شباهنگ

شباهنگ

شباهنگ شما را امینِ کامنت‌های خصوصی و پست‌های رمزدارش می‌داند؛ پس محتوای این کامنت‌ها و پست‌ها بین خودمان بماند. اما "کپی" و انتشار محتویات پست‌های بدون رمز جهت استفاده و نه سوء استفاده چه با اجازه چه بی‌اجازه، چه با ذکر منبع چه بی‌ذکر منبع و یواشکی "بلامانع" است.

آخرین نظرات
  • ۲۶ فروردين ۹۷، ۱۵:۵۲ - آلاء ...
    اوخی
پیشنهادهای شباهنگ

www.persianacademy.blog.ir

جمعه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۲۵ ب.ظ

گفتم حالا که تصمیم گرفتم یه چند وقتی وبلاگمو به‌روز نکنم و روزانه‌نویسی رو یه مدت کنار بذارم، حداقل یه وبلاگ زبان‌شناسی درست کنم که هم یه کار مفیدی کرده باشم و عمرم به بطالت نگذره و نوشتن یادم نره و حوصله‌م سر نره، هم اینکه از یاد و خاطرۀ شما محو نشم و بهانه‌ای باشه که به تعامل و ارتباطمون ادامه بدیم. خودم ترجیح می‌دم اگه قراره چیزی یاد بگیرم، لابه‌لای تجربیات شخصی و روزانه‌نویسی‌های بلاگر اون چیز رو یاد بگیرم و اون نکته تو متن و بطن زندگی‌ش باشه؛ نه صرفاً یه مقاله و سخنرانی یا مطلب کپی شده از جایی. به نظرم بلاگر اگه لابه‌لای روزمرگی‌ها و خاطراتش مطلب علمی و اخلاقی و ادبی و حتی سیاسی بگنجونه، نفوذ و اثر اون مطلب بیشتر از موقعیه که یه مطلب خشک و بی‌روح ارائه بده به مخاطبی که هدف اولش از وبگردی تفریح و سرگرمیه. پس سعی می‌کنم جذاب نبودنِ پست‌های زبان‌شناسانه‌مو با شیرین و دلنشین جواب دادن به کامنت‌ها و پرسش‌ها و نقدهاتون جبران کنم. برنامۀ فعلی‌م اینه که در مورد بخش فرهنگستان برنامه‌ی صبح به خیر ایران بحث کنیم. اگه فن بیان اساتید یا لحن و برخورد مجری، خوب و مناسب نیست، اگه سطح مطالب بالاتر از سواد مخاطبه، یا زیادی عامیانه است، یا وقت برنامه کوتاهه و هر ابهام و ایراد و نقد دیگه‌ای که به ذهنتون می‌رسه بگید که برسونم به گوش بچه‌های بالا. البته به نظرم شما تو این مدتی که خوانندۀ اینجا بودید، سواد زبان‌شناسی‌تون به قدر کفایت بالا رفته و اطلاعاتتون از هم‌کلاسیام بیشتر نباشه، کمتر نیست و تو این مدت انقدر براتون این مسائل رو شفاف‌سازی کردم که نیازی به بحث نباشه. ولی خب شما برای جوسازی و دلخوشی من هم که شده، بحث کنید و به چالش بکشید مطالبو. چون هدف اصلیم انتقال مفاهیم و ارتباط با مخاطب و پاسخگویی به سؤالاته. خواهش اولم حضور حداکثری و پرشورتونه و خواهش دومم هم اینه که اونجا تو کامنت‌ها احوالپرسی نکنید و چطوری و چه خبر و سوالات شخصی نپرسید و منو جغد و شباهنگ و تورنادو صدا نکنید :دی اینجا هم حالاحالاها به‌روز نمیشه و با قطعیت پایان فصل سوم وبلاگم، شباهنگ رو اعلام می‌کنم. ولی خب اگه یه روز بخوام برگردم و فصل چهارمِ وبلاگمو شروع کنم، همین جا برمی‌گردم و از همین جا ادامه میدم.

سال نو مبارک و نود و هفتتون پر از شادی و اتفاقات خوب. اینم عیدی من به شما:

persianacademy.blog.ir


موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۵
شباهنگ

نظرات  (۵۲)

هورا!
ستاره‌ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد...

برم پستو بخونم حالا :)
پاسخ:
:)) امان از دست تو حنا :دی
می‌دونی که شباهنگ اسم ستاره است؟ :دی
بلی... ستاره ایهام داشت. شخصِ شباهنگ و ستاره‌ی گوشه‌ی وبلاگ :دی

چه اتفاق و عیدیِ خوبی. دمت گرم که علمت ره با ما مشترک می‌شی :))

برنامه رو تا حالا ندیدم. یکی‌دو قسمتش رو ببینم و باز مزاحم بشم تو وبلاگِ تحتِ تقیب.
پاسخ:
منم خبر نداشتم و گویا پنجاه قسمتی تا حالا پخش شده. هفت هشت دیقه بیشتر نیست، ولی حجم فایل‌ها زیاده. صبر کن تایپشون کنم بعد بخون و خواستی دانلود کنی با حجم نامحدود گوشی مامانت دانلود کن :))
پس چی صداتون کنیم؟ :دی

بنده هم با قطعیت مراتب خشم و خشونت و نفرت و ناراحتی و داد و هوار خودم رو اعلام می‌کنم. فصل چهارم، آغاز باید گردد. 
پاسخ:
دخترا که تکلیفشون مشخصه و نسرین صدام کنن اشکالی نداره، شما رو نمی‌دونم والا :دی «شما» صدام کنین :)) یه شما بذارین اول جمله‌تون، حل میشه
به خاطر حضور احتمالی همکارا و هم‌کلاسیای ارشدم این درخواستو ازتون کردم. حالا اگه یه وقتی اونا کامنت گذاشتن و سرکار خانم فلانی صدام کردن، شماها چشاتونو ببندین و شتر دیدین ندیدین :))
داشتم از خودم می پرسیدم اگه بخوام محتوای این مطلب رو منتقل کنم، به چند خط نیاز دارم؟ بعد تو ذهنم بلاگرای مختلفی که میشناسمو مرور کردم.
خلاصه تو هر حالتی حساب کردم دیدم کسی بیشتر از ۶ خط تو این حوزه نمیتونه انشا بنویسه. اصن تواناییشو نداره :دی
یه پیام به گینس بدیم یه سر بزنه اینجا :)))
پاسخ:
ینی انتظار داشتین طویله‌نویس بلاگستان عنوان پستش «آدرس جدید» باشه و به یه خط لینک اکتفا کنه و بگه یه مدت اینجا نیستم و اون ورم و سال نو مبارک؟ حاشا و کلا :)) 
مطلب، حسابی باید تو گوشت و پوست و استخوان خواننده نفوذ کنه و رسوب کنه حتی
بنده که میدونم سرکار خانم ایکس، ایکس مساوی چند هست! دیگه شتر رو ببینم هم طوری نیست :دی لیکن فکر کردم اسم مجازی مضاعف دیگری مثل تورنادو یا شباهنگ انتخاب کردین. فلذا حله :) 
پاسخ:
حتی می‌تونین مثل استاد شماره‌ی هشت خانم مهندس صدام کنین. فی‌الواقع مسأله اینه که اونجا اصن مجازی نیست و کاملا جدیه :)) و بخشی از پایان‌نامه‌م هست حتی!
دیدین یه وقتایی آدم آدرس وبلاگشو میده به آشناهای حقیقی؟ الان من برعکس عمل کردم و آدرس حقیقی‌مو دادم به دوستان وبلاگی
آقا متوجه شدم! من که در همین مجازی هم کاملا حقیقی رفتار می‌کنم. از جانب من خطری نیست :))
پاسخ:
الحق و الانصاف یکی از بزرگترین معضلات بشریت مرزبندی حقیقی‌ها و مجازی‌ها و دوست و دشمن و در و همسایه و آشنا و غریبه و فک و فامیل و پیرامونشه کلا
من یکم خوشحالم یکم ناراحتم.ته دلم هم ذوقه هم ازین ته دل ریختنا که درد میگیره! دگرگونم کرد این پست اصن -_-
پاسخ:
آخ آخ این ته دل ریختنه خیلی بده. تجربه‌ش کردم چند بار :(
۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۳۲ خانم الفــــ
سلام.
ممنون .
ان شاءالله زودتر شاهد شروع فصل بعدی وبلاگ  باشیم..
سال نو بابرکتی داشته باشی.
پاسخ:
سلام. سال نوی شما هم مبارک
ان شاء الله :)
[با خودش تمرین میکند که یه وقت اونجا کامنت نگذارد شبیییییییییییییی:))و جدی صحبت بنماید:دی]
پاسخ:
منم دارم با خودم تمرین می‌کنم اونجا اسم اساتید رو عین آدم بگم و آهنگر دادگر و شماره‌ی سه و چهار و اینا نگم :)) :دی
۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۲۸ خونه مادری
بهش فکر می کنم!
پاسخ:
پس خوب فکراتو بکن که بعداً پشیمون نشی :دی :))
۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۲۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
شما که از خاطره ما محو نمیشی:-)
بریم ببینیم اونجا چه خبره!
پاسخ:
ای من به قربان اون حافظه‌ و خاطرتون 
شما عزیز دلی :)
سلام.
باشه پس منتظریم... من میرم نوشته های چند سال گذشته رو شروع میکنم خوندن تا برسید


پاسخ:
سلام
رها کنید اون گذشته رو :)
بچسبید به آینده :)
دنبال شدین، ما رو هم دنبال کنین! خخخخ
خیلی خوشحالم که - به هر صورت - هنوز خواهی نوشت. ^_^
پاسخ:
پست اولشو که گذاشتم مثل بعضیا میام کامنت میذارم آپم بهم سر بزن :| :))))
سوالم اینه که ربط نمودار و انتگرال و نمودار پی وی و سقوط آزاد و نمودار فاز ربطش به فرهگستان تا فرهنگستان و ... چیه دقیقاً که قالبش همینه که اینجاست؟ :))

پاسخ:
والا کلی دنبال پس‌زمینه‌ی سفید گشتم که محتواش حروف الفبایی چیزی باشه، گشتم نبود :(
سلاااااام
تقریبا هرشب سر میزدم به اینجا ولی میدیدم همچنان سکوت اختیار کردی :))) به هرحال ،حالا حالا ها نبودنت باعث نمیشه هرشب بینِ ۴ تا وبلاگی که میخونم اینجا رو بازش نکنم :)
امیدوارم روز های خوب تر تر (!) منتظر ات باشن ^_^ 
ما هم هستیم ، هم اینجا ، هم اونجا !
پاسخ:
سلام به روی ماهت :)
اینکه یه ماه پست نذاشته باشم و هر شبش سر زده باشین غمگینم می‌کنه. عذاب وجدان می‌گیرم. گاهی فکر می‌کنم وبلاگمو از دسترس خارج کنم که هر کی اومد یه صفحه‌ی سفید خالی ببینه و دیگه سرنزنه. ولی مگه من خودم دیگه سرنمی‌زنم به وبلاگ‌های تعطیل شده؟ حتی به صفحه‌ی سفیدشون خیره میشم و منتظرم. با اینکه می‌دونم اگه پست بذارن اینوریدرم اطلاع میده، با اینکه حتی دنبالشون می‌کنم و می‌دونم اگه پست بذارن ستاره‌شون روشن میشه، ولی با این همه خودم هر روز و هر شب بهشون سر می‌زنم. انگار اینوریدر و بیان دروغ میگن و باور نمی‌کنم پست نذاشتنشونو. ینی می‌خوام بگم می‌فهممتون. طرفدار و هوادار بودنو می‌فهمم، دوست داشتن و دلتنگی رو می‌فهمم، منتظر موندنو می‌فهمم...
۲۶ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۱۷ مصطفی فتاحی اردکانی
خبری نبود اونور
من با امید یه پست طویل رفتم خوردم به درِ هیچ
پاسخ:
منتظرم اندک‌اندک همه جمع شن بعد. 
و سعی می‌کنم بیشتر از یه برگه‌ی آچهار نباشه مطالب. خدایی انصاف نیست طویل نوشتن تو این حوزه
در انتظار می مانیم.
اون دو نقطه دی عنوان تهاجم فرهنگی محسوب نِمِرِه؟
پاسخ:
خوش به حالتون که کسی که منتظرشین قول داده برگرده. اما امان از انتظارهای بی‌حاصل
احتمالا یکی از پست‌های اواسط فصل بعد عکس دخترمه که شال و کلاهی که تو بافتی رو تنش کردم و زیرش نوشتم جولیک اینو اسفند ۹۶ بافته بود و تگت کردم. تو هم کامنت می‌ذاری عههههههه نگه‌داشتی اینو هنوز؟ یادش به خیر. بعد یه عده خواننده‌ی جدید دهه نودی کامنت میذارن جولیک کیه و منم اگه اعصاب داشته باشم توضیح می‌دم کی‌یی (کی‌ای؟، کیی؟، کیستی؟، کی هستی؟ :\)

اون اسم، طی سه ثانیه به ذهنم رسیده و خیلی ذهنتو درگیرش نکن. من بیشتر نگران آدرسشم که کأنهو یا عینهو آدرس سایت فرهنگستانه :دی
امم،به آقاگل گفته بودی دنبال پس زمینه ی خوب برای وبلاگت میگردی که حروف الفبا باشه..نمیدونم به دردت میخوره یا نه؟ولی اگه سرچ کنی سیاه مشق نستعلیق یا کلا سیاه مشق،برات یه سری عکس میاره که بدنیستن:

https://www.google.com/search?q=%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87+%D9%85%D8%B4%D9%82+%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%82&rlz=1C1GGRV_enIR753IR757&source=lnms&tbm=isch&sa=X&ved=0ahUKEwjU0v2eivPZAhWCQpoKHRjUDaQQ_AUICigB&biw=1474&bih=799#imgrc=H7KbwHHnn9hrTM:

https://www.google.com/search?q=persian+alphabet&tbm=isch&tbs=rimg:CcnpVnWwD7ksIjins3HdNJDKxOqeNnnZ3RVb0JilWpFC9PgSD5Pe9S7cROukrZyo41zu0iDf1AMeCn9i2rpdvwU5qioSCaezcd00kMrEER43jGxdYaaoKhIJ6p42edndFVsR8-8UYFW5qxQqEgnQmKVakUL0-BEn-nEg2y0L-SoSCRIPk971LtxEEfQBkn-nngkUKhIJ66StnKjjXO4RYWvl0I9MqCEqEgnSIN_1UAx4KfxHzJ9FlfXz55SoSCWLaul2_1BTmqEQHjO1Bg23pO&tbo=u&sa=X&ved=2ahUKEwiNlaDaifPZAhWsPZoKHf_NBOIQ9C96BAgAEBs&biw=1474&bih=799&dpr=1.25#imgrc=yelWdbAPuSyXvM:

++سوالی که هست اینه که چرا من نمیتونم اینارو لینک کنم؟:||اگر یه وقت برات نیاورد اینارو سرچ کن:
سیاه مشق نستعلیق
persian alphabet-->calligraphy
پاسخ:
چقدر خوبی تو :)
چقدر خوبن اینا!!!
الان که لپتاپم روشن نیست. ایشالا صبح آپلودشون می‌کنم روی قالب

نمی‌تونی لینک بدی، ولی همینو اگه کپی کنم، میاره
تشکرات وافر
خخخخ توجیهاتت منو مرد! :) پس چی صدات کنیم؟!

+ اتفاقا دیروز داشتم میگفتم شباهنگ چرا نیست؟
پاسخ:
توجیهِ چی؟
منظور و هدفم از این درخواست این بود که یه موقع استاد یا هم‌کلاسیام اگه وبلاگمو خوندن، پی به هویت مجازیم نبرن.
همین که توی اون وب چجوری باهاتون برخورد کنیم! :)
پاسخ:
مثل همین جا. با همین لحن و میزان صمیمیت. ولی بدون اشاره به اینجا
اصن فرض کنین زنگ زدین روابط عمومی صدا و سیما و دارین نظرتونو راجع به یه برنامه‌ای میگین و من پشت خطم. با همین فرض جلو برین :))
خخخخ
نمیشه :)
پاسخ:
خب من می‌تونستم آدرس اونجا رو به خوانندگان اینجا ندم و اونجا به اسم خودم بنویسم، می‌تونستم به صورت خصوصی به تعداد معدودی از شماها آدرس بدم، می‌تونستم اصن کانال درست کنم،
حالا که آدرسو دادم و خواهش کردم جلوی دوستان حقیقیم که از بلاگر بودن من ناآگاهن اسمی از اینجا نیاد، انتظار دارم بپذیرین و شرایطمو درک کنید. واقعا خخخخ و نمیشه کامنت مناسبی برای این درخواست نیست
بعد نیاین بگین بداخلاقم و دعوا دارم :|
یعنی معلوم نیست داریم اذیت میکنیم!؟
اصلا بذار ما یریم قطع دنبال بزنیم :)
پاسخ:
:))) شوخی بود؟!!!
خب من سیستم فهم شوخیم خرابه و کار نمی‌کنه کلا از بدو خلقتم
نههههه قطع نکنین :دی بیاید دنبالم :))
قول بده اون ور زیادی کلاس نذاری فقط وگرنه :)
پاسخ:
کلاس نذاری ایهام داره
محتوای حرفام آکادمیکه. در واقع قرار بود کتاب بشه که من مخالفم با این قضیه و میخوام بهشون نشون بدم اثرش بیشتره اگه تو فضای مجازی باشه
پس اگه مطالبتون خوب باشه
میذارم توی قسمت پیشنهادهای روزانه ی فیشنگار
پاسخ:
چه سعادتی! :))
[انگیزه می‌گیرد]
عذابِ وجدان چرا ، رااااحت باش خونه ی خودمونه :))
پاسخ:
پس راااااحت پاتو دراز کن لم بده به پشتی و خواستی برای خودت چایی هم بریز :)))
نظر به اینکه اون شال و کلاه برا بچه چهارمه آیا یعنی تا شیش هفت سال آتی چشم امید به فصل بعد نداشته باشیم یا چی؟:-"
پاسخ:
نه دیگه؛ من گفتم اون پست، یکی از پست‌های اواسط فصل بعده. فصل بعد یا فصل دکتراست، یا اگه قسمت نبود دکترا قبول شم، فصل بعد فصل مراد و بچه‌هامه. تخمین زدم و یحتمل پست شماره‌ی 4444 متعلق به میلاد باسعادت چهارمین اختر تابناکِ خونه‌ی شباهنگ اینا باشه. ضمن اینکه تصمیم دارم همه‌ی اطفالمو از اون شال و کلاه بی‌نصیب نذارم و به رسم نیاکان یکی پس از دیگری، سر به سر و گردن به گردن بینشون به اشتراک بذارم تا برسه به دست صاحابش که همون بچه‌ی چهارمم باشه.
سلام
خیلی وفت بود این طرفا نیومده بودم... (تغییر اسم دادم، قبلا قلم بانو می نوشتم.)😁
خوبی؟
لااقل یه پست برای وبلاگ تازه تاسیس می نوشتی. والاع
از وبلاگ های تخصصی، کلا استقبال می‌کنم.
دیگه
موفق باشی زیااااد
پاسخ:
سلام. 
آره یادمه :) من هم قلم‌بانو رو می‌خوندم، هم سنا بانو رو. آدرستو داشتم :دی
می‌نویسم :))
منتظرم اندک اندک جمع مستان برسه
در راستای کمک به فرهنگ کشور امر خداپسندانه ای هستش.

پاسخ:
انتظار داشتم دیشب فردوسی بیاد خوابم و تشکر کنه
ولی نیومد :(
می‌خواستم اون‌ور نظر بدم گفتم شاید بخوام به برخی دوستان و آشنایان معرفی‌ش کنم؛ دیگه ننوشتم.
همین‌جا مراتب سپاس و تشکر رو بابت عیدی منحصر به فرد سرکار به جا میاریم :)
+ با آرزوی سالی پربار و شاد :)

پاسخ:
ممنون. خب اینجوری که کلا سختت میشه سوالی چیزی بپرسی و بحث کنی. خیالتون از بابت نظر دادن اونجا راحت باشه. قبل از تأیید نظر، آدرس وبلاگ‌هاتون رو مخفی می‌کنم که کسی از اونجا رَه به جایی نبره و مثلا از اونجا نره فلان وبلاگ و از فلان وبلاگ نیاد اینجا :))))) 
خلاصه که آره :)))) ما تمام تدابیر شدید امنیتی رو لحاظ کردیم :دی
آره چه فکر خوبی! از تدابیر امنیتی شما هم سپاس‌گزاریم :)
پاسخ:
:دی چون قسمت جست‌جوی گوگلشو فعال کردم، ممکنه یکی یه چیزی سرچ کنه و بیاد اونجا. و خب ما تدابیری اندیشیدیم که دیگه از اونجا جای دیگه‌ای نره
سال نو شما مبارک.
امیدوارم سالی باشه که به همه ی آرزوهاتون برسین.انشاالله.
و سالی باشه پر از موفقیت همه جانبه.

پاسخ:
ممنونم
همچنین برای شما
ایشالا که بهترین‌ها رقم بخوره امسال برای همه‌مون
:)))))))))))))))))))) اندر وصف پوکیدن حافظه‌م همین بس که قرار بود اول اون قسمت‌های درست‌نویسی رو تو اون وبلاگه منتشر کنم و الان که پستو نوشتم یادم افتاد :||
پاسخ:
تو چرا اینجوری شدی این روزا؟ :)) می‌دونی این چندمین حواس‌پرتی چند روز اخیرته؟!!!
حالا برای اینکه ترتیب به هم نخوره فردا هم دربارۀ نیمایوشیجو بنویس و از پس فردا بحث درست‌نویسی رو کلید بزن :|
سال نو مبارک 
پاسخ:
سال نوی شما هم مبارک 
ان‌شاءالله سال خوب و خوش و پرخیر و برکتی داشته باشید توام با صحت و سلامت 
ان‌شاءالله همیشه خوش باشید و دلارام و برقرار 
ان‌شاءالله همیشه لبتون خندون و دلتون شاد باشه 
ان‌شاءالله همیشه نونتون گرم و آبتون سرد باشه 
الهی آرامش تو ثانیه ثانیه زندگیتون جاری باشه
عیدت مبارک عزیزم انشالله سال خوبی برات باشه :)
پاسخ:
عید تو هم مبارک :) ان‌شاءالله امسال فقط خبرهای خوب بدی و خبرهای خوب بشنوی
سال نوت مبارک نسرین :*
پاسخ:
سال نوی تو هم مبارک باشه رفیق :)
سلام من برم حتما بخونم میدونی یه اعتراف کنم دوران ابتدایی ام املام خیلی ضعیف بود عوض اش فن بیان ام خیلی قوی بود 
پاسخ:
سلام.
املای ضعیف رو میشه با خوندن کتاب تقویت کرد. ولی خیلی خوبه که فن بیان داشتی و داری. نعمت بزرگیه
در راستای مشقات تایپ این برنامه فرهنگستان، الان اینو به هر کی که فکر کردم شمالیه و شماره‌ش با ۹۱۱ شروع میشد فرستادم. از هم‌کلاسی و هم‌دانشگاهی و شریفی و فرهنگستانی تا دوست وبلاگی. حتی کامنت هم گذاشتم برای ملت 😂
دارم یه شعر مازندرانی رو تایپ می‌کنم که معنیش اینه:
گنجشک آوازه‌خوان مخوان غم دارم. حاجی صالح بیگ مرا گرفته و به بند داشته. حاجی صالح بیگ تو را به سر و برادرت قسم مرا آزاد کن تا یارم را ببینم.
شعرشو اینجوری باید تایپ کنم؟ چون فقط دارم می‌شنوم درست متوجه نمیشم.
بلبله میشکا نسرو غم دارمی حاجی صالح بیگ بیتی میره بندارمی حاجی صالح بیگ تی سر و تی براره میره سرحده دیدار بوینم یارمی

تایپ بخش گویش‌ها عذابیست الیم کلاً
پاسخ:
چقدر دوست شمالی داری تو. تا حالا به این فکر کرده بودی؟
هی یادم می‌افته عه فلانی هم شمالیه و عه بهمانی هم شمالیه. اصن دقت نکرده بودم به این بخش از زندگیم
درگیری جدیدم اسم شهرها و زبان‌های کهن ایرانیه. دارم یکی یکی به دوستان زبان‌شناس پیام میدم که شما با زبان‌های ایرانی چقدر آشنا هستید؟ دارم بخش فرهنگستان برنامه صبح به خیر ایران رو تایپ می‌کنم و املای قهروئیدی و سده‌ای و گزی و افزری و اسالمی و ماسالی و کلینقالی و خنجی و عوضی و بستکی و امثالهم رو شک دارم و اصن نمی‌دونم درست می‌شنوم یا نه. به نظرتون بدم خود دکتر بررسی کنن متنی که نوشتم رو، یا املای اینا بدیهی و آسونه؟

یک چنین درگیری‌هایی دارم این روزا
بدین دکتر برسی کنه.
وووی چه اسامی عجیبی،:|
زبان شناسی هم سخته ها....
پاسخ:
خییییبییلی سخته :(
البته در سختی به گرد پای الکترومغناطیس هم نمی‌رسه :)))
دلم خیلی گرفته ازتنهایی:((
همش میام سرمیزنم کی پست جدید میذاری؟:((
پاسخ:
المیرا جان حالا حالاها اینجا پست نمی‌ذارم
بیا وبلاگ فرهنگستانو بخون
خاطره نیستن البته
ولی خب بهتر از هیچیه
راستی، پس فردا صبح بیا کامنتدونی این وبلاگ کارت دارم. بیای هاااااا. منتظرتم :دی
سلام نسرین جان خوبی ؟؟ الان کامنتت خوندم وبلاگ فرهنگستان ادرسش رو ندارم :(
امروز 14ام بود ینی فردا 15ام میشه پس فردا خب خداروشکر به موقع اومدم کامنتت دیدم والا شرمندت میشدم چشم میام :)
پاسخ:

:)))))))))))))) المیرا تو عالی‌ای. عالی!!!
وبلاگ فرهنگستان همین وبلاگیه که عنوان این پسته دیگه. همین که تهِ پست آدرسشو به عنوان عیدی بهتون دادم
 www.persianacademy.blog.ir
فقط اونجا یه کم رسمی باش. آدرسشو استادام هم قراره داشته باشن :)
اگه احوالپرسی و اینا خواستی بکنی اونجا کامنت نذار لطفا

فردا صبح منظورم بود. فردا صبح بیا کامنت‌دونی کارت دارم :دی
چون آدرسی چیزی ازت ندارم مجبورم اینجوری قرار بذارم باهات :)))
این روزا فکرم درگیره چون پستت دقت نکردم کلا تمرکز و دقت ندارم متاسفانه  همو یبارخوندم و یه راست میومدم قسمت کامنت ها :))))
اره اینو خداروشکر متوجه شدم فردا صبح چشم میام :))
پاسخ:
:))) چشمت بی‌بلا و پرنور
سلام عزیزم صبحت بخیر ببخش دیر شد کارام تموم شد نت روشن کردم اومدم 
پاسخ:
سلام به روی ماه نشسته‌ت
چون آدرسی ازت نداشتم می‌خواستم دعوتت کنم به پست صندلی داغ و غافلگیرت کنم :دی
منم دوست داشتم با صاحب مراد که ایشالا به زودی پیداش شه بیشتر آشنا شم، که اَد صندلی داغش افتاد روز شلوغ و قبل حنابندون داداشم!! اووووم باشه عوضش دوستان حسابی بازجویی کردن و منم با خوندنشون لذت بردم :)
پاسخ:
:) ایشالا خوشبخت شن داداش و زن‌داداش نازنینت
آره دیگه شب کابوس سوال می‌دیدم بس که سوال جواب دادم :دی
تو هم هر سوالی داشتی همین جا تو همین پست بپرس
اصن هر کی هر سوالی داشت مطرح کنه :)
چیزی به اعلام نتایج دکترا نمونده. فردا، شایدم پس‌فردا. تو دلم انگار دارن رخت می‌شورن. آشوبم... خدا می‌دونه چه حالی‌ام. مدام دارم با خودم تکرار می‌کنم شد، شد، نشد، نشد..‌. ولی یه وقتی به خودم میام که چشمام پر شده و دارم به این فکر می‌کنم که اگه نشه... اگه نشه... چشامو می‌بندم و آروم میگم میشه... ینی میشه؟

خواستن‌ها همه موقوف توانستن بود...
پاسخ:
دیدی تموم شد؟ نتایجم اومد و اونی شد که می‌خواستی
دیگه از امشب راحت می‌خوابی :)
وبلاگ‌های برتر ۹۶ هم اعلام شد به سلامتی. پیارسال رتبه ۱۴، پارسال رتبه ۱۲
فردام نتایج دکترا میاد
مثلا دکترا هم ۱۰ شم
پاسخ:
:) نتایجو دیدم
مجازم و از رتبه‌م راضی‌ام 🙂
ولی فکر می‌کردم درصدام بیشتر و بهتر از این اینی که شده میشه 😕
قلبم داره میاد توی دهنم. ینی انقدر که نتایج کنکور و انتظار برای نتایج فشار و اضطراب و استرس به روح و روان آدم وارد می‌کنه، خود کنکور و امتحانش چنین نمی‌کنه با آدم.
اَی خِداااااا
پاسخ:
قبل از اینکه نتایجو ببینم یه لیوان چای شیرین درست کردم با شکر فراوان!
در حد مرگ داشتم سکته می‌کردم
ولی خدا رو شکر
راضی بودم :)
اینکه خیلی خوبه
انشاالله بشه هر آنچه که صلاحه ،خدا می‌خواد و شما دوست دارین.

پاسخ:
:) خدا رو شکر
از عصر تا حالا انگار یه بار سنگین از دوشم برداشته شده
تا اینجا همه‌ی تلاشمو کردم و دیگه بقیه‌شو توکل به خدا
تبریک میگم. انشاالله تو این مقطع هم میدرخشی 
پاسخ:
قربانت
ممنونم که حواست بهم هست و یادم بودی
البته مصاحبه هم داره که ایشالا اونم به خیر می‌گذره
واااااااای شباااااااهننننننگگگگگگگگگگگگ مبارکه خیلی خیلی مبارکه. خیلیییییی خوشحال شدم که اونی شد که می‌خواستی:)))))))))وای وای اصلا نمی‌تونم واحد تعیین کنم برای خوشحالیم۸___۸ خبر نداشتم دقیقا کِی میومد نتایج۸___۸وای خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم:))))
[آیکون جیغ کشیدن:دی]
+دو سال دیگه می‌بینمت که بهت قارچ و آبلیمو بدم؟:دی البته اگر دوست داشتی بگو. وبلاگتو مهر نود و هفت احیا می‌کنی یعنی؟۸_۸
پاسخ:
چه ذوقی کردی تو!!! اینکه نتیجه نهایی نیست... هنوز معلوم نیست که کجا قبول میشم. دعا کن ایشالا تهران قبول شم 

میشه من قارچو بدون آبلیمو بخورم؟ :دی
:))من کلا فکر کردم با نتیجه کنکوریای کارشناسی میاد حدودا مرداد و شهریور اینطورا. البته فکر کردم که کنکوری که اسفند داده شده، نمیشه که اینهمه وقت بعد نتیجه‌ش بیاد:|ولی خب چی رو نظمه که این رو نظم باشه؟:دی 
+نتایج نهایی‌ش کِی میاد؟
++مطمئن باش چیزی میشه که می‌خوای:))اصلا مگه میشه بااونهمه تلاش، نتیجه ای که میخوای رو نگیری؟

چرا نشه؟ :دی
پاسخ:
مصاحبه‌ها فکر کنم مرداد باشه و نتایج مصاحبه شهریور. تا شهریور قراره دق کنم از انتظار :(
من هر چقدرم تلاش کنم ممکنه ده نفر دیگه تلاششون بیشتر از من باشه و بیشتر از من حقشون باشه برای اون صندلی.
راست میگی.نمی‌خوام از این تعریف بیخودیا بکنم؛ ولی تا جایی که از وبلاگت می‌شناسمت، می‌دونم نهایت تلاشتو کردی برای این امتحان. پس نتیجه‌ش رو می‌بینی. پس الکی استرس نگیر، یعنی چی دق می‌کنی از انتظار اصلا؟ فوق آخرشم نشد. دنیا به آخر نمی‌رسه که:))
+کاش می‌نوشتی اینارو. یاد اون پستی که از مصاحبهٔ ارشدت نوشته بودی و استادا رو نمی‌شناختی افتادم الان:))
پاسخ:
این لامصب کنکور یه چیزیه که هم مهم هست هم مهم نیست. حال سینوسی بدیه در کل.
+ نوشتن مثل عکس گرفتن و فیلم گرفتنه. آدم لحظه‌ای رو ثبت می‌کنه که بعدا ببینه و بخونه حالش خوب بشه. این روزا رو یادم نگه‌می‌دارم، ولی نمی‌نویسم. اگه یه روز یادآوریشون حالمو خوب کرد همه رو می‌نویسم... 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">