شباهنگ

جایی برای یادآوری فراموش‌شده‎ها

شباهنگ

جایی برای یادآوری فراموش‌شده‎ها

شباهنگ

اگه نگیم نخندیم، پیاز می‌شیم می‌گندیم

۱۲۵۸- دشت بی‌فرهنگی ما، هرزه تموم علفاش

چهارشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۲۵ ق.ظ

چند وقت پیش آقای فیش‌نگار در وبلاگشون پرسیده بودن شما (ینی ما) در زمینۀ فکری و فرهنگی، به آثار چه کسانی مراجعه می‌کنیم. خواسته بودن حداقل اسم پنج نفرو ذکر کنیم. گویا تعداد پاسخ‌ها کافی نبوده و ایشون از من خواستن من هم این سؤال رو اینجا مطرح کنم. هر چند بهشون گفتم جامعۀ آماری خوانندگان وبلاگ من با وبلاگ شما، پست‌های وبلاگ من و وبلاگ شما و کلاً فاز من با فاز شما زمین تا آسمون فرق داره و این تفاوت، نتایج تحقیقات رو دگرگون می‌کنه، ولی دوست داشتن این تفاوت رو ببینن. واقعیتش اینه که خود من پاسخی برای سؤالشون نداشتم و کامنتی براشون نذاشتم. ینی هیچ وقت درگیر مسائل فرهنگی و فکری نشدم که به آثار کسی هم مراجعه کنم. می‌دونم نوبره دانشجوی فرهنگستان باشی و دغدغۀ فرهنگی نداشته باشی. ولی پاسخ‌هایی که دوستان ایشون بهشون داده بودن قابل تأمل بود. برخی اسامی بارها در پاسخ‌ها تکرار شده بود و نشون می‌داد این افرادی که ملت اسم بردن متفکر هستن و خیل عظیمی، مرید و دنبال‌روشونن. اکنون! سؤال ایشون رو من اینجا تکرار می‌کنم: «در زمینۀ فکری و فرهنگی، به آثار چه کسانی مراجعه می‌کنید؟» و صرف نظر از اینکه این سؤال ایشون بود، الان واقعاً دوست دارم بدونم شماها دنبال‌روی تفکرات چه کسانی هستین؟ طرز تفکر شما رو کیا شکل می‌دن؟ فکر می‌کنید اصلاً؟ :))

پ.ن۱: بدیهیه که باید کامنت‌ها با تأیید و با تأخیر منتشر بشه که از رو دست هم تقلب نکنید.

پ.ن۲: می‌تونید کامنت خصوصی هم بذارید، من بدون ذکر نام شما نتایج رو به ایشون منتقل می‌کنم.

پ.ن۳: از کرامات وبلاگ شیختان همین بس که هم خوانندۀ دوازده ساله دارم که با گوشی مامانش میاد وبلاگم، هم خواننده‌ای که پسر بیست‌ساله داره.

پ.ن۴: کسی می‌دونه معنی عنوان چیه؟ بخشی از شعر یار دبستانی منه. هیچ‌وقت پیام و معنی‌شو درک نکردم. گفتم بپرسم شاید بدونین.


پ.ن۵، ساعت ده و ده دقیقه: وای وای وای بچه‌ها! الان یه چیزی کشف کردم! داشتم برای هزارمین بار یار دبستانی من رو گوش می‌کردم. خونه در سکوت مطلق بود و صدای آهنگ بالاترین مقدار ممکن و کیفیت هندزفریمم عالی. تمرکز کرده بودم روی معنی دشت بی‌فرهنگی ما که یه لحظه شنیدم میگه بسّه بی‌فرهنگی ما! گفت بسّه نگفت دشتِ. بعد الان هی چی تو گوگل می‌نویسم بسه بی‌فرهنگی ما، میگه آیا منظور شما دشت بی‌فرهنگی ماست؟! :| اولین بارمم نیست آهنگا رو کج و کوله می‌شنوم. مثلاً یه امشب شب عشقه همین امشبو داریم چرا قصهٔ دردو برا فردا بذاریمِ هایده رو سالیان سال چراغِ سهٔ درد می‌شنیدم و همین شکلی تکرار می‌کردم. یه عروسکم داشتم قلبشو فشار می‌دادی اینو می‌خوند و از همون موقع سؤال بود برام چراغ سهٔ درد چیه :| خواجه‌امیری هم یه آهنگی داره توش میگه که این ینی شروع مرگ ما هر سه. از این مثلثای عشقیه محتوای آهنگش. مرگ ما هر سه رو یادم نیست چی می‌شنیدم ولی شک ندارم آنچه می‌شنیدم داغون‌تر از چراغ سهٔ درد بود :))

۹۷/۰۸/۳۰
شباهنگ

فیش نگار

نظرات (۵۷)

۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۹:۳۶ مستر صفری
از مطالبش لذت ببر.
پاسخ:
ممنون :)
۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۹:۰۷ مستر صفری
عکس سومی درون این لینک در وبم.
http://baranziba.blog.ir/post/71/450-%D8%AF%D8%B1%D8%AC%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA
پاسخ:
ممنون بابت معرفیش :)
۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۳:۱۲ صـــا لــحـــه
@ نیمچه مهندس

کدوم قانونِ ایران؟ همین دیشب که عقد برادرم بود چند بار بهش گفتند که اگر بی دلیل بخوای همسرت رو طلاق بدی، علاوه بر کل مهریه باید نصف اموالت رو هم بهش بدی!
این الان یعنی جزو اموال شوهر بودن؟؟؟؟؟
پاسخ:
قانون ایران که نه، کلا شرع. همون که میگه برای خروج زن از کشور حتی برای مسابقه ورزشی اجازه کتبی همسر لازمه. یا برای عمل جراحی بچه اجازه پدر لازمه و اجازه مادر کافی نیست. یا اونجا که پدر اگه بچه‌شو بکشه به کسی لازم نیست دیه بده ولی مادر اگه همچین کنه به باباش باید دیه بده
۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۳:۰۹ صـــا لــحـــه
من از بچگی خیلی کتاب دوست داشتم. مامانم میگه من تو رو با کتاب از شیر گرفتم.

ولی همه چیز  از وقتی شروع شد که من در یک شرایط خاص، در مدرسه ای بودم که خیلی دوستی نداشتم، کتابخونه ی کوچیکی داشت و من کنار قفسه اش می ایستادم و کتاب ها رو ایستاده می خوندم. کار به جایی رسید که خیلی کتاب جدید و جذابی باقی نمونده بود.
ولی زندگینامه خوندنِ من از اون روزا شروع شد... در مورد شهدا و مشاهیر... اتفاقا شهید چمران خیلی برام جذاب بود... و خب نمی شه که آدم قصه ی یه عالمه آدم باحال رو بخونه و نفهمه که چه کسی اون آدم ها رو عین آفتاب برای گل های آفتابگردون به سمت خودش می کشیده... امام خمینی...
و بعد خیلی طول نکشید که فهمیدم کسی که جانشین امام شده، چقدر باید نیروی خدایی داشته باشه... مثل امام.
راستش اصلا نمی دونم چی شد که حضرت آقا یه جور خاصی منو جذب کرد...
ولی اینا رو که گفتم... واقعا شهدا خیلی راه رو نشونم دادند. مثلا رفتم اکثر کتاب های شهید آوینی رو خریدم و خوندم. خیلی خوب بود... خیلی اثر داشت.
مطالعه های من کم کم یه طوری شد که دیگه "دقیقا" شبیه پدر و مادرم فکر نکردم. و این خوب بود چون نشون می داد که من مقلد صرف نبودم...
خوب شد
خیلی
پاسخ:
خوش به حالت :)
خیلی خوبه آدم از بچگیش با همچین کتابایی بزرگ بشه. سلیقهٔ من تو کتاب خوندن عجیب و غریبه. یادمه اولین کتابایی که خوندم داستان‌های شاهنامه و محاصرهٔ اقتصادی در صدر اسلام و هابیل و قابیل بود. به قدری سنگین بودن و مخصوص بزرگسال این کتابا که هنوزم مغزم درد می‌گیره یادشون می‌افتم :))
۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۲:۰۳ سید رمضان حسینی
چیزی که سعی داشتم بگم قبول کردن یه نفر از همه جنبه‌ها نیست. قصه اینه که شما شاید گاوس و فارادی و آمپر رو از همه جنبه‌ها قبول نداشته باشی ولی می‌تونی ماکسول‌وار از هرکدوم یه چیزی برداری و طوری کنار هم بشونی‌شون (و حتی از خودت یه ترمایی اضافه کنی) که با هم بتونن همه پدیده‌ها رو توجیه کنن و حتی بتونی تو موقعیت‌های جدید ازش با خیال راحت استفاده کنی.
پاسخ:
آره تو یه شاخه از علم میشه، ولی تو سبک زندگی نه. زندگی همه چیش درهمه
سلام
مى خواستم بگم که آره وقتى آهنگ یار دبستانى رو با صداى فریدون فروغى گوش میدى انگار میگه بسه بى فرهنگیه ما!
به یه حالت امرى هم میگه. 
ولى نمیدونم شاید منظور دشت بى فرهنگى بوده.
مثلا هایده که تو آهنگ معروف سوغاتى سوتى داده بود ، میخواست بگه واسه کبوتراى عشق دستِ کى دونه بپاشه ولى اشتباهى خونده دستِ کبوتراى عشق واسه کى دونه بپاشه :| (اینو شاعر خود شعر تعریف کرده بود)
پاسخ:
سلام :)
آره بسه رو با لحنی میگه که انگار جمله تموم شده و از نظر زبانی جمله کامله. ولی اگه می‌گفت دشت بی‌فرهنگی ما، لحن جمله ناقص بود و فعل نداشت
بیگانگی شده ست ز عالم مراد ما / یادش بخیر،هرکه نیفتد به یاد ما / با نامرادی از همه کس زخم میخوریم / ای وآی اگر سپهر رود بر مراد ما / ((صاءب تبریزی))
پاسخ:
قشنگ بود...
سلام 
این ترانۀ آقای حیدری رو خیلی ها خوندن من نمیدونم شما کدوم اجراش رو گوش میکردید :)
اولین بار فریدون فروغی اینو خوندو بعدها دهها ورژن جدید هم ازش بیرون اومد
https://www.youtube.com/watch?v=yJ6vWtUUuZA
جسارتم رو ببخشید ـ ظاهرن شما خوب گوش نکردید یا نمیکنید
خوب گوش کردن رو باید تمرین کرد و یاد گرفت 
درمورد سوالتون هم با سن و سال الانم دیگه هیچکس :)
حافظ جان بخوبی گفتن : 
واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند
چون .......
هیچکس آنجنان ک مینماید ـ نیست خانوم 
سعی کن مرید یارمهربان(کتاب) باشی چون اکثر جواب ها رو هم بهت میده
پاسخ:
سلام
فایلی که من دارم میگه بسه. ولی اصراری برای اثبات حرفم ندارم. انرژی و حوصله‌شم ندارم :(
چشم. خوب گوش کردن رو تمرین می‌کنم :|
+ نمی‌دونم چرا حس می‌کنم دو روز بیشتر نیست با من و وبلاگم آشنا شدید
نبینم غمگین و شکست خورده و له و لورده باشی ، انرژی های + به طـــــرف ات میفرستیم
پاسخ:
ممنونم :)
هی به خودم میگم دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور :) ولی یکسانه :|
۰۴ آذر ۹۷ ، ۲۲:۴۱ گندم بانو
بسه بی فرهنگی ما، هرزه تموم علفاش؟!!!!! اون‌وخ معنیش چی میشه؟!!!
دشت علف داره دیگه، به نظرم دشت درست‌تره :)
پاسخ:
من که گفتم معنیشو نمی‌فهمم. ولی اینی که فریدون خونده میگه بسه!
۰۴ آذر ۹۷ ، ۲۲:۱۲ نیمچه مهندس ...
متاسفانه تو قانون ایران همون طوریه که دوستت گفته.از نظر قانون شما اموال همسر حساب میشی هرچقدر هم که بدت بیاد.
پاسخ:
:| :(
باشد. ادامه نمی‌دیم:))
پاسخ:
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۶:۰۷ اشنای غریب
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
***** ***** ****** ****** *پس درست حدس زدم ؟ سانسور کن .
پاسخ:
حدست اشتباهه. برای همینم سانسور کردم این سوء تفاهم برای بقیه پیش نیاد. هیچ وقت همچین چیزی نبوده. هیچ وقت حتی یه ذره :)
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۵:۲۲ اشنای غریب
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
** ***** ****** **** ***** ** **** *** ***** ***** **** *** ** ***** **؟
پاسخ:
عذرخواهی می‌کنم بابت سانسور نظرت.
تا حدودی بله، بود.
عزیزم هر طور راحتی، صرفاً نظر بود....
پاسخ:
البته نظرات خوانندگان همیشه برای من محترم بوده و در حد امکان برآورده کردم خواسته‌هاشونو
یعنی الان دوست نداری ادامه بدیم بحثو؟

+ اکسیر «عشق» بله. ولی اکسیر «شخصیت معشوق» نه:)
گرچه به هیچ وجه منکر این نیستم که عاشق یه آدم شدن، باعث می‌شه به نگاه او به زندگی هم علاقه‌مند بشی. ولی برای خود من این طوری نیست. من عاشق کسی می‌شم که جهان‌بینی‌ای مشابه من داشته باشه. چون این جهان‌بینی رو با رنج زیادی به دست آوردم و گرچه همچنان هم به شکل‌های مختلف خودم رو در معرض نظرات مخالف و مغایر با نگاه خودم قرار می‌دم، ولی تا الان نظرم اینه که نگاه کلیم به زندگی درسته. بنابراین شخصیت ایدئولوژیک معشوق برای من، مقدم بر شخصیت خودم و شکل‌دهنده به اون نیست در اصول. بلکه مقیاس و معیاری وجود داره که اگر کسی منطبق بر اون بود، در جایگاه معشوق قرار می‌گیره.
پاسخ:
نه، دوست ندارم :)

مگه دست خودته انتخاب کنی که عاشق کسی بشی که جهان‌بینیش مشابه جهان‌بینی توئه؟ مگه انتخابیه؟ چی فکر کردی راجع به عشق؟
همرنگ معشوق رو کاملا موافق نیستم. تاثیر عشق رو می‌شناسم، اما به نظرم نهایت عشق در نهایت عقل اتفاق می‌افته و در نهایت عقل، استقلال شخصیتی و ایدئولوژیک تو باید محفوظ بمونه.
تا قبل این که بیش از نیمی از شخصیت انسان از نظر فکری ساخته نشده باشه و اهدافش تو زندگی مشخص نباشه، قائل نیستم بتونه عاشق باشه واقعا. (عشق انسانی منظورمه)
در جزئیات و مهارت‌ها خوبه یاد و تاثیر بگیریم ولی در اصول نه. اصول نه قابل تقلیدن نه می‌شه با جوگیر شدن (ولو جوگیرشدن از روی عشق) بهشون رسید.
این موضوع البته پاشنه‌آشیل خانم‌هاست بیش‌تر.
پاسخ:
نظرت محترمه
ولی منم نظر خودمو دارم

+ اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۳:۵۸ آشنای بی نشان
یار دبستانی رو جمشید جم هم خونده شما باید ببینید مال کدوم رو گوش کردید که اون دنیا اشتباهی نپرسید:)
پاسخ:
من آهنگ فریدونو دارم که میگه بسه
پس یادم باشه به مراد بگم بهت هدیه بده اینو :دی
پاسخ:
:) عشق چیز شگفت‌انگیز و خطرناکیه... عاشق رو همرنگ معشوق می‌کنه
مهمه عاشق کی باشی
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۳:۰۷ نیمچه مهندس ...
یار دبستانی رو فریدون فروغی خونده و الان مرحوم شده.نیست که پاسخگو باشه.
اینو از خیلی وقت پیش فهمیده بودم که با فمنیست ها مشکل داری:)
تو کامنت ها از رحیم پور ازغدی نام بردن.اینو بگم که ازغد یه روستای خیلی قشنگه نزدیک مشهد.
پاسخ:
:)) پس یادم باشه اون دنیا ازش بپرسم ببینم منظورش چی بوده.
ببین من با خیلی از مکاتب، طرز تفکرات و رفتارها مشکل دارم. قبلاً با قاطعیت و صراحت تو وبلاگم می‌نوشتم که مثلا با فلانیا مشکل دارم و دوست ندارم این کارو. ولی الان می‌بینم دور و برم پر از همچین آدماییه و حتی کلی از دوستانم. این‌جوری میشه که من خیلی نمی‌تونم با صراحت بگم با کی و چی مشکل دارم. البته همین‌قدر که با فمینیستا مشکل دارم با اونایی که بی‌چون و چرا تابع شوهرن و بدون اجازه‌ش آب نمی‌خورن هم مشکل دارم. مثلا یکی از همینا بهم می‌گفت الانو نبین هی دم به دیقه میری تهران دورهمی. ازدواج کنی برای خرید تا سر کوچه رفتنم باید ازش اجازه بگیری و اگه نداد نباید ناراحت بشی چون اون صاحب توئه :| 
متوجهم. ولی ببین تفسیر نور آقای قرائتی خیلی تفسیر روون و ساده‌ایه و نکته مهم تو خوندن قرآن و لذت بردن ازش، به نظر من اینه که شان نزول آیات رو بدونیم. از این جهت، تفسیر خوندن، کار مفیدیه. حالا نمی‌گم تسنیم یا المیزان، ولی همین تفسیر نور برای شروع خوبه. صرف خوندن ترجمه، ولو خودت مسلط باشی یا ترجمه‌ای که می‌خونی، خیلی خوب هم باشه، کافی نیست.
پاسخ:
ببین من خیلی دلی برخورد می‌کنم. الان هزار بار هزار نفر دیگه هم بگن این تفسیر خوبه نمیرم بخونم. بعد فکر کن یه روز این تفسیرو از کسی که برام خیلی عزیزه هدیه بگیرم، یا اصن راجع به این تفسیر یا نویسنده‌ش در حد یه جمله! حرف بزنه. همون روز از ب بسم الهش تا نون پایانشو می‌خونم. با عشق هم می‌خونم. تحت تأثیر هم قرار می‌گیرم :| خیلی از کتابایی که خوندم یا فیلمایی که دیدمو این‌جوری دیدم و خوندم
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۰:۳۱ سید رمضان حسینی
خب فکر کنم تو عمل (نه مطالعه) به این تقسیم‌بندیه اهمیتی نمی‌دم. یعنی معتقدم اون چیزی که سلیقه هنریم رو شکل می‌ده با چیزی که نگاه سیاسی، مذهبی و اقتصادیم رو شکل می‌ده باید وجوه محتلف یه چیز واحد باشن. نه که الان به اون نگاه واحد رسیده باشم خودم، ولی دنبال اینم.
و اصولا نقطه اشتراک همه این آدما که اسم بردم همینه. یعنی مثلا آقای میرباقری یه نگاه تمدنی نسبتا منسجم داره که باهاش تاریخ تحلیل می‌کنه، باهاش به احکام نگاه می‌کنه و باهاش به رابطه علم و دین فکر می‌کنه. یا مرکبی یه اعتقاداتی متاثر از امام موسی صدر داره که توش هم دنبال مدل اقتصادیه هم شیوه زمامداری و هم شیوه زیست. و...

پ.ن. یادم رفته بود امیرخانی رو بنویسم جزو اون بچه مچه‌ها.
پاسخ:
سخته پیدا کردن کسی که از تمام وجوه قبولش داشته باشی. من یکیو از نظر مثلا دینی قبول دارم از نظر سیاسی نه
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۰:۲۱ آشنای بی نشان
جان؟
پاسخ:
تو گوگل جست‌وجو بفرمایید شوهر مهناز افشار + شیر خشک فاسد
۰۴ آذر ۹۷ ، ۱۰:۰۴ حامد سپهر
نظر خودتون رو به سوالتون ننوشتین:)
پاسخ:
نظر خودمو لابه‌لای جوابا گفتم دیگه
من فعلا مرید شخص شخیص اروین یالوم می باشم :) 
پاسخ:
منم در این حوزه، مرید جول اوستینم :)
شاد  و پیروز و سربلند باشید :)))
پاسخ:
ولیکن غمگین و شکست‌خورده و له و لورده‌ام و از بس نسکافه و قهوه خوردم این یه هفته، احساس می‌کنم آنچه در رگ‌هایم جاریست مایعیست قهوه‌ای رنگ!
فعلا مهم‌ترین منبع مطالعاتی من قرآن همراه با تفسیره (یه تفسیر ترکیبی از چندتا تفسیر مختلف). فلذا شاید بشه گفت به آرا و نظریات حضرت باری تعالی:)
پاسخ:
من برای قرآن تفسیر خاصی نخوندم تا حالا. راستش علاقه‌مند هم نیستم. ینی درکشون برای سخته و ترجیح میدم کم‌کم خودم فکر کنم. همیشه هم میگن دوستام که فلان تفسیر خوبه و اینا. ولی واقعا جذب نمیشم. یه کم می‌خونم تفسیرا رو. بعد رها می‌کنم. 
چند وقت پیش داداشم قرآن ویراستارانو خرید. خییییییلی خوبه ترجمه‌ش. هر چند معمولاً بدون ترجمه می‌فهمم چی میگه ولی این قرآن ویراستاران ترجمه‌ش خیلی اثرگذاره و تصمیم دارم امسال همه رو با تدبر و موشکافانه بخونمش
۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۶:۴۱ قاسم صفایی نژاد
لطف دارید شما
تو رساله‌ام یکی از مباحث اینه که مردم در رژیم جدید مصرف رسانه‌ای «همه چیز خوار فرهنگی» شدند. یعنی مثلا طرف شجریان گوش میده، ساسی مانکن هم گوش میده. 
اینم شاید از اون دست هست.
پاسخ:
آخ آخ... نمونهٔ اعلای این همه‌چیزخواری خود خودمم. یه سر به اون لینک شب‌آهنگ گوشهٔ وبلاگم بزنید می‌بینید توش از حامد زمانی هست، کامران و هومن هست، حمیرا هست، شجریان هم هست. ولی به این نکته اشراف دارم که منی که عاشششششق آهنگ از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامهٔ نامجوام، با عقایدش مشکل دارم ینی اگر هم مصرفش می‌کنم صداشو مصرف می‌کنم نه عقایدشو.
ساسی مانکن نه، ولی سامی بیگی هم گوش میدم :))
۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۶:۰۱ قاسم صفایی نژاد
الان امثال من که مخاطب مشترک وبلاگ شما و ایشون هستیم چی هستیم؟
پاسخ:
دور از جونتون یا دوقطبی هستین، یا جاسوس، یا منافق :))
۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۲:۰۰ آشنای بی نشان
کامنتا رو جواب نمیدید؟
پاسخ:
خیلی کار دارم امروز. گزارش کارمو برای استادم بفرستم، چشم جواب میدم :)
۰۳ آذر ۹۷ ، ۰۹:۳۹ آشنای بی نشان
ترانه علیدوستی،مهنازافشار،باران کوثری
پاسخ:
شیر خشک فاسد :|
سلام شباهنگ :)
من دغدغه فرهنگی سیاسی زیادی دارم منتها واقعا خط فکری کسی مد نظرم نیست چون من نه مذهبیم نه اروپایی نه تعصب اریایی و تا جایی که میدونم کسی نیست که همچین اثاری نوشته باشه و یا سخنرانی کرده باشه 
اصلا من خودم باید صاحب اثر باشم برای مراجعه :))
منتها برای جامعه اماریت من یک نویسنده و خط فکری کتاب معروفش رو قبول دارم و بهش مراجعات زیادی دارم:
 جورج اوورل ( قلعه ی حیوانات ) 
پاسخ:
سلام :)
ازش ۱۹۸۴ رو خوندم. به نظرم خیلی سیاه بود. دوستش نداشتم. برای همینم دیگه قلعهٔ حیواناتشو نخوندم.
دیگه نگران شدم که کامنت ها هم تایید نکردی :(
پاسخ:
نگران نباش زنده‌ام. ایشالا تأیید می‌کنم همه رو فردا :)
من که زیاد فکر نمی‎کنم :دی
ولی تا حالا وقتی سوال برام پیش اومده، سراغ کتابای شهید مطهری رفتم، به مقادیر خیلی کمتر آوینی، برای مسائل روز هم صحبتای میلاد دخانچی و امیررضا مافی رو تو اینستاگرام دنبال می‎کنم؛ که خب البته اونا هم هی ارجاع میدن به این و اون و نتیجه‎ش می‎شه از هر جا سخنی.
پناهیان هم در مقادیر زیادی جوابه :ددی

پاسخ:
من کتابای شهید مطهری رو وقتی راهنمایی دبیرستان بودم خوندم. خیلی سال پیش. 
آوینی نخوندم هیچی. میلاد دخانچی و امیررضا مافی هم نمی‌دونم کیه :|
ولی یه فرید ابراهیمی هست که اونم نمی‌دونم کیه، ولی اونو دوست دارم. کانالشو دنبال می‌کنم.
۰۱ آذر ۹۷ ، ۲۰:۰۹ علی اصغر عبدالکریمی
حاج آقای نوروزی منو از نو ساخت http://khodshenasi.info/
و دکتر جابری استاد شهرسازی

خیلی دامنه داره آخه مثلن حوزه دانشجویی شریف میرم کتاب سعید زیباکلام میخونم (نه صادق!) وبلاگ و اینستای حسام ایپکچی هست http://www.littlesir.ir/ و مبانی توسعه و تمدن غرب آوینی و از این چیزاااااا
پاسخ:
اول فکر کردم حاج آقا نوروزی شریفو می‌گین. یه حاج آقای جوون بود، دو تا بچهٔ سه چهار ساله هم داشت، میومد نمازخونه برای نماز جماعت و بچه‌هاشم میاورد. 
ولی تو این سایته عکس حاج آقای شما پیرتر بود. با حاج آقای ما فرق داره انگار.

دکتر جابری لابد استاد خودتونه که نمی‌شناسم، ولی منم به اساتیدم بیشتر تکیه دارم تا نویسنده‌ها و متفکرایی که سبک زندگیشونو ندیدم. ینی اون استادی که رفتم اتاقش باهاش چایی خوردم بیشتر روم اثر می‌ذاره تا یه نویسندهٔ غایب که فقط حرفاشو می‌خونم و زندگیشو نمی‌بینم.
زیباکلام‌ها رو در این حد می‌شناسم که یکیش این‌وریه یکیش اون‌وری. بعد نمی‌دونم کدوم کدوم وریه :)))
شهید آوینی رو در حد اسم می‌شناسم و حسام ایپکچی رو به اسم هم نمی‌شناسم. و برای خالی نبودن عریضه و افزایش اطلاعات عمومی‌تون، ایپک به ترکی ینی ابریشم. ایپکچی هم ینی ابریشم‌چی.
سلام
«در زمینۀ فکری و فرهنگی، به آثار چه کسانی مراجعه می‌کنید؟
دین و دانشگاه و حس و تجربه خودم
الان واقعاً دوست دارم بدونم شماها دنبال‌ روی تفکرات چه کسانی هستین؟ نام ببریم؟ طرز تفکر شما رو کیا شکل می‌دن؟ فکر می‌کنید اصلاً؟ فکر دس از سر ما برنمیداره

پاسخ:
سلام :))
من به این چیزا فکر نمی‌کنم، ولی کلاً انقدر فکر می‌کنم که سر پل صراط وقتی به مرحلهٔ افلاتتفکرون می‌رسم خدا به فرشته‌هاش میگه اینو از این مرحله سریع رد کنین بدبخت همهٔ عمرشو داشت فکر می‌کرد :))
خب باید بگم منو از ظلمت جهل این آهنگ احسان رهانیدی.
چون منم همیشه با این قسمت آهنگ رفتنی مشکل داشتم و چون با اومدن آهنگ های جدیدتر دیگه اینو گوش نمیدادم برای مدتها، نمیرفتم چک کنم لیریک شعر رو و از ظلمت خارج شم:/
می شنیدم:
... که این یعنی شروع مرگ محرزه :|

ای بابا:))))
پاسخ:
حالا من شروع رو غروب می‌شنیدم. ما هر سه رو هم یه چیز پرت دیگه که یادم نیست
۰۱ آذر ۹۷ ، ۱۴:۲۵ صـــا لــحـــه
جهانبینی: امام‌خمینی و امام خامنه‌ای
فلسفه: ملاصدرا و علامه طباطبایی
تاریخ: کتب دکتر زرشناس (فعلا البته چون خیلی تاریخ نخوانده‌ام ) تاریخ شفاهی‌ها، مستند‌ها و کتب تخصصی مربوطه
بسطِ جهانبینی: شهید مطهری و آقای طاهرزاده
بعدش دیگه کتابای مختلف می‌خونم و هر کدوم به اقتضای خودشون قابل استفاده اند...
پاسخ:
چقدر چیز میز بلدی تو!
اسم همهٔ این افراد رو شنیدم، جز آقای طاهرزاده. آثار هیچ کدومم نخوندم جز چند تا کتاب از شهید مطهری، اونم نه الان. وقتی نوجوان بودم :|
من تنها درسی که از امام خمینی گرفتم اینه که وقتی آب می‌خورد و نصفش می‌موند دور نمی‌ریخت و بعداً می‌خورد. و همینو تو زندگیم پیاده کردم.
الان ینی برام فرقی نمی‌کنه هتل باشم خونه باشم خوابگاه باشم قبض آب بدم یا ندم. نگاهم به اون یه لیوان آب نگاه خمینی‌گونه هست :))
سلام
دنباله روی از تفکرات یه نفر به نظرم کاره درستی نیست، باید از تفکرات مختلف بهره ببری و بعد نتیجه رو بتونی تحلیل کنی، این چند تا شرط داره یکیش اینه که دایره معلوماتت رو باید وسعت بدی و دومیش که مهمتره قدرت تحلیلت رو تقویت کنی و از همه مهمتر ظرفیتت رو باید رشد بدی!
حالا مثلا شما تو بخش روان نظریات فروید رو در کنار نظریه هایی که علمای دین میدن بذار، بعد بشین تحلیل کن، داشته های مستند خودت رو، انقدرررررررررر شباهت وجود داره که بتونی اشتراکات رو بپذیری ، البته به شرطی که با موضوع و مذهنیت نیای جلو!
یا مثلا تو مباحث فلسفی هم باید نظریات کانت رو دیده هم نیچه و هم ملاصدرا این ها به شدت نکات مشترک دارن و به شدت دید وسیعی بهتون میدن، فقط باید مراقب بود که وا نرید و ظرفیت داشته باشید. ظرفیت خیلی مهمه ها، اگه ندارید اصلا نباید ورود کنین
یا خیلی وقتها تو مسائل مذهبی باید برید احکام و اعتقادات اهل سنت و شیعه رو مقایسه کنین کنار هم بذراید ببینین با عقل و نقل و منطق کدومشون جور در میاد ...
این وسط خیلی افراد هستن که میشه حرفهاشون رو شنید، تحقیق کرد، تحلیل کرد و اگه شد نتیجه گرفت!
پاسخ:
سلام :)
تا حدودی حق با شماست. ولی شباهت‌هاشون انقدر زیاد هم نیست. عمیق که بشین تفاوت‌ها رو می‌فهمین
من اصولا آدمی نیستم که به تفکرات یک آدم خاص اکتفا کنم و دربست قبلوش کنم.
اما روی نظرات این افراد دید مثبت دارم:
علی شریعتی
احسان شریعتی
رضا براهنی
مصطفی ملکیان
پاسخ:
فقط علی شریعتی رو می‌شناسم. اونم در حد اسم. دبیرستان که بودم چند تا کتاب ازش خوندم دیدم نمی‌فهمم رهاش کردم.
من از تفکرات کسی که باهاش زندگی کردم و سبک زندگیشو دیدم بیشتر تبعیت می‌کنم تا نویسنده‌ها. ترجیح می‌دم ببینم اون تفکراتو چجوری روی زندگی خودش پیاده کرده.
۳۰ آبان ۹۷ ، ۲۳:۰۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
جواب میتونه نسبت به زمان متغیر باشه. و نمیشه کسی رو همه جوره قبول داشت و ازش به عنوان رهبر فکری اسم برد!
پاسخ:
شاید دلیلش اینه که نیازهای ما در طول زمان تغییر می‌کنن.
ولی انصافاً تفکر حضرت علی و نهج‌البلاغه‌ش برای تمام عمر کفایت می‌کنه به‌نظرم.
۳۰ آبان ۹۷ ، ۲۲:۵۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
من خیلی متوجه سوال نشدم:/ 
یعنی توی زمینه فکر دنباله روی چه کسی هستیم؟!
من فکر کنم اولش اثرات مختلف رو می‌خونیم و بعد تازه دغدغه فکریمون شروع میشه!
پاسخ:
آره اول این آثارو می‌خونیم دغدغه ایجاد میشه. بعد از شروع دغدغه‌ها هم دوباره باید بریم سراغ متفکرانی که یه پله بالاترن
امام خامنه‌ای
امام خمینی
امام موسی صدر
علامه مصباح یزدی
شهید آوینی
رائفی‌پور
پناهیان
حسن عباسی
حسن آقامیری
حسن رحیم‌پور ازغدی
پاسخ:
من فکر می‌کردم رحیم اسم کوچیک آقای پور ازغدیه :| الان دیدم اسمش حسنه، رحیم‌پور فامیلشه ازغدی هم لابد اسم یه شهره :|
از آقامیری و پناهایان چند تا سخنرانی شنیدم. دوست داشتم. ولی آثار بقیهٔ بزرگوارانو نخوندم و فیض نبردم.
آخ جون تو این پست از من نام‌ بردی‌^__^
شباهنگ من اون کامنتی که برای فاصله و نیم‌فاصله برام نوشته‌بودی رو خوندم الان ببین درست رعایت کردم؟
پاسخ:
:)) آره هم از تو اسم بردم، هم از آقای کامنت قبل که پسرشون بیست سالشه :))

نوشته بودی رو جدا بنویس. فقط ماضی نقلی رو با نیم‌فاصله بنویس. مثل رفته‌ام، رفته‌ای، رفته‌است، رفته‌ایم، رفته‌اید، رفته‌اند.
البته رفته است رو برخی جدا می‌نویسن و منم جداشو ترجیح میدم
۳۰ آبان ۹۷ ، ۲۲:۰۶ شهاب الدین ..
سلام
تو دبیرستان که با کتابای شهید مطهری آشنا شدم، طرز تفکر و نقد آرا رو ازشون یادگرفتم. و از اون به بعد هر کتابی از هر نویسنده ای رو میخونم. ولی نه به عنوان مرجع. در انتها با توجه به اصولی که به نظرم صحیح هستن، خودم تصمیم میگیرم کدوم درسته. 
+ همون دشت بی فرهنگی درسته. 
البته که اینجور ترانه ها لزوما طبق قاعده دقیق ادبی نیستن. ولی به نظرم منظور این بوده که فرهنگ عمومی کشور، به خاطر حکومت فاسد و ظالم، به دشت پر از علف هرز شبیهه. 
+ کرامات شما و وبلاگتون که سر جاش، ولی خواننده ای که پسر بیست ساله داره، خودش شخصا کرامت محسوب نمیشه؟
پاسخ:
سلام :)
نمی‌دونم خاصیت مطهری و شریعتی چیه که همه از دبیرستان می‌خوننشون :))
+ دشت نمیگه آخه. خیلی واضح میگه بسه. ولی معنی شما هم درسته.
+ یه خانوم چهل و چند ساله هم وبلاگمو می‌خوند سه تا پسر داشت. غیب شد یهو. وبلاگشم رها کرد رفت که رفت. 
+ خدایی خیلی سخته یه مطلب بنویسی هم به درد اون دوازده ساله بخوره هم به درد چهل و چند ساله
باید بگم من نیز هیچ جوابی برای این سوال ندارم!

پاسخ:
خوب نیست ولی...
باید بگردیم دنبال جواب سؤالامون. باید سؤال ایجاد کنیم برای خودمون
من دقیقا تا همین لحظه فکر میکردم میگه : "چراغِ سه درد"
وای خداوندا :)))))))))))))
پاسخ:
:)) پس خدا رو شکر تنها نیستم. کمپین بزنیم بقیهٔ دوستامونم پیدا کنیم
بسه بی فرهنگیه ما تو شعر معنی نمیده چون به هرزه تموم علفاش نمیاد

منم تو یکی از ترانه های معین که میگفت:
گل در بر و می در کف و معشوق بکام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع نیارید در این جمع که امشب....

فکر میکردم میگه :گوشم نیارید:)))
پاسخ:
دشت نمیگه اصلا. دقیق گوش بدید میگه بسه.
گوش نیاریم چی بیاریم پس :)))
۳۰ آبان ۹۷ ، ۱۵:۱۶ مهدی رنجبر
ای بابا بازم این سوال.
دیگه دوبار تکرار شد باید جواب بدم بالاخره
شخصا بی فرهنگ تر از اونم که 5 تا رفرنس اصلی داشته باشم برای اینجور چیزا
سورس اصلیمم اگه سوالی پیش بیاد گوگله.

پاسخ:
از گوگل نهایت میشه خوند و دید و شنید. نمیشه با طرف زندگی کرد. من خودم ترجیح میدم از نزدیک عقاید و سبک زندگی طرفو ببینم بعد مریدش بشم. ینی اول باید ببینم این نسخه‌ای که برای بقیه می‌پیچه برای خودشم جواب داده و باور قلبی داره بهش یا شعاره. وگرنه همه بلدن حرفای خوب بزنن. مهم عمل کردنشه.
اصلاً دلیل اینکه خواننده هات هم از رینج های مختلفن همینه، چون بعضی نوشته هات جذاب و به قول خودت فاخرند، و بعضی دیگه رو بچه ها بیشتر میپسندند....

چرا از دغدغه هایی که اون سری یه اشاره هایی کردی نمی نویسی؟ بهتره که....
پاسخ:
خوندن دغدغه‌های بقیه شاید برای خواننده مفید باشه، ولی برای نویسنده آسون نیست مطرح کردنش.
۳۰ آبان ۹۷ ، ۱۱:۰۷ سید رمضان حسینی
همون موقع هم که سوالشون رو دیدم برام گنگ بود خیلی چیزاش. اولا مراجعه یعنی چی؟ ثانیا به احتمال زیاد این «کسان»ای که دنبالشونن ترجیحشون اینه که از آدمای متاخرتر و نسبتا عادی و معرفه باشه دیگه که تو سوال قیدی راجع بهشون نیست و...
بگذریم. آدمای شناس معاصری که به لحاظ فکری و فرهنگی روم تاثیر دارن/داشتن یا لااقل سعیم رو می‌کنم که ازشون تاثیر بگیرم و می‌تونم بی دردسر اسمشون رو بگم به شرح ذیل‌اند! ترتیبشون فکر کنم حدودا به اندازه تاثیریه که گذاشتن یا سعی می‌کنم بذارنه.

از اموات معاصر:
سید مرتضی آوینی، امام خمینی، امام موسی صدر
از احیاء معرفه:
رهبری، نادر طالب زاده، (حجه الاسلام / آیت الله) سید محمد مهدی میرباقری
از این بچه مچه‌ها که سعی می‌کنم مطالبشون رو همیشه دنبال کنم ولی الزاما موافق/دنباله روشون نیستم (و بعضا با بالایی‌ها در تناقضن):
میلاد دخانچی، سید حسین مرکبی، محسن حسام مظاهری

از این سوال که بگذریم موثرترین آدمای زندگیم احتمالا نه این افراد که یه تعدادی از معلمای دوران راهنمایی بودن. و بعد با تاثیر کمتر دبیرستان و دانشگاه.
پاسخ:
چه جواب کاملی :)
می‌تونستید شاخه‌های مختلف فکری رو هم جدا کنید دقیق‌تر بشه. مثلا دین، سیاست، فلسفه، روان‌شناسی و...

منم نسبت به معلم‌ها و استادهام همین نظرو دارم. اصن اینکه قبلا ملت می‌رفتن پای منبر کسی و چشم تو چشم می‌شدن باهاش و منشش رو می‌دیدن خیلی خوب بود. اینکه از نزدیک معلمت رو ببینی خیلی اثرگذاره تا وقتی که از دور حرفاشو بخونی. البته خب عمر آدما نامحدود نیست و بالاخره همه همیشه نیستن در محضرشون باشیم.
۳۰ آبان ۹۷ ، ۱۰:۴۹ نیمچه مهندس ...
اااا چه جالب.منم الان گوش دادم و گفت بسته بی فرهنگی ما.منم دشت میشنیدم.دشت:| شاید هم میگه بست؟
والا من به هیچ کسی مراجعه نمیکنم.یه سری فمینیست تو اینستاگرام دنبال میکنم که لزوما همه ی حرفاشون رو هم قبول ندارم.از معروف هاش فرانک عمیدی که خبرنگاره.
پاسخ:
آره میگه بسه. ولی نمی‌دونم چرا هیچ جا ننوشته بسه. بستِ بی‌فرهنگی؟ یا بسط بی‌فرهنگی؟!
آقا اینو کی خونده خودش بیاد اعتراف کنه :))
فرانک عمیدی رو نمی‌شناسم، ولی همین خرمالوی سیاه خودمون برای هفت پشتم بسه. انقدر رو مخم بود یکی دو سال پیش دی‌اکتیو کردم از اینوریدر. من اصن آبم با فمینیستا تو یه جوب نمیره
من تقریباً از کسی تأثیر مستقیم نگرفتم هیچوقت. یعنیاین نبوده که بگم رسیدم به مشکل ایکس؟ برم توی کتاب فلانی یا آثار و سخنرانی‌های فلانی ببینم چه دستورالعملی داره. من حتی موقع غذاپختن هم مستقیم از روی دستورالعمل جلو نرفتم هیچوقت. یه وقتایی ضرر کردم و تاوانشم دادما. ولی این طوری بوده دیگه. نخواستم زیر سایه اندیشه‌های یکی دو نفر خاص باشم.
پاسخ:
به‌نظرم اول باید محبت و معرفت ایجاد بشه بعد این تبعیته صورت بگیره. لازمه‌ش دوست داشتن اون فرد و شناختنش هست. این دو تا شرط که تحقق پیدا کنن، تبدیل میشیم به مرید.
۳۰ آبان ۹۷ ، ۰۸:۳۵ گمـــــــشده :)
به آثار کسی استناد نمی کنم
یعنی چون کسی نمیشناسم  که به علمش اعتماد کنم به آثار کسی استناد نمی کنم
پاسخ:
ولی انگار وقتش رسیده که بریم چار تا آدم درست و درمونو شناسایی کنیم از جهالت درمون بیارن :))
من بشخصه هیچوقت دنبال تقلید یا دنبال رو بودن از کسی نبوده و نیستم چه توی احکام دینی و چه در زمینه ی فکری و فرهنگی چون به نظرم چیزی که عقل به اون حکم میکنه شرع و عرف هم بهش حکم میکنه
چون خیلی از کسایی که الان به عنوان مرجع فکری یا فرهنگی جامعه هستن یه جورایی حقوق بگیر یا آدم یه جریان فکری خاصی هستن و میخوان که عقاید خودشون رو به خورد ملت بدن.
پاسخ:
آره تا حدودی درسته، ولی عقل خود آدم از یه جا به بعد جواب نمیده و باید بره بگرده ببینه بقیه به چه نتایجی رسیدن و چی فکر می‌کنن. تقلید کورکورانه مد نظر نیست. 
تازگی ها پست هایی میذاری ها.... داری میشه مثل باقی وبلاگ ها.... خوشم نمیاد از این جور پست ها....
پاسخ:
خب این‌جور پستا رو نخون صبر کن از اون‌جور پستا بذارم :)) اینجا همه چی درهمه سوا نکن خانوم :دی 
در زمینه فکری، اثر غفاری طرز فکرمو عوض کرده.
پاسخ:
نمی‌شناسمشون. راستش اولش فکر کردم اثر اسم کوچیکشه. اثر غفاری :)) یه آقایی خانومی توضیحی چیزی