دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آخرین نظرات
آنچه گذشت

823- هزاره‌ی سوم! وبلاگم 3000 روزه شد :)

يكشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۰۲ ب.ظ

خب من ذوق می‌کنم وقتی یهو همچین ناغافل چشمم می‌خوره به اون آمار گوشه‌ی سمت چپ و عمر سایت و عدد رندی مثل 3000. ذوق مرگ میشم خب... شما که نمی‌دونی من چه قدر اعداد رندو دوست دارم!!! و الان انقدر ذوق بر من مستولی شده که نمی‌دونم چی بگم!!! اصن آمادگی‌شو نداشتم خب!!! باورم نمیشه من 3000 روزه که وبلاگ دارم. 8 سال و اندی!!!

و ذوق ثانویه هم بابتِ اینکه همین الان یهویی فهمیدم یکی از دوستای وبلاگیم دختره! ایشون به اسم سرباز جامانده کامنت میذاشتن و منم فکر می‌کردم پسره! پستای وبلاگشم با این دید که پسره می‌خوندم و با همین دید کامنتاشو جواب می‌دادم و با همین دید براش کامنت می‌ذاشتم! تا اینکه همین الان یهویی اومد برام کامنت گذاشت که عصر خوابتو دیدم و رفتم براش کامنت گذاشتم که خاک به سرم! کارم به جایی رسیده که به خواب نامحرم جماعتم می‌رم!!! ایشونم اومدن کامنت گذاشتن که نگو نمی‌دونی من دخترم و ینی لهم کردی و از این صوبتا... 
یکی دو تا خواننده‌ی بزرگسال هم داشتم که فکر می‌کردم بچه‌ی راهنمایی دبیرستانی‌ن! 
اینا به کنار! من حتی ملیکای خودمون (هم‌دانشگاهیم) که سال بالاییمه، یه مدت فکر می‌کردم سال پایینیمه!

به هر حال من الان بابتِ 3000 روزه شدن وبلاگم ذوق‌زده‌ام و خوشحالم که علی‌رغم سختیایی که این چند سال تو این فضای مجازی تحمل کردم، هنوز این وبلاگو دارم و هنوز می‌نویسم. بخشی از این "هنوز بودن"م رو مدیون هنوز بودنِ شمام :)

مرسی که هستید...
انگار همین دیروز بود که گلدان رو افتتاح کردم....
  • ۹۵/۰۲/۱۲
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)

سرباز جامانده

ملیکا