شباهنگ

جایی برای یادآوری فراموش‌شده‎ها

شباهنگ

جایی برای یادآوری فراموش‌شده‎ها

شباهنگ

تو شب یلدای منی...

941- متّصل است او

يكشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۳۳ ب.ظ


+ دوازدهِ شبِ دیشب: حرکت از سمت تبریز به سمت تهران

+ 8 صبح: حرکت از آزادی به سمت ولیعصر (هدف: گذاشتن چمدان‌ها در خوابگاه)

+ 10 صبح: حرکت از سمت ولیعصر به سمت آزادی (هدف: مصاحبه‌ی حوزه (در این راستا چیزی نپرسید، بعداً اگه صلاح دیدم توضیح میدم))

+ 1 بعد از ظهر: حرکت از سمت آزادی به سمت تجریش و سپس ولنجک (هدف: پرداخت هزینه‌ی خوابگاه)

+ 3 بعد از ظهر: ارجاع به فرهنگستان جهت تاییدیه درخواست خوابگاه به دلیل اینکه درخواستِ قبلی، یک سال انقضا داشت (هدف: دانشجوآزاری! مردم‌آزاری)

+ 3 و نیمِ بعد از ظهر: حرکت از سمت ولنجک به سمت ولیعصر (هدف: گرفتنِ مهر و امضا از مسئول خوابگاه)

+ 6 الی 7 بعد از ظهر: بالا و پایین کردن طبقات خوابگاه (هدف: انتقال 3 عدد چمدان و 3 بسته حاوی تشک و پتو و ظروف از همکف تا طبقه‌ی 3 (3 تا چمدونو از خونه آورده بودم و این 3 بسته تو نمازخونه‌ی خوابگاه بود))، هدف بعدی: سکنی (بخوانید سُکنا) گزیدن در واحدی که فعلا بدون هم‌اتاقی و خالی از سَکَنه است (در مورد هم‌اتاقیام هم چیزی نپرسید، بعداً اگه صلاح دیدم توضیح میدم)

+ 7 شب: حرکت از ولیعصر به سمت فاطمی (هدف: خرید مایحتاج مخصوصاً نان و دمپایی (بعداً توضیح میدم))

+ 9 شب: دانلود و آپلود فایل‌های پروژه‌های کاری (شرکتِ رئیس شماره‌ی2 (در این راستا هم چیزی نپرسید، بعداً اگه صلاح دیدم توضیح میدم))

+ 10 شب: انتشار پست جدید در شرایط جنازه‌طور!


+ بشنویم: Siavash_Ghomayshi_Tehran.mp3

+ عنوان: Mottasel-Chavoshi.mp3

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۲۸
شباهنگ

راضیه

نظرات (۴۰)

اره بعضیا کلا ندارن
خوشبحال بابات! انقدر که تو هزینه ها صرفه جویی میشه میگم...
پاسخ:
تا حالا دندون نکشیدم ولی 5، 6 تا عصب‌کشی داشتم و 10 تا پر شده
با اجازه ت 3 تا کشیدم یکی دیگه مونده!

پاسخ:
من دندون عقل ندارم کلا
رسیدنت به تهران به خیر و عیدت مبارک :)
پاسخ:
عید تو هم مبارک الهام :)
تف تو دنیا، هرچی غم و غصه هست به حق همین عید برطرف شه به حق علی!
فردا ما هم تالار دعوتیم و من الان دندونمو کشیدم و نه میتونم حرف بزنم نه غذا بخورم و حتی نمیدونم نمازمو چجوری بخونم..

پاسخ:
ایشالا :)

دندون‌درد خر است.
چه قدر تو دندون می‌کشی
الان چند تا دندون داری؟
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۵۹ آقاگل ‌‌‌‌
من فقط بگم. عنوان متصل است او چاووشی آخه؟ یعنی شاعر شعر اینقدر مهجور بود بنده خدا مولوی! :دی

پاسخ:
این اتصال، اتصال به اینترنت منظورشه
اولین واتی که عرض کردی گفته بودم چرا وبلاگت هستی ولی تلگرام نع !
سوال خازن داشتم😒

وات دوم که گفتی !
گفتی وات
گفتم 3فاز !!!
خوبه برقی و نمیفته دوزاریت😂وات.فاز.نول !!!!!

وات سومم هرجای نت میری هرپیجی هی نوشته دانلود کوسیم سلطان !درد دل فرمودم !
پاسخ:
خب این ور و اون ور رو متوجه نشدم منظورت تلگرام و وبلاگه
نسرین رد دادیا😂😂😂😂😂😂😂😂
پاسخ:
:|
خرم سلطان کم بود هم اکنون هرجایی میریم بحث کوسیم سلطان براه شده :|

ای بدم میاد از این فیلمای ترکیه ای 😒😒
پاسخ:
وات؟
3فاز :|
پاسخ:
متوجه نمیشم چی میگی
دقیقا کی متصل عست؟(آیکون تفکر عمیق تر از اون عمیق قبلی)
پاسخ:
من متصلم به وای فایِ دانشکده.
چجوری میشه که اینور هستی ولی اونور نیستی؟(آیکون تفکرعمیق):دی
پاسخ:
وات؟
جریان اکانت فعالت از فوتبال هیجان انگیزتر شده... همه منتظرن ببینن آخرش چی میشه.
مثلا فک کن ده سال دیگه با شوهر (مراد) و نسیم و طوفان و بقیه ی جوجه هات راهی تهران میشی بعد گذرت میفته اونطرفا (شریف یعنی) بعد میبینی هنوز اکانت فعاله :))
پاسخ:
:)))) و با همون اکانت پست می‌ذارم که چرا قطع نمی‌کنین؟
ع مثه اینکه من باید دیشب اینجا دنبال تخمه می‌گشتم :))))
نچ نچ نچ خو اگه دارین چرا خبر نمی‌دین به آدم:|
پاسخ:
:دی
ی سوال ، زنده ای؟ 
خدا قوت هی برو هی بیا
:) 
پاسخ:
:)))) آره هنوز زنده‌ام.
سلام. 
چطوری ؟ بهتری شباهنگ ؟
پاسخ:
سلام
خوبم.
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند. :)
غمگین نبینمت! چرا غمگین ؟!
پاسخ:
وای زی زی الان که بیدار شدم صبونه بخورم حس می‌کنم سرم از درد منفجر میشه، بس که به دلایل مختلف نشستم گریه کردم.
خداروشکر یکی از مشکلاتی که براش ناراحت بودم الان حل شد

امروز یه عروسی دیگه هم داشتیم و من خونه نیستم :((
جناب هولدن امشب چقد اینجا بامزه شدین :))
وقتی میبینم جوانای مثل شما خیلی بامزه کامنت میذارن خوشحال میشم :)
خدا حفظتون کنه :)
پیر شین جوان :)

+
نسرین من تو رو نترسوندم :|
ولی واقعا از جواب کامنتت ترسیدم :||:(
برای اولین بار اول خشونتش رو دیدم بعد طنزش رو :|نمیدونم چرا ؟:((
منظورم از کمربند این بود مواظب خودت و سلامتیت باش عزیز :*

پاسخ:
هولدن هر چه قدرم مزه بریزه، من حس هیولا طورانه بهش دارم. به نمکدون بودن الانش نگاه نکن، دست بزن داره ناجوووووور


:)). به تنها چیزی که پشیزی اهمیت و ارزش قائل نیستم سلامتیه
ولی به خاطر تو، چشم. مواظبم :)
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۰۲ هولدن کالفیلد
یه پست نوشته دلش تخمه میخواد، منم میخوام :((
نه من مامانم معتقد به تضارب آرا بود میفرستادم تو کوچه خودم با ادب رندوم جامعه بار اومدم :)) این شد که اینجوری شدم :))
پاسخ:
تصورم از اون دوران یه پسر شرّه که در خونه ها رو میزد فرار می‌کرد و شیشه ها رو می‌شکست و بازم در می رفت
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۵۳ هولدن کالفیلد
حیف ضعیفه ای وگرنه بهت نشون میدادم چه خبره!
:|
برو خدا رو شکر کن! برو، برووووووووو
توکا تخمه دلم خواست :|
پاسخ:
مامانت یادت نداده زورتو به رخ دخترا نکشی؟
اُف بر تو باد. شرم بر تو باد که زورت به ما میرسه. البته ما ضعیف نیستیم، مستضعفیم. ینی ضعیف نگه داشته شدیم
داستان این تخمه چیه خب :(
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۷ هولدن کالفیلد
سلام تو کا تخمه پیدا کردی؟
همیشه وب من چت روم بود ، یه بار خودم یه وب دیگه رو به ابتذال بکشونم! دقیقا وب کسی رو انتخاب کردم که وب من رو همیشه قربانی میکرد :))
پاسخ:
زدم ضربتی، ضربتی نوش کنم.
پس حالا که فقط واسه تویه، آره واقعا چرا؟ اون شکلک تلگرام که متفکر دستش زیر چونه اشه :دی

واسه ما کلا ولی قطع نمی کنن:))
پاسخ:
چون فعلا لازمش دارم نمیرم بپرسم
هر موقع کارم با نت تموم شد میرم میگم چرا؟! نه واقعا چرا؟!

ولی خب ایمیل شریفمو غیر فعال کردن
مقدار ترافیک باقی مانده رو هم نمیتونم ببینم
اونم غیر فعاله برام
کمربند ایمنی تو ببند منم قول میدم کلا هیچی ازت نپرسم :دی :))


+
منم تهران :|

پاسخ:
منو از چی می‌ترسونی من بدون کمربند ایمنی گواهینامه گرفتم

والا
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۳ هولدن کالفیلد
جریان مصاحبه ی حوزه که گفتی نپرسیم چیه؟ گفتم بپرسم تا تو باشی دستور مستور ندی به من!
پاسخ:
دو روز دندون رو جیگر بذار ببینم با این مزخرفاتی که امروز ارائه کردم قبول میشم یا نه. اون وقت سیر تا پیازشو توضیح میدم

در ضمن! اینجا سیاره خودمه، توش به هر کی بخوام دستور میدم!
تو هم تو غارت میتونی به هر کی بخوای دستور بدی
 :))))))))
گریه نکن که اشکات بدجور خرابم میکنه
پاسخ:
:(
بعدا کامنت میذارم؛)
پاسخ:
:) کاش هیچ وقت مجبور نبودیم منتظر بعد بمونیم
چقدر من دیر خوندم اینجارو امشب...بمیرم برات چقدر خسته شدی :(...من روزای شلوغ اینجوریم قبلا همیشه بین مسیر خواب بودم توی اتوبوس تاکسی مترو چرت می زدم...بخوابی بهتر میشی ...خدا قوت
پاسخ:
:) پارسال همین موقع گفتم سحر و الهام بیان خوابگاه برای کمک
ولی امسال به معنای واقعی کلمه حوصله هیچ کسو نداشتم و ندارم
خب ما سکوت اختیار کنیم سنگین تر هستیم :))
چقدر زود تابستون تموم شد :( شمام که نصفه تابستون رو پست نذاشتید :| 

پاسخ:
من به این روزایی که دارن می‌گذرن، از 20، ده میدم که فقط پاس شن.
شام امشب برنج تن ماهی داشتیم 

فکر این چند  روز من  اینه که وقتی متنفریم از این شهر چرا میخونیم  که بیایم=\
پاسخ:
برنج ندارم
با نون می‌خورم
۲۸ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۴ عای عم بــــهـــــار D:
خدا خیرتون بده این متصل خیلی خوبه *_*
پاسخ:
:))) آره آلبوم امیر بی گزندش کلاً خوب بود.
گریه نکن فقط 
دوست ندارم فکر کنم داری گریه میکنی
پاسخ:
خب راستش یه ساعت دیشب گریه کردم و یه کم هم صبح و یه ساعتم الان
و هر کدوم دلایل خاص خودشونو داشتن

الانم سردرد و چشم‌درد امانمو بریده
و کمردرد چمدونا
دقت کردید کسانی که تهران قبول نمیشن دوست دارن تهران قبول بشن و کسانی که دانشگاهشون تهرانه از تهران متنفففففففففففففففففففففففففففففففففر هستن ؟  چرا واقعا ؟ 
پاسخ:
نمی‌دونم والا
محققان دنبال پاسخ این پرسشن
وقت میدونیم نهار و شام در کار نیست چ  کاریه بپرسیم خب 
خوابگاهی بودن تو این شهر سخته =(

پاسخ:
متنففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففرم از این شهر!
با این همه می‌خوام دکتری هم همین شهرِ لعنتی بمونم. خوددرگیری و خودآزاری تا چه حد

واقعاً گشنمه دیگه برم یه تن ماهی چیزی بخورم
اگر منظورت مراده میتونی شرط ضمن عقد بزاری :دی
پاسخ:
نمی‌دونم چرا کلا از شروط ضمن عقد خوشم نمیاد
حس بدی بهم دست میده
خوب فقط اکانت تو نیست که فعاله!!
دانشکده ما هم همجنان  بعد از فارغ التحصیلی اکانت های بچه ها فعاله و قطع نمیشه!! من همچنان بچه ها بهم پیام میدن یوزر پسووردم رو می گیرن اگه حجم کم بیارن :دی
پاسخ:
دانشگاه ما اکانت همه رو همون روز که استاد راهنما برگه‌ی فارغ‌التحصیلی رو امضا کرد، قطع کرد. مال منو یادشون رفته. هر ماهم شارژ می‌کنن
از ذهنم گذشت الان شما میری حوزه دیگه در اینجا را تخته میکنی دلمون برات تنگ میشه ولی خوب آدم دل خودش را به خیر و صلاح رفیقش که ترجیح نمیده، میده؟ 

اون کامنتی که میخواستم بزارم این بود :)

پاسخ:
من درِ اینجا رو هیچ وقت برای همیشه تخته نمی‌کنم.
مگر اینکه کسی از من اینو بخواد. کسی که نظرش و خودش برام مهم‌تر از این وبلاگ و نوشتنه

احتمال قبولیم از مصاحبه 2 از پنجه. ینی 40 درصد :|
خدا قوت پلوااااان
+پهلوانان هرگز نمیمیرند! :دی
پاسخ:
ولی من دارم می‌میرم. هم از غصه دارم می‌میرم هم از گشنگی هم از خستگی
یک کامنتی اومد به ذهنم بعدا اگر صلاح دیدم میزارم فعلا نپرس :دی
+خدا قوت!
+این است بوروکراسی عایا؟!
پاسخ:
:))) بروکراسی تازه قراره از فردا شروع بشه که برم دنبال نامه‌ی جدید.
+ سفر بخیر از طرف تبریز
+ رسیدن بخیر از طرف تهران :)

یه هو جو گرفتَتَم :|

---

دو تا سئوال داشتم نمیدونم بپرسم یا نه ؟ مربوط به کنکور و دانشگاه شریف عه .. اگه وقت داشتین و بیکار بودین خیلی ممنون میشم به سئوالم جواب بدین :)

سئوالم رو هم خصوصی میفرستم ^__^
پاسخ:
:) من برای سوالاتِ اینچنینی و اشکالات درسی، همیشه وقت دارم. بپرسید :)
۲۸ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۳۷ گمـــــــشده :)
چه روز پرکاری
همه اش که شد اگه صلاح بدونین توضیح می دین پس چی بگم؟
خسته نباشی
:))
پاسخ:
:))) مثلاً بپرسین صبونه و ناهار و شام خوردی؟ نخوردی؟
عنوان بسیار برازنده‌ای بود 
واقعا خداقوت ؛ این‌همه جابجایی اونم تنهایی از توان من که خارجه .
پاسخ:
تنهاییِ فیزیکی یه طرف، تنهایی روحی و روانی یه طرف :(