دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

بعد سحری داشتم قرآن می‌خوندم؛

رسیدم آل عمران، آیه 8، اونجا که میگه 

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

رو نقطه‌ی غ تمرکز کردم و با خودم گفتم این که غ نبود!

باید ع باشه

این آیه از اول دبستان، همیشه تو کتابای دینی‌مون بود و همیشه تُزِع بود

فکر کردم قرآنم اشتباه چاپی داره و اومدم یه چند تا قرآن دیگه رو هم چک کردم و

خب 24 ساله که من اینو لاتُزِع تلفظ می‌کنم و دعای قنوتام رَبَّنَا لَا تُزِع قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَاست

قانع نشدم و رفتم از بابا پرسیدم این آیه نباید لاتُزِع باشه؟

باورم نمیشه که من هیچ وقت اینو غ نشنیدم و غ نگفتم...

کامنتِ پارسالم برای یکی از وبلاگا:



این خاطره یادتونه؟

کلاسِ درسِ [...]:

"استاد اون معاد‌له رو اشتباه نوشتین. (دانشجو کتاب رو باز می‌کنه) اوه! کتاب هم اشتباه نوشته که!"

داشتم فکر می‌کردم سخته بعد یه عمر بفهمی مسیرتو اشتباه اومدی و سخته قبول کنی که باید برگردی و از اون سخت‌تر اینه که فرصت برگشت و جبران و تغییر مسیرو نداشته باشی.

۹۵/۰۳/۲۶
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

بابا

بنده خدای شماره1