دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آخرین نظرات
آنچه گذشت

و بنده به واقع در جایگاهی نیستم که نسبت به کارهای خدا انتقاد و پیشنهاد داشته باشم و اصن من کی باشم که بخوام نظر هم بدم. سوادِ دینی هم ندارم که راجع به این مقوله برم رو منبر، ولیکن! به عنوان یک بنده، یک مخلوق، یک آدم! مینیمم انتظاری که از خدا و از خالقم دارم اینه که باهام حرف بزنه. سوال که می‌پرسم جواب بده. نه با استخاره و نشونه و سیگنال و موج‌های الکترومغناطیسی! با صوتی که فرکانسش با گوشم سازگار باشه! بشنومش، بفهممش. انقدر سردرگم و حیرون نباشم، کاسه‌ی چه کنم دستم نگیرم! بی‌جا می‌گم؟!  انتظارِ زیادیه؟ خب من نویزو از سیگنال تشخیص نمی‌دم؛ نمی‌فهمم، درک نمی‌کنم! یه جوری که بفهمم باهام حرف بزنه.

خدایا! با شمام هااااا! شما که هم نامه‌ی نانوشته خوانی و هم قصه نانموده دانی؛ شما که پستامو ننوشته می‌دونی توش چیه، شما که از دلم خبر داری، بله شما! میشه دقیقاً بگی چی کار کنم؟ اصن تا حالا دقت کردی این قدرت اختیاری که بهمون دادی چه قدر کارمونو سخت کرده!؟ خب من اختیار نمی‌خوام... خودت بگو، تو بگو. من قول میدم همون کارو انجام بدم.


  • ۹۵/۰۱/۲۲
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

امید