شباهنگ

شباهنگ

به قول نیکولا، «من از نالیدن و ژست افسردگی گرفتن و منتقل کردن انرژی منفی همیشه متنفر بوده‌ام. همه‌ی تلاشم را کردم و همه‌ی زورم را زدم که از بین اتفاق‌های خوب و بد شبانه روزم، بهترینش را برای نوشتن توی وبلاگم انتخاب کنم، چیزی که وقتی کسی می‌خواند لبخند بزند، یا لااقل اگر لبخند نمی‌زند یا توی فکر نمی‌رود یا چیزی بهش اضافه نمی‌شود غصه هم نخورد. که بعدا (حالا چه توی این دنیا چه آن دنیا) اگر خواستند بیخ گلویم را بگیرند که چرا برق را تو اختراع نکردی و چرا کوچکترین تغییری توی وضعیت مردم دنیا ندادی، بتوانم از خودم دفاع کنم و بگویم که حداقل لبخند روی لب یکی دو نفر نشانده‌ام.»
از لبخندت برای تغییر دنیا استفاده کن؛ نگذار دنیا لبخندت را تغییر دهد.

به ابر عظیمی از غبار، گاز و پلاسما در فضاهای میان‌ستاره‌ای، nebula یا سحابی گفته می‌شود؛ سحابی‌ها محل تولد ستاره‌ها هستند و شباهنگ یا شِعرای یمانی درخشان‌ترین ستارهٔ آسمان شب و از نزدیک‌ترین ستاره‌ها به زمین است و کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده می‌شود.
همچنین شباهنگ یا مرغِ حق یکی از کوچک‌ترین انواع جغد است این پرنده تمام شب را بی‌حرکت و ساکت روی شاخه‌ها می‌نشیند و هر از گاهی با صدایی لرزان، سکوت شب را می‌شکند. صدای این پرنده طوری است که بعضی از مردم فکر می‌کنند «حق، حق» می‌گوید.

شباهنگ شما را امینِ کامنت‌های خصوصی و پست‌های رمزدارش می‌داند؛ پس محتوای این کامنت‌ها و پست‌ها بین خودمان بماند. اما "کپی" و انتشار محتویات پست‌های بدون رمز جهت استفاده و نه سوء استفاده چه با اجازه چه بی‌اجازه، چه با ذکر منبع چه بی‌ذکر منبع و یواشکی "بلامانع" است.

شباهنگ، هیچ وبلاگی را به صورت مخفی دنبال نمی‌کند و وبلاگِ خوانندگان و وبلاگِ دنبال‌کنندگان وبلاگش را از طریق inoreader می‌خواند.

آخرین نظرات

1067- ای شاخِ تر به رقص آ، ای خوش‌کمر به رقص آ

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۰۱ ب.ظ

از غیبت هم‌اتاقیام استفاده کردم و [...]1 یاد یه سکانس از یه فیلم هندی افتادم که یه ظالم که به احتمال قوی اسمش جبارسینگ بود با دار و دسته‌ش که شاید سی چهل نفر بودن، یه آقاهه رو گروگان گرفته بودن و یه دختره هم بود که بهش گفته بودن باید برقصی و اگه رقصیدنت متوقف بشه این آقاهه رو می‌کشیم. هر چی به ذهنم فشار آوردم اسم فیلم یادم نیومد. داشتم فکر می‌کردم اون دختره تا کی رقصید و بعدش چی شد؟ خسته شد؟ پسره رو کشتن؟ دختره هم مُرد؟ پلیسا اومدن اون ظالمو دستگیر کردن؟ ظالمه دلش به رحم اومد و ولشون کرد؟ مطمئن بودم فیلمه رو وقتی بچه بودم از ویدئوکلوپ گرفته بودیم و تلویزیون اساساً و اصولاً چنین سکانسی نمی‌تونه داشته باشه. (راستی چی شدن این ویدئوکلوپا؟ مثل دکه‌های بلیت‌فروشی یهو غیبشون زد.) اومدم پای لپ‌تاپ و شروع کردم به سرچ و تحقیقات. فیلم هندی + رقص دختر + گروگان. نتیجه‌ای حاصل نشد. فیلم هندی + نه تو نباید جلوی این سگا برقصی + گروگان. نتیجه‌ای حاصل نشد. فیلم هندی + گروگان + تا وقتی پاهات قدرت رقصیدن داشته باشه اینم نفس می‌کشه. نتیجه‌ای حاصل نشد. و قس علی هذا :)))) شک نداشتم گوگل داره به کلیدواژه‌هام می‌خنده و تو دلش میگه این دیگه چه اسکولیه سر صبی رقص هندی + گروگان + شیشه رفت تو کفِ پاش! رو سرچ می‌کنه. ولی از قدیم گفتن جوینده یابنده است. تلاش‌هام بی‌نتیجه نموند و بالاخره اسم فیلمو پیدا کردم. شعله! بله شعله. محصولِ سال 1975!!! این سکانسو از آپارات پیدا کردم و دیدم. ولی کامل نبود. ینی ساعت‌ها این دختره رقصید و هی بطری شکستن انداختن جلوی پاش و بازم رقصید و بالاخره نفهمیدم آخرش چی شد. خواستم کلِ فیلمو دانلود کنم بشینم از اول ببینم دیدم حجمم کمه :( باید بسپرم بچه‌ها برام دانلود کنن بگیرم ببینم آخرش چی شد بالاخره.

یه بار یکی که از قضای روزگار، خانوم هم نبود بهم گفته بود وقتی یه چیزی رو تعریف می‌کنی یه جوری به جزییات اشاره می‌کنی که قشنگ به صورت ویدئو به همراه صدا و تصویر می‌تونم اون موقعیت و صحنه رو تجسم و تصور کنم. چنان که گویی خودمم اونجام. تو پاراگراف اول این پست، به این نکته اشاره کرده بودم که چی شد که من یاد این فیلم افتادم. لامصب (خودمو عرض می‌کنم) انقدر خوب توصیف کرده بودم شرحِ حرکات موزونِ صُبمو که خجالت کشیدم از محضرِ آقایون و تقوا پیشه کردم و حذف کردم اون قسمتو. شاید اساساً بهتر بود از اول برای خانوما و با رمزِ خانوما می‌نوشتم این پستو. والا!

+ خدایی ریتمش قشنگ نیست؟ www.irmp3.ir/play آدم می‌تونه ساعت‌ها باهاش برقصه.

موافقین ۹ مخالفین ۱ ۹۶/۰۲/۲۴
شباهنگ

نظرات  (۲۶)

من تنها اسم فیلم هندی‌ای که بلدم همین شعله‌ست! و هیچی ازش یادم نیست!
" نه تو نباید جلوی این سگا برقصی" عالی بود! :)))
پاسخ:
:)))))))))))) یادمه این جمله رو پسره به دختره گفته بود :دی
معمولاً وقتی فیلم می‌بینم یه سری جملاتِ کلیدی تو ذهنم می‌مونه.
۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۱۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خوبه که تقواپیشه کردی مهندس! چون خیلی با اونی که خانوم هم نبود موافقم!!
پاسخ:
:)))) خاطره‌ی گواهی‌نامه گرفتنمو یه جوری نوشته بودم که هر کی می‌خوند می‌گفت انگار اون موقع تو ماشین نشسته بوده و شاهد ماجرا بوده :دی
صبر کن لینک اون پستو برات پیدا کنم

کامنتا چطور بازه؟
بعد میگن تغییر محسوس نیست. 
این خودش تغییر محسوس به حساب میاد :))

پاسخ:
:)))) الگوریتم باز و بسته شدنِ کامنت یه الگوی خیلی پیچیده داره. یکی از پارامترهای تاثیرگذار توی این روند، اتفاقات مهمه. مثلِ 25 بهمن و تولد وبلاگم، عید نوروز، 26 اردیبهشت و تولد خودم و... :دی حجمِ پست و نوعِ مطلب و درگیری کاری و درسی و فرصت‌های آزاد خودم هم دخیله.
یعنی از همون جمله "دختری که باید جلوی مردها می رقصید" گفتم: اااااا، منظورش شعله است :دی حالا صحنه دلخراشی که روی من خیلی تاثیر داشت، این بود که باید روی خرده شیشه می رقصید!

من بچه بودم، دایی ام یه دستگاه ویدئوی قاچاقی داشت (زمان ما داشتم ویدئو جرم بود)،روزی سیصد بار این شعله رو می دید :-|

یعنی هر بار می رفتی پیشش یا از کنار اتاقش رد می شدی داشت شعله می دید :دی

نصف آهنگ های فیلم رو حفظم، در این حد :-)
پاسخ:
آره خیلی دلخراش بود اون شیشه‌ها :(
:))))))))))))))) از دایی‌ت بپرس ببین آخرش چی شد؟ پسره مُرد؟ دختره هم مُرد؟ ولشون کردن؟ :دی خیلی ستمه یه گیگ حیفِ دانلود این فیلم بشه
بابا یه کلمه می زدی جبار سینگ سه سوت شعله رو میورد :دی

پاسخ:
آخه نه جبارسینگ نه اسم دختره یادم نمیومد. تو ذهن من هر ظالمی تو فیلمای هندی اسمش جبارسینگه و هر پسرِ عاشقی راجو!
چرا این جمله اینطوریه ؟ :از غیبت هم‌اتاقیام استفاده کردم و [...]1
پاسخ:
:| پاراگراف آخر توضیح دادم.
خاک عالم. رو شیشه؟
منطقی نگاه کنی بالاخره یا فلج میشی یا انقدر خون از کف پات میره که میمیری و پسره رو هم میکشن چون دیگه نتونستی برقصی. بعد هم خودت زجرکش شدی هم پسره جونش بالا اومده از دیدن دخار مورد علاقه اش تو این فلاکت. چرا؟ :/
ولی خب منطقو میذاریم دم کوزه و از اینهمه عشق لذت میبریم.
امیدوارمیکی تو کامنت ها بگه آخرش چی میشه -_-


پاسخ:
:))) آره رو شیشه. تو سنت قد نمیده. ما با این فیلما بزرگ شدیم به واقع :)))
گفتم نسیم دانشگاه دانلود کنه. فلش نداره همراش و لپ‌تاپشم نمیاره خوابگاه. باید تا فردا صبر کنم و فلشمو بدم بریزه توش
تا فردا دندون رو جیگر بذار :)))
چون ندیدی لینکِ اون قسمتِ رقصو می‌ذارم ببینی:
ولی آخرشو نشون نمیده :(
بله متوجه شدم قبل خوندن هرچی فکر کردم که این چرا اینطوری شده متوجه نشدم تا اینکه بقیه ی 
پست رو خوندم .
پاسخ:
:)
:))))))
وقتی داشتی واسه فیلم هندیه جستجو میکردی بدبخت گوگل گرخیده بوده!:))))
...فیلم هندی + نه تو نباید جلوی این سگا برقصی + گروگان. نتیجه‌ای حاصل نشد. فیلم هندی + گروگان + تا وقتی پاهات قدرت رقصیدن داشته باشه اینم نفس می‌کشه.... ! =))))))))
پاسخ:
:))))) یادِ یه چیزی افتادم راجع به همین سرچ گوگل، اینجا نمی‌تونم بگم. میام خصوصی میگم :)))
وای عمه داغونم کردی اصن:))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
 بعد اونا قشنگ با قاشق اندازه گرفتن که این قددر دقیق بوده!:دی
پاسخ:
آره تو جزوه مقدارش با قاشق مشخص شده بود. قاشق غذاخوری!!!
خب نسرین چرا حذف شد؟ ؛( شاید خواستیم ما یه آموزشی ببینیم این وسط ؛)))
پاسخ:
:))) ایشالا یه پست بانوانانه! می‌ذارم اونا دوباره توضیح میدم
جیگرم خب کباب شد که. آقا... چرررا... چطوری دلشون اومد؟ خب یکی بگه چی شد... :گریه
+تازه احتمال کزاز هم اضافه شد.

آ خداااا... خو تو بچگی آدم اینو ببینه روحیه اش به فنا میره :((
پاسخ:
روحیه‌ی من با آواز قو بیشتر فنا رفت تا این فیلم.
کلیدواژه‌ی این فیلمم این بود --> اونجا که پیمان (بهرام رادان) گفت: کجا برگردم؟ جایی که توش عشق جرمه؟
بعدش سربازای ترکیه‌ای آبکشش کردن :(((((((((((((((((((
و مُرد!
الان دیدم تیکه ی فیلم شعله رو، چه قشنگ بود! ندیده بودم این تیکشو...
 میدونستی این خانوم رقصان بعدش با آمیتاب باچان ازدباج کرد؟ ؛-)
پاسخ:
عه؟ نمی‌دونستم.
پس لابد خیلی پیر شده الان
آره دیگه... فیلمِ 40 سال پیشه
آقا ولی بچگی وجدانا وقت دیدن اینا نبوود.  بعد من بروس لی میدیدم میگفتن نبین روحت خراب میشه :/

وجدانا کسی که این دیالوگو میگه حقش نیست بمیره :(((((
پاسخ:
:))) حنا من وقتی صحنه‌ی کشته شدنِ پیمانو دیدم سنم هنوز دورقمی نشده بود: 
کلیپش هم دلخراش بود حتی :/

ولی نامردیه که پایان یه فیلم غمگین باشه. اونم انقدر. اقلا تو دنیای خیال باید پایان خوش داشت. 
پاسخ:
یادمه پیمان و اون دختره از دانشگاه اخراج میشن و از کشور فرار می‌کنن و توی ترکیه گیر می‌افتن و با اینکه پلیس ایرانی (جمشید هاشم‌پور) خیلی کمکشون می‌کنه ولی خب پلیسا می‌کشنش
انقدر از پیمان خوشم اومده بود که چند سال بعد (فکر کنم ده یازده سالم بود) توی سیرک (رفته بودیم شهربازی و اونجا رفتیم سیرک)، یه پسره بود که روی بند راه می‌رفت اسمش پیمان بود. پیمان خسروی! جدی جدی عاشقش شده بودم :))) کلاً هر پیمان نامی رو می‌دیدم عاشقش می‌شدم.
بعدش این حس تقلیل پیدا کرد به حرف پ.
هر کی که اسمش پ. داشت عاشقش می‌شدم.
بعدشم کلاً یادم رفت عشق و عاشقی :)))
تا اینکه آقا مراد پیدا شد :))))


پاسخ:
:))) بله دیگه. اینجوری شد که من عاشق حروفِ میم، ر، الف و دال شدم :دی
اتفاقاً چند روز پیش یه اتفاقی تو کلاس افتاد که مقدمه‌ای بود تا من به حروف الفبای فارسی فکر کنم و اینکه کدوما رو دوست دارم. حروف بی‌نقطه و بی‌دندونه و اونایی که با یه حرکت قلم نوشته می‌شنو دوست داشتم.
من حروف زبان کره ای رو دوست دارم. نوشتنشون مثل نقاشیه. حال آدم رو خوب میکنه.

حروفی که با یه حرکت قلم نوشته میشن هم خیلی حس خوبی دارن. یا وقتی خطاط ها با قلمشون روی برگه میکشن و مثلا میخوان حرف ی رو کشیده بنویسن. با اون صدای عجیب غریب کاغذ.
پاسخ:
بلدم.
وقتی جومونگ می‌دیدم رفتم یاد گرفتم :دی
آخرش که آزاد می شن و با هم ازدواج می کنن. ولی اون یکی پسره می میره. فکر کنم اون آقا یه دسته میاد کمک می کنه. به نظر من بیشتر از دختره، پسره عذاب کشیده که ناموسش جلو" این سگا" رقصیده. :دی 
پاسخ:
:)))) خدا رو شکر که آزاد میشن و به هم میرسن. هندیام مگه ناموس و این حرفا حالیشونه؟! :دی
۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۰۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خوندمش:)) و بسیار شبیه خاطره گواهینامه گرفتن خودمه!!
همش حس میکردم همون افسری که از من آزمون گرفته بود هست!
پاسخ:
:))) به نظرم همه‌ی افسرا سر و ته یه کرباسن :دی
همه‌ی امتحانای رانندگی هم شبیه همن
آره خب وگرنه نمی گفت جلو این سگا نرقص. البته من که فیلمی که گذاشته بودی رو دیدم( قبلا سانسور شده ش رو دیده بودم) همه داشتن لذت می بردن. پسره هم خیلی ناراضی نمی اومد. 
پاسخ:
شما دقیقاً به همون نکته‌ای اشاره کردی که موقعِ نوشتن پست پسِ ذهنم بود و داشتم بهش فکر می‌کردم. خواننده‌ی باهوشی به نظر می‌رسید.
البته اگه دقیق‌تر بگم گفت جلوی این سگای کثیف نرقص :)))
میگمااااا شما خانومی یا آقا؟ :دی تو ذهن من میلیونرها پسرن :دی
چه جالب من کل زندگیم شاید ۲ تا فیلم هندی دیده باشم اونم خونه یکی از دوستام وگرنه خانواده کلا از فیلم هندی بدشون می اومد تقریبا کل فامیل :)
پاسخ:
من تا دوران دبیرستان تماااااااااااااااااااااااااااام فیلمای تاریخِ سینمایی هند رو دیده بودم. بعدِ دانشگاه یه دونه فیلمم ندیدم
اتفاقا همین چند روز پیش مامانم نشست فیلم شعله رو دید ولی خب از اونجایی که زمانش خیلی زیاد بود حوصله نداشتم و ندیدم :/

پاسخ:
منم منتظرم نسیم بیاره بشینم ببینیم
حالا تو دوبله تغییرش دادن به اینکه «جلو این سگا نرقص»! از کجا معلوم به هندی نگفته باشه «برقص اگه دوسم داری»؟ :)) 
پاسخ:
آره والا
از این دوبلورا هیچی بعید نیست :))
من مثال نقض شدم گویا براتون. :دی خانم هستم. 
پاسخ:
چه خوووووووووووب!!!
پس بپر بیا بغلم [بوس]
آقا فهمیدم داستان چیه. اینا دختره رو می‌گیرن. پسره میره نجاتش بده. پسره هم گیر می‌افته. آخرشم دوستِ پسره (آمیتاباچان) میاد هر دوشونو نجات میده و با جبارسینگ و دار و دسته‌ش درگیر میشن و دوستش (آمیتاباچان) کشته میشه.
پاسخ:
فردا استادت بپرسه تکلیفات کو میگم داشتی شعله می‌دیدی!!!
اون فیلمو هفتاد هزار بار تلویزیون پخش کرده منم عین هفتاد هزاربار کانالو عوض کرده م:))
پاسخ:
 :))) یه بارشو می‌دیدی لااقل
من دو بار دیدم. یه بار وقتی بچه بودم. یه بارم دیروز.