دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

۱۳۷۰- اَلْأَمْنُ وَ اَلْعَافِیَةُ

شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۸، ۱۲:۵۶ ب.ظ

از شرط‌های لازم برای وبلاگ‌نویسی دسترسی به اینترنت و داشتن مطلب و یک دستگاه گوشی یا تبلت یا لپ‌تاپ یا کامپیوتر است. اما شرط دیگری که چون همیشه هست، از آن غافلیم شرط سلامتیست. الان اینترنت هست، لپ‌تاپم هست، کلی عکس و کلیدواژه و حرف برای گفتن هست، کلی خاطره از سفر هست، اما چه فایده که سرما خورده‌ام و تا چشمم به صفحهٔ لپ‌تاپ می‌خورد سردرد می‌گیرم. همین چند خط را هم به مدد آن سرُم دیشب و چهار تا آمپول و دو تا قرص و شربتی که رنگش به غایت حال‌به‌هم‌زن است با چشمانی نیمه‌باز با گوشی در کمترین نور ممکنش می‌نویسم که بگویم عزیزان من قدر نعمت سلامتی را بدانید. اصلاً حدیث داریم که «نِعْمَتَانِ مَکْفُورَتَانِ، اَلْأَمْنُ وَ اَلْعَافِیَةُ». ارزش دو نعمت از نظر مردم پوشیده است: امنیت و تندرستی. 

+ با این پس‌لرزه‌های زلزلهٔ دیروز سراب و میانه حس امنیت هم نداریم. علی‌الحساب قدر امنیتتان را هم بدانید.

+ به یک بلاگر ساده جهت تایپ یک طویله (پست طویل) با موضوع سفرنامه نیازمندیم.

۹۸/۰۸/۱۸
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)