دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

فصل چهارم - ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

دُردانه

«دُردانه» اینجا نه به‌معنای مروارید و دانهٔ دُرّ است و نه دُرد، ته‌ماندهٔ شراب به علاوهٔ پسوندِ «انه». دُرد به زبان ما یعنی چهار و دُردانه فصل چهارم وبلاگ یکی از گونه‌های جان‌سخت دایناسورهای دوران کرتاسه، سومین دوره از دوران میانه‌زیستی بعد از تریاس و ژوراسیک است که هر بار از هجوم شهاب‌سنگ‌ها جان سالم به‌درمی‌برد و نمی‌میرد.

فصل اول

نام وبلاگ: گلدان

چرا گلدان؟ سعدی گلستان و بوستان داشت؛ منم می‌خواستم یه گلدان داشته باشم.

این فصل شامل خاطرات مدرسه و یادداشت‌هایی با حال و هوای ادبی و تاریخی بود.

آدرس وبلاگ: lotfali-khan-zand.blogfa.com

چرا لطفعلی‌خان زند؟ زیرا عاشق لطفعلی‌خان زند بودم. و هستم.

آغاز فصل: بهمن ۸۶ (روز ولنتاین)

پایان فصل: شهریور ۸۹

تعداد پست‌های فصل اول: ۲۵ پست طی ۲ سال و ۸ ماه

خوانندگان این فصل: مهسا، سهیلا، مریم، نازنین، بهناز و نسیم که هم‌کلاسیای مدرسه بودن و اغلبشون وبلاگ داشتن؛ اما سال‌هاست وبلاگ‌هاشونو حذف یا تعطیل کرده‌ن و نمی‌نویسن، و یکی دو تا دوست مجازی.

[تصویر اولین پست]

قالب‌ها و هدرهای فصل اول: [نمونۀ اول]، [نمونۀ دوم]، [نمونۀ سوم]


فصل دوم

نام وبلاگ: خاطرات تورنادو

چرا تورنادو؟ برادرم تورنادو صدام می‌کرد و اسممو تو گوشیش تورنادو ذخیره کرده بود. تورنادو یعنی توفان، و تورنادو نام دیگر من بود. 

این فصل، خاطرات دوران کارشناسی و خوابگاه را شامل می‌شود و از ویژگی‌های شاخص آن می‌توان به پست‌های برچسب‌دار، دیالوگ‌محور با عکس‌های فراوان اشاره کرد.

آدرس وبلاگ: deathofstars.blogfa.com

چرا؟ چون به آسمون و ستاره‌ها علاقه داشتم. با تأثیر از یکی از دیالوگ‌های فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک» این اسم رو انتخاب کرده بودم: -سحابیا هم محل تولد، هم محل مرگ ستاره‌هاست. همه‌شون برمی‌گردن به همون‌جایی که ازش متولد شدن. -من نمی‌دونستم که ستاره‌ها هم می‌میرن. -همه‌شون می‌میرن. خیلی از ستاره‌هایی که ما الان می‌بینیم شاید میلیون‌ها سال پیش مردن. ولی ما به‌خاطر مسافتی که باهاشون داریم هنوز داریم اونا رو می‌بینیم.

آغاز فصل: مهر ۸۹ (آغاز دورۀ کارشناسی)

پایان فصل: شهریور ۹۴ (به فنا رفتن بلاگفا و آغاز دورۀ ارشد)

طول فصل: پنج سال

تعداد پست‌های فصل دوم: ۱۳۶۶ پست بلاگفا تا اردیبهشت ۹۴ و ۲۱۶ پست بیان تا شهریور ۹۴

خوانندگان این فصل: خانواده، بعضی از اقوام و آشنایان، بعضی از هم‌کلاسی‌هام مثل مهسا، سهیلا، مریم، نازنین، بهناز و نسیم، بعضی از هم‌دانشگاهی‌هام مثل الهام، ملیکا، نگار، نرگس، مریم، مطهره، مینا، شقایق، امینه، ارشیا، مهدی، رامین۱ و رامین۲ و دوستان مجازی (مستر نیما، مرتضی، گمگشته، رامیار، سعید، وحید، حسین، احمدرضا، شن‌های ساحل، اذی، سیتکا، ماسک، بانوچه، خودکار بیک، دلنیا، یونیورس، هیام، راضیه، نیلوفر، نیایش، مهرزاد، مریم کلاغ‌پر، الانور، زی‌زی‌گولو، بلوئیش، سرهنگ، ماری‌جوانا، یوزی، نجمه، میس‌هیس، فانتالیزا، شیمیست خط‌خطی، خاتون، معصوم، ندا، آدن، یکتا، نگین، خانم الف، مطهره۲ و...)

قالب‌ها و هدرهای فصل دوم: [نمونۀ اول]، [نمونۀ دوم]، [نمونۀ سوم]، [نمونۀ چهارم]، [نمونۀ پنجم]، [نمونۀ ششم]


فصل سوم

نام وبلاگ: شباهنگ

آدرس وبلاگ: nebula.blog.ir

چرا؟ چون کماکان به آسمون و ستاره‌ها علاقه داشتم. به ابر عظیمی از غبار، گاز و پلاسما در فضاهای میان‌ستاره‌ای، nebula یا سحابی گفته می‌شود؛ سحابی‌ها محل تولد ستاره‌ها هستند و شباهنگ یا شِعرای یمانی درخشان‌ترین ستارهٔ آسمان شب و از نزدیک‌ترین ستاره‌ها به زمین است و کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده می‌شود. همچنین شباهنگ یا مرغِ حق یکی از کوچک‌ترین انواع جغد است این پرنده تمام شب را بی‌حرکت و ساکت روی شاخه‌ها می‌نشیند و هر از گاهی با صدایی لرزان، سکوت شب را می‌شکند. صدای این پرنده طوری است که بعضی از مردم فکر می‌کنند «حق، حق» می‌گوید. شباهنگ نوعی جغد است و جغد، نام دیگر من بود. 

این فصل، خاطرات دوران ارشد و خوابگاه را شامل می‌شود و از ویژگی‌های شاخص آن می‌توان به پست‌های طویل، چندموضوعی، برچسب‌دار با عکس‌های فراوان و اغلب با محتوا و عناوینی عاشقانه و شاعرانه اشاره کرد. «مراد» یکی از کاراکترهای اصلی این فصل بود.

آغاز فصل: شهریور ۹۴ (آغاز دورۀ ارشد)

پایان فصل: خرداد ۹۸

تعداد پست‌های فصل سوم: ۱۰۸۵ پست طی ۳ سال و ۹ ماه

خوانندگان این فصل: فرشته، رویا، هیده، دوانویس، دارک ام‌اچ، ملکه‌بانو، شهرزاد، الی، معلوم‌الحال، واران، محمدعلی، صبا مهدوی، نسرین، بنفشه، مارچلو، شن‌های ساحل، رضا صبری، پری دریایی، آرزو، فاطمه به‌هرحال، سه‌نقطه الهه، من ستیرا، سینگ، سعید، جودی، مهین، خورشید، پلک شیشه‌ای، آن‌شرلی، سیتکا، خانم الف، محبوبه، مستر نیما، مهدی رنجبر، تسنیم، زینب، فاطمه ح، نفر اول، آشنای بی‌نشان، نُوا، لوسی می، مصطفی فتاحی، مهتاب، حامد سپهر، همدم ماه، هوپ، حمید، بی‌نام، ونوشه، ملیکا، مهسا م، بانوچه، مریم کلاغ‌پر، چارلی، مضراب، نجمه، خانوم کوچیک، گمشده، مهرداد، فرزاد، سمیه، سرباز روز نهم، مهربانو، مطهره۲، مهدیه، خودم، دینا م، نیلوفر، نَوا، فصیح، مریم، ابوالفضل، بیست‌ودو، شهاب‌الدین، مستور، گندم‌بانو، قیمت لوستر، هالی هیمنه، شیدا مرجان، مهندس خانوم، نیلگون، غزل آزادی، هانیه، جان کتینگ، سیمولاتور، بهاره۶، اسی، احسان طاق فیروزه، زری الیزابت، آدن، سنور، حریربانو، آسوکا، حورا رضایی، وحید، تک مدی، morealess، سارا مرهم رنج‌ها، نرگس، جانان، شیمیست خط‌خطی، ماری، آسیه، مرتضا فیش‌نگار، سارینا الهه ماه، کژال، لنی، المیرا، لافکادیو، پریسا پر بنفش، دلسوختگان، دست‌ها، کروکدیل‌بانو، سامان فلاح، احمدرضا، احسان نوشته‌های خیس، جولیک، یک مرد، امید۲، سایه، گلاویژ، آرزو بندرعباس، آزاد، دکترسین، فرناز، الهام، محسن رحمانی، برکه، راحیل، 4:)!، پرفیوم، حسنا، میلیونر، ماسک، قله، گل نرگس، زی‌زی‌گولو، رگ‌ها فاطمه، حمیدرضا، حورا، من مبهم، سها ج، صبا، حمید آبان، Gemma، کلمنتاین، صالحه، مهدی یک پسر، پرچنه، دیوانه، بوبک، سروش، مگهان، زهرا انصاری، آرزوهای نجیب، حیران، دختر بی‌بی، الانور، عاشق بارون، خانم ف، نیمچه مهندس، قاسم صفایی‌نژاد، یک بنده خدا، راسپینا، حلزون حامد، خانم فاف، Phobos98، محمد، عامر، فینگیل‌بانو، لونا، شایا قاف، نیایش، Avonlea، دکتر یونس، راحنا، میم میم، ستوده، محدثه، راضیه، پویا، فیلوسوفیا و...

همچنین سهیلا، رامین، مه:دی، رامیار، مرتضی، علی‌اصغر، مهدی دورتموند، یکتا نیمه‌سیب سقراطی، میس هیس، فاطمه خودکار بیک، اِلنا بانو، سرباز جامانده، خاتون حس هفتم، آرزو یک فنجان چای در بعدازظهر، بی‌نشان حَضرَت آب، اسقف اعظم، نگین در آغوش آسمان رازیست، مهرجان یک معلم، چیکا روزمرگی‌های دو گریفندوری، روانی خوشبخت، سعید اصلانی، یلدا شیرازی، دختری از دیار فرزانگان، یکی دیگر، آقای سه نقطه، محمد عباسی، ناسوت، سپیده بوقیلیسم، سیما بانو مأمن خیال، الهه خانۀ عنکبوتی، مبهم‌الملوک، توکا، امیرفرهاد، زینب خآنوم بنفش، حنا عطر سنبل عطر کاج، اذی، آنالیز، میرزاده خاتون، مدادرنگی، رنگو، فطرس، کوالای پیر، ماتادور، مریم گلی، دکتر میم، غمی، هولدن کالفیلد، حاج مهدی روز از نو، آقای بنفش، شاهزاده شب، یاسمین پرندۀ سفید، مسعود دفترچه گمنام، مترسک، یک آشنا، پریسا حبهٔ انگور، سرهنگ پرسپکتیو، آلبرت کبیر، موشک، پرتقال دیوانه، بهاره روان‌نویس، مهرزاد استامینوفن، خورشید خورشیدی، میماجیل، لیدی، عمو، قلم بانو، تراوشات ذهن یک بیست‌وچندساله، ف ن معبر، خانم توت‌فرنگی و آقای گلابی، شهروند هزارۀ سوم، اسپریچو، جلبک خاتون، محدثه دلخوشی‌های یک شهریوری، ملکۀ شیشه‌ای، نگین معنای زندگی، منِ ناشناس، آرام، شرف دست همین بس که نوشتن با اوست، حصین، خانوم خونه، فاطمه بیداردل، گوشۀ دنج، شاهین خانواده یار، مریمی پلاک یک، راضیه دریاهنگ، ندآ این روزهای من، آوا کافۀ خیابان هفتم، محمدحسین خط‌خطی‌های یک شاعر تنها، جغد آبی، المی چراغ موشی، منطقۀ آزاد من، یک سرخ‌پوست، سحر وقت قهوه، محمدرضا عاشوری، لانه‌زنبوری، آرام به سادگی، مریم رنسانس، مهرناز ج، فاطمه غلامی، رضا امپراطور خواب‌ها، وایسیورسا علی ترین، میس بل، مهردخت، معمار، نآمرئی، نگآره‌های بـهارنـآرنجی، زهرا یادگاری که در این گنبد دوّار بماند، لیموجیم، خورشید همچنان می‌دمد، آشنای غریب، هوهوشناس، فاطمه یعقوبی، مرتضی خیری، هلما سکوت من صدای تو، فروزان، افکاری بر وزن سکوت، هانس شنیر، حلوای بانمک، شادکه بیداری رویاها، نرگس مست، مجمع‌ ماه‌زدگان، انباری طبقه بالا، رادیو فانتوم، دیو دلبر، باروک، گل نگآر، گلآب، مجال، رفیعه رجعتی، علی آقا ترنم باران، لایت هوس، هلیا استاد، مصطفا موسوی دلستون، سـارا اَنار دارد، این روزها، دچار سکوت مطلق، کیک کشمشى‌ات را قورت بده، هانیه خدا عشق من، بی‌هوای تو مرا نَفَسی نیست، بی‌نام، خانم دکتر صورتی، بیولوژَک، کبوتر خاتون، زلال، خاکستری، امواج وحشی، فاطمه ع، آق خورشید جان، دامن گلدار اسپی، آبلوموف، سیلاک، مرد مفرد، روگا، میم حا، نلیسا، جناب منزوی، خورشید شب، دائما یکسان نباشد حال دوران 1900، فاطمه بلاگی از آن خود، تودلیجات، میس تیچر، پرواز هدس، الهه سوداد، سمیرا شیری، پیک‌شعر، بفرما شعر، انسانم آرزوست و Faella و Sophist و Solange و SifTal و TWENTY و Paradox و Mein Hölle و Lost In Daydreaming و Violet life و Halfway to The Stars و Until The Last Moment و Illusion of Transparency و Life wise خوانندگانی بودند که تا نیمۀ فصل سوم همراهی کردند.

هدرهای فصل سوم: [نمونۀ اول]، [نمونۀ دوم]، [نمونۀ سوم]، [نمونۀ چهارم]، [نمونۀ پنجم]، [نمونۀ ششم]، [نمونۀ هفتم]


***

و به قول نیکولا، «من از نالیدن و ژست افسردگی گرفتن و منتقل کردن انرژی منفی همیشه متنفر بوده‌ام. همۀ تلاشم را کردم و همۀ زورم را زدم که از بین اتفاق‌های خوب و بد شبانه‌روزم، بهترینش را برای نوشتن توی وبلاگم انتخاب کنم. چیزی که وقتی کسی می‌خواند لبخند بزند، یا لااقل اگر لبخند نمی‌زند یا توی فکر نمی‌رود یا چیزی بهش اضافه نمی‌شود غصه هم نخورد. که بعداً (حالا چه توی این دنیا چه آن دنیا) اگر خواستند بیخ گلویم را بگیرند که چرا برق را تو اختراع نکردی و چرا کوچکترین تغییری توی وضعیت مردم دنیا ندادی، بتوانم از خودم دفاع کنم و بگویم که حداقل لبخند روی لب یکی دو نفر نشانده‌ام.»