دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

۱۵۲۶- مقاله‌هامونو نریزیم تو خوابامون

يكشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۱۱ ب.ظ

من بیشتر روی گونۀ گفتاری فارسی کار می‌کنم (چون اغلب روی گونۀ رسمی و نوشتاری تحقیق شده و گفتاری رو اصلاً به رسمیت نمی‌شناسن خیلیا.) و چند ماه پیش که داشتم راجع به موضوع مقاله با استادم مشورت می‌کردم گفت یا روی اصطلاحات کار کن یا تعارف. تعارف و شوخی و تپق و لکنت و تکیه‌کلام، چیزایی هستن که تو گفتار دیده میشن و کمتر پرداخته شده بهشون. منم تو این مدت کلی مقاله راجع به اینا خوندم ببینم کدوم رو بیشتر دوست دارم. تعارف ارتباط مستقیمی با ادب و صداقت داره. زیاده‌روی توی تعارف، بی‌صداقتی رو نشون می‌ده و صراحت هم بی‌ادبی محسوب میشه گاهی. باید تعادل رو رعایت کنی که نه فکر کنن بی‌ادبی نه حال خودتم از حرفای بی‌خود و الکی‌ای که تحویل طرف می‌دی به هم بخوره. من خودم به‌شخصه صداقت رو به ادب ترجیح می‌دم و اهل تعارف نیستم. ینی اگه یه پیشنهادی بدم یا تعریف بکنم از چیزی نظرم واقعیه. حالا هر چی بیشتر مقاله می‌خوندم، بیشتر بدم میومد از تعارف. حین خوندن این مقاله‌ها با یه سری بله‌های تعارفی آشنا شدم که معنی نه می‌دادن و نه‌هایی که معنی بله دارن. و نتیجه اینکه به مکالمه‌کاوی علاقه‌مند شدم. از یه طرفم داشتم روی تداعی معنایی کلمات کار می‌کردم و اینکه بعضی کلمات ممکنه برای یه عده حس خوشایندی داشته باشن و برای بعضیا نه. برای من مثلاً لفظ خواستگاری ذوق‌برانگیز نیست و شاید حتی ناخوشایند هم باشه. علاوه برای ساخت‌واژه، با فرایند و فلسفه‌شم مشکل دارم حتی. یکی از این مقاله‌ها هم عنوانش “By the elders’ leave, I do” بود. بعد حالا با این ذهن درگیر و پریشانم دیشب داشتم خواب می‌دیدم که عاقد در حال خوندن خطبۀ عقده و منم داشتم به همراهان تأکید می‌کردم نگن عروس رفته گل بچینه و گلاب بیاره و اینا تعارفه و توضیح می‌دادم که از این ادا و اطوارها خوشم نمیاد. هماهنگ کردم که من همون اول جواب بله رو می‌دم و نپرن وسط بله گفتن من که رفته گل بچینه و اینا. بعد این عاقد پرسید «سرکار خانم، آیا جواب شما نه هست؟» (اصولاً می‌پرسن وکلیم؟ :)) طرف هم میگه بله. حالا دیگه نمی‌دونم این چه طرز خطبه خوندن بود). منم یه کم فکر کردم و گفتم «با اجازۀ بزرگترا نه». منظورم این بود که جوابم با اجازۀ بزرگترا «نه» نیست. بعد داشتم فکر می‌کردم آیا درست جواب دادم به این سؤال یا نه؟ :))

+ قیافۀ دامادو ندیدم متأسفانه :|


۹۹/۱۲/۱۰
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 17

نظرات  (۱۱)

وای این خطبه‌هه عالی بود:)))

من سر عقدم عاقد نمی‌دونم چرا عجله داشت، یه نفس سه بار پرسید آیا وکیلم؟ و اصلا اجازه نداد کسی راجع به گل و گلاب و این که من کجا رفتم و ... اطهار نظر کنه:))))

خواستی عقد کنی بگو بهت معرفیش کنم، تو شهر خودتون هم هست:))

پاسخ:
آخ آخ گفتی عاقد یاد یکی از عجیب‌ترین خواب‌هام افتادم :)))
وایتسا لینکشو پیدا کنم شاید نخونده باشیش

۱۰ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۳۱ معلوم الحال

هیچی مثل من و اون دختر فامیلتون با بی تعارف بودن شما آشنایی نداره. اون بنده خدا یه لیوان ذوغ از دست داد و منم براتون کارت صادر کردم. :))

یادم باشه از این به بعد یجور دیگه ازتون بپرسم که نتونید بله بگید. 

پاسخ:
عه، هنوز یادتونه اون دوغ؟ :))
من خودم وقتی شکلات یا خوراکی موردعلاقه‌مو تعارف می‌کنم قبلش می‌گم یکی بیشتر برنداریا :))

پس زیرلفظی نمی‌خوای؟ 

پاسخ:
نه :| اینم یه جور تعارف محسوب میشه دیگه.
یادم باشه روی مبحث زیرلفظی هم تحقیق کنم :|

عاشق خوابت شدم! :-)))))) کی خواب به این پیچیدگی رو یادش می مونه؟

به نظرت به جای واژه سخیف مخ زنی، چه کلمه ای میشه به کار برد؟

پاسخ:
بذار یه مثال پیچیدهٔ دیگه هم تعریف کنم. یه بار خواب دیدم یکی یه شماره موبایل بهم داد. انگار می‌دونستم خوابم، ولی نمی‌خواستم اون شماره رو از دست بدم. چجوری حفظش کردم؟ تو خواب به اون شماره دقت کردم و فهمیدم عدد بعد از صفر نهصد و سی و یک، مجذور ۵۱۲ هست. مجذور ینی ۵۱۲ ضرب‌در خودش. برای اینکه ۵۱۲ رو هم یادم نگه‌دارم گفتم ۵۱۲ پنج داره و دوازده. روز مهندس هم پنج اسفنده. بیدار که شدم هی با خودم تکرار می‌کردم ۰۹۳۱ روز مهندس به توان دو. سریع با ماشین حساب ۵۱۲ رو ضربدر خودش کردم و شماره‌ای که به دست اومد این بود ۰۹۳۱۲۶۲۱۴۴ که متأسفانه یه رقم کم داشت. شمارهٔ موبایل یازده رقمه این ده رقم بود :|

میشه گفت راضی کردن فرد با نرم‌زبانی

این تعارف کردنای الکی ما ایرانیا رو اعصاب‌ترین کار ممکنه اونم مثلا جایی مثل جلوی در مترو یا آسانسور، اکثرا هم الکیه و از رو محبت نیست

 یکی از آشناهای ما رفته بود دیدن دخترش که تو ایتالیا زندگی میکنه اونجا یه مهمونی دعوت بودن توی مهمونی یکی از مهمونا از انگشتر این خانم خوشش اومده بود اینم تعارف کرده بود که قابل شمارو نداره به انگشت شماهم خیلی میاد اون خانومه که به فرهنگ تعارف ما آشنا نبوده تشکر کرده بود و انگشتر رو کرده بود تو انگشتش:))

پاسخ:
:))) منم یه بار سر سفره دختر فامیل دوغشو تعارف کرد گرفتم خوردم. 
ولی من یا نمی‌گم قابلتو نداره یا از ته دلم می‌گم :|
۱۰ اسفند ۹۹ ، ۲۰:۰۳ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

 

متاسفانه خوابای من جزییات کم داره :|

من هم اهل تعارف نیستم . وقتی یه چیزی بگم یا بخوام بگیرم یا بدم معنای جدیش رو منظورمه .

یه همکار گله داشت چرا تعارف نمی کنی بیام  خونه تون  :| گفتم اهل تعارف نیستم  و وقتی چیزی نمیگم یعنی دوست ندارم  و وقتی قبول کنم می‌گم بیاین و من هم برنامه ریزی کنم  :| :|

نوردین دیگه اعصاب براش نمونده بوده :))

پاسخ:
به امید روزی که ریشه‌کن بشه این مقولهٔ تعارف از زبان ما :|

اگه دفعه اول از شدت استرس نفست بالا نیاد بله بگی هم تعارف حساب میشه؟

:)

پاسخ:
استرس داشتی؟ :))
نه، این عین صداقته. وقتی تعارف محسوب میشه که دل تو دلت نیست بله رو بگی ولی الکی لفتش میدی و منتظر زیرلفظی هستی و رفتی گلاب بیاری.

تعارف‌ها (اگر بیش از حد اغراق‌آمیز نشن) بخش زیبایی از فرهنگ ما هستن. وقتی از شی‌ای که متعلق به من و احیانا ارزشمنده، تعریف می‌کنید و من می‌گم «قابلتون رو نداره»، یعنی ارزش شما به عنوان یک انسان/دوست/آشنا و... برای من بیش‌تر از اون شیئه؛ نه که الزاما بخوام اون رو به شما بدم و شما هم برش دارید.

 

تو مورد عقد هم، پرسیدن سه‌باره و بعضا چهارباره (با احتساب زیرلفظی) یه نشونهٔ ساده است از فرهنگی که زن، راحت به دست نمیاد و ناز و ادا داره اصطلاحا و برای جلب نظرش باید (حداقل) اصرار کرد. نمی‌خوام الان برداشت کنم پس دخترا باید الکی جواب رد بدن که کسی اصرار کنه احیانا، نه، اون‌جا باید با ادب و منطق رفتار کرد؛ اما در حد یه نماد (اگر استفاده از واژهٔ نماد درست باشه) زیبایی خودش رو داره و من این رفتار رو تو هر فرهنگی می‌دیدم، به نظرم جالب و نکته‌سنجانه و ظریف بود.

پاسخ:
بحث تعارف مفصله و ترجیح می‌دم وارد جزئیاتش نشم، ولی وقتی پای عدم صداقت وسطه، نمی‌تونم دوستش داشته باشم.

من خیلی موافق این نیستم که فلان جنسیت راحت به دست نیاد یا بیاد (چون اون حس مالکیت تداعی میشه برام)، ولی حالا که بحث نماده، اینایی که همون بار اول بله رو میگن هم نماد باشن. مثلاً نماد اینایی که از انتظار یا فراق به ستوه اومدن و بدون فوت وقت می‌خوان به دلدار یا دلبرشون برسن. اینم جالب و نکته‌سنجانه و ظریفه دیگه :دی

زیرلفظی تعارف نیس که! عروس خانم زیرلفظی می‌خواد! کاملا امریه. :دی

پاسخ:
نمی‌دونم. باید تحقیق کنم ببینم تو کدوم مقوله گنجونده میشه این زیرلفظی 

سوال برام پیش اومده که به تعارف تو متون علمی انگلیسی چی می‌گن؟ تو زبان‌های دیگه هم تعارف داریم یا منحصر به فارسی و ایرانه؟ گفتن «این‌جانب» و «بنده» و «این حقیر» برای رعایت ادب که تعارف محسوب نمی‌شه؟ اسم این رو چی می‌گذارن؟

پاسخ:
معادل انگلیسی نداره. اونا هم می‌گن tarof.
اینایی که گفتید هم یه جور تعارفه. چاکریم و مخلصیم و قربونت تعارفش بیشتره.
اگر علاقه دارید چندتا مقالهٔ فارسی و انگلیسی معرفی کنم

ممنون. پس اون‌ها هم تعارف هستن. چه جالب!

تعارف من رو یاد این مطلب گاردین انداخت:

10 of the best words in the world (that don't translate into English)

می‌خواستم ببینم مطلبش تا چه حد درست بوده. بالاخره یه خبرنگار اون رو نوشته و نه یه پژوهشگر. خوش‌بختانه انگار خیلی هم بی‌راه نگفته.

 

من که همیشه از معرفی منابع استقبال می‌کنم. چه خودم به دیگران و چه دیگران در حق من اما بعید می‌دونم فرصت مطالعه داشته باشم و زحمت شما هدر بره. متاسفانه هنوز فرصت نشده اون مطالب مربوط به سیاست‌گذاری حوزه‌ی زبان و پست‌هایی رو که معرفی کردید، بخونم. امان از نداشتن مدیریت زمان و وقت کم :(

پاسخ:
این مقاله‌ها خوبه، اگه فرصت کردید:
احمد ایزدی، کاوشی در وجهه در تعارف ایرانی
آزاده شریفی مقدم، مطالعه‌ای تجربی در باب تأثیر متغیرهای اجتماعی سن و جنسیت بر کاربرد تعارف‌ها در زبان فارسی
تقی آزاد ارمکی، تعارف در زیست روزمرۀ ایرانی
زورن فایکا، ادب و تعارف در ایران
سوفیا کوتلاکی، نظام ادب، تعارف و مفهوم وجهه در فرهنگ ایرانی
صمد میرزاسوزنی، تحلیل کنش گفتار تعارفات در فارسی، انگلیسی و فرانسه از منظر اجتماعی فرهنگی
ضیا تاج‌الدین، Investigating the structural patterns and pragmatic functions of compliments made by Iranian EFL learners
عباس خورشیدنام، دربارۀ تعارف
فاطمه جعفری، تعارف و روابط اجتماعی ایرانیان، مطالعۀ موردی تعارف در آموزش زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم
فریده علوی، بررسی چگونگی تقابل فرهنگ‌ها در ترجمۀ گفتار تعارف‌آمیز
محمد دانشگر، تعارف و فرهنگ آن نزد ایرانیان
محمدعلی سلمانی ندوشن، مطالعه و مقایسه اجتماعی پراگماتیک تعارف در زبان‌های انگلیسی و فارسی
مریم بردبار، روراستی تعارف‌ها و جنسیت در زبان فارسی، رویکردی شناختی
منیر درکیچ، چرا خارجی‌ها تعارف فارسی را نمی‌فهمند