دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

۱۵۱۰- شما چی می‌گین؟

پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۹، ۰۹:۱۲ ب.ظ

دارم فایل‌های ضبط‌شدۀ کلاس معنی‌شناسی رو گوش می‌دم. یکی دو هفته هم باید برای این درسم وقت بذارم. این بخشِ روابط معنایی و هم‌معنایی زیاد هم تخصصی نیست و فکر کردم شاید شما هم مثل من خوشتون بیاد. جملاتی که تو کروشه گذاشتم حرفای خودمه؛ بقیه‌ش حرفای استاد:

هم‌معنایی را می‌توان میان گویش ‌های جغرافیایی/ منظقه‌ای یا گویش‌های اجتماعی نیز در نظر گرفت، مانند کوچه در برابر میلان در مشهد و شهرهای همسایه، و بیمارستان در برابر کَسَلخانه در فارسی افغانی. با کمی چشم‌پوشی از تعریفِ نظری لهجه به‌عنوان گونه‌ای از یک زبان با تفاوت آوایی، در میان برخی لهجه‌ها هم می‌توان هم‌معنایی واژگانی را مشاهده کرد (در واقع چون در عمل گویش‌ها بر روی پیوستاری از نزدیکی و دوری از هم قرار دارند، موارد بسیار نزدیک به هم را که تفاوت واژگانی یا دستوری بسیار اندکی دارند، گویش به شمار نمی‌آورند، مانند گونۀ فارسی اصفهانی یا شیرازی؛ ولی به هر حال اندک تفاوت‌های واژگانی و دستوری در کنار تفاوت‌های آوایی آشکار و هویدا همچنان مشاهده می‌شود). در زیر نمونه‌هایی از این هم‌معناهای منطقه‌ای آمده است:

ورود: درآمدگاه (تاجیکستان)

خروج: برآمدگاه (تاجیکستان)

سفره‌خانه: دسترخان (تاجیکستان)

هویج: سبزی (تاجیکستان) [آخه هویج کجاش سبزه که بهش می‌گن سبزی؟! ما می‌گیم یِرکُکی. ترجمۀ تحت‌اللفظیش میشه زمین ریشه (ریشۀ زمینی) سیب‌زمینی رو هم می‌گیم یِرآلما که ترجمۀ اینم میشه زمین سیب]

اشتباه کردن: غلط کردن (افغانستان) [حالا اگه بخوان فحش بدن بگن غلط کردی چی می‌گن؟]

ازدواج کردن: زن گرفتن (تهران)، زن ستوندن (اصفهان)، زن بردن (مازندران)، زن خریدن (افغانستان) [این چیزی که افغان‌ها می‌گنو دوست نداشتم. ما برای ازدواج کردنِ آقایان می‌گیم اِولَن‌ماخ. یعنی خانه‌دار شدن. به ازدواج کردن خانم‌ها هم می‌گیم اَرَ گِتماخ. یعنی به شوهر رفتن :))]

اذان گفتن: اذان زدن (لُرستان، گیلان)، اذان دادن (خراسان)، اذان کشیدن (گرگان، ترکمن‌نشینان) [ما هم می‌گیم اذان وِرماخ که ترجمه‌ش میشه اذان دادن. مثل مردم خراسان می‌گیم. ولی من موقع فارسی حرف زدن نمی‌گم اذان دادن. هر کی هم بگه اذان دادن می‌فهمم ترکه]

خندیدن: خنده کردن (گیلان)

نمی‌فهمم: نمی‌دونم (سیرجان)

چنگ زدن: چنگال گرفتن (گیلان)

رفتن: شدن (مشهد)

بلد بودن: یاد داشتن (مشهد)

(چِشم) لوچ: کُلاج (مشهد)

مدادنوکی/ اتُد: مدادفشاری (مشهد) [ما هم تو مدرسه بیشتر مدادفشاری می‌گفتیم]

نوکِ مداد: مغز مداد (مشهد) [ما هم نوک می‌گفتیم]

مدادتراش: مدادسرکُن (مشهد) [ما می‌گفتیم مدادقدّیین. نمی‌دونم ترجمه‌ش چی میشه. قدّه‌ماخ ینی تا کردن. نمی‌دونم چه ربطی به مدادتراش داره]

تارِ مو: لاخِ مو (مشهد)

نمک‌دان: نمک‌پاش (مشهد)

میدان: فِلکه (مشهد، شیراز)

دم‌پایی: سرپایی (مشهد)

خیار: خربزه (کرمان) [به خیار می‌گن خربزه؛ به خربزه چی می‌گن پس؟]

خیار: خیار سبز (کرمان)

سیب‌زمینی: آلو (شیراز) [من چند سال تو خوابگاه سر اینکه آلو و آلوچه و گوجه و گوجه‌سبز چه فرقی دارن و کدوم معادل با کدومه درگیر بودم. تا اینکه فهمیدم یه معنیِ دیگۀ آلو سیب‌زمینیه :))]

سنجد: انگور فرنگی (رشت) [آخه کجاش شبیه انگوره؟! شیرینم که نیست. آبدار هم نیست حتی]

آبکش: سوماق پالان (رشت)، سماق پالون (اصفهان)، چلوصافی (کرمان) [وای چه جالب! ما هم به آبکش می‌گیم سوماخ پالان. من فکر می‌کردم سوماخ پالان ترکیه ولی گویا شهرهای دیگه هم همینو می‌گن و ترکی نیست]

گوجه‌سبز: آلوچه (اصفهان، کرمان، شمال) [ما هم به گوجه‌سبز می‌گیم آلوچه]

این هم‌معنایی در سطح عبارت‌ها، اصطلاح‌ها و ساختارهای دستوری نیز مشاهده می‌شود، مانندِ

حالت رو بگیرم: حالت رو ببرم (تاجیکستان) [اول بگیر بعد ببر :))]

(گردنم) مو برداشته: (گردنم) مویه کرده (مشهد) [گردن مگه مو برمی‌داره؟!]

فعل منفی برای تأکید (قسمت زیرخط‌دار با آهنگ خیزان ادا می‌شود) (مشهد):

این‌قدر که شلوغ نبود (خیلی شلوغ بود)، نتونستم برم تو مغازه [به‌واقع نفهمیدم چرا منفی می‌گن و منظورشون مثبته. آخه این چه مدل تأکید کردنه!]

این‌قدر که خسته نبودم (خیلی خسته بودم)، نتونستم انجام بدم

یادم رفت: یادم شد (مشهد)

یک ربع مانده به ساعت فلان: ربع ساعت کم از فلان (زاهدان، لُرستان)

فردا: صبح (کرمان)

فردا: پس‌فردا (کرمان) [اگه به فردا می‌گن پس‌فردا، به پس‌فردا چی میگن؟]

۹۹/۱۰/۱۱
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

استاد شماره 19

واژه‌ها

نظرات  (۵۱)

به خیار نمی‌گن خربزه، به خربزه می‌گن خیار :))

به پس‌فردا هم می‌گن پسون فردا؛ البته کامل مطمئن نیستم. 

یاد داشتن به جای بلد بودن رو اهالی گلستان هم می‌گن.

اون قسمت فعل منفی برای تاکید مشهدی‌ها رو من تا چند وقت مشکل داشتم باهاش :)) یعنی تا وسط جمله فکر می‌کردم منظورشون واقعا همونه که می‌گن، بعد می‌فهمیدم نه برعکسه. تا دیگه یاد گرفتم از روی لحن تشخیص بدم:))

از این نوشته‌ها خیلی دوست دارم *_*

پاسخ:
به کمبزه چی میگن؟ چیزی بین خیار و خربزه‌ست.
این تأکید فعل مشهدیا خیلی جالبه :))
پس بیشتر می‌ذارم از این پستا :دی

خب الآن و بعد از ارسال نظرم فهمیدم که این خط آخرت هم مثل خیار و خربزه بوده. در واقع به پس‌فردا می‌گن فردا، به فردای پس‌فردا می‌گن پسون فردا.

پاسخ:
یادم باشه موقع قرار و مدار گذاشتن با کرمانیا بیشتر دقت کنم

سلام. خدایی تا به حال فعل منفی برای تاکید و نه گفتم و نه شنیدم تو مشهد!

لباس: رخت( مشهد)

بند یا طنابی که لباسها رو بهش آویزان میکنند: ریجه

 

پاسخ:
باید بررسی کنیم ببینیم شما کجای مشهدی و کدوم قسمتش اینو میگن
ریجه رو نشنیدم ولی رخت رو تو رخت‌خواب شنیدم. 
۱۱ دی ۹۹ ، ۲۱:۴۹ میماجیل ‌‌

سلام.

یادم به باشو غریبه‌ی کوچک افتاد:

- اَمو اینه گونیم مرغانه، شَمو چی گونین؟

 

مو برداشتن گردن شاید منظور استخونِ گردن بوده.

پاسخ:
سلام
اون دو خط اولو نفهمیدم.

استخوان گردن مو برداره آدم می‌میره فکر کنم
۱۱ دی ۹۹ ، ۲۱:۵۱ 1 بنده ی خدا

الان 10، ده دقیقه کمه.به واقع اصفهانیام اینو اینجوری میگن

پاسخ:
آلمانیا هم ساعتو عجیب غریب می‌گن. کلی باید جمع و تفریق کنی تا پی به مقصودشون ببری

کمبزه رو الآن سرچ کردم، تا حالا ندیدم و به تبعش نشنیدم هم.

ما خودمونم موقع قرار گذاشتن اگه کسی از "فردا" توی واژه‌هاش استفاده کنه حساس می‌شیم و می‌پرسیم که فردای معمولی منظورشه یا فردای کرمانی :دی

پاسخ:
ما اینجا زیاد داریم از این میوه. و مثل خیار زودزود می‌خریم تو فصلش. ترشی هم درست می‌کنیم باهاش.
فردای کرمانی :))
۱۱ دی ۹۹ ، ۲۲:۰۱ میماجیل ‌‌

جست‌وجو کن! باشو غریبه‌ی کوچک مشهورترین فیلم بیضاییه. اون خط بعد هم دیالوگ سوسن تسلیمیه به عنوان یه زنِ شمالی که می‌خواد با یه پسر بچه‌ای که شانسی سر از شمال در آورده ارتباط کلامی برقرار کنه. به این معنا که ما به این می‌گیم تخمِ مرغ، شما چی می‌گین؟

 

نم‌دونم والا.

پاسخ:
هممم الان گوگل کردم متوجه شدم. نشنیده بودم اسم این فیلمو. خواستم دانلود کنم، ولی دیدم زبانشو نمی‌فهمم :|

سلام 

باید بگید افغانستانی افغانی واحد پولشونه .

جای شیراز هم بایدبگید استان فارس 

پاسخ:
سلام
آره در مورد افغانی، راست میگی ولی متوجه نشدم چرا باید به جای شیراز به کل استان اشاره کنم. شاید همهٔ استان اون ویژگی رو نداشته باشن خب.
+ اون افغانی رو تو مقاله نوشته بود. 

شیرازیا به آبکش میگن تُرُش باله! ظاهرا ساده شده ی تراوش پیاله بوده! 

 

پاسخ:
جل‌الخالق! نشنیده بودم. خیلی جالبه.

سلام

پست جالبی بود، ممنون از شما

و اینکه بعضی از اهالی خراسان شمالی هم به آبکش میگن چلوصافی

:))))) و یه چیز که برای خودم خیلی جالب بود از وقتی که دانشجوی شاهرود شدم، شاهرودیها برای مثال میخوان بگن برم بطری آب رو از آشپزخونه بردارم میگن برم بطری آب رو از آشپزخونه بگیرم و یه مثال دیگه اینکه تو مغازه به فروشنده میخوان بگن روغن از کجا بردارم میگن روغن از کجا بگیرم، البته بعداها دوستان مازندارانی که داشتم متوجه شدم اونها هم به همین شکل صحبت میکنن و یه چیز جالب دیگه که تو شاهرود دیدم میخوان بگن به فلانی زنگ بزنم میگن زنگش بزنم یا پیامش بدم و این جزء گویششون و پیر وجوان ازش خیلیی استفاده میکنن

پاسخ:
فکر کنم به کف‌گیر هم یه چیز دیگه می‌گین. درسته؟
بگیرم رو شمالیا زیاد می‌گن. تو خوابگاه فهمیدم که اونا همه چیو می‌گیرن :))

تا اونجایی که میدونم همینو میگن بیشتر شهرستانها.

پاسخ:
حالا شاید جامعهٔ آماری استادمون فقط شیرازیا بوده

من خودم استان فارسی هستم ما میگیم ترش پیاله .

 

امروز آزمون استخدامی داشتم این شعر یکی از سوالات ادبیات بود اسم مراد داخلش منو یاد شما انداخت 

اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست

مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

پاسخ:
و سؤالی که پیش میاد اینه که چرا باید مراد دوست، بی‌مرادی ما باشه؟ :))

معمولا کلمه افغانی جا افتاده بین همه طوری که خودشونم همینو میگن ولی در واقع افغانی واحد پولشونه و قطعا تواون مقاله اشتباه نوشتن.

پاسخ:
می‌دونم چی میگی. ولی شاید افغانی دوتا معنی داره. یه معنیش واحد پول، یه معنیشم نام قومی در شرق ایران. افغانی رو تو واژه‌یاب بزن ببین.

سلام

شیرازی ها به آبکش میگن"ترش پاله" که میگن از "تراوش پاله" میاد 

به موچین هم میگن "منقاش" که البته احتمالا مناطق زیادی اینو میگن

اون فعل مثبت مشهدی هم یدونه " هم برعکس" دارن، که معنی موافقت میده ولی انگار دارن میگن برعکس چیزی که گفتی من نظرم فلانه ولی میگن منم هم برعکس اینو گفتم‎:|‎

تهران میگن "یارو" مشهد میگن "یره" اصفهان میگن "خره"

مادرشوهر رو مشهد میگن "خوسور" پدرشوهر رو میگن "خوش"

اصفهان میگن"خارسو"

لرستان میگن"خوسوره"

اصفهان به جوی آب توی کوچه و خیابون میگن "مادی"

نون خامه ای رو هم مشهدی ها میگن "نارنجک" 🙄

پاسخ:
قاش به زبان ترکی ینی ابرو. اول فکر کردم این منقاشی که میگی ترکیه. گوگل کردم دیدم عربیه. منم یه چیزی شبیه اینو تو ترکی شنیدم.
من عاشق نارنجکم :دی ما به نارنجک می‌گیم شوی
صبر کن یه پستم راجع به شوی نوشتم پیدا کنم برات

درسته احتمالا جامعه اماری استادتون شیرازیا بود .

 

پاسخ:
والا همین الانشم وقتی می‌گیم مشهدیا فلان میکن، بعضی از مشهدیا می‌گن نه نشنیدیم و نمی‌گیم. حالا اگه تعمیم بدیم به کل استان، مخالف‌ها بیشتر هم میشن
۱۱ دی ۹۹ ، ۲۲:۲۱ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

ورود : دربان     خروج : درچین     سفره خانه : سفره خانه     هویج: هویج و گزر       اشتباه: اشتباه     ازدواج کردن : ژن خواستن   اذان گفتن: اذان داین    خندیدن: خنستن      نمی فهمم: نیگیرم      چنگ زدن: چنگر     رفتن: چین   بلد بودن : زانستن  لوچ: گیر ویر      مدادنوکی : مدادفشاری   نوک مداد: نوک مداد     مداد تراش: تراش     تارمو :موی    نمک دان: خواپاش   میدان: میدان    دم پایی: سرپایی     خیار:خیار   خربزه:خربزه    سیب زمینی: سیف زمینی   سنجد: سیرنجک

آبکش: آوپالن    گوجه سبز: آلوچه     حالت رو بگیرم : حالت گیرم    موبرداشته : موی هیزداسه    یادم رفت: ویلماچی

یه ربع مانده به فلان ساعت:  مثلا: 7 ربع کم   فردا : صبح و شوکی   پس فردا : دو صبح

 

البته کردی هستن :)

پاسخ:
این دوصبح خیلی خوبه. میشه با همین الگو سه‌صبح و چهارصبح و پنج‌صبح هم ساخت به جای پسون فردا و پس‌پسون‌فردا و پسا‌پس‌پسون‌فردا :))
ازدواج کردنِ آقایون ژن خواستنه، ازدواج کردن خانوما چیه؟

به زن گرفتن میگن زن اِسِّدن(مثلا علی زن اِسِّد) یا شوهر کردن (مریم شووَر کِرد)

به گوجه سبز گوجه باغی هم میگیم

به چنگ زدن، پِنج اِنداختن هم گفته میشه(البته در حالت شدید لهجه!)

پاسخ:
گوجه باغی هم قشنگه :)
یهو یاد هم‌دانشگاهیای اصفهانیم افتادم. ماشالا چقدرم زیاد بودن. دلم تنگ شد براشون.
اون اوایل وبلاگ‌نویسیمم خوانندگان اصفهانی در اکثریت بودن

حالا کلمه که زیاده ولی از بین اینا که اشاره کردی ما به کفگیر(البته از اونا که سوراخ داره) میگن اَسُّم

البته متاسفانه ما دیگه کمتر از این واژه ها استفاده میکنیم و کم کم داره منسوج میشه

پاسخ:
من موندم این کف‌گیر کف چیو می‌گیره که میگن کف‌گیر :|

شوشتریا به آبکش پالپاله می‌گن

و ساعت رو هم میگن مثلا ۸ ربع کم

کلا گویش جالبی دارن، شنیدین تا حالا؟

یه اصطلاحاتی هم دارن که عمرا نمیشه براش معادل فارسی پیدا کرد! مثل فُگُر!

پاسخ:
نه، متأسفانه دوست شوشتری نداشتم. این فگر چی هست حالا؟ :))
۱۱ دی ۹۹ ، ۲۲:۳۲ هلن پراسپرو

یه ربع کم رو کرمانشاه هم میگن.

پاسخ:
ترکیب قشنگیه. مفید و مختصر، کلی اطلاعات میده به آدم

والا دیگه دقیق نمیدونم من تازه چندساله فهمیدم که افغانی واحد پولیشون هست الان سرچ کردم دیدم نوشته قوم پشتون به این نام هست وزده بود نام های اهلیت .

پاسخ:
آره منم دیده بودم چندتا مطلب راجع به این. سیستم من به توصیفی نزدیک‌تره تا تجویزی. ینی مثلاً وقتی مردم میگن زنگیدن، باید بپذیریم. اینکه یه عده میان میگن زنگیدن غلطه و بگیم زنگ زدن، کارشون تجویزیه. ولی وقتی می‌گیم مردم اخیراً میگن زنگیدن، کارمون توصیفیه. این افغان هم خب وقتی رایجه، چه اصراریه بگیم غلطه و نگید.

دقیقا چرا مراد دوست،بی مرادی ماست :))

پاسخ:
وصال دوستان روزی ما نیست
بخوان حافظ غزل‌های فراقی

درباره ساعت گفتن اینطوری میگن که مثلا 12 ربع کم یعنی ربع ساعت مونده به 12 اگر معنی رو دقت کنیم درسته یعنی الان 15 دقیقه مونده به 12

درباره این قضیه فردا من که هیچوقت نه خودم نه خانوداه نه اطرافیان رو نشنیدم که فردا رو برای دو  روز بعدتر استفاده کنن جالب بود برام 

درباره صبح اره مثلا شب داره حرف میزنه میخواد یه قراری بذاره میگه صبح میبینمت(اینجا معنی این نیست که فردا صبح میبینمت کلا به فردا اشاره داره ممکن زمان قرار ظهرم باشه)

کلا این جریان روزا چیزی من شنیدم به فردا میگن فردا/صبح به دور روز بعد میگن پس‌فردا سه روز بعد میگن فکر کنم پسون‌فردا 

به خربزه میگن خیار میری مغازه میگه یه خیار خوب برام جدا کن(البته خیلی کم شده این جور گفتنم من نشنیدم مدت‌هاست)

یه دوره با دوستان توی خوابگاه درباره همین تفاوت معانی کلمات یا کلمات مختلف استفاده کردن صحبت می‌کردیم یه دوست همدانی داشتیم اینجوری ساعت گفتن براش خیلی عجیب بود و خب شیرازی‌ها کرمانی‌ها و اصفهانی‌ها تا جایی که می‌دونم اینجوری هم می‌گن 

قبلنا یادمه به مدادتراش سرکن میگفتن مدادشو یادم نیست کسی گفته باشه 

به اتد مداد مغزی شنیدم میگن

اون فَلَکه هم شنیدم میگن

یه ضرب‌المثل هست که میگن ترش بالا به آفتابه میگه دوکوته

کوت=سوراخ

چغوک=گنجشک

لینک پایین هم میتونه جالب باشه براتون

 

http://kerman-sara.blogfa.com/post/34

پاسخ:
حالا اگه منظورتون فردا صبح (حدودای هشت) باشه چی می‌گین؟
یه وبلاگم بود برای کاشان. نمی‌دونم نویسنده‌ش بست و رفت یا خودش پاک شد.
۱۱ دی ۹۹ ، ۲۲:۳۸ شارمین امیریان

زن ستوندن چیه؟! 🙄 میگیم زن اِسِدَن نه ستوندن!

اونم که افغانیا میگن زن خریدن واسه اینه که واقعا زن میخرن. ما حدود یک سال، یه همسایه افغانی داشتیم به یکی از همسایه ها گفته بود کاش دومادمون زود بیاد دخترمون رو ببره تا ما بتونیم پولی که بهمون میده رو بدیم بابای عروسمون و عروسمون رو بیاریم! 😶

پاسخ:
جل‌الخالق!!! 
حالا قیمت عروسو چی تعیین می‌کنه؟ زیبا و باسواد باشه گرون‌تره؟ :)) 
آدم از این بشر دوپا چه چیزا که نمی‌بینه
۱۱ دی ۹۹ ، ۲۲:۴۴ شارمین امیریان

اینم تو کامنتها دیدم، اصلاح کنم! اصفهانیا به جوی آب تو کوچه و خیابون نمیگن مادی! بلکه میگن جوق! مادی، جوق بزرگه (هم از نظر پهنا هم عمق)

پاسخ:
ما هم می‌گیم قَنُغ!
۱۱ دی ۹۹ ، ۲۳:۴۷ تسنیم ‌‌

تو افغانستان به بیمارستان میگن شفاخانه که معنای امیدوارانه‌تری از بیمارستان داره. کسلخانه رو بار اوله می‌شنوم. اون دفعه هم اونجا بودم ندیدم سر در بیمارستان اینو نوشته باشه، می‌نویسن شفاخانه. هر دو کلمه رو سرچ کن.

به ورود و خروج هم هر دو درآمدن میگن :)) مثلا یه جک مشهور هست میگن از ای در درآمد، دزو در درآمد: از این در بیرون اومد، وارد اون در شد.

دسترخان هم بعضی از ما شنیدم که میگن.

به هویج میگن گاجَر.

بجای غلط کردی هم بعضیایی که من شنیدم میگن بد کردی!

زن خریدن هم بار اوله می‌شنوم. از اقوام مقیم افغانستان هم نشنیدم راجع به ازدواج اینو بگن.

به نمی‌دانم، میگن نمی‌فهمم.

به فردا هم میگن صباح، به پس‌فردا میگن پس‌صباح.

 

یه جمله‌م راجع به مشهدی، میگن فَلکه، نه فِلکه.

پاسخ:
همون‌طور که تو ایران این همه تفاوت واژگانی هست احتمالاً تو شهرهای افغانستان هم هست. درستش این بود بگن تو کدوم شهر افغانستان.
آخه بد کردی حق مطلب رو ادا نمی‌کنه. باید با صدای بلند داد بزنی بگی غلط کردی که خشمت تخلیه بشه.

اقوام شما از فرهنگ بالایی برخوردارن که نمی‌خرن :| قدرشونو بدون :|
من هنوز تو شوکم :| البته تو ایران هم غیرمستقیم بحث جهازیه و مهریه همین خریدن رو تداعی می‌کنه ولی اونا واقعاً جدی جدی می‌خرن!

بله، بعضی از اهالی خراسان شمالی به کف گیر میگن کف گیربره

http://www.vajehyab.com/dehkhoda/%DA%A9%D9%81%DA%AF%DB%8C%D8%B1+%D8%A8%D8%B1%D9%87

:))

پاسخ:
نه اونی که شنیده بودم این نبود. فکر کنم یه جایی شنیده بودم می‌گفتن چلوصاف‌کن. یادم نیست. ولی یادمه دورهٔ ارشد سر کلاس ساختواژه از یکی شنیدم

قتدماخ تا کردن میشه فکر کنم. قدّه‌ماخ به معنای ممنوع کردن یا دور کردن و یا ریشه‌کن کردن هم تو زبان ما کاربرد داره. شنیدی مثلا میگن: گوروسن گَلین اوغلومو قدّه‌ییب بیزه گلمیر.

پاسخ:
اینی که میگی همون قطع عربی نیست؟
۱۲ دی ۹۹ ، ۱۰:۰۶ معلوم الحال

درود بر خانم امیریان

شیرازیام میگن زن اِسِدن (استدن) یعنی زن گرفتن.

اون یاد داشتن مشهدی به معنی بلد بودن رو توی نواحی گرگان من شنیدم. حتی ترک‌ها هم میگن یاد ندارم 😁

بقیه شو بعدا میام میگم

پاسخ:
احتمالاً ترک‌های گرگان بگن. ما نمی‌گیم.
۱۲ دی ۹۹ ، ۱۰:۳۸ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

ازدواج کردن خانوما : شوی کردن  :)

فردا که میگن پس فردا رو قاطی کردم :|

در ایران چند زبان وجود داره؟

پاسخ:
زیاد. تو ایران زبان‌هایی وجود داره که شاید اسمشونم نشنیده باشی. زبانه ها، نه لهجه. قشنگ برای خودش ساختار و دستور داره‌. کشور ما به‌لحاظ تنوع یکی از پرتنوع‌ترین‌هاست. اینو ببین: 

نمی‌دونم چرا حس خوبی نسبت به این بحث ندارم. احتمالن چون پرداختن به تمام تفاوت‌های جغرافیایی و منطفه‌ای و بعد از اون، تفاوت‌های فردیْ کار خیلی سخت یا غیرممکنی به نظر می‌رسه. هیچ وقت نمی‌شه صد در صد مطمئن باشیم.

 

به هر حال خواستم دو تا رادیو معرفی کنم که حس می‌کنم می‌تونن تا حدی مکمل صحبت‌های شما باشن. یکی تاجیکی و یکی دَری. هر دو هم از شعبه‌های رادیو اروپای آزاد که نسخه‌ی فارسی‌اش می‌شه همون «رادیو فردا»:

http://play.pea.fm/28880-radio-free-tajikistan.html

http://play.pea.fm/1-radiofreeafghan.html

 

توی این دو تا رادیو می‌شه بسیاری از تفاوت‌هایی که توی پست نوشتید رو در عمل شنید. خصوصن تاجیکی که من خیلی تفاوت‌هاش با فارسی معیار رو دوست دارم. گاهی از سر کنجکاوی گوش می‌کنم و برای دل خودم یادداشت‌هایی برمی‌دارم.

پاسخ:
ممنون بابت رادیوها. این تفاوت‌ها قشنگه که. من حس خوبی دارم ^-^
۱۲ دی ۹۹ ، ۱۳:۰۵ 1 بنده ی خدا

مادی در قدیم وظیفه ی تقسیم اب رو به عهده داشته و اب سالم و تمیز برای مصرف ملت ازش عبور میکرده.

کف گیر هم حقیقتا من یادمه قبلنا مامانم اینا کفی (طبعا شبیه کفه ولی چیز بدی نیست)که میومد روی برنج در زمان پخت رو میگرفتن،احتمال میدم دلیلش این باشه

پاسخ:
چه جالب
من همیشه می‌گم لابد تو کفِش ویتامینی چیزی هست. جدا نمی‌کنم.

سلام 

من قویا بعضی از کلمات کُردی که آقای مهرداد گفتند رو به زبون خودمون :دی تایید نمیکنم :دی

به زبون خودشون تاییده :)))

 

ولی الان حوصله ام نمیکشه بیام بگم کلمات کُردی رو :)) 

 

ولی در جواب سوالی که پرسیدی و باز ایشون جواب دادند که من تایید نمیکنم :دی‌

شی کردن میشه.

ما میگیم البته اینو 

 

بماند همه کُردها مثل هم حرف نمیزنن مثلا تو منطقه ما کلی زبان هامون با هم فرق میکنه :)

 

+

اسپری she رو دیدی ؟؛) (شی ) :دی 

همون تلفظ رو بخون :))

 

تا درودی دیگر بدرود :)

 

پاسخ:
درود
ایشون تو استان همسایهٔ استان شما هستن. طبیعیه فرق کنه. حتی منی که می‌گم ترکیِ فلان چیز اینه، یه شهرستان اون‌ورتر ممکنه چیز دیگه رایج باشه
بدرود :))
۱۲ دی ۹۹ ، ۱۶:۳۴ نیمچه مهندس ...

نسرین:))

تا پست رو تموم کردم اونقدر خندیدم که یه عالمه اشک از چشمام اومد.(که اگه بخوام مشهدی بگم:اینقدر که نخندیدم،اشک از چشام اومد.) بیشتر چیزایی که راجع به مشهد گفتی رو تایید میکنم.

خندیدنم از این بابت بود که یاد خاطراتم از مواجهه ام با این تفاوت های زبانی افتادم.اولین بار هم تفاوت بلد بودن و یاد داشتن تو تهرانی و مشهدیه.

اون منفی گفتنه برای تاییده و یه جورایی میخواد شدت کار رو بیان کنه.مثل افعال معکوس تو برره:)

فِلکه رو شیرازیا میگن،مشهدیا میگن فِلِکه.تو کامنت ها دیدم یکی مشهد رو گفته بود فَلکه که حرفی ندارم در موردش.شاید دوتاشه ولی من اونو شنیدم که گفتم.

ساعت گفتن به سبک یه ربع کم رو من از خوزستانی ها و استان فارسی ها هم شنیدم.

تو ترکی ما به فردا میگن سابا،از یه خوزستانی شنیدم که میگن سبا.حالا نمیدونم به لر بودنش ربط داشت یا نه.

یادمه تو یه روستایی نزدیک مون تو ترکی شون برای ازدواج زن و مرد کلمات جدا داشتن.من اولین بارم بود با چنین چیزی مواجه میشدم ولی دوسش داشتم.یادم نمیاد چی بودن.ما میگیم خاتِن آلماغ و اَر اِتماغ.

+لطفا وقت این جور برنامه ها رو بیشتر کنین:)با تشکر از شما

پاسخ:
سابایی که می‌گی همون صباح هست
+ چشم :)))

سلام و درود دُردونه خانوم عزیز 

 

استفاده بردم ـ مرسی 

 

 

پاسخ:
سلام
با استقبال بی‌سابقه مواجه شدم :))

خیلی از این معادل‌ها رو توی زبان‌های شهرهای دیگه هم میگن، مثلا اذان دادن،‌ نمک پاش، آلوچه، زن گرفتن یا زن آوردن، خیار سبز (برای ایجاد تمایز با خیار چنبر)، ربع کم، صبح (والبته دو صبح برای پس فردا) و ... رو توی لهجه‌ی کرمانشاهی هم میگن.

یادم شد رو هم من از شاهرودی‌های شنیدم.

اهوازی‌ها هم به میدان میگن فلکه.

پیوستگی جالبی بین لهجه‌های مختلف هست که در عین تفاوت‌ها قشنگه.

پاسخ:
چون که از یک خانوادهٔ زبانی هستن
۱۳ دی ۹۹ ، ۰۱:۴۴ منِ مُبهم

اَمان گیمی مُرغانه شوما چی گیدی ؟؟

یاداین دیالوگ افتادم حالا جداً ترکا به تخم مرغ چی میگن؟

ماگیلانی ها هم برای ازدواج کردن 

برای مرد میگیم زن بیگیفته یعنی زن بُرده یا گرفته

برای زن میگیم مَردا بوسته یعنی شوهر کرده

 

ما به سنجد میگیم انگور فرنگی شوخیشم زشته ویییی😁😁😁تا الان نشنیده بودم شاید قدیمیا بگن ولی کجاش شبیه اخه البته بگماا به حیاط میگیم صحرا دیگه بعید نیست اینم باشه😓😓

درکل خیلی جالب بود ،موفق باشی 🙌🙌💝

پاسخ:
ترک‌ها به تخم‌مرغ میگن یومورتا. 
یه پستم نوشته بودم قدیما با عنوان یرآلما یومورتا. وایستا برم لینکشو بیارم :))

شما به حیاط می‌گین صحرا، من کلاس سوم ابتدائی یه هم‌کلاسی داشتم نمی‌دونم ترک کجا بود، به بیرون از کلاس می‌گفت چُل که میشه همون صحرا :|

جالب بود... وقتی گوگل کردم مثلا زبان کورشی(کرشی) بعضی لینکا نوشته بودن گویش. چرا؟

پاسخ:
زهرا جان من یادم رفته تو چی خوندی، رشته‌تو میگی متناسب با پیش‌زمینه‌ت جواب بدم؟

اون دوستی که گفتن در کوردی میگن شی کردن، هم شو کردن میگن هم شی. بستگی داره کوردی کجا باشه. مثلا دختر در کوردی کلهری یه چیزه، در کوردی هورامی یه چیز و سورانی هم یه چیز  دیگه😅در لری هم میگن شی کردن. 

پاسخ:
سال دوم ارشد سه‌تا هم‌اتاقی کرد داشتم، یکی ایلام یکی کردستان یکی آذربایجان غربی. دوستمم کرد کرمانشاه بود. قشنگ به‌صورت عملی تفاوتاشونو یاد گرفتم.

من گیلانی هستم. سنجدو تا حالا نشنیدم بگن انگور فرنگی. انگور فرنگی به یک چیز دیگه می گیم. 

اون حالت منفی مشهدیا رو من استفاده می کنم :)))

مثلا: انقدر که بادکنکو باد نکردم؟ ترکید! :))) در گفتار بیشتر از اینکه فعل حالت منفی بیان بشه پرسشی بیان میشه. 

گمانم نوعی استفهام انگاری باشه

پاسخ:
من چند روزه سعی می‌کنم با این فعل منفی جمله‌مو مأکد کنم وسطش خنده‌م می‌گیره قاتی می‌کنم چی می‌خواستم بگم

ببین اون فعل معکوس رو من اینطوری میفهمم نمیدونم درسته یا نه

مثلا همین جمله بالا:

اینقدر که بادکنکو باد نکردم؟ ترکید

یه جورایی معادل اینه که نه که اینقدر بادکنکو باد کردم؟ ترکید

و اون ((نه که)) در ذهن من معنی ش ((چون که)) هست. یعنی اون منفی کردن فعل به اشاره به علت واقعه برمیگرده!! یعنی همزمان هم میخواد علت رو بیان کنه هم یه جورایی تایید هم بگیره

این در ذهن منه. معلوم نیس در ذهن بقیه هم همین حالتو داره یا نه:))

 

 

راستی من نمیدونم چرا درحالی که من وسط جمله ها و پاراگرافهام، اینتر نمیزنم، اما کامنتام تکه تکه میشه انگار که وسط یک جمله هی اینتر زدم!

پاسخ:
آره راست میگی، ولی ما تا عادت کنیم طول می‌کشه :))
من پیامتو الان پیوسته می‌بینم. اینترها معمولیه

بشین درستو بخون یه سره اینجایی 😒😒😒😒

پاسخ:
اینجام دارم درس می‌خونم خب :|
ضمن اینکه زندگی همه‌ش درس نیست

من مهندسی پزشکی-بیوالکتربک خوندم :)

پاسخ:
بسیار عالی. 
اگه دانشجوی زبان‌شناسی بودی می‌گفتم مقالۀ زبان، گونه، گویش و لهجۀ دکتر دبیرمقدم رو بخونی [لینک]
ولی برای تو این پستو دارم:
ببین خلاصه‌ش اینه که وقتی می‌گی فلان چیز زبانه یا گویش، باید مشخص کنی که در سطح بین‌المللی و فرامرزی و زبان‌شناختی می‌گی یا در سطح ملی. و اینکه آیا مسائل اجتماعی و جغرافیایی رو در نظر می‌گیری یا صرفاً مسائل زبان‌شناختی. در سطح ملی در نظر بگیریم، کردی رو گویشی از فارسی می‌گیریم. حتی تاجیکی و افغانی هم گویشی از فارسی هستن. حتی فارسی تهرانی هم گویشی از فارسیه. ولی با معیارهای زبان‌شناختی اینا رو زبان در نظر می‌گیریم.

اع جدی «اذان زدن» فارسی نیست؟ :| من فکر می‌کردم همه جا اذان هم گفتنیه، هم زدنی :))))))

پاسخ:
هر منطقه‌ای با یه فعل میگه. زدن، دادن، گفتن. بیشتر تحقیق کنیم شاید فعل‌های دیگه‌ای هم پیدا کنیم.

چقد این پست و کامنتاش خوب بود!

مام مثل کردی به زن گرفتن می‌گیم زن خواستن. (من لرم.)

و اتفاقا اون سه صبح و اینایی هم که تو جواب یکی از کامنتا گفتین استفاده میکنیم :)) سه روز دیگه : سه صبح (البته می‌گیم صو که همون صبحه منظور.)

به چشم لوچ می‌گیم قیچ؛ و من تا همین الان فکر می‌کردم قیچ هم فارسیه و همه استفاده می‌کنن :|

یادش بخیر یه معلم داشتیم، ترک بود. خیلی سر این اختلاف زبون ماجرا داشتیم :))

ما وقتی دلمون برای کسی بسوزه و مثلا بخوایم بگیم طفلک می‌گیم «کافر». این دبیر ما هم یه بار اینو شنیده بود و حسابی تعجب کرده‌بود و شایدم حتی بهش برخورده‌بود که یعنی چی کافر؟ تا اینکه توجیهش کردن اینجا بار منفی خدانشناس و اینا نداره :)))) 

یا مثلا توی احوال‌پرسیامون می‌پرسیم «خوشحالی؟» خیلی عادی مثل خوبی و حالت چطوره و اینا. دبیرمون تعریف می‌کرد بار اول که اینو شنیده یه لحظه هنگ کرده که منظورش چیه یهویی ازم می‌پرسه خوشحالی؟ :))))))))

یا یه اصطلاح داریم، وقتی هول می‌شیم می‌گیم «شرت شدم.» اصلا اصطلاح بی‌ادبانه‌ای نیست. ینی اینجا منظور لباس زیر و اینا نیست! یه اصطلاح خیلی عادی و متداوله. سر کلاس یکی از بچه‌ها داشت یه مسئله حل می‌کرد، یه جاش خیلی گیر کرد و بچه‌ها هم هی حرف می‌زدن. اینم برگشت گفت یه لحظه چیزی نگین شرت شدم! دبیرمون همینجوری موند! تا کلی توضیح دادیم که خانوم این اصلا اصطلاح بدی نیست و اینا :)))

 

ببخشید کامنتم خیلی طولانی شد :|

پاسخ:
من با کلمهٔ کُره (فکر کنم معنی عزیزم میده) هم ارتباط برقرار نمی‌کنم. حس می‌کنم فحشه.
ببین اینا همه فارسی هستنا. فارسی صدها شاخهٔ زبانی داره

خیلی خوب بود کامنتت :))
بیچاره معلمتون

ممنون از توضیح و ارجاع واضح و خوبت :)

 

این کامنته رو دیدم که نوشتی کره رو حس میکنی فحشه :))) تو کردی میگن کره و تو لری میگن کورو و یه جورایی معنی ... (معنی فارسی نداره :/ ) بابا... میده. مثلا کره یا کورو حوصله داری یه چیزی تو مایه های بابا حوصله داری میشه. گاهی نمیشه یه چیزی رو دقیق به فارسی برگردوند...

پاسخ:
من اولین بار که از دوست کرمانشاهیم شنیدم یاد کره خر افتادم :|
۱۴ دی ۹۹ ، ۰۷:۵۸ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

وقتی (( ر)) کره مشدد بشه انتظار  فحش می ره  ولی وقتی ساده و تاکیدی روی  (( ر )) نیست  معنی همونی هست که دوستان گفتن. البته اضافه کنم که این لفظ متعلق به لهجه فارسی کرمانشاهی هست و کردی نیست.

پاسخ:
آره، بدون تشدید بود

دو روزه دارم به این مساله فکر می کنم

اینجوریه: آیا این طور نیست که من بادکنک را انقدر باد کردم؟

مثال دیگر: هوا سرد نشده؟ سرما خوردم. معادل آیا غیر این است که هوا سرد شده است؟

یه جورایی یه "جرات داری بگو نه " خاصی درش نهفته است :))

پاسخ:
آره :)))) خیلی داره تأکید می‌کنه
اصلاً نمی‌شه انقلت آورد

رفتم تحقیق کردم یعنی از مرضیه و محمد و نسرین پرسیدم گویا فقط تو شهر ما و لهجه ما استفاده میشه این "قده ماخ" چون برا دوستان هم ناآشنا بود. 

معناش هم که گفتم منع کردن بود.

خلاصه که مهم نیست بیخیال :)

پاسخ:
شایدم هم‌خانوادهٔ قدغن (املای درستش غدغن هست) باشه

آی یاشا احتمالا همینه. :)

پاسخ:
شاید. 
کاش یه عده همت کنن یه فرهنگ لغت ترکی معاصر بنویسن. به انضمام ریشه‌شناسی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">