دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

755- دلم برای یه همچین موجوداتی می‌سوزه به واقع

پنجشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۴، ۰۴:۵۳ ب.ظ

"بلاک شد :دی"



فیس بوکم خیلی وقته دی‌اکتیوه؛ 

هر از گاهی هر یکی دو ماه یه بار اکانتمو فعال می‌کنم که یه سر به دوستام بزنم و 

بعدش دوباره غیرفعالش می‌کنم

قبلاًها با دیدن یه همچین پیام‌هایی به شدت عصبی می‌شدم و رسماً به هم می‌ریختم!

ولی یه چند وقته نمی‌دونم قوی‌تر شدم و صبرم بیشتر شده یا چی

که بی هیچ ری‌اکشنی سری به نشانه‌ی تاسف تکون می‌دم و به ادامه‌ی زندگیم می‌پردازم!

خدا همه رو هدایت کنه لطفاً!!!

* * *

چند شب پیش دیدم یه چند تا از دوستام عکسای پروفایلشونو عوض کردن و

یاد روزایی افتادم که وقتی اینا عکسشونو عوض می‌کردن، منم یه عکس مشابه عکس اونا میذاشتم

مثلاً یکی عکس بچگیاشو می‌ذاشت و منم عکس بچگیامو می‌ذاشتم و

باهم کل کل می‌کردیم که عکس کدوممون گوگولی و نازتره!

یا مثلاً عکس روی قله‌ی کوه، وسط دریا، توی کویر، سر کلاس، یه عکس متفکرانه، غمگین، شاد...

خب یه نمه (ینی یه ذره) ناراحت شدم که تصمیم گرفتم عکسمو نذارم رو پروفایلم و

یه کوچولو غصه خوردم که دیگه خبری از اون کل کل کردنا نیست

ولی خب وقتی به یه همچون آدمای روانی و مزاحمایی فکر می‌کنم،

یه حس رضایت و خوبی بابت تصمیمم بهم دست میده به واقع!

۹۴/۱۲/۲۰
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

نظرات  (۱۱)

به واقع پشتکار زاید الوصفی داشت.
پاسخ:
دو نفر آدم مختلف بودن البته
اون دنیا وقتی همین پشتکارشونو به انضمام سرب داغ، کردم تو حلقشون حالشون جا میاد
توهم جذابیته،
البته بس این دخترای نسل جدید لوس بازی و اوجولات موجولات در اوردن اینا فک میکنن همه مثل همن :)
پاسخ:
اوهوم؛ دقیقاً
اصن در تخیلم نمیگنجه یکی جوجو و عجیجم صدام کنه!!!

سلاااااااااام جوجوی خودم
چجوری عجیجم؟؟؟:دی
پاسخ:
سلام میسی خوجّلم! تو خوفی؟ :)))
منم از این مشتریا تو تلگرام داشتم و از اونجایی که اسم کوچیک رو نمینویسم خیلی اصراااار داشت بدونه دخترم یا پسر! ما که نمیدونیم برای چی میخوان بدونن :دی ولی خدا شفاشون بده :دی
پاسخ:
الهی آمین!
۲۰ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۲۷ محسن رحمانی
من نمیدونم چی گیرشون میاد از این مزاحمت؟
پاسخ:
منم نمیدونم والا :))
لایک داره پیوندها مخصوصا آخریش:)
پاسخ:
بلی!
اصن این وبلاگ کلاً لایک داره
پیونداش
تگاش
پستاش
کامنتاش
نویسنده اش
و از همه مهم تر: خواننده هاش :دی
در اون که شکی نیس
که کل این وبلاگ لایک داره
پاسخ:
:))
بنظرم مردم بیکارن وگرنه کسی که کار وزندگی داشته باشه اصلا وقت این کارهارو پیدا نمیکنه
پاسخ:
موافقم
بیکار و بیمار! و حتی بی عار
دقیقااااا
موافقم شدید
پاسخ:
:)
۲۱ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۱۹ . خانم الف .
خداوندگار !!
عجب حوصله ی مسخره ای دارن!!
پاسخ:
قابل ترحم اند
۲۱ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۱۵ مــــــــ. یــ.مــ
:/
این آدمایی که براشون متاسفی 
من یه بار‌فقط یبار به طور آزمایشی و برای اولین و آخرین بار 
در جواب تماس ِ شماره ی ناشناس عوض ِ گفتن ِ بله بفرمایید ِ جدی و عصبانی مودبانه و آروم گفتم بفرمایید که فهمید اشتباه بوده 
بعد چی شد؟
اس ام اس دادن که شرمنده بانو:|
منم گفتم اگر در نطفه توطئه ی دشمن رو خفه نکنم هیچی 
در جوابشون گفتم عیب نداره پیش میاد زالو:|
خودش نکته رو گرفت و من بعد مزاحم نشد:/
اما خطمو به گند کشید:|
و من هم به اجبار سیمکارت را شکانیدم 
و نتیجه گرفتم با همه جنگلی طور صحبت کنم و در حالت ِ حمله وار:|
پاسخ:
من اصن دهن به دهن نمیشم
قبلاً حرص میخوردم که حالا دیگه اونم نمیخورم