دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آنچه گذشت

171- مثل وقتی که

جمعه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۱۰ ب.ظ

بعد از نماز می‌نشستم کنار مامان‌بزرگم و دعا کردنشو تماشا می‌کردم و 

ازش می‌پرسیدم چی خواستی ازش؟ چی گفتی؟

نمی‌دونم چرا هیچ وقت دعا کردنو یاد نگرفتم, خواستنو یاد نگرفتم, نیازو یاد نگرفتم

همیشه تسلیم بودم, همیشه قانع بودم, همیشه راضی

حتی به کم, حتی به سختی, حتی به چیزی که دلم نخواسته

شایدم دلیل نخواستن‌ها ترس از نرسیدن بوده

شاید ترسیدم به در بسته بخورم

شاید ترسیدم "نه" بشنوم

مثل وقتی که احسان میگه: خیلی چیزا هست تو دنیا

که نمیشه آرزو کرد

مثل حالا 

که

  • ۹۴/۰۵/۱۶
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

مامان‌بزرگ