوبه سیاست‌مدار دروغ نگه و ریاکار نباشه، اما این وسط، خبرنگارها خیانتِ بزرگ‌تری مرتکب شدن تا اون سیاست‌مدار؛ اون‌ها حقیقتِ اصلی رو فریاد نزدن. که خب باز.. شوربختانه البته، "ذات"ِ سیاستـه.

پ.ن4؛ باید ببخشی که انتخاباتِ لعنتی رو دوباره انداختم وسطِ دست و بالت این‌طوری! :)
پاسخ:
:)) کامنت‌ها معمولا بعد از یکی دو هفته بسته میشن

شما از کجا می‌دونی تونستی واقعاً رای ملت رو تغییر بدی؟ دیدی واقعاً به اون رای بدن؟ الان هر دو طرف فکر می‌کنن با من صحبت کردن و متقاعدم کردن به ایکس یا وای رای بدم و فکر می‌کنن دادم

همیشه سعی کردم خودمو وارد بازیای سیاسی و حتی پست‌ها و کامنتای سیاسی نکنم
مراد من کدوم گوریه که من هی باید دانش بجویم اخه؟

الف ) ور دل ننش در منزل زیر باد کولر کپیده
ب ) با دوز دخترش رفتن ددر (ماه رمضونه نمیتونم بیشتر از این باز کنم مطلبو)
جیم ) سرکاره (مگه پیدا میشن همچین پسرایی o_O)
دال ) داره از عشق یکی دیگه میمیره !
خال ) اونم داره دانش میجویه 
پاسخ:
:)))) سعدی میگه:
ای یار کجایی که در آغوش نه‌ای
و امشب بر ما نشسته چون دوش نه‌ای
ای سر روان و راحت نفس و روان
هر چند که غایبی فراموش نه‌ای

و نیز:
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

بیدل دهلوی هم می‌فرماید:
گفتی چه کسی؟ 
در چه خیالی؟
به کجایی؟
بی‌تاب تواَم...
محو تواَم...
خانه‌خرابم...
مال منو ولش کن تو واجبتری :/
پاسخ:
:))
باورکننننننننننننننن
پاسخ:
:))
همونکه گفتم
فرهنگ لغت بگیر بهش دیکته بگو
پاسخ:
:(
اگر تو اینکارو نکردی من خودمو به تیمارستان معرفی میکنم 
پاسخ:
:|
نسرین بمن بگو تو بعنوان یک فردی که ۵سال سیم کشی خوندی بعد رفتی ور دل حداد که خدا ان شالله نو به قبر عمه ش ببارونه که تورو پذیرفت در جواره خودش چه سرگرمی میتونی داشته باشی وقتی حوصله ت سر میره جز املا گفتن اونم در شرایطی که این حجم اشک درونت کیف میکنه وقتی از یکی غلط املایی میگیری؟هوم؟
پاسخ:
:|