پیچند

فصل پنجم

پیچند

فصل پنجم

پیچند

And the end of all our exploring will be to arrive where we started
پیچند معادل فارسی تورنادو است.

۱۹ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

بچه‌ها تو گروه یه تیکه از نمایش هملتو گذاشتن و گفتن هر کی بخونه بذاره گروه که بقیه هم بشنون. خب اولاً من زیاد وُیسی نیستم و تو عمر با برکتم بیشتر از سه چهار بار، از این امکاناتِ وُیس! استفاده نکردم. ثانیاً من اصن نمی‌دونم هملت مرد بود یا زن. به همین سوی چراغ اگه بگن هملت را در دو سطر توضیح دهید، دریغ از یه جمله. ثالثاً همون سه چهار باری هم که از خودم وُیس درکردم! چهارصد کیلوکاری انرژی صرف این کار شد. چرا که من هشتصد بار جمله‌ی «قسمت غم‌انگیز ماجرا اینجاست» رو تکرار کردم که غ و ق و گ رو به جای هم نگم. ولیکن جو منو گرفت و رفتم تو اتاقم و شمشیرمو برداشتم و ندای بودن یا نبودن سر دادم. بودن، یا نبودن: مسئله این است. آیا شایسته‌تر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن دردهیم، یا این که ساز و برگ نبرد برداشته، به جنگ مشکلات فراوان رویم تا آن دشواری‌ها را ز میان برداریم؟ مردن، آسودن - سرانجام همین است و بس؟ و در این خواب دریابیم که رنج‌ها و هزاران زجری که این تن خاکی می‌کشد، به پایان آمده. پس این نهایت و سرانجامی است که باید آرزومند آن بود.

خب نتیجه این شد که دیشب خواب تئاتر دیدم. ردیف اول هم نشسته بودم. صندلیارم پشت به صحنه یا سن چیده بودن و باید سرمونو 180 درجه می‌چرخوندیم که بتونیم نمایشو ببینیم. محتوای نمایش و اینکه کیا اونجا بودن یادم نیست. ولی می‌خواستم بیام پست بذارم که بالاخره رفتم تئاتر و این اولین تئاتری بود که دیدم.
ینی کافیه ذهنِ بی‌صاحاب من با مقوله‌ی جدیدی مواجه بشه. حتماً باید خوابشو ببینه.

۱۶ نظر ۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۱۰
پیچند (تورنادو، دُردانهٔ سابق، شباهنگ اسبق)