دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آنچه گذشت

928- راستی! آرزو کنمت، برآورده شدن بلدی؟

پنجشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۲ ق.ظ


خرده‌گفتمان‌های دیشب:

پسرخاله (پسرخاله‌ی باباست البته): نسرین منیم کفیم؟ (نسرین، احوالِ من؟ (حال خودشو از من می‌پرسه؛ ینی انتظار داره من احوالپرسی کنم))

من: [لبخند می‌زنم]

عمه (که بهش می‌گم عمه‌جون): برو بشین پیش دخترا! چیه یه گوشه نشستی زل زدی به آسمون!

بیتا: خسته است دخترخاله؛ ولش کن

دخترخاله (دخترخاله‌ی باباست به واقع! و مامانِ بیتا): چیزی شده؟

پسرخاله: منیم کفیم؟

امید: نسرین در میان جمع و دلش جای دیگر است

من [تو دلم البته!]: شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر! (ادامه‌ی همون مصرعه؛ از سعدی)

بابا بلند میشه چراغ قوه رو بذاره روی درخت

من: بابا یکم ببرش عقب‌تر

امید: عه! این حرف زد!!! حرف زد!!! این بچه حرف زدن هم بلده!!! گفت بابا یه کم ببرش عقب‌تر!

مامان: سردته؟

مامانِ اَسما (زنِ پسرخاله): نسرین بیا اینو بنداز رو شونه‌ت

من: ممنون

امید: عه!!! بازم حرف زد... گفت "ممنون"!

ایلیا: نسین (رِیِ نسرینو رو بلد نیست تلفظ کنه!) سردته؟ بیا بغلت کنم گرم شی [و منو محکم بغل کرد]

ایلیا: یه بوس میدی؟

من: !!!

نظرات  (۵۷)

منیم کفیم ؟؟ به ترکی هس؟؟!!
+اول فکر کردم یعنی: من هم کفی هستمو بحث آب بازی توی حیاط و .... این هاست:دی
پاسخ:
کِف که همون کیف باشه ینی حال و احوال
منیم = مال من
منیم کفیم = حال و احوال من
مثال دیگه: منیم کتابیم = کتاب من، منیم وبلاگیم = وبلاگ من، منیم لیوانیم = لیوان من
  • دختری از دیار فرزانگان
  • حس در میان جمع بودن و جای دیگر بودن حس بدیه...!
    این روزا دارم تجربه ش میکنم!

    پاسخ:
    ‏تنهایی فقط یه حسه...
    ربطی به تعداد آدمایی که باهاشون در ارتباطیم نداره!

  • نگــ ❤ـار
  • ینی داداشت قشنگ حکم پارازیتو اون وسط داشته :|
    من اگه جای تو بودم یکی میزدم تو سرش ساکت شه :/
    پاسخ:
    به واقع زورم نمی‌رسه بهش.
    هوا هوایِ تابستون نیس لامصب ، دیشب از شدت سرما نصف شبی رفتم تو پذیرایی خوابیدَم :/
    تا صب هم که لرزه تمام وجودم رو فرا گرفته بود از تنبلی هم نمیتونستم برم پتو بیارم بندازم رو خودم :|
    پاسخ:
    آره والا!!! سرما تا مغز استخونم نفوذ کرده بود دیشب
    یه بوس میدی😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
    ای وااااااااایییییییییییی😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
    داغان شدم 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

    بچه نیستن که اینا گووووووودزیلان 😐
    خب بسلامتی اسم مرادم که مشخص شد و ایلیاس 😆
    اختلاف سنی که مهم نی ؛ مهم اون عشق و تفاهمه :دی
    والا ! چرا همیشه ما باید 10 سال از مراد کوچیک باشیم؟ بزار یبارم مراد کوچیک باشه والا ! 😊

    حالا بیا یه بوس بمنم بده 😆
    پاسخ:
    ^-^ این گودزیلا بیست سال ازم کوچیکتره هااااا!
    حالا اگه 10 سال بود، شاااااااااااااااید ولی تا این بره سربازی و برگرده، موهام عین دندونام سفید شده :(
    طبق محاسبات من؛اگر منو مراد مثلا 9 سال اختلاف سنی داشته باشیم اونوقت من باشم 23 ساله مراد میشه 32 ساله 😐(جمله بندیمو توروقرآن ! جفت پا رفتم وسط دستور زبان فارسی ینی جا آهنگر دادگر خالی :دی)
    خب تااینجای قضیه که من در دهه ی دوم و او در دهه ی سوم زیست میکنم و میکنه مشکلی نی !
    ولی وقتی من میشم 30 ساله اون میشه 40 ساله قشنگ فاجعه س 😐😑
    درسته که هرجا نشستم گفتم من بااین حجم اختلاف سنی مشکلی ندارما ولی خب به واقع خعلی م مشکل دارم 😢😐

    بنظرت من شفا میگیرم؟[آیکون تفکر عمیق]
    پاسخ:
    ببین اون قرص صورتیا که صبا یه دونه می‌خوردی؛ زین پس دو تا بخور... منم دخیل می‌بندم به ضریح/ظریح/زریح/ذریح و همین جایگشت با "ه"، خلاصه دخیل می‌بندم به zarihe آقام ابالفضل تا بلکه فرجی شد و خوب شدی.
    ینی میخام بهت نشون بدم حجم تفاهماتمون رو
    کامنت قبلیم اول ازسال کردم بعد پاسخت رو خوندم ! 
    بنظرت جفتمون شفا میگیریم؟ :دی
    پاسخ:
    من خوب نمیشم. دکترا جوابم کردن گفتن برو خوش باش گفتن:
    از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
    فردا که نیامده ست فریاد مکن
    بر نامده و گذشته بنیاد مکن
    حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
    اینا که تجویز امید بود برا تو :|
    برو از خدا بترس این همه گفته میشه از تجویز داروی خود برای دیگران جدا خودداری فرمایید .واقعن که -_-
    پاسخ:
    :))) اون صورتیا برا من دیگه جواب نداد؛ 
    حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم
    ترک طبیب کن بیا نسخه شربتم بخوان
    ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد
    دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد

    #موسیقی_متن_به_تو_فکرکردم_چاووشی :|
    پاسخ:
    دلخوش به خنده‌های منِ خیره سر نباش!
    دیوانه ها به لطف خدا، غالباً خوش اند...


    حسین زحمتکش

    درآیی به مجلس
    رآید دل از غم
    الهی درآیی
    الهی برآید
    پاسخ:
    دوران همی‌نویسد بر عارضش خطی خوش
    یا رب نوشته‌ی بد از یار ما بگردان

    حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست
    گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان
    ناز بودی ناز کردی من خریدارت شدم
    آمدی با جان و دل سرگرم بازارت شدم
    این همه زیبایی ت در واژه ها جاری شده
    شعر بودی شعرگویان محو دیدارت شدم

    پاسخ:
    من آن درسم که ‌روز امتحانش را نمی‌دانی
    همان آهنگ زیبا که زبانش را نمی‌دانی

    به‌خاطر داشتی من را شبیه شعری از حافظ
    که ترکیبِ درستِ واژگانش را نمی‌دانی

    سید_سعید_صاحب_علم

  • مهندس خانوم
  • جالبه فکر نمیکردم تو شرایطی که من دارم شر شر عرق میریزم یه جایی باشه تو سرزمینم که از سرما یخ زده باشن!
    پاسخ:
    جا داره بگم مملکته داریم؟!
    دمای اون ورا رو نمی‌دونم؛ دمای اینجا الان بین 17  و 28 نوسان داره

    یه جایی هم دارین اسمش ایل گلیه ،درسته؟

    این کلی که اضافه میکنین به اسم جاهاتون ینی چی؟ شاهگلی!!


    همچنان اختلاف قد تو و امید به شدت احساس میشه:)))))))تازه کفش پاشنه بلندم پاته احتمالا :دی


    آخرش من نفهمیدم این ایلیا کیه دقیقا!ولی تو همه عکسا میبینش!

    پاسخ:
    شاهگلی همون ایل‌گلیه
    زمان شاه می‌گفتن شاهگلی (ینی برکه‌ای که متعلق به شاهه)
    بعد انقلاب اسمشو عوض کردن گذاشتن ایل‌گلی (ینی برکه‌ای که متعلق به مردم‌ه)
    ما تبریزیا عادت کردیم شاه‌گلی صداش کنیم :دی
    خدایی دیشب کفشم پاشنه‌ی چندانی نداشت

    ایلیا محصول مشترک پسردایی بابا و دخترخاله‌ی باباست که در کرج می‌زیند (همون دایی بابا که پارسال فوت کرد)
    یک دم بیا با عاشقان وستی بچرخان و برو
    چرخی بزن، مستی نما ، دل را بشوران و برو
    تا روزگار واپسین عاشق نبیند شور وصل
    در آخرین روز فلک چرخی بچرخان و برو
    #مولانا
    پاسخ:
    وقتی می‌بینمت
    قلبم می‌ایستد
    به احترام تو!


    منوچهر_فروزنده_فرد

    این هوو جان هم که انلاینه:) :دی
    پاسخ:
    حواست بهش نباشه، چشم وا می‌کنی می‌بینی تو رو از مسند مبصریت عزل کردم و راضیه رو مبصر کردم

    عههههه

    نسرین

    خیلی بدی!

    موقه هایی که گپ و گفت مال من بود اصن این راضیه اصن بدنیا نیومده بود :| :))))

    ببین تو که هوو سرم اوردی اگه میخوای راضیه رو انتخاب کنی بگو تکلیف خودمو بدونم!والا!

    پاسخ:
    :)) ببین تو باید ده برابر انرژی‌ای که برای به اوج رسیدن صرف کردی، برای در اوج ماندنت هزینه کنی.
    اینو هرگز فراموش کن. 
    واکرده ام آغوش قل الله شهیدا
    نزدیک بیا اقرب من حبل وریدا

    #مهدی جهاندار
    پاسخ:
    از دست او جان می‌برم تا افکنم در پای او
    تا تو نپنداری که من از دست او جان می‌برم

    خواهی به لطفم گو بخوان خواهی به قهرم گو بران
    طوعا و کرها بنده‌ام ناچار فرمان می‌برم

    درمان درد عاشقان صبرست و من دیوانه‌ام
    نه درد ساکن می‌شود نه ره به درمان می‌برم

    ای ساربان آهسته رو با ناتوانان صبر کن
    تو بار جانان می‌بری من بار هجران می‌برم


    سعدی
    موقعی که راضیه سورنای رو داشت تو کجا بودی آخه؟ :دی
    اینو نبینش الان بامن نرم شده .. چنان بارها افاضاتش منو گرفته که فقط خودش میدونه :دی

    #سلام :)
    پاسخ:
    :)))

    سلام به شما نیز هووجان:))


    والا افاضاتش همین الانم منو میگیره خودم از رو نمیرم :دی


    ینی من الان تو اوجم ؟!کووووو اوج؟!تو منو مبصر گپ و گفت کردی که برش داشتی  - _ -

    الان تو عرش که هیچ تو فرشم نیستم!

    پاسخ:
    :)))
    حالا دقیقا مبصر وظیفه ش چی هس ؟ :دی
    پاسخ:
    مبصریت یه مسنده؛ کار خاصی نمی‌کنه. وظیفه‌ی خاصی هم نداره.

    الان قشنگ به من گفتی هویج با توضیحاتی که درباره مبصریت دادی :|

    من استعفا میدم آقا همین راضیه رو مبصر کن :دی

    پاسخ:
    اینجا من خودمم هیچ کاره‌ام ^-^
    والا
    میخوام لب وا کنم اما میترسم درد درمون شه
    میترسم بغض این ابر هزارون ساله بارون شه
    میترسم تاکه گفتم چشم تو از شوق خالی شه
    میترسم واقعیت های توی چشمات خیالی شه
    چه غمیگنم چه بی تابم از این سردرگمی خسته م
    یکی پیدا بشه امشب بگه دنبال چی هستم
    کدوم لبخند غمگینه که شعرم رو صدا کرده؟
    چه دستیه تو سینه که دلم رو جابجا کرده ؟
    ....
    #آن حضرتش :)))
    پاسخ:
    همه‌ی این بیوت رو میشه تو بیت خلاصه کرد:
    آنلاین که می‌شوی...
    انگشتانم به لُکنت می‌افتند!
  • فاطمه (خودکار بیک)
  • اون لیستِ پیشنهاداتِ اون گوشه رو خیلی دوست دارم :) مرسی بابتش:)))
    پاسخ:
    ^-^ من و اون لیست هم تو رو دوست داریم. مرسی که هستی و اینا ^-^
    دلی جونم بیا بغل خودم این ظاهرا جفتمونو ایسگاه کرده 😐😂😂😂😂😐
    پاسخ:
    [آیکونِ دو نقطه دی]
    😂😂😂😂😂
    گوناهی آن حضرتم😂
    ه بده خواهر
    با شعر پسر مردم تورا چکار آخر؟😂😂
    پاسخ:
    "همه‌ی" با ه شروع میشه دیگه!

    من با تو  قهلم نسلین قهل

    ایناهاش لفتم بغل لاضیه

    پاسخ:
    من تو را زور نکردم که کنارم باشی
    فقط از رفتنت این مرد کمی می‌میرد...

    محسن_صحت
    خداروشکر در حالت لست سین بسر میبرد انگشتانم بلبلند😆
    پاسخ:
    :)))
    بیا دلی جونم بیا عجیجم 
    ولش کن اینو 
    تازه میخاس اون قرص صولتیاشو هم بچپونه تو حلق من دیگه خبر نداره مراد 20روزه پیله ورده رو انواع البسه تیشرت و پیراهن صورتی
    الان من صولتی می بینم خر درونم گرخیزش میبینه😂😑😂
    پاسخ:
    :)))
    بزا یکم بمیری تا قدرمو بدونی :) :دی
    پاسخ:
    عوضی!
    برم بمیرم کی برات پست بره هر روز؟ هان؟
    اووووووویییییییییی😡😡😡😡😡
    دشمناش بمیرن با عجق من چه کار داری دلی؟😠
    اصن نسرین بیا بغلم😊
    پاسخ:
    الان من با کی ام؟ کی با منه؟ چند چندیم؟

    هعییییییی

    ما کلا همیشه همه جا مظلوم واقع شدیم:(

    با هردوتون قهرم اصن

    بای - _ -

    پاسخ:
    در راستای سوالت: من فیلترشکن ندارم
    از این استفاده می‌کنم:
    کلیک کن روش
    اینم آموزش تصویری: www.aparat.com
    نسرین؟
    میگم بیا اسم وبلاگت عوض کن بزار مجمع الرد دادگان 😆
    پاسخ:
    تو هدرشم می‌نویسم ورود عاقلان ممنوع!
  • مهندس خانوم
  • دمای این ورا حدود 40 و خورده ای درجه س!
    پاسخ:
    خدا به دادتون برسونه...
    با جهنم فقط یکی دو درجه اختلاف دما داریدااااا
  • مستر نیمــا
  • خب مردمپیدا شد بسلامتی 
    یه کوچولو اختلاف سن دارید که اونم مهم نیست 
    مهم عشقو و بوسه که هست:))))
    پاسخ:
    به هر حال هر گلی یه عیبی داره و هیچ مردی ایده‌آل نیست و بیست سال هم همچین زیاد نیست
    اصن مگر نه اینکه خود مهران مدیری گفت بیست سال بعد همین فرداست؟
    والا!
    بیا مسترم حرف منو زد😂
    پاسخ:
    فقط این سواد خوندن نوشتن نداره هنوز!
    مردِ رویاهای من مهندس بود خب...
    اول اینکه اگه تویی روند پاشایی رو پیش میگیری و از اون دنیام پست میزاری :دی
    البته بعد 120سال دور از جونتااااااا خخخخ
    دوم اینکه من نخودی م باهمه م و باهیچکس نیستم :پی
    پاسخ:
    :))) پس بشینم از الان چند تا پست بنویسم تنظیمش کنم انتشار در آینده :دی
    خب اینجوری موقع خوندن غصه می‌خورید آخه!!!
    باید یه جعبه دستمال کاغذی بذارید کنار دستتون و موقع خوندن پستام هی فین فین کنین توش!
    سوم اینکه بقول اصفهانی :
    باورنکن تنهاییت رااااااا
    من در وبلاگ توام ؛ تو هم در کامنتای من
    از من به من نزدیک تر تو . ازتو به تو نزدیک تر کامنتای من
    من باتوام هرجا که هستیییییی
    خلاصه من طرف توام کلیتا :دی
    پاسخ:
    رضا صادقی هم میگه:
    خاطرات رفته از یاد
    به شکستم عادتم داد
    رو به آیینه گریه کردم
    گریه هامو پس فرستاد
    ببین حال روزای من خوب نیست
    می خونم ولی زخم داره صدام
    منو درک کن دل بسوزون برام
    صدام کن از اینجا که خیلی تنهام
    دیوانه ها تقویمشان فرق دارد
    در عالم دیوانه ها هرروز عید است

    #امید صباغ نو

    یادم رف دال بدم :دی
    پاسخ:
    طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین!
    در دو جهان یکی بگو کو صنمی کجا دگر؟

    مولانا
    نسرین
    اولندش هیچوقت نمیر
    دوما اگه مردی لطفا پاشایی نشو
    من همین آرشیو گذشته ت رو هم که میخونم  با اینکه زنده ای باز اصابم خورد میشه که چرا همون موقه نبودم که بخونم
    بمیریو نوشته هاتو بخونم احتمالا مشت میزنم تو مانیتور میشکنمش از غصه - _ -
    پاسخ:
    :))))) پس وصیت می‌کنم عکس سنگ قبرمو بذارن به عنوان پست آخر و پنجشنبه ها بیاید کلیک کنید فاتحه بخونید برام :دی
    نسرین جیگرم سوخت برات فردا خودم میام آبرسان خاستگاریت 😄
    پاسخ:
    یک قدم پیش، یک قدم به عقب، 
    حالِ من وقتِ دیدنت این است!

    حال ِ سربازِ بی‌نوایی که
    رو به هر سمت و سو کند مین است!

    مجید آژ

    بهرحال مرگ خریه که وقتی عزرائیل روش سواره و داره از جلو آدما رد میشه یهو دم میکنه و جفتک میزنه بهت و تو میفتی و فرت میشی..اون عزرائیلم حملت میکنه تا عرش یا فرش .. ولی خب امیدوارم منو زودتر از خانواده م لگد بزنه چون اصن طاقتش ندارم !
    پاسخ:
    من فقط روزنامه‌ای بودم
    بین انبوه دسته‌بندی‌ها
    مرگ در صفحه حوادث بود
    زندگی در نیازمندی‌ها

    یاسر قنبرلو
    تا تو برگردی و از نو غزلی بنویسم
    میگذارم که قلم پرشود از شیدایی
    حسین_منزوی
    پاسخ:
    من رام شدم، قلم ولی رام نشد!
    رقصید و دوید و گفت و آرام نشد

    علیرضا_آذر

    شاهگلی همون ائل گلیه؟؟!!! 
    (آیکون انقلابی ضد شاه!!) مدیونی اگر فک کنی دیروز امتحان انقلاب اسلامی داشتم!!
    من یه بار اومدم تبریز. اومدیم همین شاهگلی.. شدید سرد بود. اصلا از چادرمون بیرون نیومدیم و فرداش هم رفتیم! یعنی من اصلا هیچی از شاهگلی ندیدم جز دسشوییش و چمناش!!! (چقدم شیک بود دسشوییه لامصب!!)
    اون موقع کلا نمیدونستم چیه. نت هم اونقدر پیشرفته نبود. بعدا فهمیدم که خیلی جای خوب و خوشگلیه. ان شالله خدا قسمت کنه بیام دوباره.
    راستی هر وقت میگن بریم مسافرت من همیشه میگم یا تبریز یا اردبیل!! چون گرماییم شدید! فقط شهر شما بهم میچسبه!!
    پاسخ:
    :))) آره شاهگلی همون ایل‌گلیه
    من دستشویی‌شو ندیدم تا حالا :(
    اردبیل نرفتم تا حالا ولی خب اگه خواستی بیای تبریز، هم چتر بردار، هم بارونی، هم کاپشن هم لباس تابستونی!
    از پریروز که رفتی ز برم
    بیست سالی ست که دل تنگ توام


    : 20سال دیگه همین فرداست !

    پاسخ:
    ‏آدمی که دل کندن بلد نیست، باید جون کندن رو یاد بگیره!
    دنیا
    جای
    خوبی
    برای شاعرشدن نیست
    اینبار که 
    برگردم
    درخت میشوم

    #ناهید عرجونی
    پاسخ:
    ای کاش درخت بودم
    زبانم  زبانِ سکوت بود
    تا سکوت تو را می فهمیدم
    مثل زبان گنجشکی تنها
    که حرف پاییز را فهمیده است
     
    شهاب مقربین
    تا بوده همین بوده
    نگاهی به نگاهی
    می افتد و میسوزد دل در تب آهی
    من را به تو این نذر و دعاها نرسانند
    ای کاش مهیا بشود گاه گناهی

    #حامد عسگری

    +سلام :)
    پاسخ:
    به پیش روی رقیبان مرا خراب نکن
    من و تمام بدی‌ها، بدم خطاب نکن
    هزار در زدم تا که به این در آمدم
    تو را به جان جوادت مرا جواب نکن


    + آقا وقت اذانه؛ برم نماز و تف به ریا و ناهار و ویرایش و سر فرصت دوباره میام :)
  • آناهــیــ ـــتا
  • بوس می خواد؟ :|
    بوووس؟ :|

    +این صاعقه سه تاییه خیلی باحال شده :))
    پاسخ:
    بلی بوس!
    و شاعر می‌فرماید:
    مثل خنثی‌گر بمبی که دو سیمش سرخ است
    مانده ام قید لبت را بزنم یا دل را...

    سعید_صاحب_علم
  • محمد حسین
  • این ایلیاتون آینده ی روشنی داره :)))) 
    پاسخ:
    یه ذره بزرگتر شه، مامان و باباش شب و روز کلانتری‌ن و دنبال وثیقه برای آزاد کردن این بچه
    والا
  • زینـب خــآنم
  • واقعا چقد خوبه ک همه آدمو قشنگ میفهمن و درک میکنن : /
    پاسخ:
    من ترجیح می‌دم نفهمن یا حداقل به روم نیارن
    برخاستن از جان و جهان
     مشکل نیست 
    مشکل
    ز سر کوی تو ،برخاستن است...

    سلام کربلایی نسرین جان
    گل بانو ی مهربون 
    ما ارادت داریم بانو جان و دعا گوی شما هستیم 
    نگاه خدا همیشه زوم باشه روی زندگیت برای سلامتی و خوشبختی و عاقبت بخیریت و همه ی خوبیها
    برقرار باشی و سبز گل نسرین 

    پاسخ:
    سلام؛
    ارادت از ماست بانوی ربعِ قرنی!
    تولدت بازم بسی بسیار مبارک
    ایشالا 25 سالگی برات پر از اتفاقات خوب خوب باشه
  • روشــنا ...
  • سردته!!!! یعنی واقعا دیشب سردت بوده!!!یعنی الان اونجا معتدل هم نیس و سرده!!!

    ما اینجا در شرف بخارپز شدنیم:|

    :)
    پاسخ:
    الان یه خرده گرم شده ولی دیشب واقعاً سرد بود
    ای خدا ما زیر کولرم گرممونه اونوقت ملت تو پارک سردشونه.
    پاسخ:
    :))) بی‌عدالتی بیداد می‌کنه
  • هولدن کالفیلد
  • نمیگفت حالم چطوره؟ میگفتش که اون کفگیر رو بده من :|
    پاسخ:
    :))) عی بابا! من یه عمره هر کی میگه کفین؟ میگم خوبم ممنون
    خب زودتر می‌گفتی معنیش احوالپرسی نیست و درخواست کفگیره. اَه!
    کفین قیز؟؟؟!!
    پاسخ:
    هعی بد نیست
    عزیز دلی مهربون بانو 
    ممنون ومتشکرم کربلایی نسرین جان 

    ان شاءالله که همیشه دل آرام باشی و برقرار و سلامت 
    پاسخ:
    :) ایشالا زندگی همه‌مون به ساحل آرامش برسه
    به ایلیا بگید یه کلاس واسه ما بزاره:)))
    پاسخ:
    تا سال بعد وقتش پره
    گودزیلاییه واسه خودش
    این ادامه کامنت قبل بود.
    پاسخ:
    یه کم فراتر از گودزیلا حتی!