دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آخرین نظرات
آنچه گذشت

627- ویل للمصلین... الّذین هم عن صلاتهم ساهون

چهارشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۵۰ ب.ظ

برای اینکه رُطب خورده منع رطب نکرده باشم، بعدِ اینکه اون عکسو گذاشتم برای پست ثابت، تصمیم گرفتم خودمم زین پس عزمم رو جزم کنم و اولِ وقت بخونم که آیه‌ی أتأمرون الناس بالبر وتنسون أنفسکم شامل حالم نشه و از اونجایی که سیستمم هنوز به این سبک اول وقت نماز خوندن عادت نکرده، از صبح ششصد بار وضو گرفتم برای ادای فریضه‌ی مذکور و یادم افتاده که خوندم آقا! بیا بشین درستو بخون و اومدم نشستم درسمو خوندم و دوباره چند دیقه بعد پاشدم سمت محراب و سجاده! و دوباره یادم افتاده که خوندم! به والله خوندم!!! و اکنون به درجه‌ای از عرفان رسیدم که تو یه برگه‌ی A4 نوشتم تو نمازتو خوندی و زدم رو دیوار که هی بلند نشم برای نماز و از اونجایی که نسیم نیست و من مانده‌ام تنهای تنها میان سیل غم‌ها و اصن ارکان نمازم همه بر طبق رساله‌است، جز قبله که سمت رخ تو زاویه دارد و از اونجایی که دیگه چه‌قدر زنگ بزنم خونه و چه‌قدر درس بخونم و چرا تموم نمیشن این روزا و خب البته شروع هم نشدن متاسفانه و برآیند حرفام اینه که حوصله‌ام سر رفته و به وبلاگم پناه آوردم و بذار امتحانام تموم شه... یه پدری از خواننده‌هام درارم که اصن یه وضعی و منی که زیر 100 خط پست نمی‌ذاشتم میام چهار خط می‌نویسم و میرم و دوباره میام چهار خط دیگه پست می‌ذارم و میرم و البته که بنده به اینا میگم چهار خط! و هم‌اکنون با این پستای کوتاه، وبلاگ عزیزم شده عینهو تویتر! بله... بنده یه زمانی تویتر هم داشتم... ولی الان فیس بوکم ندارم و هیچی ندارم و به فاز فنا و بریدن از کائنات و وصل به ماورا رسیدم و فکر کنم پله پله دارم هدایت میشم سمت معراج و مِن حیث المجموع الان منم و این وبلاگ و در پی قطع رابطه ایران و جیبوتی وزارت خارجه کشورمان به دیپلمات‌های جیبوتی 24 ساعت فرصت داد تا کشور خود را روی نقشه پیدا کنند و تازه خوابمم میاد و شام هم نخوردم و انقدر کلیدواژه نوشتم که بعد از امتحانا در موردشون بنویسم که سرطان کلیدواژه گرفتم و پیش بینی می‌شود تا چندی دیگر واژه مجعول و ناشناس "پنج به علاوه یک" جای خود را به واژه ملموس و شیرین "دویست منهای یک" بدهد و معنی عنوان هم اینه که واى بر آن نمازگزاران، همانان که در نمازشان غفلت مى‌ورزند؛

آقا این ﺑﻼﮔﻔﺎ یا بیان ﺳﻔﺎﺭﺕ ﻧﺪاﺭن؟ ﻣﻴﮕﻢ ﻳﻪ ﻭﻗﺖ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺁﺭﺷﻴﻮﻣﻮنو ﭘﺎﻙ ﻛﺮﺩن، ﻻﺯﻡ ﻣﻴﺸﻪ

  • ۹۴/۱۰/۱۶
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

هم‌اتاقی شماره 1