دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

فصل چهارم

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

آنچه گذشت

441- یکی نیست ازم بپرسه مگه تو محتسبی؟

شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۴، ۰۴:۰۱ ب.ظ


از اینکه پستای قبلی به دلتون نشسته و جانا سخن از زبان شما گفتم و اجازه گرفتید برای کپی، ممنون

ولی در کل نیازی به اجازه نیست، راحت باشید! ما که این حرفارو نداریم باهم

اینجانب هییییییچ مالکیت مادی و معنوی نسبت به نوشته‌هام (خزعبلات و دری وریام) ندارم

همین که بتونم باهاشون منظورمو برسونم و فکرمو منظم کنم کافیه برام

ادامه حرفامون:


ولی شانس آوردن خواهر برادرناااااااااااااااااا! اگه دوست بودن استادی مثل منو از دست می‌دادن :دی

من تا حالا تدریس نکردم!!!

بلد نیستم... تازه اعصابِ بیشتر از یه بار توضیح دادن هیچیو ندارم!

ولی نیست که بابامون معلم بوده، یه چیزایی بلدم :دی

هر چند همیشه‌ی خدا وسط بند و بساط مهمونی اشکال رفع کن بچه‌های فامیل بودم

عمق فاجعه اینجاست که اون پسر و دختر خواننده‌های وبلاگم باشن :))))))))))))))

۹۴/۰۸/۲۳
دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

سحر