دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آخرین نظرات
آنچه گذشت

استاد شماره 9 دندونپزشکه؛ ولی اینم مثل من یه تخته‌ش کم بوده و کار پزشکی رو ول کرده و سال‌هاست تو گروه واژه‌گزینی کار می‌کنه و تو کارش نامبر وانه! ینی کارش درسته و بیسته و حرف نداره!

یه بار داشت در مورد رؤسای فرهنگستانِ دوره‌ی رضاخان می‌گفت و تاریخ عزل و نصبشون

محمدعلی فروغی از اردیبهشت 1314 تا آذر همون سال و حسن وثوق از آذر همون سال تا اردیبهشت 1317 رئیس بوده، بعدش اینم مثل فروغی عزل شد و علی‌اصغر حکمت و اسماعیل مرآت و عیسی صدیق و غیره! الانم که رئیس، آهنگر دادگره.

استادمون می‌گفت برای رضاخان، سرعت واژه‌سازی و واژه‌گزینی مهم بوده و اصن دقت کار براش موضوعیت نداشت! اینکه به تفنگ بگیم تفنگ و تفنگ از تف میاد براش مهم نبوده و مهم این بوده که اینا واژه‌ی فارسی بسازن فقط!

حتی علی‌اکبر دهخدا هم تو تیم‌شون بوده و چون با وسواسی که داشته سرعت کارو کم می‌کرده دیگه دعوتش نکردن بعد یه مدت.


امروز رئیس شماره1 زنگ زده بود و اولین سوالم این بود که مگه برگشتید ایران و خوش اومدید و گفت آره الان تهرانم و دارم کاراتونو بررسی می‌کنم و با تعجب پرسید خانم فلانی؟ شما فقط این همه دستمزد گرفتید و همکاراتون اون همه؟

گفتم خب من این همه کار کرده بودم و اونا لابد اون همه!

گفت نه بابا، دقت کار اینا نصف نصف نصف دقت شما هم نبوده و فقط یه سری فایل تحویل دادن که صرفاً تحویل داده باشن و چند برابر شما دستمزد گرفتن و تازه انصراف هم دادن و وسط پروژه کارو ول کردن! اون وقت شما دستمزد این دو ماهو هنوز نگرفتی و هنوز داری کار تحویل میدی و من حقتو از حلقوم اینا می‌کشم بیرون و فلان و بهمان!


پ.ن1: رئیسمون زبان‌شناسی شریف خونده و عکسش تو قسمت pictures هست و البته اون موقع که اون عکس تو اون همایش گرفته شد، من هنوز برای اونا کار نمی‌کردم و هنوز رئیسم نبود :)

پ.ن2: هم‌وطن! دنبال نکردن یه وبلاگ به این معنی نیست که اون وبلاگو نمی‌خونم و قطع دنبال کردنشم به معنی این نیست که از نویسنده‌اش دلخورم. یه چند تا وبلاگ هست که دوست دارم وقتی پست می‌ذارن سریع بپرم برم بخونمشون. فلذا دنبالشون می‌کنم. ولی آدرس بقیه‌ی دوستان هم تو inoreader م هست و هر موقع آپدیت بکنن به صورت اتوماتیک پستاشون برام سیو میشه و سر فرصت می‌خونمشون. این 397 تایی که می‌بینید، وبلاگ‌هایی هستن که تو این 8 سال باهاشون آشنا شدم و می‌خوندمشون و شاید 200 تاشون حذف شدن و دیگه آپدیت نمی‌شن (ینی اونایی که نوار صورتی دارن)؛ ولی خب من هنوز نگهشون داشتم و حذف نکردم از inoreader م که آرشیوشون حذف نشه. اونایی هم که دایره مشکی‌شونو برداشتم، وبلاگ‌هایی هستن که ارشیوشونو دارم و هنوز آپدیت میشن، ولی دی‌اکتیو کردم که متوجه اپدیت شدنشون نشم.

امیدوارم توضیحاتم کافی بوده باشه!


  • ۹۵/۰۳/۲۵
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

آهنگر دادگر

استاد شماره 9

رئیس شماره1