شباهنگ

شباهنگ

شباهنگ شما را امینِ کامنت‌های خصوصی و پست‌های رمزدارش می‌داند؛ پس محتوای این کامنت‌ها و پست‌ها بین خودمان بماند. اما "کپی" و انتشار محتویات پست‌های بدون رمز جهت استفاده و نه سوء استفاده چه با اجازه چه بی‌اجازه، چه با ذکر منبع چه بی‌ذکر منبع و یواشکی "بلامانع" است.

آخرین نظرات
  • ۲۶ فروردين ۹۷، ۱۵:۵۲ - آلاء ...
    اوخی
پیشنهادهای شباهنگ

1178- تهران، به روایت تصویر

پنجشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۳۳ ق.ظ

برخی از عکس‌های مربوط به پست قبل 


نظرات  (۴۶)

۱۴ دی ۹۶ ، ۰۸:۴۴ محبوبه شب
ینی امروز تولد بانوچه ست؟!
پاسخ:
بله بله امروز میلاد باسعادتشه
۱۴ دی ۹۶ ، ۰۸:۴۶ محبوبه شب
چقدر جغد ^_^
فقط اون انگشت نرگس و آروم شدن علی بعد از دیدن نرگس 😁😂
پاسخ:
:))) خونه زندگی‌مو جغد برداشته :دی
تازه دیروز الهام پیام داده یه اسکاچ جغدی هم برات گرفتم
این سری برم تهران صاحب یک عدد اسکاچ جغدی هم میشم حتی
 تو یه عکسی، دارم با نرگس سلفی می‌گیرم و عمیقاً به فکر فرورفته. عالیه اون عکس :)))
۱۴ دی ۹۶ ، ۰۸:۵۱ محبوبه شب
خخخخ اونم بذار 
پاسخ:
آخه نمیشه هم چهره‌شو ویرایش کنم هم نشون بدم بُهت و حیرت بچه رو
اونو فرستادم برای مامان و باباش :))
۱۴ دی ۹۶ ، ۰۸:۵۸ جناب دچار
سلام و درود :)
پاسخ:
علیک و سپاس :دی
۱۴ دی ۹۶ ، ۰۹:۰۰ محبوبه شب
ایمیل کن برام :دی

چقدر این پستت هیجان انگیز بود و چقدر با جزییات :دی
پاسخ:
الله اکبر
عکس بچه‌ی مردمو ایمیل کنم؟! نچ نچ نچ نچ
من حتی از انتشار عکس میز ناهار نرگس و مطهره هم اجتناب نمودم. چون به نظرم اومد خصوصیه این چیزا :دی 
ناگفته نماند که هر دوشون از خواننده‌های اینجان

جزئیات دیگری هم بود که از ذکر آن خودداری نمودم. مثلا اون مانتو همونیه که چند روز پیش از مشهد گرفتم :دی
سلام 
کاری کردی با این جغدهات که هر جا میرم جغد می بینم یاد تو و جغدهات می افتم و اگر امکان عکس برداری بهم میدادند قطعا الان یه صدتایی عکس از جغد بهت میدادم :|:)

+
اون سس بعید بود ازت که نشون بدی :|:)


++
خوشی هاتون مستدام

تهران به روایت تصویر نبود؛) 
 بلکه تو و دوستات و جغدهات به روایت تصویر بود:)))

پاسخ:
سلام. :))
سس روی من که نریخته بود. روی مانتوی جولیک بود :دی
ممنون
فرقی نداره :))
نشون دادنش از تو بعید بود که بذاری ؛))

+
تازه فهمیدم تو و جولیک رفیق قدیمی هستین :)))
دوستی هاتون مستدام :))
پاسخ:
نه آخه چرا بعیده. سه سال پیش، بعدِ ارائه‌ی پروژه‌ی پالس رفتیم پیتزا و بعدشم من ارائه‌ی پایان‌نامه داشتم. اون موقع سس ریخت رو مانتوم. عکسشم گذاشته بودم و یه پستم در موردش نوشته بودم.
قدیمی؟ نه بابا. همچین قدیمیِ قدیمی هم نه. شاید سه سال، نهایتش چهار ساله می‌خونمش. من جولیکو از وقتی ویرگول بود می‌خوندم، ولی اولین بارم بود می‌دیدمش
منم میخوندی و بالعکس :)
ولی منو حاضر نشدی ببینی :دی 
تبیعض گر :دی 
البته همان بهتر که همو ندیدیدم :دی 
بخصوص توی تبعیض گر رو :دی :)))))))




+
من دیگه در مورد سس حرفی ندارم :|
قانع ولی نشدم :|


پاسخ:
:)) پیشنهادِ دیدن همدیگه از من بود. ولی خب هنوز هم از دیدارهای وبلاگی و حقیقی شدنِ مجازی‌ها گریزانم و اعلان برائت می‌کنم. اگه یادت باشه دیدار وبلاگی هولدن و دوستان رو هم نرفتم. با اینکه قرارشون پارک لاله بود و خوابگاه من دوقدمی پارک بود :))
در کل هزار تا پارامتر پیچیده رو در نظر می‌گیرم و بعد با طرف وارد ارتباط نزدیک‌تری میشم.
یکی از پارامترا اینه که اسم و عکس فرد مجازی رو از قبل دیده باشم و شناخت خوبی داشته باشم ازش.
۱۴ دی ۹۶ ، ۱۰:۴۴ ماهی کوچولو
واااااای خوب شد پست رو گذاشتیا برم به بانوچه تبریک بگم :)
و اینکه جای امیدواریه که جولیک رو دیدی فکر میکردم مطلقــــــا نخوای مجازی ها رو ببینی :)
پاسخ:
:))))) آره آره بدو برو تبریک بگو ذوق کنه 
البته طرف باید خیلی مراتب و درجات رو طی کنه که من حس اعتمادم برانگیخته بشه. بای دیفالت برانگیخته نمیشه :دی
۱۴ دی ۹۶ ، ۱۰:۴۹ ماهی کوچولو
بله بله :))

واااای راستی یه چیزی :)) دیروز تو خیابون یهویی چندتا دنا دیدم :دی

خیلی ناگهانی گفتم اااه نکنه شباهنگ تو یکی از اینا باشه :))
پاسخ:
:))) شباهنگ اینجا شباهنگ اونجا شباهنگ همه جا
۱۴ دی ۹۶ ، ۱۱:۰۱ ماهی کوچولو
جان جان :)) شباهنگ تو ورژن زبل خانیش :))

بعدم دقت کردی چقدر دنا زیاد شده؟ :)) داره جای پراید رو میگیره خیلی مویرگی :دی
پاسخ:
فکر نکنم بتونه جای پرایدو بگیره.
ما کربلا هم که رفته بودیم پر پراید بود :)))
۱۴ دی ۹۶ ، ۱۱:۰۹ ماهی کوچولو
:)))))
پراید که تو عراق بیشتر از ایران داره میشه چون ارزونه :دی
پاسخ:
نه بابا ارزون نیست. چند وقت پیش شنیدم به پول ایران بیشتر از سی میلیونه
سس ریخت:دی
چقدرم خوش گذشته.
پاسخ:
سس است دیگر. گاهی می‌ریزد.
جای دوستان سبز!
۱۴ دی ۹۶ ، ۱۱:۳۵ آقاگل ‌‌
اصلاً چون تولد بانوچه بود قراره ما نهار ماهی بخوریم! :d
.
زیارت قبول. تهرون خوش گذشت؟ :) 
پاسخ:
:))) تم میزتونم بنفش باشه

جاتون خالی. همه‌ش می‌خوردیم به درِ بسته بس که همه جا شلوغ پلوغ بود
ده روز شد ینی!!!!
سه روز پیش بانوچه گفت ده روز دیع تولدمه ینی ده روز گذشت واقعا؟!:-/
برم بهش تبریک بگما فک کردم هنوز یه هفته مونده:)))
پاسخ:
اگه سه روز پیش گفته ده روز دیگه تولدشه ینی الان هفته‌ی بعده؟ هفته‌ی بعد الانه؟ :دی 
برو برو تبریکو هر موقع بگی تازه است :))
۱۴ دی ۹۶ ، ۱۲:۳۰ فیلو سوفیا
وقت کنم ادامه سفرنامه ت رو میخونم شب:)
فقط اینکه اون ایستگاهای مترو که نوشتی بیانگر چین دقیقا؟!! وردآورد هم که داره!!؛)
پاسخ:
اشاره به بند ۷۲ پست قبل دارن. ایستگاه‌هایی که من و جولیک ازشون رد شدیم و در مکالماتمون آوردیم تا به هم برسیم
خدا روا مدار که این بچه اینطوری شفا نیافته خونه بخت بره 
شِفا رو برسون سریعتر =))
پاسخ:
الهی آمین :)))
وای خوشبحال جفتتون که همدیگه رو دیدین. حسودیم شد! جدی میگم.
پاسخ:
حالا یه وقت دیدی اتفاقی اومدم تو رو هم دیدم. اونی که چار تا دندون بی‌اعصاب و هشت تا پر کرده داره و از آمپول بی‌حسی می‌ترسه و میگه اسپری بزن منم. مریضی با همچین مشخصات فنی داشتی چشمک بزن براش چند تا کلمه رمز (مثلا مراد، جغد، حداد :دی) بگو ببین منم یا نه
من چرا فیل هارو پشت به دوربین چیدم؟ :|
پاسخ:
من از فیل صادقیه نشون گذاشتم :دی
آرامش خاصی داره
معلومه که داشته منفجر میشده و اون حالت پخش و پلا شدن رو زمین، حس بعد از به زندگی برگشتنشه
۱۴ دی ۹۶ ، ۲۰:۳۰ بانوچـ ـه
جولیک عزیزم مرسی که در طرح تبریک تولد مشارکت ورزیدی :دی
تولد خودتم پیشاپیش مبارک مهربان :*

عکس ها را دیده ذوق نمودیم...
پاسخ:
ذوقت مستدام :دی
۱۴ دی ۹۶ ، ۲۱:۵۰ خاموش... اما دختر
سلام اولا که منظورت از اینکه عکسشو دیده باشی چیه؟ تو وبلاگش گذاشته باشه؟ مثل عکسایی که تو میذاری بدون صورت؟ یا کامل و شخصی بهت داده باشه؟

دوما کههه خوشم نیومد پیشنهاد دیدن همدیگه از طرف تو بود.
i'm not jealous, by the way

سوما که ... یادم رفت سومی شو
5 دقیقه است دارم فکر می کنم ولی یادم نمیاد فلذا بی خیالش می شم

آهان آهان یادم اومد . هاها
اولین بار تو واسش کامنت گذاشتی یا اون واسه تو؟
پاسخ:
سلام :)
نه منظورم این نیست حتما به من عکسشو بده یا وبلاگش بذاره یا پروفایل تلگرامش باشه یا غیره. منظورم اینه که یه پیش‌زمینه‌ی ذهنی و تصور قبلی داشته باشم. مرموز نباشه و جا نخورم وقتی می‌بینمش. مثلا الانور، بانوچه، یا حتی عارفه و راضیه (با اینکه راضیه و عارفه وبلاگ ندارن الان) ولی به هر حال تصوری از چهره‌شون، سن و سال و تیپ و فیزیکشون دارم، ولی خب مثلا شما رو در این حد می‌شناسم که خاموش اما دختری. برای همین حس اعتمادم جلب نمیشه که بیام جایی که شما اونجایی.

ببین یه وقتایی آدم منتظره طرف مقابل پیشنهاد بده و از وی به یک اشارت و از ما به سر دویدن، ولی یه وقتایی هم ترجیح میدی خودت آغازگر باشی. هر دو جورشو تجربه کردم.
مثلا یه بارم یکی از خواننده‌های قدیمی ناغافل پیدام کرد
ارجاعت می‌دم به پست شن‌های ساحل

جولیک داره برای نسیم من شال می‌بافه :دی نمیگم اگه بقیه هم ببافن می‌رم می‌بینمشوناااا. ممکنه به بقیه آدرس بدم که پست کنن شالو و نخوام ببینمشون. ولی این کار جولیک در جلب حس اعتماد و پیشنهاد من بی‌تأثیر نبوده.

اولین بار من کامنت گذاشتم براش. اون موقع من تورنادو بودم و جولیک، ویرگول بود :) وقتی مادر جان بهارش بود و هر شب دعا می‌کردم بیشتر بمونه کنارش...
من از طریق وبلاگ یکی از دوستان وبلاگشو کشف کردم و یه مدت خوندمش و خوشم اومد. فکر کنم جولیک از فصل سوم، ینی شباهنگ اولین کامنتشو برام گذاشت. تا جایی که یادم میاد من آغازگر بودم :دی
انقدر جایی که هستم محرومه و از تو دور که فکر نمیکنم یک در میلیون هم تو رو ببینم. وگرنه که هر جغدی میبینم یاد تو میوفتم!
فقط یک بار در زمان واحد با هم کربلا بودیم که بهت گفتم هر کاروان تبریزی می دیدم، با دقت نگاه می کردم ببینم تو رو می بینم؟!
پاسخ:
حالا اگه بازم همزمان رفتیم زیارت، اونی که آخر آخر، پشت سر افراد، خسته و مغموم (از غم میاد) در حرکته و نای نمازهای هزاررکعتی نداره و فقط در و دیوارو تماشا می‌کنه منم
هههههه
نرگس کوچو لو مثل تانتالوس جولیک شده، هی وی را فریفتی و هی نذاشتی بخوره....
چیه راستی؟ شبیه حبه قنده ....
لباس جغدی زیبایی داره ....
خوب به جای فیلا ، جغد میخرید. هرچند فیلای خوشگلی هستن.
یه هندی پیش ما کار می‌کرد از این فیلا داشت. 
پاستیلای ایرانی بخورین.به خارجی هاش اعتباری نیست .
تصویر آخری وییییییی  ( جنوبی  وای ) ولک ،چه قدر جغد.!!!!!
😂😂😂



پاسخ:
:)) والا شکلات دستش بود. تو بقیه‌ی عکسا هم شکلاته. فقط اینجا اینجوری حبه قند دیده میشه
بله بله زیباست. آخه من براش خریدم :دی مگه میشه من چیز نازیبا بخرم؟ :))
جولیک فیل دوست داره آخه
ایرانیه. وطنم پاره‌ی تنم
چی شد که به من اعتماد کردی؟(آیکون تفکر)
هرچند که من خودم رییس سازمان جلب اعتماد کشورم :دی
پاسخ:
اعتماد نکردم که :)))
گفتم قابلیت اعتماد داری
در واقع شرط لازم برای حقیقی شدنو داری، شرط کافیو نداری :))
پ تو چرا مارا کرده ای در حصر ای بشر بوقولدوووووم عاچ قاپونوووو :(

خا وبلاگ ندارم الان ولی چقد دلم میخاد وبلاگ بزنم اما خب نوشتن یادم رفته :(


پاسخ:
تو ظرفیت از حصردرآمدگی نداری
با توجه به وبلاگ‌های متعددی که زدی و پکوندی، پیشنهاد می‌کنم به همین روال بی‌وبلاگیت ادامه بدی :))
۱۵ دی ۹۶ ، ۲۲:۲۵ سعید اصلانی
حسش مث دیدن فیلمای هری پاتر بعد از خوندن کتاباش بود
پاسخ:
:)) آره. ولی مثل فیلم‌های سانسور شده بود. تازه همه‌ی سکانساشو نشونتون ندادم :دی
۱۶ دی ۹۶ ، ۱۰:۴۱ پـــــر ی
خوش گذشته باشه :)
پاسخ:
ممنون :)
خستگیش هنوز به تنمه
ولی خوش گذشت
تو ببین من اصن میییییییییییام ک منو ببینی بعد کلاس بزا برا من

والااااااا
انگار من بیکارم پاشم بیام توعه جغدو ببینم
پاسخ:
:)) کلاس بذار اینجوری درسته
۱۶ دی ۹۶ ، ۱۱:۲۰ پـــــر ی
عاقا جای ما خالی نبود ؟؟؟ :))))))))))))))
پاسخ:
:دی چرا چرا :)) جای دوستان خالی
آلله باشوا یِرَ سوخسووووووووو 

اولدوردوووووون منییییییییییی
جیییییییبغ
خودزنییییییی
نعرههههههههه
یقه دریدنننننننننننننننن
چنگ بر صورت زدننننننننننننننننننننن
سر بر دیوار کوبیدنننننننننننن
پاسخ:
:)) زبونت لال بشه ایشالا. چرا نفرین می‌کنی؟ :دی
خب عین آدم بنویس غلط نگیرم. 
والا
اصننننننننننن من دوس دارمممممنم همه چیوووووو با زززززززز بنویسم به توچههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه[سر بر دیوار کوبیدن]
بزار
بزار
بزار
بزار
بزار
بزار
بزار
بزار
بزار
بزار


فلانی شده دوتااااااااااااااااااااااااااااا
همون ۳ حرفیه
اونم هرجا غلط املایی داشتیم رپلای میکرد حرف صحیح مینوشت
مثلا بزار رو رپلای میکرد زیرش مینوشت ذ
الان خودش کلکسیون غلط املاییه =))))

بزاااار
بزار
بزار
بزار
پاسخ:
:) الهی که خدا همه‌ی سه حرفی و چهار حرفی و پنج حرفی و شش و هفت و هشت و نه و ده و حتی یکی دو حرفیا رو دو تا کنه :دی
۱۶ دی ۹۶ ، ۱۳:۴۶ پـــــر ی
دوستان به جای ما :))))))))))))))))))))))))))))
پاسخ:
حالا ایشالا یه وقتی قسمت شما هم بشه همچین گشت و گذاری
اگه بخوام این پست و قبلیو خوووب بخونم وقتی معادل حل سی چل تا تست موج که صدتاش مونده رو از دست میدم و حدودا یه ساعت باید دیرتر بخوابم و به شدت خسته م و منتظرم سر به بالین بذارم:(
من فقط میدونم تهرانی ظاهرا
یه جمع بندی بکن خو لامصب واس امثال من:((
پاسخ:
:))) آخ آخ. می‌فهمم دردتو. الان اینوریدر 46 تا پست نخونده دارم و هی دارم با خودم دو دو تا چهار تا می‌کنم که به جای اینا می‌تونستم 46 تا تست بزنم  یا مثلاً 46 صفحه درس بخونم :)))
تهران نیستم الان. پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی پیش‌تر تا سه‌شنبه‌ی پیشین تهران بودم
هعییییییییی :(
آمین .. آمین
پاسخ:
برای کنکوریا هم آمین :((((
۱۷ دی ۹۶ ، ۰۸:۳۴ پـــــر ی
ایشالا ایشالا :)
پاسخ:
:)
خودمم کنکوری م =)))

منتها الان کتاب انقلاب جلومه و دارم ب روح پرفتوح انقلابمون سلام و صلوات میفرستم [ضجه میزد] ساعت ۴ امتحانه و ۶ فصله و صفحه ۲۰م تازه و کی باورش میشه انقلاب ما هرجلسه از ما امتحان میگرفت و بابت هرغیبت ۰.۲۵ کم کرده و خیلیییییییی مزخرف بود خدا سربچه هاش بیاره استادی چون خودشو 


+ آقام حافظ علیه الرحمه میفرماید :

کجا همی روی ای دل بدین شتاب .. کجااااا ؟؟!

[بهله ..از اتاق فرمان اشاره میکنن دل میگه جایی نمیرم.جایی نمیره بتمرگ انقلابتو بخون]:دی
پاسخ:
من انقلابو بیست گرفتم :دی ولی اگه همین الان دوباره همون امتحانو ازم بگیرم، تن شاه و انقلابیون همزمان تو مزارشون به لرزه درمیاد
زیرا که از کاراکترهای کتاب امام خمینی یادمه و بس :))
دیشب خوابت رو دیدم..بگو چی دیدی؟!
خواب دیدم ماهی هستی تو حوض آبی هستی
گربه اومد تورو برد سرپا نشست تورو خورد
خونت چکید تو باغچه جاش درومد یه غنچه 

قال من العمو پورنگ !

خوابتو دیدم تا صب چه خوابای عجق وجقی .. چرا میای خوابای دو نفره منو خراب میکنی اخخههههههههههههههه..عینننن گشت ارشاد میمونی..تازه من که تاحالا جولیکو ندیدم ..اصن افتخار آشنایی و هم صحبتی م نداشتم ولی خب خوده مزاحمت بودی که هیچ جولیکم بود :غصه
ینی تمام لوکیشنای دیدارتون تو خواب من بود منتها تو ایسگا دروازه دولت که خب اونم داستان داره اون دروازه دولت رو من گذاشتم دروازه عشق :پی
لوکیشن اونجا بود
پاسخ:
:)) خیلی وقته خواب ندیدم من. شاید تو این دو هفته سر جمع دو تا خوابم ندیده باشم.
دو تا نظریه‌ی جدید در مورد خواب دارم
یکی اینکه هر چی دور و برت شلوغ‌تر و ذهنت ناآرام‌تر باشه یا خواب نمی‌بینی یا می‌بینی و یادت میره (مثل ترم اول کارشناسی‌م)
نظریه دومم رو نمی‌گم چون نیاز به اطلاعات شخصی مخاطب از من داره که خب بگذریم... ولی این نظریه‌ی دومم نظریه‌ای که مبنی بر انفجار هیجانات سرکوب شده بود رو باطل می‌کنه. زیرا که در برابر برخی شرایط، من تو خواب هم سکوت می‌کنم. دقیقاً مثل وقتی که اون شرایط موقع بیداریم پیش میاد
عنوان پستت که می بینم این آهنگ هِی تو مخم پلی میشه،کلیک بی زحمت

طهرون برای خنده هات لحظه شماری میکنه ... !!

با آرزوی موفقیت همه کنکوریا و امتحانیا
یاعلی
پاسخ:
نمیشه کلیک کرد
فقط من می‌تونم لینک بدم:
من با فکر تو نخوابیدم اما خوابتو دیدم 
پیله ای دیگه چه کنم ت :دی
پاسخ:
:))) بسوز و بساز
شاعر میفرماید :

شد پخته جهانی ز نفس سوختن من ..

ایضا اون یکی شاعر جان در بابِ سوختن بنده میفرمایند :

همچو گل میسوزم از سودای دل
آتشی در سینه دارم، جای دل
چیست عشق؟ آتش به جان افروختن
کار آتش نیست غیر از سوختن
عاشقی، خاص دل زار من است
شمع عشقم، سوختن کار من است
پاسخ:
نه نه. اونجا که گفتم بسوز و بساز منظورم تحمل بود. اینجا سوختن از عشق منظور شاعره که کار تو نیست :دی
شاعر در این راستا می‌فرماید: می‌سوزم از فراغت، روی از جفا بگردان. هجران بلای ما شد، یا رب بلا بگردان
والا در ره عشق من کارم از سوختن گذشته دیگه تجزیه م شدم... بقول بنده خدایی :

همیشه دوستت دارم اگرچه حکایت داستان میخ و سنگ است

کمر خم میکنم آخر اگر که وجودم در تو بی تاثیر باشد

ودر باب حال این روز هام یک بیت میفرمایم و ختم جلسه رو اعلام میکنم :دی
میفرماید شاعر که :

وای از آن روز که 
تو عاشق شوی و من معشوق
پدری از تو درارم که خدا میداند !

پاسخ:
:))))))))))))))))))))))))))))))) وای عالی بود این بیت آخر
از اونجایی که گوشی را با دست چپت گرفتی تابلوست شباهنگی نیازی به نوشتن نبود
پاسخ:
:)) آفرین
سلام نسرین خوبی ؟

میگم سرعت نتم افتضاح شده همش قطع میشم مال توام همینجوریه ؟؟یا کلا سرعت نت اوردن پایین :((( 


پاسخ:
سلام
مال منم به همین افتضاحیه از نظر قطع و وصلی (البته دلیلش استفاده از فیلترشکنه. وگرنه عادی بدون فیلترشکن، قطع و وصلی ندارم)
ولی سرعتش خوبه وقتی وصله
۱۸ دی ۹۶ ، ۰۸:۵۶ مهندس خانوم
منم چند روز پیش خوابتو دیدم. خواب میدیدم که قراره 13 اسفند امسال متاهل بشی :)))
اگه اتفاقی نیفتاد شاید 13 شهریور باشه ... آخه تو خواب میگفتم دو روز دیگه تولد خواهرمه درحالیکه خواهرم تولدش 15 شهریوره نه اسفند!!! ولی یادمه با خودم گفتم خوبه کنکور دکتراتو دادی مراسم عقدتون رو بعد کنکور گذاشتی. دیگه بالاخره نمیدونم چرا یه تناقض رسیدم که آیا اسفنده یا شهریور!
من چرا انقدر تو رو تو خواب میبینم؟ تا الان سه بار شده فکر کنم. جالبه با وجود اینکه یک سال و نیم از ازدواجم میگذره شوهرمو انقدری که تو رو تو خواب دیدم تو خواب ندیدمش. بقیه رو میبینما فقط اونه که خیلی کم به خوابم اومده :|
پاسخ:
:)))) اگه اسفند بیاد به نفع خودشه. هم می‌تونه تو جلسه‌ی دفام شرکت کنه، هم صفحه‌ی اول پایان‌نامه ازش تقدیر و تشکر می‌کنم بابت انگیزه‌های نداده و حمایت‌های نکرده‌ش و کلاً فقدانش
من فیلترشکن ندارم استفاده نمیکنم درحالت عادی نتم چن روزه بعد این جریانات نتم قطع و کلا افتضاح شده :(

نتت چیه ؟؟همراه اول یا رایتل یا مخابرات نت میگیری؟؟
پاسخ:
نت خونه (وای فای) اوایل (ده سال پیش :دی) پارس آنلاین بود، بعد هماراسیستم، بعد شاتل. همیشه هم نامحدود می‌گرفتیم و حجمی نبود. از سرعتشم راضی بودیم.
چند وقت پیش سیم‌کارتامونو که فورجی کردیم، دیگه نت خونه رو شارژ نکردیم و همه‌مون بسته گرفتیم. 
صُبا شش تا دوازده بسته‌ی ایرانسل دارم
بقیه‌ی ساعات همراه اول دارم (فور جی) که زیاد ازش استفاده نمی‌کنم و در مواقع لزوم برای دانلود استفاده می‌کنم ازش (به خاطر سرعت بالاش)
عالی
پاسخ:
:|