دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آنچه گذشت

امشب حاج آقایِ نمازخونه در موردِ دستگیره‌ی دری که نجس شده می‌گفت اگر چیز پاکی مثلاً دستمون با دستگیره‌ی نجس برخورد داشته باشه و خیس باشه نجس می‌شه و اگر این متنجّس (دستمون!!!) با یه چیز پاک دیگه برخورد کنه اونم نجس می‌شه (مثلاً من با همون دستم با یکی دست بدم) و اگر دومی هم با سومی برخورد کنه سومی هم نجس می‌شه (مثلاً شخص دوم که من باهاش دست داده بودم بره با سومی دست بده) اما برخورد سومی و چهارمی موجب نجاست چهارمی نمی‌شه. ینی دیگه سوم به بعد پاکه و من از شنیدن عدد چهار به وجد اومده بودم؛ بس که این عددو دوست دارم و ذوق می‌کردم از یاد گرفتنِ چیزی که قبلاً بلد نبودم و نشنیده بودم تا حالا.

و عنوان، ربط مستقیمی به پست نداره؛ ولی به صورت غیرمستقیم، نشون میده نگارنده کماکان احتمالاً داره آهنگ عشقِ عارف رو گوش میده و این بیت می‌تونه از زبانِ نگارنده باشه برای خوانندگان وبلاگش که دارن دنبالش می‌کنن و حتی می‌تونه از زبانِ خدا باشه خطاب به نگارنده‌ای که راه، گم که نه! اتفاقاً راهشو پیدا کرده و بعد از 8 ماه و برای دومین بار قدم رنجه کرده و نمازخونه‌ی خوابگاه رو منوّر کرده به قدومش و اینجاست که خدا بهش میگه: هر بار می‌رسی به من خوشحال می‌کنی منو!

  • ۹۵/۰۲/۱۷
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

حاج آقای نمازخونه خوابگاه ارشد

عارف