شباهنگ

شباهنگ

به قول نیکولا، «من از نالیدن و ژست افسردگی گرفتن و منتقل کردن انرژی منفی همیشه متنفر بوده‌ام. همه‌ی تلاشم را کردم و همه‌ی زورم را زدم که از بین اتفاق‌های خوب و بد شبانه روزم، بهترینش را برای نوشتن توی وبلاگم انتخاب کنم، چیزی که وقتی کسی می‌خواند لبخند بزند، یا لااقل اگر لبخند نمی‌زند یا توی فکر نمی‌رود یا چیزی بهش اضافه نمی‌شود غصه هم نخورد. که بعدا (حالا چه توی این دنیا چه آن دنیا) اگر خواستند بیخ گلویم را بگیرند که چرا برق را تو اختراع نکردی و چرا کوچکترین تغییری توی وضعیت مردم دنیا ندادی، بتوانم از خودم دفاع کنم و بگویم که حداقل لبخند روی لب یکی دو نفر نشانده‌ام.»
از لبخندت برای تغییر دنیا استفاده کن؛ نگذار دنیا لبخندت را تغییر دهد.

به ابر عظیمی از غبار، گاز و پلاسما در فضاهای میان‌ستاره‌ای، nebula یا سحابی گفته می‌شود؛ سحابی‌ها محل تولد ستاره‌ها هستند و شباهنگ یا شِعرای یمانی درخشان‌ترین ستارهٔ آسمان شب و از نزدیک‌ترین ستاره‌ها به زمین است و کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده می‌شود.
همچنین شباهنگ یا مرغِ حق یکی از کوچک‌ترین انواع جغد است این پرنده تمام شب را بی‌حرکت و ساکت روی شاخه‌ها می‌نشیند و هر از گاهی با صدایی لرزان، سکوت شب را می‌شکند. صدای این پرنده طوری است که بعضی از مردم فکر می‌کنند «حق، حق» می‌گوید.

شباهنگ شما را امینِ کامنت‌های خصوصی و پست‌های رمزدارش می‌داند؛ پس محتوای این کامنت‌ها و پست‌ها بین خودمان بماند. اما "کپی" و انتشار محتویات پست‌های بدون رمز جهت استفاده و نه سوء استفاده چه با اجازه چه بی‌اجازه، چه با ذکر منبع چه بی‌ذکر منبع و یواشکی "بلامانع" است.

شباهنگ، هیچ وبلاگی را به صورت مخفی دنبال نمی‌کند و وبلاگِ خوانندگان و وبلاگِ دنبال‌کنندگان وبلاگش را از طریق inoreader می‌خواند.

آخرین نظرات

1124- گمانه‌هایی مبنی بر چپ‌دست بودن دلبر

يكشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۱۹ ق.ظ

اون روز که یه عکس از رویاهای لوکسش گذاشته بود، زیر عکس نوشته بود دقت کنید: از چپ به راست، چایی دلبر، چایی من. با خودم فکر کردم لابد دلبر داره رانندگی می‌کنه که چایی‌ش رو گذاشته سمت چپ. بعدها که پستِ از سری چایی‌بازی‌های من و دلبرش رو خوندم دیدم نه؛ انگار چای دلبر همیشه چای سمت چپیه و دلبر همیشه سمت چپ نامبرده می‌شینه. البته من از کسی نامی نبردم هنوز. علی ایُ حال با خودم فکر کردم لابد سمت راستش یکی دیگه نشسته و پُره و جا برای دلبر نیست. فرض محال که محال نیست. فکر کردم که خب واقعاً چرا دلبرو می‌نشونه سمت چپش؟ نکنه می‌خواد به قلبش نزدیک‌تر باشه؟ آخه شنیدم میگن قلب ما آدما سمت چپ سینه‌مونه و خب لابد برای همین دلبر می‌شینه سمت چپ. اما اون روز که صندلی‌مو برداشتم آوردم این ورِ میز که موقع برداشتن قاشق هی دستم نخوره به دست مامان، جرقه‌ای در ذهنم زده شد. گفتم هان! لابد دلبر هم مثل من چپ‌دسته که دوست نداره سمتِ راست کسی بشینه. آخه ما چپ‌دستا دوست داریم یه جایی از میز و سفره بشینیم که هی دستمون نخوره به دست بغل‌دستی.

وقتی این فرضیه رو با نامبرده (می‌دونم! می‌دونم هنوز نامی ازش نبردم) مطرح کردم گفت از اونجا که مطمئنم تو به این کارت ادامه می‌دی و هر روز تلاش می‌کنی فرضیه‌ی جدیدی کشف کنی تا به علت تصمیم من مبنی بر نشوندن دلبر در سمت چپم پی ببری و من می‌دونم حتی ممکنه تو با ادامه‌ی این فرضیاتت به پیشرفت‌هایی در علت نشوندن دلبر در سمت چپ برسی، من به خودم اجازه نمی‌دم که این فرصت رو از تو بگیرم و می‌ذارم (می‌ذارم رو با ذ نوشته بود ^-^) این چلنج ذهنی هر روز با تو همراه باشه و تو تک‌تک صفحاتی که می‌خوای برای امتحانات پایان‌ترم بخونی به این فکر کنی که چرا سمت چپ؟ چرا راست نه؟ وی آرام آرام با خنده‌ای بر گوشه‌ی لبش از سمت چپ کادر خارج می‌شد... و در ادامه افزوده بود خدا رو شکر کامنت‌های وبلاگ من باز نیست. مگرنه تو (تو ینی من!) کاملاً توانایی این رو داری با این کامنت‌هات بحث‌ها رو به جاهای دیگه ببری و کلاً حواس همه رو پرت کنی. وقتی گفته بودم من با اینکه چپ‌دستم ولی میل بافتنی و کارد و قیچی رو با دست راستم می‌گیرم قول داده بود یک پست جدا برای چپ‌دست‌ها بنویسه و من هم گفته بودم نگه‌دار 13 آگوست بنویس که روز ماست... ولی خب چند وقتیه که وبلاگش به‌روز نمی‌شه... هشتگ لافکادیو برگرد :دی

دیدین تو فیلما قاتلا همه‌شون چپ‌دستن و به خاطر همین چپ‌دست بودنشون لو می‌رن؟ من سلاح‌های گرم مثل تفنگ رو با دست چپم می‌گیرم، ولی سلاح‌های سرد مثل کارد و چاقو و تبر!!! رو با دست راستم. اینجوری اگه بخوام کسی رو سربه‌نیست کنم و پلیس گیرم نندازه، با سلاح سرد می‌کشمش. شمام به پلیسا چیزی نگین. خب؟

صبح بلند شدم می‌گم ایهالناس! امروز 13 آگوست روز منه. بهم تبریک بگید و تا دست و صورتمو می‌شورم کادوهاتونو بیارید ببینم چی خریدید برام. بابا میگه مگه همین چند روز پیش سیزدهم نبود؟ فلش 16 گیگ گرفتم دیگه. گفتم اون 13 ذی‌القعده تولد قمری‌م بود. این 13 آگوست روز چپ‌دستاست.

نظرات  (۴۰)

به قول شاعر قاتل حرفه ای کی بودی تو؟ :دی
پاسخ:
:))) وای عالی بود کامنتت. سر صبی نیشمو تا بناگوش گشود!
اتفاقاً الان دارم آهنگ خوشگل کی بودی تو رو گوش می‌دم. الان لینکشو می‌فرستم

به نظرم این پست رو یه روز قبل قتل پیشنویس کنید چون گوگل اختراع شده سرچ میکنن بیچاره میشیدا :/
به روز تولد شمسی، قمری، روز دختر، روز دانشجو، یحتمل روز مهندس و حتی روز فرهنگستان، عید نوروز و سایر اعیاد
روز چپ دستم اضافه کردین؟ واهاهاهااااااای :)) من جای باباتون بودم میسپردمتون پرورشگاه :دی
پاسخ:
روز مهندس (5 اسفند) و روز دانشجو (16 آذر) و روز دانش‌آموز (13 آبان) و روز سمپاد (14 اردیبهشت) و روز خبرنگار (خبرنگار رادیوبلاگی‌ها:دی 17 مرداد) و روز قلم و روز حجاب و عفاف و روز جهان عاری از خشونت و افراطی‌گری و روز جوان و نوجوان (8 آبان) و روز کودک (16 مهر) حتی! و نیز شب یلدا و ولنتاین و روز زبان مادری :))
ایشالا در آینده روز مادر و روز معلم و استاد هم به این لیست اضافه می‌شه :دی
ینی حاضرم به خاطر روز پزشک و داروسازی و پرستاری هم که شده برم از اول کنکور تجربی بدم :)))
از اتاق فرمان اشاره می‌کنن 16 شهریور روز وبلاگ فارسی هم هست و 29 بهمن قیام مردم تبریز

از شناسه‌های جمع استفاده نکن عزیز دل! راحت باش :) بیا ببوسمت یخ‌ت وا شه [بوس]
+ من بخش جستجوی گوگل وبلاگمو غیرفعال کردم کسی پیدا نکنه :))
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۵۶ یک عدد منِ سرکش ...
تبریکات 😁
مبارکات😁
هدیه تو کارت به کارتم کنیم قبوله؟
پاسخ:
نیکی و پرسش؟
هشتگ لافکادیو برگرد دیگه.. این مسخره بازیا چیه چرا نمی‌نویسن؟ :دی
پاسخ:
منو نبین هم کار می‌کنم هم درس می‌خونم هم وبلاگ‌داری می‌کنم (این وبلاگ‌داری یه چیزی تو مایه‌های شوهرداری و بچه‌داریه)، ملت از 8 صبح تا 10 شب سرکارن و مجال وبلاگ‌نویسی ندارن.
به نظرت واسه مسخره بازی! و شوخی و مزاح کادو واستون چی بخریم؟
من خان داداشم چپیه(چپ دسته)

روزت مبارک ^_^
پاسخ:
یه دستکش چرم بخر فقط دست چپشو بده بهش

تو اون لینک همه به قیچی اشاره کردن منم قبلش داشتم به قیچی فکر می کردم 😎
ولی خب عادت کردین دیگه نه؟
پس خزه :||
پاسخ:
آره دیگه عادت کردیم. بس که با چپ گرفتیم و دیدیم نمی‌بُره، با راست گرفتیم و عادت کردیم
همون یه دونه دستکشه رو بده بهش
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۳ ماهی کوچولو
روزت مبارک عزیزم
منم کلا دست مشخصی ندارم با هر دو دست اوکیم :)) بسته به شرایط باهاشون کار میکنم 
پاسخ:
چه جالب. تو کم‌یاب‌تر از چپ‌دستایی
نه تنها هیچکس یادش نیست من چپ دستم،بلکه تولدمم به زور یادشونه ملت:|برای مثال اگه من الان برم به مامانم بگم روز چپ دسته میگه عه؟مگه تو چپ دست بودی اصلا؟:دی حتی روز دختر هم برم بگم میگن عه؟تو دختر بودی مگه؟(آیکون کوبیدن کله به دیوار:|)
+روزت مبارک شبی:دی 
پاسخ:
:))) شبی؟ نه آخه شبی؟
شبی و شباهنگ مثل فری و فریدون و منوچ و منوچهره :دی
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۷ ماهی کوچولو
من شنیدم یکی هست میتونه در آن واحد با دو دست به دو زبان متفاوت مقاله بنویسه فانتزیم اینه انقد تمرین کنم منم بتونم هر چند هنوز گیر اینم که وقتی با دست راست مربع میکشم بتونم با چپ دایره بکشم و جفتش دایره یا مربع نشه :/ هنوز این رو نتونستم نوشتن آن واحد به دو زبان بخوره تو سر دشمنام
پاسخ:
:)) یه کم رحم و مروت داشته باش. مغزت چه گناهی کرده که مغز تو شده؟
روزت مبارک یک :)
در راستای به انحراف کشیدنِ پست، تو اون لینکِ فروشگاه چپ‌دست‌ها یه نفر به ساعت اشاره کرد که تو دست چپ نمی‌شه چون سنگینه و مزاحم کار می‌شه. تو دست راست هم جلب توجه می‌کنه. خواستم عرض کنم من راست دستم و عمریه که ساعت رو دست راست می‌بندم و هیچ توجهی سمتم جلب نشد‌ه تا حالا. ببندین بره بابا کی به کیه :))


پاسخ:
ممنون یک :)
در راستای به انحراف کشوندن پستم برووووووووووووو برو داداش من خودم آخرِ انحرافم :)) الان بشین و تماشا کن که چه جوری کامنت خودتو منحرف می‌کنم. 
دست راست من جا نداره برای ساعت. 10 عدد النگو ازش آویزونه و به اندازه‌ی کافی سنگینه :)) دو سال پیش تو یکی از پستای مخصوص خانوما عکسشو گذاشته بودم. می‌دونم اون موقع نبودی و احتمالاً رمز خانوما رو نداری. رمزو برات کامنت گذاشتم :) البته دو سال پیش 9 تا بود و دهمی رو پارسال گرفتم.
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۰۴ خان بلاگستان
روزتون مبارک .
پاسخ:
ممنون.
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۴ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
سلام
روزت مبارک 

ما چپ دست نداریم تو خانواده :))

راستی

من خیلی وقته دلم میخواد بدونم مدل ساعتت چیه!:دی

پاسخ:
سلام.
مدل ساعتمو برات فرستادم
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۰ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
مررررسی :)
پاسخ:
خواهش می‌کنم
+ البته خیلی وقته که پست مخصوص خانوما نذاشتم. از قسمت موضوعات "پست‌های رمزدار" می‌تونی اون دو سه تا دونه پست قدیمی رو بخونی
بارالها...یه مشت منحرف جمع شدیم دور هم :)))

جدا قانع شدم. قصدش ره ( دوست دارم آقا :))) هم داشته باشی جا نداره. خدا برکتش بده. 
ولی واقعا چرا همه ساعتو می‌بندن دست چپ؟ راست چشه؟  البته این نکته رو هم در نظر دارم که یه دلیلِ اصلیِ این که من ساعت رو می‌اندازم دستِ راست، همینه که همه می‌اندازن دستِ چپ و عادتِ بیخودم که با چیزی که همه دوستش دارن و رعایتش می‌کنن مخالف باشم :|

+ مردم برای کامنت‌های خانم الف. 
پاسخ:
شاید دلیلش حرکت ساعت‌گرد عقربه‌هاست
:))) یاد اون روزا خیلی به خیر!
درود بر شباهنگ

هممممم...پس امروز روز چپ دست هاست.. مبارک باشه
مهماندار هواپیما هم با دست چپشان در این لیوان آب نطلبیده ای که دوستم گفت مراده، برایمان آورد.
:))))
:))))
http://s9.picofile.com/file/8303393942/IMG_20170813_164441.jpg
پاسخ:
درود
سپاس
چه لیوان گران‌قدر و عزیزی
آیا می‌دانستید که اولین باری که فکر کردم به مراد بگم مراد وقتی بود که دوستم یه لیوان آب داد دستم و گفت بخور آب نطلبیده مراده؟
روز من و روز تو مبارک =)))
پاسخ:
به قول دوستم جا داره یادی کنیم از اون معدود افراد راست‌دستی که بین دیوار و سمت چپ چپ‌دستی می‌نشستن که رو صندلی راست‌دست می‌نشست. اون طفلک‌هایی که موقع عقب موندن هرگز نتونستن از رو جزوه کسی بنویسن
جا داره یاد کم از روزگاری که مرادمم چپ دست بود 

حس میکنم همسرم راست دسته :(((
من باید یکی از ۳تا بچم چپ دست بشه وگرنه عدل خدا زیر رادیکال میره
پاسخ:
هر چی خدا بخواد...
من در این روز زیبا از خداوند تبارک و تعالی میخوام که بخواد که سال دیگه جا اینکه من و تو روزمون بهم تبریک بگیم تو از اون کیکات بپزی و با مرادت ورداری بیاری خونه من و همسرم کوفت کنیم ^___^
آمین دِ قیزیم :پی
پاسخ:
آمین

من از خط اول گفتم عههه حتما یه خبری از لافکادیو دارید هی اومدم پایین دیدم تهش رسید به هشتگ لافکادیو برگرد:/ :))
روزتون مبارک یکی از بهترین معلم های دبیرستانم چپ دست بودن و ماژیک رو همیشه مثه چکش میگرفت مینوشت که ما ببینیم چی مینویسه:)))
شاید چپ دستا خیلی باهون نباشن:))) اما قطعه ویزگی همه شون مهربون بودنه خیلی آدمهای مهربون دور و بر من ویژگی مشترکشون چپ دست بودنه...
روزتون بازم مبارک مهربونا:))))
پاسخ:
اون روز که تولد اخبار رادیوبلاگی‌ها بود، یه متنی نوشته بودم و از یکی از متن‌های لافکادیو هم استفاده کرده بودم. اون روز کامنت گذاشت و تشکر کرد و خیالم راحت شد که زنده است :)))
ممنون
میسی عزیزمممم
عروسیت با ابکش اب بیارم :ایکس
پاسخ:
روز عقدت بیام رو سرت قند بسابم
از اینا: [عکس]
اول از اینا ندوس
از اونایی که میفرستم برات دوس

دوم خیلی مهربون شدی امروز.راست بگو من که میدونم منتظری من بیام پیویت پاچه هامو بِکَّنی [دو نخطه رعب و وحشت] ولی کور خوندی چون کلاهمم بیفته من پامو تلگرامت نمیزارم [دو نخطه زبون درازی شدید]
پاسخ:
نفرستادیااااا
بفرست ببینم سلیقه‌ت چه جوریاس

امروز چون روز من بود، سعی کردم مهربون باشم. از فردا بازم به پاچه‌گیریم ادامه می‌دم :))
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۶ نیمه سیب سقراطی
من مامانم دست چپه و این یعنی کل وسایل آشپزخونه سمت چپه دو دقه برم یه کاری بکنم همه چیو میارم سمت راست :))
روزت مبارک چپ دست جان :)

+ لافکادیو‌ :/ لااقل بیاد یه علائم حیاتی نشون بده ایشششش :/
پاسخ:
منم همه چیو از چپ می‌چینم؛ کتاب، عروسک، تابلوی عکس
روز مامان شما هم مبارک

+ لافکادیو، لااقل بیا یه علائم حیاتی نشون بده ایششششششششش :|
لافکادیو یه ماهه که ازش خبری نیست. البته یه کامنت دیدم ازش توی یه وبلاگی :دی ولی خب، کجایی؟ دقیقا کجایی لافکادیو؟! 
چرا روز راست دست‌ نداریم؟ اصلا اینا هیچی! چرا روز پسر نداریم؟ :( عجبا :/
پاسخ:
اولاً خوشا به سعادت اون وبلاگی که لافکادیو بخونه و براش کامنت هم بذاره. 
کدوم وبلاگ بود؟ بگید ما هم دنبالش کنیم خب...
ثانیاً بی‌شک وبلاگ این بزرگوار و خود این بزرگوار در پایدار موندن حضور من در این فضای مجازی (به قول یه عزیزی فجازی!) بی‌تاثیر نبوده.
ثالثاً یه جکی بود می‌گفت برای آدمای سالم و عادی روز نداریم
رابعاً روز دانش‌آموز و دانشجو و مرد دارید دیگه. برید خدا را شاکر باشید تا اینارم ازتون نگرفتیم
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۳ علی اصغر عبدالکریمی
حقیقتن آخرین بازمانده نسل قدیم وبلاگیون هستید :)
پاینده باشید 👍
پاسخ:
حسی که در شرایط فعلی دارم شبیه حس و حال یه سرباز زخمی و تنهاست که تفنگش خالیه و با این حال داره مقاومت می‌کنه
آدرس این وبلاگتونو نداشتم. خوشحال شدم از زیارتش

خداییش استدلال هات قابل تامل بود :)
پاسخ:
بله بله. من کلاً آدم قابل تأملی هستم. خدا وقتی منو آفرید تو گِل وجودی‌م کلی تأمل ریخت
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۹ פـریـر بانو
اینجاست که شاعر میگه:لافکادیو کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی ما؟ تو بی ما کجایی؟ :(
آخرین خبری که زا لافکادیو دارم مربوط به زمانِ اعلام نتایج کنکوره که برام کامنت گذاشت. وی پس از آن در هیچ کامنتدونی ای دیده نشد! :/ :( 

:: همون روز که پستو گذاشتی خوندم ولی به تهش که رسیدم مامان صدام کرد و کلا یادم رفت کامنت بدم پس با تاخیر روزت مبارک چپ دست عزیز :))
پاسخ:
ممنون :)
اصن میخوای منم اعتصاب کنم و همین جا تحصن کنم بشینم تا وقتی لافکادیو پست نذاشته پست نذارم؟ :ی
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۷ פـریـر بانو
:)
عه! نه تو رو خدا! ما امیدمون به شماهاست و پستاتون >_<
اصلا مگه همین لافکادیو نبود که میگفت دایناسور باشین و همیشه بنویسین؟ پس چرا عالم بی عمل شده الان؟ (آیکون گریه زاری)
پاسخ:
عزیز دلمی تو 
گریه چرا؟!
من که هستم فعلا
لافکادیو هم میاد ایشالا
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۷ ح هستم جیمی
چپ دستا فقط اونجا که دارن غذا می خورن ^_^
نمی دونم چرا ولی از طرز قاشق دست گرفتنشون خوشم میاد من :-?
پاسخ:
:)))) پیشنهاد می‌کنم زین پس بشینی جلوی آینه غذا بخوری
حس خودچپ‌دست‌پنداری بهت دست میده :دی
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۴ ح هستم جیمی
نه نه خودمو گول نمی زنم :دی
تلاش هایی که در این زمینه داشتم نتیجش زیاد خوشایند بقیه نبود،به خاطر صدای قاشقی که تق می خوره به دندون :)))
پاسخ:
:))) نه. با همون دست راست بخور. فقط بشین جلوی آینه فکر کن چپ‌دستی
سلام .  دیر شده ولی از همین تریبون ، اون روزِ خجسته رو به خودم و خودت و همه ی چپ دست های حاضر در وبلاگ و خوانندگان تبریک عرض مینمایم :)) 
^_^
پاسخ:
سلام. تبریکو هر موقع از آب... امممم یعنی هر موقع از تبریک گوینده بگیری تازه است :دی
سپاس
انقدر برای غیر معمولی ها/اقلیت ها/ یک ویژگی خاص دارها، روز اختراع کردن که آدم هی با خودش میگه کاش منم غیر معمولی و ... بودم :(
باید یه روز واسه ما پسرای راست دست معمولی بذارن
اسمش رو هم بذارن " روز این خاک بر سرای روز ندار! روز معمولیا!"
پاسخ:
مثلاً 30 اسفند روزِ پسرای راست‌دستِ معمولی باشه یا به قول خودتون... :)))
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
من این پستت رو نگه میدارم واسه پلیس!
فکر کنم رفته دنبال دلبر!
پاسخ:
این بود مزد زحمات من؟!!! که به پلیس لو بدید منو؟!! وای بر من!

خدا از دهنت بشنوه ^-^ آرزوی قلبیِ ما به دلبر رسیدنِ مرادهاست :)))
والا گشتم ولی پیدا نکردم. ولی به احتمال هفتادوسه درصد وبلاگ حریربانو بود : abaan.blog.ir

روز دانش‌آموز و دانشجو که مشترکه بین مذکر و مونث :| روز مرد هم نداریم! اون روز پدر هست :/ کلا ما خیلی مظلومیم :| 
پاسخ:
آره انگار حریر اون پستشو پاک کرده. چون رفتم جواب کامنتمو ببینم و دیدم پست مذکور نیست. یکی از دلایلی که در کامنت گذاشتن و نذاشتن من  شدیدا موثره پاک شدن پست یا وبلاگه و اگه ببینم کامنتم به دلیل حذف پست یا وبلاگ حذف شده، ممکنه تصمیم بگیرم دیگه کامنت نذارم :(

خب ایشالا پدر میشی و اون روزو هزار بار تبریک می‌گیم بهت. اینو: [عکس]

و دیگه اینکه صاحب پست اومد خودش کامنت گذاشت و اعلام وجود کرد :دی کامنتشم از اون کامنت‌های حال‌خوب‌کنه که آدم دوست داره هزار بار بخوندش.
فکر نمیکنم پستی حذف کرده باشن؛ به نظرم کامنتاش رو بستن؛ اینو امروز فهمیدم که : کامنتهای پست های قدیمی تر رو مییندن و کامنت ها نمایش داده نمیشن...

:||||| :( روز جهانی یویو داریم و روز پسر و مرد نداریم. هیهات هیهات :| 

صاحب پست یعنی لافکادیو؟! حالا که بهش متصلین - :دی - جویا بشید که چرا پست نمیذارن؟! - من کلا تا وقتی کسی پست نذاره، سختمه کامنت بدم و جویا بشم - خیلی دخترونه س :دی - والا خب - :)))
پاسخ:
من به هر حال به حذف شدن کامنتم آلرژی دارم حالا چه از بیخ و بن حذف بشه چه نمایش داده نشه :(
روز جهانی همه چیز داریم جز موجودات مظلومی به نام پسر
یه جا نوشته بود همین که مجبور نیستین روسری و مقنعه سر کنین یعنی کل تابستون روز پسره

:)) نه متصل نیستم و حالشم نجُستم. ولی خیلی دوست داشتم خبری، نشونی، یه سیگنالی چیزی ازش دریابم. از فحوای کلامشون چنین دریافتم که سرشون خلوت که بشه برخواهندگشت ایشالا.
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۴۳ פـریـر بانو
اومدم ببینم جواب کامنت قبلیم چیه؟ که دیدم جوابی نداره بعد چشمم خورد به کامنت مستر مرادی. لافکادیو کم پیش میاد برا من کامنت عمومی بذاره. اون کامنت لافکادیو رو مطمئنن تو وب نیمه سیب سقراطی دیدی :)
پاسخ:
کامنت قبلی‌تو ندیده بودم اصن :| ببخشید که جواب نداده بودم :)
تو وبلاگ نیمه سیب هم نبود
جهان در جستجوی کامنت لافکادیو :))))
۲۵ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۳۷ פـریـر بانو
عزیزم :)
ببخشید چرا؟ :*

:: آقا هست! :))) ایناهاش:
http://1ta414.blog.ir/1396/05/06#comment-d3AEnYekiv0
پاسخ:
:))) جهان در جستجوی کامنت لافکادیو
ببین دیگه به کجا رسیدیم که دربه‌در دنبال کامنتاشیم :دی
همممم برم ببینم این لافاکیدو کیه که همه واله وشیدای اوین :D
برم بخونمش شاید هم لینکش کردم .

پاسخ:
لافکادیو بلاگری است که هر نمره‌ای به من و وبلاگ من بدید، حداقل ده برابر اون نمره رو باید به ایشون و وبلاگ ایشون بدید.
برین که لافکادیو پست جدید گذاشته
پاسخ:
:) پاقدم‌تون خوب بوده هاااا
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۵ پرتقالِ دیوآنه
اتفاقا منم دنبال علائم حیاتیش بودم. به هر راه ارتباطی ای که ازش داشتم هم رو اوردم ولی پاسخی می یافت نشد. و دقیقا اومد سر اعلام نتایج کنکور کامنت گذاشت برام و دوباره محو شد. منم فقط یه جا کامنت عمومیشو دیدم اونم خیلی وقت پیشا زیر یه پستای گندم بود. و دیگه اینکه منم راز این پستای چایی رو داشتم کشف میکردم و همون اول ازش پرسیدم مگه تو پشت فرمون نیستی پس چرا چایی تو اونوره؟:دی
پاسخ:
:))) نه دیگه؛ دلبر پشت فرمون بوده
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۹ پرتقالِ دیوآنه
چه نظر مشکوکی هم زیر پست یکتا داده :)))))
پاسخ:
آره دیده بودم اون کامنت مشکوکو :))