دردانه

فصل چهارم

دردانه

فصل چهارم

دردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آخرین نظرات
آنچه گذشت

127- یه حسی شبیه دلتنگی غروب جمعه

دوشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۴، ۰۸:۵۴ ب.ظ
کاش میشد بعضی خاطره ها، حرف ها، تصویرها، صداها و حتی حس هارو از ذهنت پاک کنی، فراموش کنی
یا نه اصن چهار پنج ماه برگردی عقب تر و یه جور دیگه شروع کنی
خاطره ها از همون اول خوب یا بد، تلخ یا شیرین نیستن
بعضیاشون خوبن، ولی بعد از یه مدت تبدیل میشن به نفرت انگیزترین بخش زندگیت
+ خوبم
+ خونه نیستم و نت ندارم
۹۴/۰۴/۲۹
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

نظرات  (۴)

جمعه ی وسط هفته..دلتنگی جمعه به بقیه روزا هم سرایت کرد!
من یکی وقتی میخام یادم نیان بعضی چیزا و از ذهنم پاکشون کنم میگیرم میخابم! و بدبختی اونجاس که همیشه هم خوابشونو میبینم!!! نه تو بیداریم نه تو خوابم نمتونم از خاطرم پاکشون کنم..هوووف
پاسخ:
:((( همون هوووف!
۲۹ تیر ۹۴ ، ۲۳:۲۸ شیمیست خط خطی
گاهی حتی چند سال!
پاسخ:
:(
اوهوم
چقدر حرف میزنی:))))
کلا ینی,از پروفایل تا ادرس قبلی...خوشمان آمد😉
پاسخ:
شما لطف داری...