دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما
اصلاً حسين جنس غمش فرق می‌کند

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ضمن عرض سلام و خسته نباشید و صبح به خیر، در خدمت شما هستیم با پستی دیگر از سلسله پست‌های «هر چه من دیوانه بودم، ابن سیرین۱ بیشتر». مستحضر هستید که من هنوز که هنوزه خواب کلاس و درس و مدرسه می‌بینم و هر بار به طرق مختلف از آزمون‌های گوناگون زندگیم قبول یا رد میشم و شبی نیست که یه امتحان تو خواب ازم نگیرن. الانم اومدم تندیس مسخره‌ترین خوابو تقدیم خواب دیشبم کنم و برم. مسواک به دهن داشتم می‌رفتم سرویس بهداشتی طبقهٔ چهارم خوابگاه مسواک بزنم. دورهٔ کارشناسی خوابگاهمون سوئیت بود و آشپزخونه و سرویس‌ها توی واحدمون بودن. ولی دورهٔ ارشد اینا بیرون اتاقمون بودن و صُبا معمولاً سرویس طبقهٔ خودمون پر بود و من می‌رفتم طبقهٔ چهارم مسواک می‌زدم. تو خوابم هم داشتم می‌رفتم طبقهٔ چهارم مسواک بزنم. هر طبقه هم یه نگهبان داشت که می‌پرسید کجا میری و چرا میری و میری کیو ببینی و میری چی کار کنی. تو خواب. موقع رفتن نگهبان طبقهٔ چهارم مادرشوهر مارال تو سریال آنام بود. بله من این سریال رو هم دیده‌ام به لطف و برکتِ فراغت از تحصیل و سوز به دل همه‌تون که دیالوگ‌های ترکیشو بدون زیرنویس متوجه می‌شدم :دی. اجازه داد برم و وقتی برگشتم نگهبان عوض شده بود و جلومو گرفت گفت تو اون بالا چه می‌کردی و چجوری رفتی و چرا رفتی و چرا ندیدمت وقتی رفتی؟ که مادرشوهر مارال اومد گفت من اجازه دادم بره مسواک بزنه. بعد یه متنی که انگار پایان‌نامه‌م بودو نشونش دادم که ببینه فونتش درسته یا نه. یادتونه مشهد، تو رواق غدیر چند تا خانوم ردیف جلو نشسته بودن و کتاب دعاشون به خط اردو و شبیه هندیا بود؟ این تصویر از کتابشون گوشهٔ ذهن من مونده بود. استادم هم یه گزارش از پایان‌نامه‌م خواسته و گفته تا پایان مهرماه بفرستم براش. امروزم پایان مهره و دیشب داشتم فکر می‌کردم امروز چه خاکی به سرم قراره بریزم و از یکی از دوستان که دکتری قبول شده و شاید باورتون نشه دفاع نکرده و مدرک ارشد نداره هنوز، خواستم شیوه‌نامه‌ای که باید بر اون اساس پایان‌نامه بنویسیمو برام بفرسته. خودم فونت و سایز و اینا رو بر اساس شیوه‌نامهٔ شریف تنظیم کرده بودم. حالا این بحث فونت متن هم یه گوشهٔ دیگهٔ ذهنم بود. بعد این چیزی که تو خواب نوشته بودم فارسی بود، ولی شبیه خط هندیا بود. نشون نگهبان طبقات خوابگاه دادم و گفت اینکه فونتش منطبق بر اصول ما نیست که. این فونتش بی مراده ببر فونتشو عوض کن باید تاهما باشه.

۱ ابن سیرین معبّر خواب بودن و در این زمینه تخصص فراوان داشتن.

  • ۹۷/۰۷/۳۰
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 3

فرزانه هم‌کلاسی ارشد