دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آخرین نظرات
آنچه گذشت

152- هیچی نگید شاعر اعصابش خرده...

پنجشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۱ ب.ظ


ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ

ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ

ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﻣﻦ ِ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ

ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺍﺩ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﯽ ﻣﺠﻨﻮﻧﻢ

ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﻘﯽ مثلا ﺷﻬﺮﺕ ﻟﯿﻼ ﺑﺒﺮﯼ؟

ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍصلا ﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﻭ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ؟

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺒﺮﯼ؟

ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺗﻮﯼ ﺳﺮﻡ ﭘﯿﮏ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎﺩﺕ

ﺁﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺷﺮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﯼ

ﮐﺒﮏ ﮐﻮﻫﯽ ﺧﺮﺍﻣﺎن، ﺳﺮ ﺟﺎﯾﺖ ﺑﺘﻤﺮﮒ

ﻫﯽ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺻﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺒﺮﯼ

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﻠﮏ ﻧﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﺒﺮﯼ

ﻟﻌﻨﺘﯽ، ﻋﻤﺮ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺁﻭﺭﺩﻡ؟

ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺒﺮﯼ؟

ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ، ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﻢ ﺷﻮ

ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﺮﯼ ﯾﺎ ﺑﺒﺮی


+ یه شوهرم نداریم

  • ۹۴/۰۵/۰۸
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

نظرات  (۹)

  • فاطمه (خودکار بیک)
  • وای خدا عالی بووووود ! 
    مگه میشه ؟؟؟؟ مگه داریم ؟؟؟؟؟
    پاسخ:
    :)))) 
    خیلیییییییییی باحال بود :))))
    پاسخ:
    :دی
  • مستر نیمــا .
  • اصن اعصاب نداره هاااا
    پاسخ:
    نداره دیگه
    ببین چی سرش اومده که اینجوری شده
    "ﻟﻌﻨﺘﯽ، ﻋﻤﺮ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺁﻭﺭﺩﻡ؟" عالی بود!
    پاسخ:
    راست میگه :)))))))
    آنچه ندارد عوض ای هوشیار
    عمر عزیز است غنیمت شمار


    کامنتای وبلاگت باز نیست تماس با منم نداری
    در راستای پست آخرت خواستم بگم من اسم همه ی معلمامو از اول ابتدائی تا الان نوشتم و یادمه
    حتی قیافه هاشون
    حافظه ام حرف نداره
    بعلهههه! شاعر در این راستا میفرماید :

    دوستت دارد و از دور کنارش هستی / روی دیوار اتاق و سر کارش هستی / آخرین شاعر دیوانه تبارش هستی / دل من ! ساده کنم ! دار و ندارش هستی ! / دوستش داری و از عاقبتش با خبری / دوستش داری و باید که دل از او نبری / دوستش داری و از خیر و شرش میگــُذری/ دل من ! از تو چه پنهان که تو بسیار خری! / دوستت دارد و یک بند تو را می خواهد/ دوستت دارد و در بند تو را می خواهد / همه ی زندگی ات چند ؟ تو را می خواهد / دل من ! گند زدی ! گند ! تو را می خواهد/ شعر را صرف ِ همین عشق ِ پریشان کردی / همه ی زندگی ات را سپر ِ آن کردی / دوستش داری و پیداست که پنهان کردی / دل من ! هر چه غلط بود فراوان کردی ! / دوستت دارد و از این همه دوری غمگین / دوستت دارد و توجیه ندارد در دین ! / دوستت دارد و دیوانگی ِ محض است این ! / دل من ! لطف بفرما سر جایت بنشین !

    پاسخ:
    احسنت!!!

    نسرین شعرایی که میذاری خیلی قشنگن

    همشون لایک دارن

    و هم چنین عنوان پست ها!

    پاسخ:
    :)
    شما خودتم لایک داری رفیق...
    بیام تهران اولین کاری که میکنم دیدن شماهاست
    دلم یه ریزه شده
    شعر واسوخت خیلی خوندم اما این از واسوخت 

    گذشته :) آخ آخ آخ دل شاعر خیلی پره، اگه میتونست 

    از تو بیت ها در میومد معشوق رو خفه میکرد والا !!! 

    پاسخ:
    :))))
    آره والا

    قربونت رفیق!

    منم دلم براتون تنگ شده :(

    اومدم دانشگاه فقط ریحانه رو دیدم :(

    پاسخ:
    :((((((((((((((
    دعا کن همه تهران قبول شن
  • شن های ساحل
  • :))))))))))) مردم از خنده!!!!!باحال بود...مخصوصا مرده شور من عاشق که تورا می خواهم:)))
    پاسخ:
    :))))))