دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

آنچه گذشت

161- یا راه نمی‌دانی, یا نامه نمی‌خوانی

شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۳۵ ب.ظ


روسری را پس بزن تا شورش ِ بادت شوم 

شهر را درهم بریزم شور ِ فریادت شوم

ای فدای ِ بوسه ات شیرین ِ کرمانشاهی ام! 

بعد ِ چندین قرن باید باز فرهادت شوم

چشم ِ تریاکی تو کم بود عینک هم زدی؟! 

شیشه ای کردی مرا تا خوب معتادت شوم *

تیز کن چاقوی ِ زن/جانی خود را بیشتر 

اخم کن تا کشته ی ِ ابروی جلادت شوم

ترکمن بانوی ِ صحرا! اسب ِ توفان یال ِ من! 

کو شبی که میهمان ِ عشق آبادت شوم

کاش میشد شهرزاد ِ قصه گوی ِ من شوی 

تا هزار و یک شب ِ زیبای ِ بغدادت شوم

مریم ِ بیت المقدس! ناجی ِ اشغالگر! 

هر کرانه کاش اسیر ِ دست موسادت شوم

هر کجای ِ این جهان که دست بگذارم تویی 

پس چگونه بیخیال ِ آنهمه یادت شوم

آرزو دارم در آغوشت مرا زندان کنی 

تا ابد هرگز نمی‌خواهم که آزادت شوم

من اگر شاعر شدم تقصیر ِ چشمان ِ تو بود 

قسمتم این بود که یک عمر شهرادت شوم

+ شهراد میدری

دارم اینو گوش می‌دم

* رفته بودم چشم پزشکی... هر دو شون 10 از 10 :)

  • ۹۴/۰۵/۱۰
  • دُردانه (شباهنگ سابق، تورنادوی اسبق)