دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

262- عاشق ماه هفتم سال‌م

دوشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۰۰ ب.ظ

الان اینو گوش میدم


آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی روز و شب تنهاست،

با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران ، سرودش باد

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

جامه اش شولای عریانیست

ور جز اینش جامه ای باید

بافته بس شعله زر تار پودش باد

گو بروید یا نروید، هر چه در هر جا که خواهد یا نمی‌خواهد

باغبان و رهگذاری نیست

باغ نومیدان

چشم در راه بهاری نیست

گر ز چشمش پرتو گرمی نمیتابد

ور به رویش برگ لبخندی نمیروید

باغ بی برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟

داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می‌گوید

باغ بی برگی

خنده اش خونیست اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن

پادشاه فصل‌ها، پاییز

مهدی اخوان ثالث

۹۴/۰۶/۳۰
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

نظرات  (۲)

احساس متناقضب نسبت به مهر دارم...
این طوفانه که خابیده؟؟؟
پاسخ:
:)
آرامش بعد از طوفانه
ای جان دلم :)

+ ادم هایی رو مه تو ماه هفت سال به دنیا اومدن چی؟؟
به اونا چه حسی داری؟
پاسخ:
:دی
باید مهربون باشن, نه؟ :)))