دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

۱۶۷۴- دیدن این فیلم جرم است

يكشنبه, ۲۱ آذر ۱۴۰۰، ۰۳:۳۰ ق.ظ

امشب خانوادگی فیلمی که دیدنش جرم بود رو دیدیم. اسم فیلم همین بود. دیدن این فیلم جرم است. ولی ما دیدیم و دوست داشتیم. من از پنج بهش پنج می‌دم. تولید سال نودوهفت‌هشته ولی یکی دو سالی طول کشیده تا مجوز اکران بگیره. ژانر سیاسی داره و درون‌مایه‌ش بی‌عدالتی و پارتی‌بازی و بی‌شعوری مسئولینه. موضوع برای بیننده کاملاً ملموسه، ولی قصه یه جوری نوشته شده که تا سکانس پایانی نمی‌تونستی حدس بزنی ته قصه چی میشه. همهٔ اون یک‌ونیم ساعتی که حرص خوردم به اون چند ثانیهٔ پایانیش در. در واقع اون یک‌ونیم ساعتی که با هر سکانس و با هر دیالوگش خاک بر سر اغلب مسئولین کردم و حرص خوردم و غصه خوردم و نگران بودم یکی اون وسط بمیره خونش بیافته گردن این بچه یه طرف، این سکانس پایانی که با دیدنش دلم کمی تا قسمتی، و نه به‌طور کامل خنک شد هم یه طرف.

پیشنهاد می‌کنم ببینید اگر ندیدید. و چون نمی‌خوام داستانو لو بدم بیشتر از این توضیح نمی‌دم.

پست روی انتشار خودکار نیست و من الان خواب نیستم. در حال حاضر ساعت سه‌ونیم بامداده و من خوابم نمیاد. از صبح علی‌الطلوع هم بیدارم.

۰۰/۰۹/۲۱
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

فیلم

نظرات  (۱۴)

چندبار خواستم این فیلم‌ و ببینم اما فکر می‌کردم فیلم خوبی نیست ممنون از معرفی، مخصوصا که گفتی آخرش دل آدم خنک‌ میشه بیشتر برای دیدنش ترغیب شدم.

اینکه بیداری یه چیزه و اینکه خوابتم نمیاد یه چیز دیگه( از این بابت غبطه خوردم بهت) 

پاسخ:
غبطهٔ بعدی رو هم می‌تونی از این بابت بخوری که الان هفت صبحه و بیدار شدم برای نماز و بعدشم دیگه تصمیم ندارم بخوابم.

چه خوبه که زیاد پست میذاری :)

پاسخ:
جدی؟ پیامت از دو جهت خوشحالم کرد :)
یک از این بابت که می‌دیدم یکی به جای غر زدن بابت حجم پستا، پیام گذاشته که چه خوبه زیاد پست می‌ذاری
دو از این بابت که می‌ذاری رو با ذ نوشتی
۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۱:۲۷ دچارِ فیش‌نگار

بقول شما آدم حس میکنه درد فیلم رو ولی نمیتونم کامل دفاع کنم از رویکرد پیشنهادی فیلم

پاسخ:
نمادین بود. همۀ اون آدما سمبل یه قشر بودن. برای درک و دفاع، باید نگاه نمادین داشته باشید. مثلاً اون پسره که به‌خاطر معافیت گرفتن وارد اون تیم شده بود، اگر دقت کرده باشید آخرش نارو نزد ولی دوستای هم‌مسلکش چرا. یه جورایی می‌خواست نشون بده که سیستم چقدر از خودی ضربه می‌بینه تا غریبه.
۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۱:۴۵ دچارِ فیش‌نگار

هوم. فقط اونجاش که پسره مشهدیه میگه: این ور و اون ور زمین مال خودشونه؛ ما فقط سیم خاردارهای دورشیم :/

پاسخ:
با اینکه همیشه همه جا در حضور هر کی حواسم به حرف‌هایی که می‌زنم هست ولی اونجا که دیدم متن چت‌هاشون دست ایناست ترسیدم :| اونجایی هم که براشون پرونده‌سازی کردن و برچسب شورش و اقدام علیه امنیت زدن و حق تیر دادن بیشتر ترسیدم. 
اونجایی هم که رزومۀ اینا رو نشون می‌داد علاقه‌مند به فلان رو نوشته بودن علاقمند :| علاقمند غلطه :|
۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۲:۵۷ دچارِ فیش‌نگار

:)) علاقه‌مند

پاسخ:
به هر حال خوبه که آدم از زوایای دیگه هم به پیرامونش نگاه کنه و جنبه‌هی دیگه‌شم در نظر بگیره.
۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۳:۱۷ دچارِ فیش‌نگار

شاید باورتون نشه بعضی وقتا که از سر بی حوصلگی میخوام نیم فاصله رو رعایت نکنم؛ چهره خشمگین شما در هیبت حداد عادل میاد جلو چشمم و در لحظه به آیین نگارش ایمان میارم

پاسخ:
خشمگین، به این صورت:

۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۳:۲۶ دچارِ فیش‌نگار

اوه :)) یه همچین چیزی

پاسخ:
البته ما اول یه چند بار تذکر لسانی می‌دیم بعد اگه امربه‌معروفمون اثر نکرد اون حالت بهمون دست می‌ده :))
۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۳:۳۳ تسنیم ‌‌

اگه وقت کردی، کتاب "چرا می‌خوابیم؟" از متیو واکر رو هم بخون. در مورد نخوابیدن و کم خوابیدنه. بعد دیگه کسی بهت غبطه نمی‌خوره :)

ببین من چقد خوبم، تو بهم فیلم پیشنهاد میدی، من کتاب 😎

پاسخ:
اسمشو تو طاقچه زدم، داره خدا رو شکر. می‌خونمش سر فرصت. ولی خب من کلاً کم‌خوابم. دست خودم نیست.
۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۴:۴۱ دچارِ فیش‌نگار

غیرت ستودنی بر یکی از مهمترین مولفه های هویت ایرانی √

پاسخ:
تو گروه انقدر از رعایت نیم‌فاصله گفتم که اسممو گذاشتن نیم‌فاصله :| در واقع کنیه یا لقبمه :))
۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۴:۵۱ مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏

از نعمت‌های خدا خواب هست .

در ضمن خواب مومن هم عبادت هست😁

پاسخ:
خواب خوبه ولی به قدر ضرورت. نه افراط نه تفریط.
۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۵:۰۳ تسنیم ‌‌

حالا عددشو یادم نیست دقیق، ولی یه چیزی شاید در حد یک در میلیارد بود شاید. (البته الان که فکر می‌کنم احتمالا این نبود. عددش منطقی به نظر نمیاد، ولی خیلی مخرج کسر بزرگ بود). حالا عدد چی؟ تعداد آدمایی که واقعا به کمتر از شش ساعت خواب نیاز دارن :| بقیه فقط اینطوری فکر و احساس می‌کنن، ولی بدنشون اون نیازه رو داره.

پاسخ:
فکر کنم مثل قاعدۀ بدنِ ما هر روز به هشت لیوان آب نیاز دارده این هشت ساعت خواب. نمیشه برای همه نسخۀ یکسان پیچید.
من اغلب هر موقع غمگینم یا به پوچی می‌رسم پناه می‌برم به خواب. یه جور مرگ موقت و خودخواسته.
۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۵:۰۴ حامد سپهر

ممنون از معرفیش، منم تعریفشو شنیدم ولی ندیدمش

پاسخ:
هر موقع که دیدید، امیدوارم که خوشتون بیاد

ما مسیحی ها کم کم در آستانه ی سال جدید هستیم . من پارسال در کنار تمام آهنگ هایی فارسی که برای عید خونده شدن مثل آهنگ هایده یه آهنگ پیدا کردم که حس خیلی خوبی به من داد و الان هم چند روزه هر وقت بیکار میشم میرم گوش میکنم . 

 

https://youtu.be/k3AP4STv5lU

 

این رو شما هم میتونید موقع سال تحویلتون پخش کنید :دی

پاسخ:
شما مسیحی‌ها؟!
مرسی بابت آهنگ :)
سال نوتون هم پیشاپیش مبارک

آره دیگه . برای همین وقتی گفتید یکی از صفت های خدا رو بگید من یه آیه از کتاب مقدس آوردم . البته مسیحی شدم . یعنی ارمنی نیستم . قبلش به هیچ چیز معتقد نبودم بعدش مسیحی شدم . 

خیلی ممنون . نوروز هم خوبه.عید ایرانی هاست به هر حال . 

 

به قول این آهنگه که فرستادم : مگه میشه گفت که دلشکسته سال نو نداره ؟ با سال نو پر میکشیم به خونه مون دوباره 

 

من مطمئنم یه روز خوب میاد که اکثر ایرانی های خارج از کشور برای همیشه میان ایران و میمونن و روز های بهتری رو میبینیم و اونایی هم که ایران هستن دیگه به جز مسافرت به اون صورت تمایلی به خارج رفتن برای همیشه ندارن 

پاسخ:
آهان. 
نمی‌دونم. من زیاد امیدوار نیستم.